مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود منابع دانشگاهی : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع : بررسی نقاط ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

همچنین تحلیل یافته بر اساس مقایسه میانگین نمره استادان با دانشجویان در مورد ضعف‌های تدریس مشارکتی نشان داد که دانشجویان نگرش منفی‌تری نسبت به استادان در رابطه با روش تدریس مشارکتی داشته‌اند و ضعف‌های این شیوه را بیشتر از قوت‌های آن دانسته‌اند. دانشجویان بر افزایش حجم مطالب برای امتحان و ارزشیابی تاکید داشته و حال آنکه استادان بر عدم تناسب میزان تکالیف با تعداد واحد درسی به خاطر ناهماهنگی استادان تاکید داشتند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

یافته‌های این سوال پژوهش با یافته‌های (کارلس، ۲۰۱۱) در رابطه با نگرش مثبت مدرسان در باره تدریس مشارکتی همسویی دارد. به این صورت که کارلس نیز در تحقیق خود و در بررسی نظرات مدرسان که با بهره گرفتن از ۳ روش مصاحبه، پرسشنامه و مشاهده انجام شده بود به این نتیجه دست یافت که مدرسان نگرش مثبتی به روش تدریس مشارکتی دارند وآن را باعث رشد حرفه‌ای مدرسان و گسترش ارتباطات میان آنها می‌دانند. همچنین یافته‌های این پژوهش با نتایج پژوهش ساند هولتز نیز همسویی دارد. ساند هولتز (۲۰۰۰) نیز در پژوهش خود به نگرش مثبت مدرسان نسبت به تدریس مشارکتی دست یافت که مدرسان روش تدریس مشارکتی را عنصری خلاق معرفی کردند که باعث رشد حرفه‌ای مدرسان و فراگیران می‌شود.
سوال چهارم پژوهش: آیا بین دید گاه استادن و دانشجویان با توجه به ویزگی‌های جمعیت‌شناختی تفاوت وجود دارد؟
ابتدا لازم است ویزگی‌های جمعیت‌شناختی که مورد بررسی قرا رگرفت بیان شود. در این پژوهش استادن با توجه به ویژگی‌های گروه آموزشی، مرتبه علمی، سنوات خدمت مورد برسی قرار گرفتند. و دانشجویان نیز با توجه به ویژگی‌های گروه اموزشی، مقطع تحصیلی و تعداد دروسی که به صورت مشارکتی گذرانده‌اند مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌های تحقیق در پاسخ به سوال ۴ نشان داد که بین دید گاه دانشجویان گروه علوم پایه و علوم انسانی در باره نقاط قوت و ضعف تدریس مشارکتی تفاوت معنادار نبوده است. همچنین بین دانشجویان بر حسب تعداد دروس گذرانده شده نیز تفاوت معناداری وجود نداشته است.
اما بین دانشجویان بر حسب مقطع تحصیلی (ارشد و دکتری) در خصوص نقاط قوت تدریس مشارکتی تفاوت معنادار بوده است و دانشجویان مقطع دکتری نگرش مثبت‌تری نسبت به روش تدریس مشارکتی داشته‌اند. در تفسیر این نتیجه می‌توان بیان کرد که دانشجویان مقطع دکتری به دلیل ویژگی‌های تحصیلی و تجربه‌ای که احتمالا در این زمینه داشته‌اند و همچنین نیازی که به لحاظ موقعیت تحصیلی به نقادی دید گاه های مختلف در زمینه رشته‌های تخصصی دارند روش تدریس مشارکتی را روش سودمندی برای دستیابی به این هدف دانسته‌اند.
در ادامه پاسخ به این سوال باید گفت نتایج همچنین نشان داده که بین دید گاه دانشجویان بر اساس ۳ ویژگی جمعیت‌شناختی (مقطع تحصیلی، گروه آموزشی و تعداد دروس گذرانده شده به شیوه مشارکتی) درباره ضعف‌های تدریس مشارکتی تفاوت معناداری مشاهده نشده و دید گاه های دانشجویان درباره ضعف‌های تدریس مشارکتی نزدیک بهم بوده است. می‌توان گفت اکثر دانشجویان عدم هماهنگی میان استادان در ارائه دروس، طراحی و ارزشیابی و همچنین افزایش حجم مطالب برای امتحان را از ضعف‌های عمده این شیوه تدریس بیان کردند.
در تحلیل قسمت دوم سوال (آبا بین دید گاه استادان بر اساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی سنوات خدمت، مرتبه علمی و گروه اموزشی درباره قوت‌ها و ضعف‌های تدریس مشارکتی تفاوت وجود دارد؟) نتایج نشان داد که بین دید گاه استادان با توجه به ویژگی سنوات خدمت درباره قوت‌های تدریس مشارکتی تفاوت معناداری و جود دارد. به این صورت که با افزایش سابقه خدمت استادان، آنها نگرش مثبت‌تری نسبت به تدریس مشارکتی داشته‌اند. این نتیجه را می‌توان اینگونه تحلیل کرد که استادان با افزایش سابقه خدمت تعاملات خود با دیگر همکاران را گسترش می‌دهند و در این تعاملات با ویژگی‌های علمی و تجارب کاری و همچنین ویژگی‌های شخصیتی آنها آگاه می‌شوند و راحت‌تر می‌توانند با همکاران خود در انجام کارها به صورت گروهی و مشارکتی سهیم شوند.
بین دیدگاه استادان بر اساس ویژگی مرتبه علمی و گروه اموزشی در باره نقاط قوت تدریس مشارکتی تفاوت معناداری مشاهده نشده و این نتیجه گرفته می‌شود که مرتبه علمی استادان و گروه آموزشی تأثیری در عقاید متفاوت آنها نسبت به قوت‌های تدریس مشارکتی ایجاد نکرده است. اما بین دید گاه استادان با توجه به ویژگی‌های سنوات خدمت، مرتبه علمی و گروه اموزشی در خصوص ضعف‌های تدریس مشارکتی تفاوت وجود دارد. مقایسه زوجی اختلاف میانگین ضعف‌های تدریس مشارکتی بر حسب سنوات خدمت نشان داده است که استادان با سابقه خدمت ۵-۱ سال ضعف‌های تدریس مشارکتی را بشتر از استادان با سابقه خدمت ۱۰-۵ سال و ۲۰ به بالا ارزیابی کردند.
بر اساس ویژگی مرتبه علمی استادان نیز استادانی که دارای مرتبه علمی دانشیار بودند نگرش منفی‌تری نسبت به تدریس مشارکتی داشته‌اند. در ضمن استادان گروه اموزشی انسانی نیز نگرش منفی‌تری نسبت به تدریس مشارکتی داشته‌اند. همچنین استادانی که تمایل به روش تدریس مشارکتی داشتند بیشترین نگرش مثبت را به این شیوه تدریس داشته‌اند.
سوال پنجم پژوهش: الزامات مورد توجه استادان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای بهبود روش تدریس مشارکتی چیست؟
در تجزیه و تحلیل داده‌ها در مورد این سوال نیز پاسخ‌های دانشجویان به تفکیک گروه اموزشی علوم پایه و علوم انسانی مورد تحلیل قرار گرفت. هر دو گروه از دانشجویان (علوم پایه و علوم انسانی) و همچنین اعضاء هیات علمی اولین الزام تدریس مشارکتی را” نشست مشترک دو استاد قبل ازآغاز ترم در رابطه با تعیین سرفصل، منابع، تکالیف دانشجویان و شیوه‌های ارزشیابی” بیان کردند. این مطلب نشان می‌دهد که هماهنگی و همفکری لازمه انجام موفقیت آمیز هر کار گروهی و تیمی است. و هماهنگی بین دو استاد در تمام مراحل تدریس باید وجود داشته یاشد. عدم هماهنگی میان اعضاء تیم تدریس هم برای دانشجویان و هم برای استادان خسته‌کننده ملال‌آور است. دومین الزام دانشجویان گروه علوم پایه ” مشارکت استادان در ارائه یک درس بر اساس معیار تخصص داشتن در آن درس” بوده است. نکته جالب توجه در این است که در رشته‌های علوم پایه که دانش مرزبندی مشخصی دارد بیشتر داننشجویان خواستار این مطلب هستند که در ارائه دروس به صورت مشارکتی میان استادان به معیارتخصص داشتن استادان توجه شود تا آنها در موضوعات و مباحثی که تدریس می‌کنند کاملاً تخصص داشته باشند و دانشجویان بتوانند مطالب را از حیطه‌های کاملاً تخصصی دریافت کنند و به فهم عمیق در موضوعات دست یابند.
دومین الزام مورد توجه دانشجویان گروه علوم انسانی” ضرورت داشتن انتظار منطقی در تعیین تکلیف برای دانشجویان با توجه به تعداد واحد درس"بوده است. دانشجویان علوم انسانی در بیان الزام دوم به این نکته توجه کردند که رشته‌های علوم انسانی در مقایسه با علوم پایه درهم تنیدگی قابل توجهی دارندو برای استادان این امکان وجود دارد که موضوعات را از دیدگاه خود و انهم به صورت گسترده مورد بحث و بررسی قرار دهند و به تناسب مطالب بیان شده از دانشجویان انتظار تکالیف زیاد را داشته باشند. گاها اتفاق می‌افتد که تکالیف تعیین شده برای داانشجویان بیشتر از تعداد واحد درسی می‌شود و در اینجا لازم می‌اید که استادان در تعیین تکالیف به دانشجویان هماهنگ‌تر باشند تا تکالیف فراتر ازمیزان واحد درسی و توانایی و زمان دانشجویان نشود.
اعضاء هیات علمی دومین الزام تدریس به شیوه مشارکتی را هم مانند دانشجویان گروه علوم انسانی ” ضرورت داشتن انتظار منطقی در تعیین تکلیف برای دانشجویان با توجه به تعداد واحد درس” بیان کردند. استادان نیز انتظار انجام تکالیف با کیفیت و در حد مطلوب را از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دارند و بر این نکته واقف هستند که اگر در تعیین تکالیف برای دانشجویان به توانایی و زمان مورد نیاز و همچنین میزان انتظار واحد درسی برای انجام تکالیف توجه نکنند شاهد انجام تکالیف بی‌کیفیت و نامطلوب و صرفا کاری در حد رفع تکلیف خواهند بود و انجام چنین تکالیفی از طرف دانشجویان برای استادان بسیار نا مطلوب و ناپسند به شمار می‌آید. در بحث کلی ۳ الزام مهمی که استادان ودانشجویان تحصیلات تکمیلی برا ی روش تدریس مشارکتی بیان کردند عبارتند از: ۱- نشست مشترک دو استاد قبل ازآغاز ترم در رابطه با تعیین سرفصل، منابع، تکالیف دانشجویان و شیوه‌های ارزشیابی ۲- مشارکت استادان در ارائه یک درس بر اساس معیار تخصص داشتن در آن درس و
۳- ضرورت داشتن انتظار منطقی در تعیین تکلیف برای دانشجویان با توجه به تعداد واحد درس.
۵-۱ نتیجه‌گیری کلی
در اولین بحث کلی از مجموع یافته‌ها ی دو سوال اول و دوم پژوهش می‌توان به وضوح بیان کرد که استادان در بیان ضعفها و قوت‌ها ی تدریس مشارکتی وضعیت دانشجویان را مورد توجه قرار داده‌اند. مثلا در بیان قوت‌ها علاوه بر رشد علمی و شخصیتی خودو همکاران، دانشجویان را نیز مورد توجه قرار دادند. این نکته می‌تواند حکایت از این داشته باشد که استادان از میزان تاثیر گذاری سبک‌ها ی تدریس و برخورد‌ها ی خود بر دانشجویان آگاه هستند. همچنین در بحث ازضعف‌ها آنچه که باعث نارضایتی و ناراحتی دانشجویان می‌شود را به عنوان یک ضعف بیان کردند‌ به طور مثال اضطراب فکری دانشجویان که ناشی از سبک‌های متفاوت ارزشیابی است را ضعف دانسته‌اند و این نشان دهنده این است که استادان در ارزیابی روش‌ها ی تدریس به رضایت دانشجو و انچه باعث رشد او می‌شود توجه دارند.
دومین نتیجه کلی این است که نتایج حاصل از این پژوهش بر این نکته تاکید دارد که در هر برنامه‌ای و روشی از تدریس، برنامه‌ریزی و هماهنگی نقش کلیدی دارد. تدریس مشارکتی نیز در کشور ما روش تدریس جدیدی می‌باشد که به رغم مزیت‌های فراوانی که دارد با چالش‌هایی نیز مواجه می‌باشد که البته این چالش‌ها فی نفسه و ذاتی روش تدریس مشارکتی نیست و مربوط به مدیریت ضعیف و ناکارامد هم در سطح سازمانی و هم در سطح اجرایی است که در بعضی موارد اجرای درست و اصولی این شیوه تدریس را با مشکل و نارضایتی مواجه می‌کند. مثلا ناهماهنگی میان اساتید در برنامه ریزی، در حین تدریس و مراحل پس از اتمام دوره و ارزشیابی، ناشی از مدیریت ضعیف فعالیت‌ها ومراحل کار در بین اساتید است. یا زمان بر بودن این شیوه که به عنوان چالشی از سوی اساتید مطرح شده، لازمه هر طرح و برنامه اصولی و درست است که با اختصاص وقت و زمان کافی، اجرای صحیح و اصولی هر برنامه و طرحی تضمین می‌شود و از چالش‌ها و مسائلی بعدی که در حین طرح بروز می‌کند جلوگیری می‌کند.
۵-۲ محدودیت‌های پژوهش
۱- از ۱۸۰ پرسشنامه توزیع شده بین دانشجویان، تعداد ۱۶۰ پرسشنامه بازگشت داده شد و از بین ۸۵ نفر از استادان که لازم بود با پژوهشگر همکاری کنند فقط تعداد ۶۵ نفر با پژوهشگر همکاری کرده و پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند.
پژوهشی مشابه این پژوهش و با این موضوع در ایران انجام نشده بود. از میان پژوهش‌های انجام شده در خارج نیز عنوان هیچکدام از پژوهش‌ها مشابه پژوهش حاضر نبود و بین پژوهش‌ها فقط ارتباط موضوعی برقرار بود.
کمبود منابع نطری مرتبط با موضوع باعث شد تا فرایند انجام پژوهش هم در مرحله نگارش فصل دوم تحقیق و هم در مرحله تدوین پرسشنامه روند بسیار کندی داشته باشد.
۵-۳ پیشنهادات کاربردی
۱-به منظور افزایش کارایی تدریس به شیوه مشارکتی، استادان قبل از شروع ترم با هم ملاقات کرده و در مورد موضوعاتی که قرار است تدریس شود با هم بحث و گفتگو کنند.
۲- استادان در ارائه تکالیف به دانشجویان به توانایی‌ها و خواسته‌های و حتی مقطع تحصیلی دانشجویان توجه کنند تا کیفیت کار دانشجویان پایین نیاید.
۳- استادان در جلسه اول ترم با همدیگر در کلاس حاضر شوند و دانشجویان را در مورد برنامه‌های خود و شیوه‌های ارزشیابی و چگونگی هماهنگی خود با همدیگر آگاه کنند.
۴- میزان مطالب امتحانی که استادان برای دانشجویان تعیین می‌کنند متناسب با تعداد واحد درسی باشد.
۵- چون در روش تدریس مشارکتی امکان ارائه مطالب با حجم زیاد به واسطه دو استاد افزایش می‌یابد زمان لازم را برای اینکه دانشجویان هم در ارزشیابیهای کلاسی موفق باشند و در انجام تکالیف در نظر بگیرند.
۶- استادان موضوعاتی را که در آن تخصص دارند و کارهای علمی و تحقیقاتی در آن زمینه انجام دادند به عهده بگیرند تا دانشجویان با موضوعات به صورت عمیق و تخصصی آشنا شوند.
۷- اعضاء تیم تدریس باید نسبت به موضوعات مورد تدریس خود و همچنین تشکیل جلسات برای ملاقات‌ها و انجام هماهنگی‌ها با هم به وظایف خود متعهد و پاسخگو باشند.
۸- گروه‌های آموزشی دانشگاهها، آموزش گروهی را در دستور کار قرار داده و بر حسن اجرای آن مدیریت کنند.
۹- در کارگاههای آموزشی روش تدریس برای استادان، مزایا و چالش‌های این روش بیان و آنان ترغیب شوند که تدریس مشارکتی دروس را پذیرفته و اجرا کنند.
۱۰- با اتخاذ راهبردهای مناسب توجه دانشجویان نسبت به تدریس مشارکتی استادان معطوف و توجیه شوند که این روش می‌تواند دانش تخصصی آنان را افزایش دهد.
۵-۴ پیشنهاد‌هایی جهت پژوهش‌های آتی
۱- بررسی امکان سنجی اجرای روش تدریس مشارکتی در مقطع کارشناسی.
۲- بررسی راهکارهای افزایش اثرقسمتی و کارایی تدریس به شیوه تدریس مشارکتی در دانشگاهها.
۳-بررسی عوامل مؤثر بر ایجاد ضعف‌های روش تدریس مشارکتی در دانشگاهها.
پیوست ۱
استاد ارجمند؛
این پرسشنامه مربوط به پژوهشی است که به «بررسی نقاط قوت و ضعف تدریس مشارکتی دردوره‌های تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان» می‌پردازد و در پی دریافت نظرات استادانی است که سابقه‌ی تدریس به صورت مشارکتی داشته‌ یا دارند. از آنجا که تجربیات و دیدگاه‌های شما استاد گرانقدر در گردآوری داده‌های این پژوهش حایز اهمیت است؛ لذا خواهشمند است دقایقی از وقت گرانبهای خود را به پاسخگویی به این پرسشنامه اختصاص دهید. لازم به ذکر است در صورت تمایل نتایج تحقیق به استحضار جنابعالی خواهد رسید.
گروه آموزشی: علوم پایه۱ علوم انسانی۱
مرتبه علمی: استاد۱ دانشیار۱ استادیار۱
سنوات خدمت: ۵-۱ سال۱ ۱۰- ۶ سال۱ ۱۵- ۱۱ سال۱ ۲۰-۱۶سال ۱
۲۰ سال به بالا۱
بیشتر به کدام شیوه تدریس تمایل دارید؟ تدریس انفرادی۱ تدریس مشارکتی۱ هردو۱
با سپاس از همکاری صمیمانه شما

ردیف تا چه حد با گویه‌های زیر به عنوان مزایای تدریس مشارکتی موافقید؟ بسیار موافقم موافقم تا حدودی مخالفم
نظر دهید »
دانلود پایان نامه با فرمت word : نگارش پایان نامه درباره :زمینه و پیامدهای فعالیت حزب ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

جدیدیها، نهضت (جدیدیه )، جنبش اصلاح طلبی فرهنگی ـ آموزشی و سیاسی در مناطق مسلمان نشین روسیهی تزاری، شامل تاتارستان، آسیای مرکزی و قفقاز. تا اواخر قرن نوزدهم، مکتب ها، یعنی مدارس ابتدایی، در جهان اسلام و از آن جمله در مناطق مسلمان نشین روسیه عهدهدار مرحلهی نخست امر تعلیم و تربیت بودند و در آن ها خواندن و نوشتن، روخوانی قرآن، از برخوانی برخی سوره ها و مقدمات علوم دینی تدریس می شد.[۷۷]
در برابر شیوهی سنّتی آموزش، که «اصول قدیم » نامیده می شود روشنفکران نوجو و غربگرای مسلمان روسیه، که شیوهی مذکور را پاسخگوی نیازهای جوامع رو به تحول خود نمی دانستند، از شیوهی دیگری به نام «اصول جدید»، که برگرفته از نظام آموزش و پرورش غربی بود، هواداری می کردند. هواداران شیوهی اخیر را «جدیدچی »، «جدیدیست »، «جدید» و این شیوه را «جدیدچی لیک »، «جدیدیسم » یا «جدیدیه » می نامند. چنانکه در آسیای مرکزی آنان خود را «ترقی خواهان »، «ترقی پروران » و «اصلاحاتچیان ». پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه هم، به مناسبت فعالیت های سیاسی، «جوان بخارائیان » (بخاراییان جوان ) و «حریت طلبان » و «انقلابچیان » نامیده می شدند.[۷۸] اما این جنبش، ریشه در ادوار پیش از پیدا شدن این نام ها داشت و اصلاحات آموزشی، مرحلهی آغاز جنبشی بود که بعدها دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شایان توجهی شد.
استیلای دولت روسیه بر سرزمین های مسلمان نشین با تصرف خان نشین قازان، از بقایای دولت اردوی زرین در اواسط سدهی دهم / شانزدهم آغاز شد و از آن پس در جهت مسیر رود ولگا به سوی خزر و اورال توسعه یافت. در اواخر قرن هجدهم، کریمه و در پی آن بخش اعظم قفقاز در نیمهی اول قرن نوزدهم و آسیای مرکزی ــ مشتمل بر اراضی جمهوری های امروزی ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان ــ از نیمهی دوم قرن نوزدهم، به تدریج به تصرف دولت مذکور در آمدند. همچنان که استیلای روسیه بر سرزمین های مذکور از غرب به سوی شرق گسترش یافت، زمینهی پیدایش جدیدیها نیز نخست در غرب فراهم آمد و سپس به شرق راه یافت. تاتارهای حوضهی ولگا، که شهر قازان مرکزشان بود، از نظر اقتصادی و فرهنگی پیشرفته تر از مسلمانان مناطق دیگر روسیه بودند و همین، زمینه ساز پیشاهنگی ایشان در جریان تجددخواهی بود. تاتارهای کریمه که از زمان تسلط روسیه در ۱۱۹۷/۱۷۸۳ بر آنجا، تحت انواع فشارهای استیلاگرانه قرار داشتند، در طی حدود یک سده بیش از یک میلیون نفر از آنان وادار به مهاجرت به عثمانی شده بودند و بسیاری از مساجد و مدارسشان تخریب شده بود و جریان روسی و مسیحی کردن در آنجا هم اعمال می شد. فشارهای مورد بحث خواه ناخواه واکنش هایی را نیز در جامعهی تاتارهای کریمه در پی داشت.[۷۹]
ترویج آموزش و پرورش جدید در شهری چون قازان، که دژ مقاومت تاتارهای مسلمان در برابر جریان مسیحی و روسی شدنشان به شمار می رفت، از جلوه های واکنش آنان در دفاع از هویت دینی و قومیشان بود.[۸۰] یک نهضت فکری در قازان شکل گرفت که از لزوم نگرشی نو به زندگی و «عصری » شدن برای رهایی از قیمومت جانبداری میکرد. عبدالناصر کورساوی، از علمای نواندیش تاتار، آغازگر اصلی این نهضت بود. وی در کتاب خود، الارشادللعباد، که به عربی نوشته شده است، با دفاع از آزادی اندیشه به نقد دنباله روی از گذشتگان پرداخت و از لزوم باز بودن باب اجتهاد دفاع می کرد. شهاب الدین مرجانی[۸۱] عالم کلامی و مورخ، معلم مدرسهی تربیت معلم روس ـ تاتار و گیمنازیومِ (دبیرستان ) قازان (گشوده شده در ۱۱۷۱/۱۷۵۸) و مرتبط با استادان دانشگاه قازان (گشوده شده در ۱۲۱۹/۱۸۰۴)، دوام بخش راه کورساوی به شمار می رفت. وی، ضمن تقویت شعور تاریخی در تاتارها، با آثار تاریخی خود، نظریات خویش را در بارهی تعلیم و تربیت در مدرسهای که در قازان تأسیس کرد، اعمال می نمود.[۸۲] جریان اصلاحگری دینی رواج یافته در پرتو تلاش های آنان، نسل جوان را به ضرورت اجرای «اصول جدید» برای اصلاح مدارس متقاعد کرد. گاسپرینسکی، بنیانگذار اصلی جدیدیها، از خدمات و آثار مرجانی بارها در ترجمان تقدیر کرده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نهضت جدیدیها در آسیای مرکزی؛ در حالی که جنبش جدیدیها در قازان و کریمه و قفقاز، که از نظر صنعتی و تجارت و شهرنشینی از پیشرفت نسبی برخوردار بودند، زمینهی مساعدی برای توسعه یافت، آسیای مرکزی، که از نظر اقتصادی عقب مانده تر از مناطق مذکور بود، تا مدت ها به این جنبش بی اعتنا ماند. از نخستین دهه های قرن چهاردهم (سال های پایانی واپسین دههی قرن نوزدهم و از نخستین سال های قرن بیستم )، با وجود مقاومت سنّت گرایان مورد حمایت امیران، جنبش جدیدیها، اگرچه به صورت محدود، در آسیای مرکزی رو به توسعه نهاد. در آسیای مرکزی رهبران مهم جدیدیها عبارت بودند از: احمد دانش، محمود خواجه بهبودی، عبدالرئوف فطرت، منوّر قاری.[۸۳]
در دهه های پایانی قرن نوزدهم، در آسیای مرکزی هم، مانند تاتارستان و قفقاز، سه نوع مدرسه وجود داشت: مدارس روسی یا رسمی که مجری سیاست دولت در جهت روسی گردانی بودند، نخستین مدرسه از این نوع در ۱۲۸۷/۱۸۷۰ در سمرقند تأسیس گردید و فقط شمار کمی از کودکان طبقات بالای جوامع مسلمان به این مدارس جذب شدند؛ مدارس سنّتی مستقل، که شمارشان بسیار زیاد بود و مدارس دو زبانه، که نخستین بار در دههی ۱۸۷۰ در منطقهی ولگا و سپس در مناطق تاتارنشین دیگر و نیز در قفقاز گشایش یافتند و مدارس روس ـ تاتار نامیده می شدند، و در آسیای مرکزی به مدارس روس ـ محلی معروف شدند. در چنین مدارسی تعلیم و تربیت روسی و سنّتی مسلمانان توأم بود. نخستین مدرسه از این نوع در صفر ۱۳۰۲/ دسامبر ۱۸۸۴ در تاشکند گشوده شد.[۸۴]
نخستین بنیانگذاران مدارس اصول جدیدی در آسیای مرکزی، تاتارهای مهاجر بودند. در واپسین دههی قرن نوزدهم، مدارس جدیدی در خوقند، اندیجان، سمرقند، تاشکند، قرقیزستان توسط رهبران نهضت از جمله گاسپرینسکی و منور قاری تأسیس شدند. [۸۵] اگرچه مقامات روسی در آسیای مرکزی، مدارس جدید را، که مروج آزادی و پان ترکیسم به شمار می آمدند، به چشم دشمن روسیه می نگریستند و از تعلیم و تربیت سنّتی مدافع ارزش های محافظه کارانه جانبداری می کردند، اما مسأله در آن زمان در بخارا صورت دیگری داشت. مقامات روسی، چون علمای بخارا را متحجر افراطی می انگاشتند و هر اقدام و حرکت ضد روس را با همان برچسب محکوم می نمودند، بر آن بودند که مواضع افراطی آنان، مسلمانان را سرانجام بر ضدشان می شوراند و در نهایت به تضعیف حکومت امارت می انجامد. ازاین رو، در اوضاع خاص بخارا نه تنها با پیشرفت و توسعهی تعلیم و تربیت جدید مخالفتی نداشتند، بلکه حتی احتمالاً امیر را نیز تحت فشار قرار می دادند تا اجازهی تأسیس مدرسهی جدید را بدهد. در چنین اوضاعی، امیرعبدالاحد اجازهی تأسیس مدرسهی اصلاح شده را برای اتباع خود در شوال ۱۳۲۶/ اکتبر ۱۹۰۸ صادر کرد و مدرسه تأسیس گردید. در این مدرسه، به زبان فارسی تدریس می شد[۸۶]. اما جناحی از علمای محافظه کار به مخالفت جدّی با مدرسهی مذکور پرداختند و تعلیم و تربیت جدید را مغایر شرع قلمداد کردند، تا جایی که سرانجام دستور بستن مدرسه صادر شد.[۸۷]
در آسیای مرکزی، طبقهی علما و به طور کلی مدارس سنّتی، از خاستگاه های نخبگان جدیدی بودند. برای نمونه، محمود خواجه بهبودی، که پدر نهضت جدیدیهای ازبک به شمار می آید، مفتی بود. منوّر قاری، معروف به پدر جدیدان تاشکند نیز که شاید بتوان او را انتهای طیف محافظه کار جدیدیه به شمار آورد، اکثر همکاران نزدیک خود را از میان علما برگزیده بود. فطرت و عینی هم سال ها در مدارس قدیم تحصیل کرده بودند. سید احمد وصلی، با این که خود مدرّس مدارس سنّتی بود، اشعار فراوانی در هواداری از اصول جدید سروده است. این همه، حاکی از دشواری، بلکه ناممکن بودن ترسیم خط فاصلی قاطع بین علما و جدیدان است. بین علما همچنانکه اصول گرایان و قدیمی گرایان و متعصبان وجود داشتند، میانهروان و اصلاحگرایان نیز بودند. علمایی هم بودند که از گونهی دیگری از اصلاحات جانبداری می کردند، مانندِ عبدالقادر سیاح که از جهاتی با بسیاری از جدیدیها همانندیهایی داشت. ضمن ابراز خصومت با جدیدیها، برای اصلاح مدارس قدیمی پیشنهادهایی مطرح می ساخت.[۸۸]
با بسته شدن مدرسهی میرزاعبدالواحد منظم، بلوایی که به بسته شدن مدرسهی جدیدی میرزاعبدالواحد و فرار او از بخارا و مخفی شدن صدرالدین عینی انجامید،[۸۹] فعالان شرکت بخارای شریف و جمعی از معارف پروران بخارایی را بر آن داشت تا برای تعقیب مقاصد فرهنگی و سیاسی خود، به تشکیل یک جمعیت زیرزمینی همت گمارند. بدین ترتیب، «جمعیت تربیهی اطفال » در ذیقعدهی ۱۳۲۸/ دسامبر ۱۹۱۰ تشکیل گردید. تحت نفوذ این جمعیت، گروه های پراکندهی موجود نیز به تدریج متحد شدند. به زودی بین این جمعیت و جمعیت تعمیم معارف بخارا، که به همت مهاجران بخارایی در استانبول تشکیل شده بود، ارتباط برقرار شد. جمعیت اخیر ــ که شعبه هایی در بخارا و سمرقند داشت و در زمینهی تأسیس مدارس و تعمیم تعلیم و تربیت اصول جدیدی و انتشار مطبوعات و کتاب های درسی و ادبی و اخلاقی و اعزام دانشجویانی از بخارا و آسیای مرکزی به قفقاز، کریمه، قازان، روسیه و استانبول و یاری رسانی به آنان در جریان تحصیل کوشا بود ــ بنیانگذار شرکت بخارای شریف و نیز شعبهی علنی جمعیت تربیهی اطفال به شمار آمده است. علت وجودی جمعیت در نظامنامه اش، که در بر دارندهی وظایفی است، مستتر است. در حدود سه مورد از وظایف پنج گانهی مندرج در نظامنامه، دارای جنبهی فرهنگی است؛ بدین قرار:
۱) تعمیم تعلیم وتربیت ( جدید) بین مردم و به همین منظور، تأسیس مدارس و چاپخانه برای تهیهی کتاب. ۲) مبارزه با تحجر از طریق اصلاح مدارس قدیمی و روزآمدکردن اندیشه های مسلمانان. ۳) پایان دادن به دشمنی بین پیروان مذاهب و فرق مذهبی و رفع تعصب و تنگ نظری مقامات اهل سنّت در امارت.[۹۰]
جدیدیها ــ که اسلام را جوهری پیوند بخش میان اقوام و مذاهب می دانستند و پایبندی به اسلام را برای بهره وری از فضیلت های سازندهی آن لازم می شمردند ــ بر آن بودند که باید با در نظر داشتن واقعیت های کنونی به دستاوردهای دانش و فنّاوری پیشرفته در انطباق با توصیه های اولیهی اسلام دست یافت. جدیدیها احساس می کردند که مسلمانان دستخوش جهل و انحراف از دین شده اند؛ زیرا، به قول فطرت، مردم «از حقیقت اسلام خبر ندارند و کسی را که یک آیهی قرآن و یک حدیث پیغمبر را به فکر و تأمل درست خوانده باشد و به این ها بفهماند، ندارند.» به نظر وی، ترقی اسلام در گذشته به برکت سعی و غیرت مسلمانان بوده و تنزل امروزی آن « بی غیرتی » مسلمانان است. فطرت، در اغلب آثارش موضع مسلمانی ترقی خواه و معارف گستر را داشت و در کنار آن منظومهی بلند مولود شریف یا خود مرآت خیرالبشر را در ستایش حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله و سلم سرود.
پرهیز از تعصب و تنگ نظری از ویژگی های اخلاقی جدیدیها به شمار آمده است اما در نظر مخالفان آنان تمام تحصیل کردگان روسیه و استانبول و کسانی که زبان روسی می دانستند و آن هایی که روزنامه می خواندند یا کودکانشان را به مدارس جدید می فرستادند یا حتی کسانی که با این گونه افراد آمد و رفت می کردند، از جدیدیها به شمار می آمدند. بر اثر تحریکات آنان بود که فتوای «جدید کافر است » صادر شد و کار تعقیب و سرکوبی جدیدیها و هواداران آنان و به طور کلی روشنفکران ابعاد گسترده ای یافت.
بهطورکلی، به علت ساختار اقتصادی ـ اجتماعی آسیای مرکزی و دوام نفوذ ذهنیت قدیمی، نهضت جدیدیها در آن سامان، با وجود تلاش های روشنفکران، در مقایسه با قازان، کریمه و قفقاز از توسعهی فرهنگی کمتری برخوردار بوده است. چنانکه در آستانهی ۱۳۲۸/۱۹۱۰، در حالی که تعداد مدارس اصول جدیدی در سایر مناطق مسلمان نشین روسیه به پنج هزار باب رسیده بود، در آسیای مرکزی به یکصد باب نمی رسید. جدیدیهای آسیای مرکزی در روزنامه نگاری نیز فعال بودند. روزنامه برای جدیدیها جاذبهی خاصی داشت. آنان روزنامه را نشانهی پیشرفت و سرچشمهی روشنگری می دانستند[۹۱]
اگرچه صدرالدین عینی بر آن بود که «جمعیت تربیهی اطفال »، چندان جنبهی سیاسی نداشت و به هیچ وجه سازمان سیاسی به شمار نمی آمد، حکومت و کارگزاران تزاری، به این گونه فعالیت ها همچون تشکیلات انقلابی می نگریستند و اعضای آن را از مخالفان دولت به شمار می آوردند؛ اما دست کم دو مورد از وظایف مندرج در نظامنامهی جمعیت، حاکی از جنبهی سیاسی داشتن آن است. موارد مذکور به این قرار بود: ۱) مبارزه با فساد در دستگاه حکومت. ۲) شرکت فعال در جریان متحول کردن امارت بخارا به دولتی متجدد، در چنین اوضاعی، مبرمترین وظیفه عبارت خواهد بود از تغییر نظام مالی حکومت، در وهلهی اول با جدا کردن کامل خزانهی عمومی از خزانهی خصوصی فرمانروا.[۹۲] در عین حال، جمعیت با حکومت بخارا و اعمال ظالمانهی امیر، وزیر و حکام و رفتارهای انعطاف ناپذیر قدیمجی های افراطی، مبارزه و با برخی از احکام قضات و فتوای علما مخالفت می کرد و برای نجات مملکت از عقب ماندگی و وابستگی و سوق دادن آن به راه ترقی می کوشید در نتیجهی چنین فعالیت ها و مبارزاتی، اعضای جمعیت نه تنها در بخارا، بلکه در سراسر آسیای مرکزی از نفوذ سیاسی نسبی برخوردار شدند. جنبش جدیدیها در بخارا خیلی دیرتر از دیگر جنبش های اصلاح طلب روسیه شکل گرفت و تنها بخشی از آن ها موفق به سازماندهی خود به موازات انقلاب روسیه شد.[۹۳].
انقلاب های ۱۹۱۷ روسیه باعث شد دو گرایش میانه رو (معروف به پیرمردان ) و چپ، در نهضت جدیدیها شکل گیرد، درحالی که جناح میانه رو از اصلاحات محدودی چون آزادی های شهروندی، کاهش مالیات ها و جلوگیری از تحجر و تعصب دفاع می کرد. جناح چپ جدیدیها بر تحولات اساسی، به ویژه محدود کردن اقتدار امیر مستبد، پافشاری می نمود و خواستار اصلاحاتی چون اصلاحاتی بود که ترکان جوان در عثمانی اعمال کرده بودند. عناصر بسیار افراطی جدیدیها و سازمان مخفی در /۱۹۱۶ با چنین خواست هایی در حزب بخارائیان جوان گردهم آمدند. انقلاب فوریهی ۱۹۱۷، به حزب مذکور امکان فعالیت نیمه علنی و رشد و توسعه داد، چندان که، این حزب در ۱۹۱۷ در کاگان تأسیس شد و کائوشیک بر آن است که جدیدی های بخارا پس از انقلاب فوریه خود را بخارائیان جوان نامیدند.[۹۴]
انقلاب فوریهی ۱۹۱۷، جدیدیهای سراسر مناطق مسلمان نشین روسیه از جمله جدیدی-های آسیای مرکزی را ــ که فعالیتشان تا آن تاریخ غالباً جنبهی فرهنگی و آموزشی داشت ــ به مبارزهی سیاسی کشاند. در پی آن در بخارا، ایلچی خانهی روس و دولت امیربخارا، تحت تأثیر فضای انقلابی در سراسر روسیه، برای قبول تقاضاهای اصلاحی آن ها تا حدودی موافقت کردند[۹۵] و حتی، برای جلوگیری از گسترش اعتراض ها در امارت، امیر، لایحهی اصلاحاتی را که در ایلچی خانه تهیه شده بود در مراسم خاصی در ۲۱ آوریل ۱۹۱۷ اعلان کرد. «فرمان اصلاحات » مورد بحث، اگرچه در بر دارندهی وعدهی اصلاحات محدودی بود؛ چندان مورد استقبال اکثر جدیدیهای جوان، که اینک خود را بخارائیان جوان می نامیدند، قرار نگرفت. یک روز پس از «اعلان حریت »، برای سپاسگزاری از امیر و ابراز وجود و قدرت نمایی، به تظاهرات پرداختند؛ اما این تظاهرات پنج ـ شش هزار نفری با عکس العمل مخالفان اصلاحات، روبه رو شد. آنان امیر را به حمایت از شریعت دعوت می کردند و خواستار اعدام جدیدیها بودند در عین حال، مورد حمایت آشکار و نهان اکثر علما و طلاب و نیز سربازان حکومت و حتی تأیید ضمنی ایلچی خانه بودند. در نتیجهی تعقیب و مجازات های خشونت آمیز، بسیاری از جدیدیها به کاگان، که تحت ادارهی روس ها بود، گریختند و امیر هم اصلاحات وعده داده شده را، به این بهانه که مخالف شرع است، ملغی ساخت و اوضاع به دوران پیش از انقلاب ۱۳۳۵/۱۹۱۷ بازگشت.
همین سختگیری ها بسیاری از فراریان را بر آن داشت که، برای رهایی از استبداد امیر و استعمار روسیه که در دورهی حکومت موقت پس از سقوط حکومت تزاری نیز به نوعی ادامه داشت، به همدستی با انقلابیون روسی تمایل پیدا کنند. حزب بخارائیان جوان، برای سرنگون کردن امیربخارا ــ که پس از انقلاب اکتبر، ستمگریش شدت بیشتری یافته بود و برای جلوگیری از سرایت بلشویسم به قلمرو خویش، به همدستی با نیروهای ضدشوروی و خلل رساندن به حکومت شوروی در ترکستان بر آمده بود، دست یاری به سوی فیودر کولسوف، صدر شورای کمیسرهای خلق ترکستان مستقر در تاشکند، دراز کرد و او را به بخارا فراخواند. جرأت یافتن امیربخارا، در نتیجهی شکست و عقب نشینی نیروهای تحت فرمان وی، به سرکوبی خونین جدیدیها و هوادارانشان انجامید. بر اثر تشدید ترور و فشار، «روشنفکران اصلاح طلب بخارا به سمرقند و تاشکند مهاجرت کردند حال آن که در این زمان سمرقند و تاشکند تحت سیطرهی بلشویکان روس و پان ترکیسم های ازبک و تاتار بود.» [۹۶]
بدین ترتیب، در نتیجهی اوضاع پس از انقلاب اکتبر، از درون جدیدیها، که به طور کلی جنبشی اصلاح طلب و مشروطه خواه بود یک جریان انقلابی کمونیستی پدید آمد که به طور عمده شامل تاتارها و کمونیست های آسیای مرکزی بود. فعالان در این جریان، پس از تصرف بخارا به دست ارتش سرخ در ذیحجهی ۱۳۳۸/ سپتامبر ۱۹۲۰ و فرار امیرعالم خان، واپسین امیربخارا، در ترکیب کمیتهی اجرایی مرکزی «جمهوری شوروی مردم بخارا» وارد شدند؛[۹۷] اما، اکثر قریب به اتفاق آنان، پس از استقرار حاکمیت شوروی، به اتهام هایی چون داشتن تمایلات ملی گرایانه، ضدانقلابی، پان ترکیستی و پان اسلامیستی، مشمول تصفیه گردیدند. خان نشین خوارزم نیز، در فرآیندی کم وبیش همانند امارت بخارا، در فوریهی ۱۹۲۰ به «جمهوری شوروی مردم خوارزم » تبدیل شد. بدین ترتیب، در طول سه ـ چهار سال سراسر آسیای مرکزی تحت حاکمیت نظام کمونیستی در آمد.[۹۸]
بدین ترتیب، جنبش جدیدیها، که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به آسیای مرکزی راه یافت، ابتدا جنبهی فرهنگی و آموزشی داشت و حتی در جریان انقلاب ۱۳۲۳ـ ۱۳۲۵/ ۱۹۰۵ـ۱۹۰۷ روسیه نیز چندان جنبهی سیاسی نیافت و تنها پس از انقلاب فوریهی ۱۹۱۷ بود که به مبارزهی سیاسی گسترده روی آورد و با گذشت زمان، به سازمان ها و احزاب و نیز ایدئولوژی سیاسی برای کسب استقلال دست یافت؛ گرچه این جنبش درخاستگاه های اصلی خود (سرزمین های تاتارنشین ) و نیز قفقاز، به مقیاس وسیعتری از انقلاب روسیه متأثر شد و از جنبشی برای اصلاح مدارس به جنبشی که خواستار اصلاحات و نوگرایی و تحول در زمینهی حیات اجتماعی و فرهنگی بود، ارتقاء یافت و کم وبیش به صحنهی مبارزات سیاسی گام نهاد.
روشنفکران جدیدیهی تاتار کریمه، در فاصلهی انقلاب های ۱۹۰۵ـ ۱۹۱۷ روسیه، را نیز به سه دسته می توان تقسیم کرد: ۱) پیروان گاسپرینسکی که عبارت بودند از معارف پروران، ادیبان، ناشران و معلمان که با تلاش آنان شمار مدارس اصول جدیدی در کریمه در ۱۹۱۷ به ۳۶۰ باب رسید، و شاعران و نویسندگان گرد آمده در اطراف روزنامهی ترجمان، از بنیانگذاران ادبیات نوین تاتار به شمار می روند. ۲) جریان «تاتارهای جوان »، که ضمن داشتن وابستگی به جنبش اصلاحی گاسپرینسکی برخورد ریشهایتری با مسائل داشتند و بر آن بودند که استقلال سیاسی و اقتصادی تنها از طریق مبارزه با حکومت تزاری به دست می آید. ۳) جناح چپ جدیدی ها که به انقلابیون روسی پیوستند و در انقلاب ۱۳۲۳/ ۱۹۰۵ـ۱۹۰۷ فعالانه شرکت داشتند و شعار می دادند زمین از آن کسی است که روی آن کار می کند.[۹۹]
در پی انقلاب بولشویکی در روسیه، اکثر قدیمیها طرفدار دولت تزاری بودند؛ گروهی از جدیدیها هم که طرفدار حفظ روسیهی متحد با خودمختاری فرهنگی مسلمانان بودند، مخالف بولشویک ها و عدهی کمی از آنان طرفدار انقلاب بولشویکی بودند.[۱۰۰] از سوی دیگر، احزاب سوسیالیست روسیه، نهضت جدیدیها را جنبش نوگرایی در بین مسلمانان ارزیابی و در مقابل احزاب راست از آن جانبداری می کردند و از این رو، از همان سال های انقلاب ۱۹۰۵ـ۱۹۰۷ روسیه، مناسبات دوستانهای بین آن ها ایجاد شد و جدیدیها نیز از عوامل تسهیل کنندهی سلطهی کمونیست ها بر مناطق مسلمان نشین روسیه بودند.
از دیگر دلایل مهم پیوستن گروهی از جدیدیها به حزب کمونیست این ها بود: برخوردار نبودن از نفوذ گسترده و ژرف در میان توده های مردم؛ نداشتن تشکل و سازماندهی منظم و قدرت نظامی برای متحقق ساختن اهداف فرهنگی و سیاسی خویش؛ دشمنی علمای محافظه کار و اشراف محلی متنفذ با آن ها؛ وعده های رهبران حزب یاد شده دربارهی حق تعیین سرنوشت ملل و موافقتشان با برقراری نظام فدرالی در کشور و شناختن حقوق برابر برای تمام خلق های روسیه. از همین روی، برخی از نخبگان جدیدی اهداف انقلاب روسیه را به اهداف اصلاح طلبانهی خود نزدیک می دیدند و برای ورود به حزب حاکم شوروی متمایل می شدند. تا پیش از ۱۹۱۷، به جز عدهای از قفقازیان روسیه، مسلمانان دیگری در حزب کمونیست عضویت نداشتند؛ اما از ۱۹۱۷ تا پایان جنگ جهانی اول هزاران مسلمان به عضویت حزب در آمدند. پاره ای از آنان چون جدیدیهای تاتار به صورت فردی، ولی بسیاری چون بخارائیان جوان به صورت گروهی به حزب پیوستند.[۱۰۱] ورود میرسعید سلطان گالیف جدیدی از تاتارهای ولگا، به حزب کمونیست روسیه و انگیزه ها و اهداف او از همراهی با بولشویک ها، نمونه ای است از بسیاری از جدیدیها که پیوستن به حزب مذکور را وسیله ای برای دستیابی به اهداف ملی گرایانه و خودمختاری و حتی اهداف استقلال طلبانهی خویش میدانستند.
گالیف که در حزب تا معاونت استالین ارتقاء یافته بود، در تلاش برای تبیین اندیشه های استقلال طلبانهی مسلمانان بر پایهی اصول عقیدتی کمونیسم، انقلاب پرولتاری ها را در درجهی اول انقلابی برای رهایی خلق های ستمدیدهی شرق ارزیابی می کرد[۱۰۲] و در حقیقت، به جای آرمان مارکسیستی مبارزهی طبقاتی، به مبارزه بین ملل استثمارگر و تحت استعمار اولویت می داد و بر آن بود که ملل پرولتاریا و ستمدیده باید برای کسب آزادی خویش در برابر ملل استعمارگر مبارزه کنند. به باور وی و همفکرانش، آزادی ملی به کشورهای مسلمان این امکان را می داد تا بدون ورود به مرحلهی سرمایه داری، مستقیماً وارد مرحلهی سوسیالیسم شوند[۱۰۳]. جناح چپ جدیدیها، به رهبری گالیف و مولاالنور وحیدوف، اگر چه الحاد بولشویک ها را رد می کردند، بر سازگاری اسلام با سوسیالیسم ــ که منافع جمع را بر فرد مقدّم می دارد و بر عدالت اجتماعی پافشاری می کند ــ تأکید می کردند. گالیف با استدلال هایی از این دست، در مقابل سوسیالیسم روسی، از آرمان تورانیسم دفاع می کرد و به منظور پدید آوردن جمهوری مستقل توران، تمام اقوام ترک اتحاد جماهیر شوروی را به اتحاد فرا می خواند. وی بر اهمیت جمهوری توران، به عنوان متحد طبیعی بولشویسم و پیشتاز انقلاب شرق، تأکید می کرد.
در درون حزب بولشویک، یک فراکسیون مسلمان پدید آمد که نشان می داد این کمونیست های مسلمانِ نخستین به مانند جدیدی های قدیمی، بی آن که میان تزاریسم و یا شوروی فرقی قائل باشند، به دولت روس و روس ها و به طور کلی به غربی ها احساس بی اعتمادی عمیقی دارند. سرانجام، پس از استقرار نظام شوروی، سلطان گالیف در ۱۳۰۲ ش /۱۹۲۳، به اتهام ترویج ملی گرایی و تهدید امنیت شوروی، از حزب اخراج شد و در ۱۳۰۷ ش / ۱۹۲۸ به اردوگاه زندانیان فرستاده شد و از آن پس ناپدید گردید. اخراج جدیدیها از حزب و ادارات دولتی و حبس و تبعید و حتی اعدام آنان، که از اواخر دههی ۱۳۰۰ ش /۱۹۲۰ آغاز شده بود، در نیمهی دوم دههی بعدی، که دورهی تصفیه های خونین بود، ابعاد وسیع تر و وحشتناک تری یافت. بیشتر جدیدیهای سرشناس در سراسر مناطق مسلمان نشین، با شعار «تصفیهی کادرهای دولت و حزب کمونیست از دشمنان خلق و ملی گرایان »، بازداشت و تیرباران شدند. کار دشمنی با جدیدیها در این دوره چندان بالا گرفت که قبرِ گاسپرینسکی در باغچه سرای، تخریب و در جای آن مجتمع آپارتمانی ساخته شد و در جریان ستردن نشانه های جدیدیه، حتی آثار مکتوب جدیدیها در کتابخانه ها مشمول تصفیه شد.[۱۰۴]
پیامدها. جنبش جدیدیها نتوانست به شعار «اتحاد در زبان و فکر و عمل » گاسپرینسکی جامهی عمل بپوشاند، بر واقعیت پراکندگی جغرافیایی فائق بیاید و در برابر بولشویسم از خود دفاع نماید با این همه، این نهضت دستاوردهایی داشت که اهم آن ها عبارت بود از: ۱) اصلاحات در زمینهی آموزش و پرورش و تأسیس مدارس جدید که حاصل آن پرورش نسلی بود که پذیرای افکار و عقاید نوگرایانه و اصلاح طلبانه بودند، مدارسی که از نظر باز تولید اجتماعی جنبش نیز اهمیت داشتند.[۱۰۵] ۲) افزایش علاقه به سوادآموزی و روزافزون شدن شمار سوادآموزان و باسوادان در پرتو تسهیل خواندن و نوشتن و به کارگرفتن شیوه های نوین آموزش و پرورش، رشد خودآگاهی ملی و توسعهی ایدئولوژی آزادی بخش ملی[۱۰۶]۳) کوشش در راه تدوین اصول اصلاح تدریجی برای حل مسائل اجتماعی ۴) ارتقای مقام زن در جامعه ۵) داشتن سهم در توسعهی مطبوعات ملی و تکوین ادبیات و هنر نوین، به ویژه نمایش ۶) پذیرفتن اشکال نوینی از جامعه پذیری با بنیان نهادن و ترویج انجمن های خیریهی معارف گستر. ۷) تحول در جهان بینی، چنانکه مردم آسیای مرکزی در اوایل قرن بیستم نه تنها دربارهی اندیشه های نو مباحثه می کردند، بلکه این مباحثه را به شیوه و بیانی نو پیش می بردند.[۱۰۷]
در دوره های مختلف حکومت شوروی، با جدیدیه و جدیدیها برخوردهای متفاوتی شده است که فراز و نشیب آن را در آثار مربوط به جدیدیهای تاتار از انقلاب کمونیستی تا فروپاشی اتحاد شوروی، می توان دنبال کرد. جدیدیه به طور کلی یک جنبش سیاسی با گرایش عقیدتی بورژوا ـ لیبرالی ضدانقلابی، دارای تمایلات پانترکی و پاناسلامی، ارزیابی شده و ضمن اشاره به اصلاح طلبی جدیدیها در زمینهی آموزش و پرورش، ادعا شده است که آنان تنها از اصلاحات محدود اسلامی و نیز از برچیدن بقایای فئودالیسم، آن هم به منظور زمینه سازی برای رشد و توسعهی بورژوازی، جانبداری و حتی به طور ضمنی از حکومت تزاری دفاع می کردند و در تلاش بودند توده ها را از فعالیت های انقلابی بازدارند. مورخان شوروی نیز تلقین می کردند که مترقی ارزیابی کردن جدیدیها دور از واقع بینی است، چرا که آنان نه تنها از مردم دفاع نمی کردند، بلکه ضدمردم بودند. استقلال و خودگردانی را نیز از آن روی می خواستند که تنها خودشان زحمتکشان را تاراج کنند؛ ولی، به نظر، آنان نه به ادعای استعمارگران تزاری «انقلابی و تجزیه طلب » بودند و نه به گفتهی بولشویک ها «ارتجاعی و دشمن خلق »، بلکه نهضت جدیدیها جنبشی برآمده از بطن جوامع مسلمان روسیه در اوضاع زمانی و مکانی خاص بود و در مجموع در ردیف جریان های فکری غربگرای اصلاح طلب و ترقی خواه قرار می گیرد و خود نشانه ای است از بیداری ملل مسلمان روسیه اگر چه در دوران حاکمیت کمونیسم در شوروی بیشترین ضربه به جدیدیها وارد شد. این جریان بار دیگر پس از فروپاشی اتحاد شوروی، به سبب نقش بسزایی که از نظر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در دهه های پایانی قرن نوزدهم و دهه های نخست قرن بیستم در مناطق مسلمان نشین روسیه داشت، به جهات مختلف، به ویژه از جهت بازیابی هویت ملی، در کشورهای تازه به استقلال رسیده مورد توجه قرار گرفت.[۱۰۸] اعادهی حیثیت از جدیدیهای محکوم شده در دورهی استالین، تحقیقات گسترده برای بازشناسی رهبران فکری و سیاسی جدیدیها و تجدید چاپ و انتشار آثار آنان، و برگزاری همایشی در مورد گاسپرینسکی در اسفند ۱۳۷۰/ مارس ۱۹۹۱، از جلوه های این توجه است. این جریان که در دورهی شوروی پنداشته می شد که از بین رفته است، در سال های پس از فروپاشی اتحاد شوروی، منبع الهام جنبش های ملی در کشورهای تازه به استقلال رسیدهی مذکور شده است؛ چنانکه جنبش جبههی خلق در جمهوری آذربایجان، جنبش ارک در ازبکستان و جنبش های بیداری در قازان و کریمه ریشه در نهضت جدیدیها دارند در مقابل «جریان نو قدیمی » نیز سربرآورده است. آنان جدیدیها را به تسلیم در برابر فشار فرهنگی اروپا متهم، و از ترویج اندیشه های قدیمی در جامعه حمایت میکنند. در برابر این دو جریان، گروهی دیگر جریان های قدیمی گرا، جدیدی گرا و صوفی گرایی را رد می کنند و خود گرایش سلفی (وهابی ) دارند.[۱۰۹]
نهضت جدیدیها در سال های پیش از انقلاب اکتبر و اوایل پیروزی این انقلاب تحت تأثیر شعارهای ظلم ستیزانه و آزادیخواهانهی بلشویکها، به آن ها گرایش یافت و در مقابل مسلمانان باسماچی قرار گرفتند. نوگرایان دینی بر ضرورت پاکسازی اندیشه های دینی از خرافه ها و پیرایه هایی که در طول زمان به آن بسته شده بود، تأکید میکردند. در سال های ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ کنگره های مسلمانان تشکیل شده بود که بر تشکیل حکومتی متناسب با باورها و اندیشه های دینی تلاش می کردند. در پی سقوط نظام تزاری، بخاراییهای جوان و جدیدیها برای نوسازی مناطق مسلمان نشین بر اساس باورهای دینی تلاش خود را آغاز کردند.
۱-۳-۳ قیام باسماچیان
باسماچیان، قیام و حرکت جماعتی از مسلمانان ترکستان، برضد حکومت شوروی، به طور عمده از ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۰است. «باسماچی » در زبان روسی به معنای یاغی است و ریشهی آن «باسماق » ترکی و به معنای هجوم آوردن و حمله کردن است. در واقع باسماچی لقب اهانت آمیزی است که روس ها به قیام کنندگان مسلمان آن صفحات داده اند و این لقب توسّع معنی پیدا کرده و به مرور به بسیاری از انواع حرکت های مسلحانهی سیاسی نیز اطلاق شده است. صدرالدین عینی نیز از آن قیام کنندگان با نام «باسمه چیان » یاد کرده و دزد و تاراجگرشان خوانده است. احمد زکی ولیدی طوغان می گوید که باشقیرها باسماچیان را به اصطلاح خراسانی عیّار می نامیدند. مایکل ریوکین نیز می گوید کلمهی باسماچ در اصل به معنای “راهزن” در آسیای مرکزی لغت جدیدی نیست. که بعدها تغییر معنا پیدا کرده و به میهن پرستان ناسیونالیستی اطلاق می شد، که علیه سلطهی استعماری دست به جنگهای آزادیبخش می زدند. توسط مسلمانان محلی ترکستان برپا شد. دو عامل موجب رشد جنبش باسماچی می شد، یکی مبارزه در راه استقلال ملی که از اقدام های ویرانگرانهی شوراهای دولت مسلمان های خوقند و تجاوزهای استعمارگونهی بعدی آن ها ناشی می شد؛ دیگر بحران اقتصادی حاصل از میان رفتن کشت پنبه در درهی فرغانه و قحطی ناشی از آن است.[۱۱۰]
ترکستان روسیه در آغاز قرن بیستم نمایی بود از دو ملیت، فرهنگ و اقتصاد. رخنهی روسیه به درون این منطقه از طریق احداث مجموعه ای از خطوط آهن شکل گرفت. در واقع اقتصاد شهری روس ها که بر این جمعیت روستایی و عشایر تحمیل شده بود، اقتصادی بود متمایز و مبتنی بر مهارت، دانش و فنآوری صنعتگران و ارباب حرف مهاجر روس. سرمایهی روسی با ترویج کشت پنبه، باعث افت کشت غلهی این حدود و وابستگی اقتصادی آن به روسیه بزرگ شد. خط مشی اساسی حکومت تزاری بر معافیت بومیان از خدمت نظام و دور نگهداشتن آن ها از آموزش های نظامی مبتنی بود. به همین جهت در میان مسلمانان یک رهبری نظامی به معنای جدید و امروزی آن وجود نداشت و این ویژگی با چگونگی شکل گیری شورش باسماچیان در مراحل بعد پیوند خاصی داشت. از نقطه نظر اداری نیز روس ها اجازه دادندکه نظام سنتی مسلمانان بر قوانین عرفی-عادت- و قوانین دینی- شریعت- استوار بود به حال خود باقی بماند. بدین ترتیب در حالی که مسلمانان می توانستند تا حدودی مناصب پیش پا افتاده و غیر مهم اداری را در دست داشته باشند، مسئولیت های سیاسی و اداری بالا در دست فرماندهان روسی بود. با وجود تمام این عقب ماندگی تا سال ۱۹۱۷ مسلمانان ترکستان توانسته بودند به یک نهضت نیرومند ملی یا خود گردان طلب دست یابند. رهبران این نهضت عبارت بودند از علی بوکای خان قزاق، مصطفی چوکایف خوقندی، عبدالله خواجهی تاشکندی، عثمان خواجهی بخارایی و زکی ولیدی طوغان که قشر بالایی از مسلمانان تحصیل کرده و متحول آن سازمان بودند. با این حال ناکامی نهضت در پی فروپاشی خوقند در اوایل ۱۹۱۷ به دست بلشویک ها مقارن شد با شروع نهضت باسماچی ها در فرغانه. [۱۱۱]
در تاریخ نگاری نهضت، تمامی منابع بر ماجرای سقوط خوقند به عنوان منشأ و سرآغاز نهضت اتفاق نظر دارند. برخی از نخستین نویسندگان شوروی مانند سکالوف[۱۱۲] و صفراف نیز در انتساب شورش فرغانه به سوء رفتار استعماری روس ها و نهب و غارت خوقند، با روایات مسلمان ها از این ماجرا همرأی و نظرند. به نوشتهی صفراف : نهضت باسماچی از یک سو حاصل مبارزه برای رهایی ملی بود- نتیجهی الغاء خودمختاری خوقند و بی نظمی های فراگیر استعماری- و از سوی دیگر محصول قحطی و بحران اقتصادی که صنعت پنبهی فرغانه را نابود کرد.
پارهای از دیگر نویسندگان شوروی این حرکت را حرکتی تصنعی و ساخته و پرداختهی حکومت خوقند می دانند. در رد این استدلال می توان به این گفتهی مصطفی چوکایف ( چوقای اوغلی) رئیس حکومت وقت خوقند و یکی از منابع دست اول این ماجرا استناد کرد که اظهار داشت: “… نه حکومت خوقند به طور کلی و نه من در مقام رهبر آن بالاخص، به سازماندهی نهضت باسماچی ربطی نداشتیم، نهضتی که فقط می توانست به نحوی طبیعی در صورتی که به خود گرفت، شکل گیرد.”[۱۱۳]
وی مدعی است که این نهضت از سوی توده ها پشتیبانی می شد و بیانگر خواسته های تمام اقشار و طبقات بود، بورژوای تجاری و قشر روحانی از آن حمایت می کردند و کارگران زراعی بیکار و شهری هایی که به دلیل محدودیت داد و ستد خصوصی معاش خود را از دست داده بودند صفوفش را تشکیل می دادند. [۱۱۴]
پس از پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و سرنگون شدن حکومت مسلمانان خوقند به دست شوروی ها و قحطی ناشی از عوارض انقلاب و مصادره های بی رویّهی اموال مردم و بی حرمتی های روس ها به سنن و آداب مردم مسلمان، قیام باسماچیان نخست از درهی فرغانه در ترکستان، که محصول با اهمیت پنبه اش نابود و از اینرو انگیزه های شورش در آنجا قوّت یافته بود، آغاز شد و سپس دامنهی آن به سمرقند و بخارا و آمودریای (جیحونِ) سفلی و سیردریا (سیحون ) گسترش یافت و در ۱۹۱۸ به نقاط بسیاری در ترکستان، یعنی منطقه ای که امروزه «آسیای مرکزی» خوانده می شود، کشیده شد.
قیام باسماچیان دوازده سال ادامه داشت و سه مرحلهی اصلی را گذراند:
مرحلهی اول قیام از فوریهی ۱۹۱۸ با سقوط حکومت مسلمان خوقند به طور علنی آغاز شد و تا سپتامبر ۱۹۲۰، که بخارا به تصرف ارتش شوروی درآمد، یعنی حدود دو سال، ادامه داشت. نابسامانی اقتصادی موجب شدّت گرفتن اعمالی چون راهزنی و دزدی و آزار و قتل شده بود و دسته هایی به ربودن اموال و بستن راه ها دست می زدند و این تبهکاری ها و سرکردگان تبهکاران نمی توانستند برای مردم سرمشق اخلاقی باشند، اما اشتباه حکومت شوروی و تندروی ها و تیرباران های بی حسابِ دهقانان به ظنّ هواداری از باسماچیان و تعدیّات ارتش سرخ، که در آغاز انضباط نظامی لازم را نداشتند، از حیثیت شوروی ها نزد مردم کاست و در عوض بر شهرت و اعتبار باسماچیان افزود.[۱۱۵] این افراد به روس ها حمله می کردند و اموالشان را به تاراج می بردند و غنائم را میان مردم تقسیم می کردند، حال آن که مسلمانان از تعرّضشان مصون بودند. باسماچیان در گروه های مختلف متشکل بودند و هر گروه به سرکردهای نظامی، که به او قورباشی[۱۱۶] می گفتند، وابسته بود. مناسبات خانوادگی و قومی و قبیله ای و نظایر آن در تشکیل این گروه ها و چگونگی رفتار رهبر با افراد گروه بسیار مهم بوده است.
در اثنای انقلاب ۱۹۱۷، محمدامین بیگ در فرغانه و ایرگَش در خوقند از جملهی سرکردگانی بودند که شهرت بسیار داشتند و با همکاری همرزمانشان از حکومت های ملی و محلی که بر سرکار آمدند، پشتیبانی می کردند. جُنیدخان و جانی بیگ و خال خواجه و مدامن بیگ (شاید محمدامین بیگ ) و کورشیرمت (شیرمحمدبیگ ) از رهبران باسماچیان بودند. امین بیگ و ایرگش، پس از واژگون شدن حکومت خوقند به دست بلشویک ها و ارمنی ها و به آتش کشیده شدن شهر، از آنجا گریختند. ایرگش در یکی از نبردها کشته شد. گینسبرگ، که دربارهی تاریخ قیام باسماچیان فرغانه، تحقیق کرده است، می گوید که ایرگش و امین بیگ با شعارهایی مانند «ترکستان از آن ترکستانی ها است »، «ترکستان را از یوغ بیگانه رها می کنیم »، «با روس هایی که آخرین پیراهن را از تن مردم فقیر درمی آورند می جنگیم » توانسته بودند عدهی زیادی را دور خود جمع کنند. نخستین اقدام آنان حمله به روستاهایی بود که مهاجران روسی در آن ها سکونت و به کشاورزی اشتغال داشتند. همهی این مهاجران، حتی زنانشان، مسلّح بودند. در نوامبر ۱۹۱۸، خال خواجه با ۷۰۰ تن باسماچی به چند قصبهی روسی، که به توپ مجهّز بودند، حمله بردند. در این حوادث، بسیاری از مأموران بومی مشاغل و مسئولیت های خود را رها کردند ـ یکی از آنان که به باسماچیان پیوست در زمرهی رهبران برجستهی قیام درآمد. کشاورزانِ مهاجرِ روسی در سایهی اتحاد با بلشویک ها توانستند روستاهای خود را در برابر حملات باسماچیان حفظ کنند؛ حتی قشونی تشکیل دادند که ستاد ارتش سرخ در فرغانه آن را به رسمیت شناخت و از آن پشتیبانی کرد؛ اما سپس، در ماجرای انحصار دولتی غَلاّت، بین آن ها اختلاف افتاد و مقامات شوروی کوشیدند قشون راخلع سلاح کنند. قشون مهاجر روس در ذیقعدهی ۱۳۳۶ خواستار لغو انحصار دولتی و انحلال دادگاه های انقلاب شد. پس از آن که سرکردگان باسماچیان از این خواسته جانبداری کردند و با نیروی ۰۰۰، ۷ نفری خود به ارتش دهقانان پیوستند، توانستند در سپتامبر با هم شهرِ اوش را در قرقیزستان تصرف کنند و دولتی موقّت به وجود آوردند. سپس خواستند شهر اندیجان را به تصرف درآورند، اما موفق نشدند. در سپتامبر «حکومت موقت فرغانه » را تشکیل دادند و سازمانی اداری و نظامی پدید آوردند. اما از اواخر آن ماه، به عللی که عمدهی آن ها در این مقاله برشمرده می شود، ورق به زیان باسماچیان و به سود روس ها برگشت .یک نیروی مشترک ضد کمونیست مسلمان و روس در درهی فرغانه در حال شکل گرفتن است. [۱۱۷]
اما بعد از مدتی وضع نظامی منطقه تغییرکرد. نیروهای تازه نفس به دستور رهبران مسکو و تحت فرماندهی میخاییل فرونزه وارد ترکستان شد و در ماه سپتامبر چند شهری را که به دست شورشیان افتاده بود، بازپس گرفت. چند ماه بعد، در مارس ۱۹۱۹، کنگرهی هشتم حزب کمونیست شوروی، به موازات اقدامات شدید نظامی، سیاست «نوازش شرقی ها» را در زمینهی ملیّت و مسائل شرق در پیش گرفت و کمیتهی مرکزی حزب، در پیامی خطاب به نهادهای انقلابی و دستگاه های حکومتی، از آن ها خواست تا حدامکان با مردم حسن سلوک داشته باشند. در این پیام بسیاری از تندرویها و رفتارهای نابجا تقبیح شده بود. باید در نظر داشت که حوادث ترکستان در آن سال ها با تغییر اوضاع در افغانستان به زیان انگلیسی ها و اقدامات امان اللّه خان در آن کشور و اقدامات آتاتورک در ترکیه و احیاء و نضج آرمان های پان ترکیسم مقارن شده بود و به طبع این عوامل مهمّ خارجی در تصمیمات کنگرهی مرکزی بی تأثیر نبود. به هر حال، مقامات شوروی، که با توأم کردن سیاست تهدید و تحبیب میان صفوف متحد مردم و باسماچیان تفرقه انداخته بودند، باسماچیان را منزوی و آن ها را بهتدریج، ولی به شدّت، سرکوب کردند. تنها یکی از رهبران مهم باسماچی به نام تورسیرمات در میدان باقی ماند. واحدهای قبلی باسماچی در واحدهای ” باسماچی شوروی ” در اولین بریگارد سواره نظام ازبک تغییر شکل یافتند.[۱۱۸]
مرحلهی دوم قیام در پی اقدام های نظامی شوروی در خیوه آغاز شد. جمهوری خلقِ خوارزم (خیوه ) در رجب ۱۹۲۰ اعلام موجودیّت کرد و جمهوری خلق بخارا در سپتامبر ۱۹۲۰ تأسیس شد. رفتارِ خشن سربازان روسیِ مأمور مصادرهی مواد غذایی، و احضار ناگهانی مشمولان مسلمان در تابستان ۱۳۳۸ برای خدمت در ارتش سرخ آتش شورش باسماچیان را از نو برافروخت و سبب شد که مسلمانان دسته دسته به آنان بپیوندند. از یک سو، بر عدهی نیروهای باسماچی افزوده می شد و از سوی دیگر، واحدهای مسلمان ارتش سرخ روزبروز ناآرامتر می شدند، تا آنجا که دولت شوروی حتی فرمان خلع سلاح تیپ یکم سوار ارتش سرخ را صادر کرد، ولی همهی افراد تیپ، جز معدودی، به باسماچیان پیوستند. باسماچیان در آن وقت به نیرویی شش هزارنفری مجهّز بودند و منطقه را خوب می شناختند و دستگاه اطلاعاتی کارآمدی داشتند و از همه مهمتر این که مردم محل پشتیبان آنان بودند و اگر تعقیب می شدند، می توانستند در روستاها مخفی شوند.[۱۱۹]
در اوت و سپتامبر ۱۹۲۰ میان روس ها و باسماچیان مذاکراتی برای صلح انجام گرفت، اما به نتیجه نرسید. در نوامبر ۱۹۲۰، احمدزکی ولیدی طوغان، اولین رئیس جمهور منتخب مردم باشقیرستانِ خودمختار، از دست روس ها گریخت و به خیوه پناه برد. در / ۱۴مارس ۱۹۲۱ حکومت جوانِ خیوه سقوط کرد و اعضای آن به صحرا گریختند و به جُنیدخان، یکی از سرکردگان فعّال باسماچی، پیوستند. روس ها در خیوه حکومتی گوش به فرمانتر بر سرِ کار آوردند. کامنف، فرماندهی ارتش سرخ، برای طرّاحی عملیات جنگی بر ضد باسماچیان به ترکستان رفت. به ابتکار لنین، خودمختاری ترکستان شوروی اعلام شد و به دستیاری نمایندگان او در ترکستان، اقداماتی که جنبهی سیاسی و اقتصادی و نظامی داشت معمول شد. از جانب کمیتهی مرکزی حزب کمونیست شوروی در مسکو، کمیسیونی با عضویت استالین (در آن زمان کمیسر خلق در امور ملیت ها) و چیچرین (کمیسر خلق در امورخارجه ) و کوی بیشف، که از ترکستان فراخوانده شده بود، به سرعت تشکیل و دست به کار شد. حزب کمونیست بخارا زیرنظر مستقیم حزب کمونیست روسیه قرار گرفت. همهی عملیات ضد باسماچیان در ترکستان هماهنگ شد. نیروهای باسماچی نیز همچنان در افزایش بود و در آذر ۱۳۰۰/ دسامبر ۱۹۲۱ به ۰۰۰ ، ۲۰ تن رسید. از این عده ۰۰۰ ، ۷ تن در فرغانه و نزدیک به ۰۰۰ ، ۷ تن در بخارا و ۰۰۰ ، ۱ تن در خیوه بودند. هیجان ملی گرایی حتی تاشکند را فراگرفت. در بهار ۱۳۰۱/ ۱۹۲۲، قیام به اوج خود نزدیک می شد. وضع به زیان دولت شوروی رو به وخامت می رفت، چون افزایش قدرت باسماچیان رواج تمایلات ملی را در میان مسلمانان در پی داشت.[۱۲۰]
در بهمن ۱۳۰۱/ فوریهی ۱۹۲۳، نیروی بزرگی از باسماچیان نزدیک بخارا به رهبری ملاعبدالقهار قیام کرد و امنیت شهر را به خطر انداخت. روس ها به ناچار دست به اقدام جدّی زدند و در شرق بخارا نیرویی ویژه، متشکل از یک تیپ پیاده و دو تیپ سوار و سه هنگ پیاده و یک هنگ سوار به اضافهی قوای کمکی دیگر و نیروهای جمهوری خلق بخارا، در برابر باسماچیان سازمان دادند. حزب کمونیست روسیه، برای هماهنگ کردن اقدامات حزب های کمونیست ترکستان و بخارا و خیوه، دفتری در آن صفحات تأسیس کرد. اورجُنیکیدزهی گرجی تبار، که از رهبران برجستهی حزب بود، از مسکو وارد بخارا شد و حکومت دست نشاندهی بخارا را به تردید و تعلّل محکوم کرد و به شدّت به باد انتقاد گرفت. تدارکات نظامی با فرماندهی کامنف هماهنگ و ارتش سرخ برای سرکوبی نیروهای باسماچی وارد عمل شد. نیروهای طرفدار باسماچیان البته بیکار ننشستند و از جهات مختلف دست به مقابله زدند.[۱۲۱]
فرماندهی قوای سازمان یافتهی باسماچی در آن وقت با ابراهیم بیگ و انورپاشا بود. انورپاشا داماد سلطان عثمانی و فرماندهی قشون و وزیر جنگ سابق عثمانی و رهبر پان ترکیسم و ماجراجویی بود که ابتدا به درخواست روس ها به شوروی و در مهر ۱۳۰۰/ اکتبر ۱۹۲۱ برای فیصله دادن به قیام ها به بخارا رفته بود، اما، پس از مشاهدهی اوضاع در محل، ظاهراً ناگهان تصمیم گرفته بود تا به مخالفان روس ها بپیوندد. شواهد حکایات از آن دارد که انورپاشا رؤیای تجدید «خلافت اسلامی » را در سر می پروراند و ازاینرو خود را «فرماندهی کل قوای اسلام و داماد خلیفهی پیامبر» می خواند. او توانست دسته های پراکندهی باسماچی را در ارتشی با حدود ۰۰۰ ، ۱۶ نفر متشکل کند. این ارتش در بهار ۱۳۰۱ ش /۱۹۲۲، بخش وسیعی از بخارا را تصرف کرد، ولی با وجود این پیروزی در عمل میان فرماندهان باسماچی اختلاف افتاد و بر اثر آن، سربازان روس توانستند شهر دوشنبه را پس بگیرند و فشار خود را بر قیام کنندگان تشدید کنند. انورپاشا در ۱۳ مرداد ۱۳۰۱/ ۴ اوت ۱۹۲۲، در درگیری مختصری، به قتل رسید. اختلاف داخلی میان واحدهای ازبک و قرقیز نیز باسماچیان را ضعیف کرد و رشته اتحادِ سران قیام را گسیخت. در تیر ۱۳۰۱/ ژوئیهی ۱۹۲۲، یکی از سران باسماچی از ارتش روس شکست خورد. پس از این شکست، باسماچیان قرقیزی تسلیم شدند و باسماچیان ازبکی، که تنها مانده بودند، عقب نشستند و عدهی باسماچیان ناحیه به ۰۰۰ ، ۲ تن کاهش یافت. [۱۲۲]عده ای از سران باسماچی به افغانستان و گویا برخی نیز به ایران گریختند. حدود پاییز ۱۳۰۱/ اواخر ۱۹۲۲، نیروهای اصلی باسماچی در فرغانه و خوارزم شکست خوردند.
مقامات شوروی احساس کردند که موقع مناسبی فرا رسیده است تا سیاست ایجاد رخنه را مؤثرتر اجرا کنند و بیدرنگ اقدامات نظامی را با امتیازاتی سیاسی و اقتصادی همراه ساختند: اراضی موقوفهی ضبط شده را مسترد و محاکم شرع را در درهی فرغانه موقتاً دایر کردند و مالیات ها را به نصف کاهش دادند و آذوقهی مردم را تأمین کردند و دست به اصلاحات ارضی و آبی زدند. این اقدامات نتیجه بخشید و دهقانانِ خسته از ناآرامی ها کم کم به کارکردن علاقه مند شدند. اعلام عفو عمومی نیز بسیاری از دهقانان را از باسماچیان دور کرد. به موازات این ها، عملیات نظامی بر ضدّ باسماچیان همچنان ادامه داشت و حتی کامنف دستور داد که پایگاه های باسماچیان با حملات هوایی بهشدت کوبیده شود. پس از مرگ انورپاشا و سلیم پاشا، که او نیز ترک و دوست انورپاشا بود و مدتی جانشین او شده بود، ابراهیم بیگ بار دیگر خود را سرکردهی باسماچیانِ تاجیکستان اعلام کرد؛ اما باسماچیان تلفات سنگینی داده بودند و وحدت رهبری از میان رفته بود. در اسفند ۱۳۰۱/ مارس ۱۹۲۳، قوای روس دژی را در اطراف بخارا با خاک یکسان کرد. قیام باسماچیان در منطقهی سمرقند و بخارا به پایانش نزدیک می شد. تنها در بیابان های خوارزم بود که باسماچیان هنوز توانایی گردآوردن نیروی بزرگی را داشتند. در دی ۱۳۰۲/ ژانویهی ۱۹۲۴، نیروی بزرگی به فرماندهی جنیدخان به خیوه حمله کرد؛ اما حمله دفع شد و این در واقع آخرین عملیات وسیع باسماچیان در ترکستان بود.[۱۲۳]
در ۱۳۰۳/۱۹۲۵، تاجیکستان، که مرکز قیام های باسماچیان بود، متروک شده بود. بیش از ۰۰۰ ، ۲۰۰ تن از مردم نزدیک به دو سوم زمین های کشاورزی را رها کرده و به افغانستان گریخته بودند. در ازبکستان، که کمتر آسیب دیده بود، یک چهارم زمین ها متروک مانده بود. ابراهیم بیگ بار دیگر می خواست آتش شورش را برافروزد، اما رمقی برای آن سرزمین نمانده بود و مردم ادامهی مقاومت را بیحاصل می دیدند و دهقانان به هر قیمت صلح می خواستند. باسماچیان به دسته های کوچک و کوچکتر تقسیم شدند و بسیاری از آنان در جریان عفو عمومی خود را تسلیم کردند و رهبرانشان به افغانستان گریختند. در ۱۳۰۶/۱۹۲۷، بعضی از دسته های کوچک هنوز فعال بودند و یکی از رهبران، به نام رحمان، عملیات را از بیرون مرز رهبری می کرد، ولی در ۱۳۰۷/۱۹۲۸ حتی جنیدخان هم مجبور شد به افغانستان فرار کند. واحدهای سوار تازه نفسِ روس بازماندهی نیروهای باسماچیان را در کوه و دشت تارومار کردند. رئیس جدید حکومت شورویِ تاجیکستان در آن زمان توانست،۳۳۰۰۰ تن از ۰۰۰ ۲۰۰ پناهنده را از افغانستان به تاجیکستان و سرزمین های خود بازگرداند.[۱۲۴]
مرحلهی سوم قیام باسماچیان، پس از دو سال وقفه، با اشتراکی کردن اجباری مزارع به دستور مقامات شوروی و ناخشنودی روستائیان آغاز شد. ابراهیم بیگ در ۱۳۱۰/۱۹۳۱ به دست سربازان روس افتاد، اما بازماندهی گروه های باسماچی، که غالباً به دسته های راهزن تبدیل شده بودند، تا ۱۳۱۲/۱۹۳۳ دوام آوردند. سرانجام پس از سال ها مبارزهی پرنشیب و فراز، آخرین آثار مقاومت مسلحانه از میان رفت و صلح و آرامش موافق نظر مقامات شوروی در ترکستان و صفحات آن برقرار شد.[۱۲۵]
مبارزهی باسماچیان با سربازان روس در حقیقت مبارزهی ضدکمونیست با کمونیست نبود، بلکه مبارزهی مسلمان با روس بود. درست است که قیام باسماچیان نخست با یاغیگری و راهزنی آغاز شد و حتی پس از آن که به صورت نهضت رهایی بخش ملّی درآمد، دوباره مدت کوتاهی به ماهیت اصلی خود بازگشت، با این وصف و با وجود همپیمانیهای موقّت و حتی فرصت طلبانه با گروه های ضدکمونیست روسی، نهضتی اسلامی بود. اینکه قیام باسماچیان قیامی جدّی و عمیق و وسیع بوده و در سرزمین های اسلامی تصرف شده با سنت های ریشه دار و کهنسال رخ داده است. شکست باسماچیان از قوای ارتش سرخ واقعیت تاریخی مسلّم است؛ اما فقط نبردهای نظامی نبود که این قیام را خاموش کرد، بلکه آن چه سبب شد تا در صفوف رهبران و گردانندگان این قیام شکاف افتد و سرانجام آن ها را از هم بپاشد مجموعهی تدابیر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی همراه با روش های آزادمنشانه تر یا به ظاهر توأم با تساهل و تسامح بود که حکومت شوروی در قبال مسلمانان در پیش گرفت و آن را با اقدامات و اصلاحات سریع عملی ساخت و این سیاست را مدام حساب شده تر و قوام یافته تر کرد. با این وصف و با وجود همهی پیشگیری های مقامات شوروی، از آن سال به بعد بارها حرکاتی دیده شده است که نشان می دهد نطفهی این گونه قیام ها هنوز زنده است.
روی هم رفته جنبش باسماچی یک جنبش آزادی بخش ملی بوده که نمونه های بسیار زیادی از آن پس از جنگ جهانی دوم در آسیا و افریقا به وقوع پیوسته است. نکتهی قابل توجه این است که فرزندان باسماچ ها پس از گذشت شصت سال پس از پناهنده شدن به افغانستان در دههی ۱۹۲۰، هم اکنون در جبههی مقدم نبرد چریکی با سربازانی هستند که برای برقراری آرامش به افغانستان آمده اند.[۱۲۶]
۱-۳-۴ حزب احیای اسلامی
یکی از آثار اصلاحات دوران گورباچف موسوم به پرسترویکا، پیدایش ” حزب احیای اسلامی” در شوروی است. این حزب ابتدا به عنوان یک حزب سراسری در تمام شوروی شکل گرفت و با اجازهی رسمی مقامات مسکو، اولین کنگرهی خود را در نهم ژوئیهی ۱۹۹۰ در آستاراخان واقع در شمال دریای خزر برگزار نمود. عباس کبدوف، کمیتهی مرکزی ” حزب احیای اسلامی” را در شهر قاضی پورت داغستان تشکیل داد. بعداً محمدبهاءالدین، ریاست حزب را از جانب ۱۸۳ نفر هیات اجرایی شرکت کننده در کنگرهی حزب عهده دار شد.[۱۲۷]
حزب احیای اسلامی” توسط یک شورای پانزده نفره از علما که توسط کمیتهی تشکیلات که مرکب از روحانیون سنتی و روشنفکران مذهبی بود انتخاب می شد، اداره می گردید. کارکرد این حزب بیشتر یادآور سازمان بلشویک های اولیه بود تا شبیه احزاب اسلامی مختلف در کشورهای اسلامی. هدف رسمی و اعلام شدهی حزب دفاع از آزادی وجدان کلیهی مسلمانان اتحاد شوروی از طریق متحد ساختن مسلمانان بود.[۱۲۸] استفاده از واژگانی چون انسانیت، صلح و توسعه در مجموع گفتمان ” حزب احیای اسلامی” نوبنیادگرایانه بود و تلاش می کرد از طریق بهره گیری از آموزه های اسلامی مسائل اجتماعی را تجزیه و تحلیل نموده و راه حلی ارائه نماید. دفاع از عدالت اجتماعی که متکی بر توزیع مجدد ثروت از طریق مالیات اسلامی مانند زکات و صدقه یکی از نمونه های فوق است. جنگ شوروی در افغانستان، یکی از منابع مهم در احیای تفکر اسلامی در جامعهی مسلمانان شوروی محسوب می شود. این جنگ از دو طریق تأثیر ویژه ای در احیای تفکر اسلامی داشت: اول، تحریک احساسات مسلمانان که اشغال نظامی افغانستان را تجاوز به حقوق مسلمانان می دانستند. دوم، ادبیات اسلامی که از طریق ترجمهی آثار مختلف اندیشمندان اسلامی از جمله آثار سید قطب توسط افغانیهایی که به زبان روسی مسلط بودند. تأثیرات احساسی و فکری جنگ افغانستان پس از فروپاشی شوروی کاملاً آشکار شد. مجموعه افرادی که در بخش های مختلف مسلمان نشین شوروی از آسیای مرکزی تا قفقاز و از تاتارستان تا چچن و داغستان، نقش رهبری را در تشکیلات مختلف اسلامی بر عهده گرفتند، کسانی هستند که یا در افغانستان حضور داشتند یا به نوعی با ادبیات اسلامی که از افغانستان یا افغانیهای مقیم شوروی می رسید آشنا شدهاند. [۱۲۹]
پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری های پانزده گانه شوروی از جمله جمهوری های مسلمان آسیای مرکزی، هر یک از رهبران ” حزب احیای اسلامی” با توجه به ملیتی که داشتند در سرزمین مادری خود فعال شدند و مرکزیت حزب در مسکو منحل شد. جریانها و حرکت های اسلامی که دعوی سیاسی داشتند در سه نقطهی مسلمان نشین شوروی تقسیم شدند: ۱. آسیای مرکزی ۲. قفقاز شمالی و جنوبی ۳. فدراسیون روسیه .

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : فایل ها درباره : بررسی تطبیقی جایگاه حبس ابد در ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در مقابل آیاتی هستند که تعابیر بسیار تندی راجع به برخی از انسانها به کار می برند مثل آیه ۱۷۹ سوره اعراف که می فرماید: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ» در این آیه بسیاری از انسانها پائین تر چهارپایان قرار داده شده اند. یا در آیه دیگری آمده است: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ: قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانی‏ اند که نمی‏ اندیشند»(آیه ۲۲ سوره انفال) یا شبیه همین آیه «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ: بی‏ تردید بدترین جنبندگان پیش خدا کسانی‏ اند که کفر ورزیدند و ایمان نمی ‏آورند».(انفال/۵۵)
فرمایش خداوند متعال و آیات قرآن مثل سخنان ما انسانها که نیست در آن مبالغه و تعارف باشد خداوند بدون تعارف و بدون مبالغه خبر از واقعیتی می‌دهد که برخی از انسان‌هایی که اهل تعقل نیستند و کفر می‌ورزند و ایمان نمی‌آورند بدترین جنبندگان هستند. این انسانها همان انسانهایی هستند که خداوند در مورد آنها فرموده بود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» پس چگونه در این آیات چنین تعابیری را به کار می‌برد. خداوند در سوره تین پس از آن که فرمود: «لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ فی أحسَنِ تَقویمٍ» می فرماید: «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ: سپس او را به پست‌ترین [مراتب] پستی بازگردانیدیم إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ: مگر کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏ اند که پاداشی بی‏ منت‏ خواهند داشت».
امام علی(ع) در غررالحکم می فرماید: «لَیْسَ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ أَکْرَمُ عَلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ مِنَ النَّفْسِ الْمُطِیعَهِ لِأَمْرِه» در این روایت کلمه «اکرم» به کار برده شده است که از ماده کرامت است، حضرت می فرمایند: بر روی زمین هیچ موجودی کریم تر و بزرگوارتر و ارزشمندتر نزد خداوند متعال از انسانی که مطیع امر پروردگار باشد نیست.  این تعبیر دیگری از آیه «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» است. انسانی که در مسیر ایمان و عمل صالح قرار گرفته است کرامت جدید و مازادی را کسب می کند. در روایت جالب دیگری به نحوی کرامت اکتسابی را می توان مشاهده کرد، گرچه لفظ کرامت در آن به کار نرفته است. در بحارالانوار، روایت شده که عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) پرسیده که ملائکه برترند یا انسانها و امام پاسخ داد: امام علی(ع) فرمود: خداوند به فرشتگان فقط عقل داد بدون شهوات، در حیوانات شهوت بدون عقل آفریده و در انسانها عقل و شهوت را به هم آمیخته است. هر کسی که عقلش بر شهوتش غلبه کند از فرشتگان برتر و هر کسی که شهوتش بر عقلش غلبه کند از حیوانات پائین تر است(مجلسی:۱۴۲۵، ج۵۷، ۲۹۹).
در مکتب اسلام عقیده بر این است که انسان دارای کرامت خدادادی است و مادام که با ارتکاب معاصی و نیز تعرض و تجاوز به دیگران این حق را از خود سلب نکند دیگران مکلف به رعایت حقوق او هستند. بنابراین برهکار دیگر آن انسان شریف نیست که شایسته تکریم و تعظیم بوده است. لیکن لعن و نفرینی که بزهکار برای خود خریده است بی پایان نیست از این رو، قانون اساسی که ملهم از تعالیم اسلامی است در اصل سی و نهم مقرر میدارد: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت و زندانی یا تبعید شده، به هر صورت باشد ممنوع و موجب مجازات است(اردبیلی:۱۳۹۳،ج۳، ۵۴).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

قوانین دیگر از جمله قانون آیین دادرسی کیفری نیز به تبع قانون اساسی به حفظ کرامت و حیثیت و تضمینات حقوق دفاعی متهم توجه نموده است. بنابراین قانون به منظور انجام یک دادرسی عادلانه لازم است که به کلیه موارد زیر در حق متهم توجه شود. ضرورت وجود دلایل کافی در احضار متهم، تفهیم اتهام با ذکر دلایل و منع تاخییر از اعلام آن، منع پرسشهای القایی، منع اجبار، اکراه و اغفال متهم، حق داشتن وکیل و اعلام آن به متهم، منع کاربرد روش های علمی مخل حق دفاع.

۲-۴-سابقه تاریخی انواع مجازات ها در حقوق ایران

مهم‌ترین طبقه بندی در حقوق ایران بر اساس قانون سابق تقسیم جرایم به جنایت، جنحه و خلاف است . ماده ۷ قانون مجازات عمومی مصوب سال ۱۳۵۲ مقرر می‌دارد که «جرم از حیث شدت و ضعف مجازات بر ۳ نوع جنایت، جنحه و خلاف است». در قانون مجازات عمومی ۱۳۰۴ جنحه به دو قسم مهم و کوچک تقسیم شده بود. قانونگذار جرایمی را که متضمن خطر بیشتری برای جامعه باشند جنایت می‌نامد و مجازات‌های سنگین تری برای آن مقرر می‌کند و جرایمی را که شدت کمتری دارند، جنحه می‌شمارد و مجازات خفیف تری برای آن در نظر گرفته است و سرانجام جرایمی که حداقل صدمه و خطر را برای افراد فراهم می‌آورند، خلاف نامیده است که مجازات سبکی دارند . ضابطه و معیار تشخیص نوع جرایم ارتکابی نظر و تصمیم قانونگذار است و بدیهی است که قانونگذار با توجه به ارزش و عقاید معتبر جامعه یا برداشتی که نسبت به حمایت از مصالح متنوع حیات اجتماعی دارد، اعمال نابهنجار را براساس شدت و خطر آنها به ترتیب به جنایت، جنحه و خلاف تقسیم می‌کند. در مواد قوانین جزایی نوع جرایم بیان نشده ؛ ولی برای هر عمل مجرمانه مجازاتی پیش بینی گردیده است که با توجه به آن می‌توان جرم ارتکابی را تشخیص داد(صانعی:۱۳۹۳، ۳۳۸).
مجازات انواع جرم در مواد ۸، ۹ و ۱۲ قانون مجازات سال ۱۳۵۲ تعیین شده و مطابق ماده ۱۱۸ آن مجازات‌های اصلی جنایت به قرار زیر هستند:

    1. اعدام ۲٫ حبس دایم
    1. حبس جنایی درجه یک از ۳ تا ۱۵ سال
    1. حبس جنایی درجه دو از ۲ تا ۱۰ سال مطابق ماده ۹ همان قانون

مجازات‌های اصلی جنحه به قرار زیر می‌باشند :

    1. حبس جنحه‌ای از ۶۱ روز تا ۳ سال .
    1. جزای نقدی از ۵ هزار و یک ریال به بالا .

و سرانجام برابر ماده ۱۲ قانون مجازات سال ۱۳۵۲، مجازات خلاف، جزای نقدی از ۲۰۰ ریال تا ۵ هزار ریال است. از آنجا که اعدام جزءِ مجازات‌های اصلی جنایت است، بنابراین قتل عمد جنایت و مشمول مقرراتی می‌باشد که قانون در مورد این نوع جرایم اجرا می‌کند . نسخ عناوین خلاف جنحه وجنایت توسط قانون مجازات اسلامی یا اعتبارآن: گفته شده تقسیم جرایم به قصاص، حدود، دیات و تعزیرات . عناوین خلاف و جنحه و جنایت را نسخ ننموده باشد، زیرا تقسیم جرایم به خلاف، جنحه و جنایت به اعتبار شدت و ضعف مجازات آنها بوده و تقسیم مجازات به قصاص ،حدود، دیات و تعزیرات به اعتبار مجازات‌ها می‌باشد که در این خصوص به قسمتی از نظریه مشورتی اداره حقوقی اشاره می‌گردد:« تقسیم جرایم به قصاص، حدود، دیات و تعزیرات نافی و معارض تقسیم آنها به خلاف، جنحه و جنایت نیست، زیرا تقسیم اخیر به اعتبار شدت و ضعف مجازات و بیشتر مربوط به تعزیرات می‌باشد ؛ یعنی مجازات‌های تعزیری حسب شدت و ضعف به خلاف، جنحه و جنایت تقسیم می‌شوند ؛ اما تقسیم به قصاص، حدود، دیات و تعزیرات به اعتبار دیگری است و هیچ مانعی ندارد که یک مقسم به اعتبارات مختلف تقسیم شود . بنابراین نمی توان گفت که چون در قانون راجع به مجازات اسلامی جرایم به حدود، قصاص، دیات و تعزیرات تقسیم شده اند، عناوین خلاف، جنحه و جنایت منسوخ است(اردبیلی:۱۳۹۳، ج۳، ۶۰).
ولی به نظر می‌رسد این طبقه بندی در قانون مجازات اسلامی وجود ندارد، زیرا اگر وجود داشت می‌بایست مانند قانون سابق و اسبق ایران در موادی نوع جرایم مشخص می‌شد تا آثار و فواید آن نیز بر نظام حقوقی بار شود. در مقررات جزایی اسلام، ملاک طبقه بندی، نوع کیفری است که شرع مقرر فرموده است. بنابراین جرایم برحسب مجازات ها طبقه بندی می‌شوند که چهارطبقه اند: جرایم مستحق قصاص، حدود، دیات و تعزیرات. وخامت و شدّت مجازات یکی دیگر از مبانی طبقه بندی آنهاست. از این نقطه نظر، مجازات دائمی در مقابل مجازات موقت قرار می‌گیرد. دوام وموقت بودن از ملاکهائی است که منحصراً جهت مقایسه جرائم سالب آزادی به کار میرود. قانونگذار برای تعیین درجه وخامت مجازات، در قانون مجازات عمومی سابق سه درجه مجازات، جنائی، جنحه وخلاف را به دست داده بود. ولی در قانون مجازات اسلامی، این طبقات بر حسب نوع جرائم به پنج دسته، حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و مجازات بازدارنده تقسیم بندی شده است(ولیدی:۱۳۹۰، ۱۲۹).

۲-۴-۱- انواع مجازات در قانون مجازات عمومی سابق

قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴، با الهام از قوانین خارجی، جرائم را از حیث شدت وصف به چهار درجه، جنایت، جنحه مهم، جنحه کوچک و خلاف تقسیم کرده بود. این قانون در سال ۱۳۵۲ اصلاح شد و چهار درجه به سه درجه جنایت، جنحه وخلاف تقلیل یافت. به موجب ماده ۸ قانون مجازات اصلی جنایت عبارت بودند از: اعدام، حبس دائم، حبس جنائی درجه یک از سه سال تا پانزده سال وحبس جنایی درجه دو از دو تا ده سال. مجازات اصلی جنحه عبارت بودنده از : حبس جنحه‌ای از۶۱ روز تا ۳سال و جزای نقدی از ۵۰۰۰ ریال به بالا ونهایتاً برای مجازات خلاف، جزای نقدی از ۲۰۰ریال تا ۵۰۰۰ ریال را تعیین کرده بود. بدین ترتیب قانونگذار، شدیدترین مجازات را مجازات جنائی وخفیف‌ترین آن را مجازات خلاف قرار داده بود(ولیدی:۱۳۹۰، ۱۲۹).

۲-۴-۲-انواع مجازات در قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جنبش کلی در تغییر قوانین موجود به عمل آمد. اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در باب قوانین، چنین می‌گوید: «کلیه قوانین ومقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی و… باید براساس موازین اسلامی باشد….». طبق ماده۱۲ این قانون، مجاراتهای مقرر پنج قسم است:حدود، قصاص، دیات، تعزیرات ومجازات‌های بازدارنده. این تقسیم بندی براساس نظر فقها وموازین اسلامی تعیین شده که بیشتر جنبه حقوق جزای اختصاصی داشته و درباب کتاب القضاء، کتاب شهادت و…مورد بحث وبررسی اکثر فقهای اسلامی قرار گرفته است.

۲-۴-۲-۱-حدود

حدود جمع حد است. حد در لغت به معنی منع و بند است(معین: ۱۳۷۵، ۵۳۶).
که در اصطلاح مجازات مصرح در قانون جزا است. از نظر حقوقی حدّ را چنین تعریف می‌کنند :«حدود کیفرهائی است که کم و کیف آن کاملاً معین شده وکسی نمی تواند آن را بیشتر یا کم کند». البته قانون گذار جمهوری اسلامی ایران، نیز به همین ترتیب حد را شرعی را در ماده ۱۵ قانون مجازات اسلامی بیان و مقرره کرده:« حد، مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع مقدس، تعیین شده است». در قرآن مجید، برای چهارم جرم سرقت، محاربه، زنا و قذف کیفر حد معین شده است. در قانون مجازات اسلامی موجبات حد را عبارت از سرقت، شرب خمر، محاربه، قذف واعمال منافی عفت از قبیل زنا، لواط، مساحقه و تفخیذ و قوادی ذکر کرد.

۲-۴-۲-۲- قصاص

قصاص مصدر «قاص-یقاص» است و از باب «قصَّ اَثَرَهُ …» یعنی از او پیروی کرد، آمده است و شخص نقّال و قصه گو را از این جهت «قصاص» می‌گویند که از آثار و حکایت گذشتگان پیروی و آنها را برای دیگران تشریح می‌کند. حقوقدانان قصاص را چنین بیان می کند: «قصاص اسم است وبرای انجام دادن مثل جنایت ارتکاب شده، از قطع یا ضرب یا جرح و ریشه آن» به معنی پیروی کردن ار اثر است، چون قصاص کننده، اثر جنایتکار را پیروی می‌کند وکاری مانند او انجام می‌دهد. دین اسلام برای پایان دادن انتقام شخصی و فردی قصاص را قانونگذاری نمود. در باب فلسفه این مجازات را می‌توان در چند نکته بر پایی عدالت نظم عمومی جامعه، اجرای فرمان الهی والتیام روح اولیاء دم مورد اشاره قرار داد(شمس و کلانتری:۱۳۸۸، ۷۲).
ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی۹۲ در تعریف قصاص بیان می دارد« قصاص مجازات اصلی جنایات عمدی بر نفس، اعضاء و منافع است که به شرح مندرج در کتاب سوم این قانون اعمال می‌شود».

۲-۴-۲-۳-دیات

دیات جمع دیه است، دیه مصدر است ودر اصل «ودی» بوده که و «واو» آن را حذف کرده ودر عوض «ه» به آخر آن افزوده اند. در قرآن مجید کلمه دیه فقط دو بار در آیه ۹۲ سوره نساء تکرار شده است. قانونگذار اسلامی از طرف دیات را در ماده ۱۷ قانون مجازات اسلامی۹۲ تعریف کرده و می گوید «دیه اعم از مقدر و غیرمقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیرعمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد به موجب قانون مقرر می‌شود».
و از طرف دیگر در ماده ۲۹۷ قانون مجازات اسلامی۱۳۷۰میزان آن را مشخص نموده است :« دیه قتل مرد مسلمان، یکی از امور ششگانه ذیل است که قاتل در انتخاب هر یک از آنها مخیّر می‌باشد وتلفیق آنها جایز نیست:
۱- یکصد شترسالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشد.
۲- دویست گاو سالم وبدون عیب که خیلی لاغر نباشد.
۳- یک هزار گوسفند سالم وبدون عیب که خیلی لاغر نباشد.
۴- دویست دست لباس سالم از حلّه ی یمن.
۵- یک هزار دینار مسکوک سالم وغیر مغشوش که هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن ۱۸ نخود است.
۶- ده هزار درهم مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر درهم به وزن ۶/۱۲ نخود نقره می‌باشد»
با مطالعه این ماده در بادی امر به نظر میرسد که باید در هر شش قسم دیه، رعایت تساوی قیمت شود اما در عمل ملاحظه می‌شود که این تساوی رعایت نشده وارزش اقسام شش گانه با یکدیگر متفاوت است. قانونگذار اسلامی درصدد رفع این ابهام برآمده و در ماده ۴۹۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰ می‌گوید:« در این قانون مواردی از دیات که دیه برحسب دینار یا شتر تعیین شده است شتر و یا دینار موضوعیت ندارد و منظور نسبت مشخص از دیه کامله است و جانی در انتخاب نوع آن، مخیر می‌باشد». منظور و مقصود از موضوعیت نداشتن شتر و دینار این است که جانی می‌تواند به جای شتر و دینار به نسبت آن یکی دیگر از انواع دیات را انتخاب کند(اردبیلی:۱۳۹۳، ج۳، ۶۱).

۲-۴-۲-۴-تعزیرات

بعضی از جرائم و تخلفات هستند که خلاف اسلام بوده لیکن چون دارای اهمیت کمتری است وصدمه زیادی به افراد نمی زند، لذا حکم بخصوصی برای آنها در نظر گرفته نشده و مجازات آن به اختیار امام واگذار شده که به نحوه مقتضی مجرم ومتخلف را به کیفر اعمال خود برساند. این مجازات بر حسب مورد و با توجه به عمل ارتکابی و شرایط مرتکب آن تغییر کرده واصطلاحاً به آن «تعزیر» گفته البته ناگفته نماند که در بعضی موارد، مجازات تعزیری در روایات تعیین ومیزان آن در قالب اقّل واکثر و یا به صورت مشخص و معین نظیر حد ذکر شده است. به هر حال بارزترین مشخصه تعزیرات وفرق آن با حد در این است:
۱- موضوع هر حدی در قانون کاملاًمشخص و شرایط هر یک مفصلاً بیان گردیده است در حالی که در تعزیرات، هیچ گونه تشخیص قانونی مشخص نیست و فقط به بیان افعال خلاف اکتفاء شده است.
۲- نوع عقوبتهای حدی در اصل مشخص شده و در محدوده‌های معینی محصور می‌باشد در صورتی که عقوبتهای تعزیری هیچ گونه تعیینی نداشته و به صلاحیت حاکم واگذار شده است.
۳-مقدار تعزیر باید کمتر از حد باشد.
۴- در تعزیر، واسطه وشفاعت مورد قبول واقع می‌شود.
۵-تعزیر به جهت توبه کردن ساقط می‌شود.
۶-تعزیر گاه حق اللّه است چون دروغ گفتن وگاه حق الناس چون دشنام دادن وگاهی هر دو جنبه را داراست مثل دشنام صالحینی که مرده باشد، ولی حدود کلاً حق اللّه است مگر قذف وسرقت که محل اختلاف می‌باشد(حسینی: ۱۳۸۷، ۱۲۵).

۲-۴-۲-۵- مجازات‌های بازدارنده

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

نقد: آنچه شایان توجه به نظر می‌رسد عبارت است از اینکه مبنای فلاسفه درباره عالم ماده، وحدّت آن است؛ یعنی می‌گویند: عالم ماده فقط یک عالم است و تعدد در آن راه ندارد.(همان، ص۱۵۸و۱۵۴)
با توجه به آنچه که در این قسمت بیان شد، سه نکته روشن است:
اول اینکه ادّله ابطال تناسخ در این عالم طبیعی را ابطال می‌کنند و توان ابطال انتقاال نفس به عوالم دیگری مثل عالم عقول، عالم مثال و عالم طبیعی دیگری غیر این عالم را ندارند. البته باید توجه داشت که برخی شارحان حکمت متعالیه، این تعبیر ملّاصدرا را به معنای انتقال نفس به عالم «مثال» گرفته‌اند که از جهاتی صحیح به نظر می‌رسد. اما عبارات ملاصدرا به گونه‌‌ای عام است که انتقال نفس به همه عوالم هستی، اعم از جهان ارواح، جهان عقول، جهان مثال و جهانی مادی غیر عالم طبیعی خودمان را شامل می‌شود.
دوم اینکه ملّاصدرا با توجه به مبانی فلسفی خود درباره تشکیک وجود، نفس شناسی، و هستی شناسی عوالم هستی، ادلّه دیگران را ناقص و نادرست، و نظریه خود را صحیح دانسته است.(ر.ک-سید محمد حسین طباطبائی)
در توضیح این نکته باید گفت: اشکالات متعددی مثل دوری بودن برهان تناسخ
موجب شده است که عده‌ای از متکلمان فابل به تناسخ شوند؛ زیرا دلیلی قاطع و یقینی بر ابطال آن نیافته و بلکه موارد فراوانی از آیات و روایات را به عنوان مؤیّد و تأکید آن تلقّی کرده‌اند. (صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۸، ج۸، ص۳۳۹)
دیگر به نقلی بودن ابطال آن گشته‌اند.(صدرالدین شیرازی،۱۳۷۸ ، ج ۹، ص۲۰۸)
اما ملّاصدرا با پی ریزی مبانی و مباحث مهم هستی شناختی و جهان شناختی، توانست برهان اقامه کند که نه تنها اشکالات براهین سابق را نداشت، بلکه رویکردی نوین برای اثبات معاد و رجعت به شمار می‌رفت.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

سوم اینکه اشکالات عمده اهل تناسخ در پیش فرضهای نادرست آن درباره مسائل فلسفی نهفته است، اما با توجه به مهمترین نکات مربوط به آن در اینجا صحیح به نظر می‌رسد:که تا کنون مورد بررسی قرار گرفته‌اند، این است که همه آنها جهان هستی را را فقط در دو عالم منحصر می‌دانند: عالم ماده و ملک، و عالم عقلی و ملکوت. ملاصدرا این اشکال را تحت عنوان «حکمت مشرّقی»در مشهد سوم کتاب الشواهد الربوبیه، اینگونه مطرح کرده است:

۴-۲۵-مبانی فلسفی نادرست تناسخ

۱-انحصار عوالم در دو جهان مادی و عقلی.
مهمترین اشکال قایلان به تناسخ که تا کنون مورد بررسی قرار گرفته‌اند،این است که همه آنها جهان هستی را فقط در دو عالم منحصر می‌دانند: عالم ماده و ملک، و عالم عقلی و ملکوت.
ملاصدرا این اشکال را تحت عنوان«حکمت مشرقی» در مشهد سوم کتاب الشواهد الربوبیه، اینگونه مطرح کرده است.
مبنای این سخن و شبیه آن بر انحصار نشئه‌های وجود انسان در دو نشئه حسی و عقلی استوار است و عدم توجه آنان به نشئه اخروی (مثالی) - غیر از نشئه عقلی- آنان را مطرح کردن عقاید باطلی در قالب تناسخ واداشته است.
(صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۸، ص۳۱۲)
حتی پیش از ملاصدرا، عرفای مسلمان نیز به این خطای اساسی توجه کرده و آن را مورد نقد و طرد قرار داده‌اند. در واقع، این همه قصه‌پرازی به دلیل جهل نسبت به عالم برزخ و مثال پدید آمده است. این سه عالم همان نشأت سه‌گانه‌ای هستند که عرفا نیز از آن سخن گفته‌ و آنرا تثبیت کرده‌اند. با این فرق که آنان عواملی پیش از سه عالم را مطرح کرده‌اند و تعابیر متفاوتی برای بیان این عوالم دارند و معتقدند مرگ در حقیقت، انتقال نفس از نشئه طبیعی به نشئه اخروی و برزخی است.(صدرالدین شیرازی،۱۳۷۸ ، ج ۹، صص۲۱۲ و ۱۹۵ و ۹۷ و ۳۰)
۲-امتناع تجرّد نفس:
از مهمترین موارد لغزش قایلان به تناسخ، که آنهارا به این نظریات بی‌اساس سوق داده، قایل شدن به عدم تجرّد نفس و به عبارت صریح‌تر، مادی بودن نفس است، چه آنان که به مطلق تناسخ با هریک از اقسام آن قایلند و به طور مطلق نفس را مادی می‌دانند. (همان ، ج ۹، ص۷)
و چه فلاسفه که نفوس متوسط رامادی دانسته، به اتصال آنها به اجرام فلکی قایلند، چنین مبنایی آنها را به سوی تناسخ سوق داده است. اما با تکیه براهین قاطع تجرّد نفس، دیگر به توجیه تناسخی کمال نفس نیازی نیست.
(صدرالدین شیرازی،۱۳۵۴ ، ج ۹، ص۷ و ج ۸، ص۳۰۲)(همان، ۱۳۵۴،ص ۴۳۷)
۳- فرق معاد با تناسخ:
یکی دیگر از عوالم اصلی گرایش به تناسخ، عدم تفکیک میان رجعت یا معاد، تناسخ است. حتی بعضی به دلیل ناتوان بودن از تفکیک این دو امر از یکدیگر، قایل شده‌اند به اینکه «رجعت» همان «تناسخ» است و به همین دلیل، شیعیان علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السلام) را به عقیده تناسخ متّهم کرده‌اند. معتقدان به تناسخ علاوه بر خلط میان رجعت و تناسخ، میان معاد و تناسخ نیز خلط کرده و معاد را تناسخی دانسته‌اند که شرّع مقدّس بدان تصریح و تأکید کرده‌ است. ملاصدرا به این مسأله پاسخ داده و به نقد مبانی آن پرداخته و در این بررسی، فرق آن دو را تبیین کرده‌ است.
(صدرالدین شیرازی،۱۳۷۸ ، ج ۹، ص۷ و ج ۸، ص۲۰۸و۳)(سبحانی،۱۴۱۹، ص۲۹۴و۲۳۴)

۴-۲۶-تناسخ ملکوتی

صدرالمتألهین بیان می‌کند بین تناسخ مصطلح و معاد جسمانی و تجسم اعمال، فرق روشن و واضحی است زیرا وقتی نفس در اثر حرکت جوهری دچار تحول شده و از عالم طبیعت به عالم آخرت حرکت نموده و ملکات و احوال و افکار مختلفی را کسب کرده‌ است، در جهان آخرت به صورتهایی که مناسب با افکار و اخلاق مکتسب است در می‌آید و این مسأله، مخالف برهان و آیات و روایات نیست پس به این “معنا تناسخ ملکوتی"، همان تجسم اعمالی است که در اسلام بدان تصریح شده و اهل کشف و شهود هم به آن رسیده‌اند. زیرا در معاد جسمانی، نفس به بدن دیگر تعلّق نمی‌گیرد .و اشکال رجوع از فعلیت به قوّه و از کمال به نقص لازم نمی‌آید تا تناسخ مصطلح باشد بلکه نفس با بدن و صورتی که حاصل اعمال و افکار اوست، محشور می‌گردد و همه فعلیتهایی را که کسب کرده، داراست و هیچ کدام نابود نشده‌اندو همه آنچه که انجام داده برای او حاضر است. مولوی گوید:
سیرتی کان در نهایت غالب است هم بر آن تصویر، حشرّت واجب است
حشرّ تو بر صورت اعمال توست هرچه بینی نیک و بد، احوال توست

۴-۲۶-۱-اثبات عقلی تناسخ ملکوتی:

برای اثبات عقلی تناسخ ملکوتی (یا همان تجسم اعمال)، باید به مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا توجه کرد، عمده‌ترین اصولی که در اثبات آن باید ملاحظه شود:
اصالت وجود، حرکت جوهری، جسمانیه الحدّوث و روحانیه البقاء بودن نفس، و اتحاد عاقل و معقول یا اتحاد عالم و معلوم است.
با ملاحظه این اصول می‌توان گفت: همچنانکه در مباحث اتحاد عالم و معلوم اثبات شده است نفس عالم با خود علم متحدّ می‌شود و نه با معلوم خارجی، زیرا علم، با لذت نفس است و متعلّق خارجی، معلوم بالعرض آن.
در اتحاد علم و عمل با نفس هم همینگونه است، یعنی نفس با صورت علمی و عملی خود متحدّ می‌شود و وقتی که این اتحاد در صقع ذات انسان رسوخ یافت، ملکه نفس شده و زایل نمی‌گردد بلکه با او محشور می‌شود.
از طرف دیگر، صورت عملی اگر بخواهد مجسّم گردد، بصورت خوب و بد، زشت و حسن و قبیح درمی‌آید.
بنابراین اگر کسی خلقی از اخلاق حیوانی را در خود پرورش داده است، آن خلق و خو، ملکه او شده و با جان و نفس انسان متحدّ گردیده و همین خلق به منزله نفس مدّبر او بدنش را تدبیر می‌کند، همینطور این خلق، فصل مقوّم او شده و او را به صورت حیوان جلوه‌ می‌دهد زیرا تمیّز و تحصّل یک چیز به فصل مقوّم آن است، در نتیجه این خلق که هم اینک فصل ممیز او شده و بالفعل با او متحدّ است بدن انسان را مطابق با خواسته خود پرورش داده و می‌سازد زیرا عامل، با عمل خود متحدّ است و اندیشه با اندیشنده، و عقل عملی نیز شأنی از شئون عقل نظری است.
بنابراین انسان با نیّات خود نیز متحدّ است و هر اندیشه و نیّتی که دارد بیرون از جان و هویّت او که نفس اوست، نمی‌باشد. زیرا چنانکه اشاره شد انسان در مرتبه عقل نظری با علم و افکار و اندیشه‌های خود متحدّ است و در مرحله عقل عملی، با نیات و اعمال و اخلاق خود؛ پس انسان “در تناسخ ملکوتی ” همه خصوصیات جنسی و فصلی خود را داراست و چیزی از دست نمی‌دهد بلکه دائماً در حرکت بوده و از قوّه به فعلیت می‌رسد و و دائما بدست می‌آورد و در این حرکت، یا در جانب رذایل به فعلیت می‌رسد و یا در جانب فضایل، اما در هر حال مشغول ساختن خویشتن خویش است و «ناطق»، فصل نهایی او نیست، بلکه فصلهای جدید و صور تازه روی آن می‌اید که صدرا از این حقیقت به لبُس بعد ازلبُس تعبیر کرده است.
در دیدگاه صدرا، اگر فردی همه استعداد و توان خود را در راه کسب حرام صرف کند، صورت بهیمی و جانوری به خود می‌گیرد و این مطلب به آن معنی نیست که صورت نوعیه قبلی خود را از دست داده و فصل جدیدی کسب کرده است بلکه همه فصول و اجناس قبلی را همچنان داراست.
اما علاوه براین فصول، فصل خوک شدن را نیز مثلاً، روی صورتهای قبلی کسب کرده است و هم اینک او حیوان ناطقی است که خوک یا فرشته شده، پس انسان، حقیقتی است که تحت آن، انواع گوناگون مندرج است که از یک نظر او را نوع متوسط می‌کند و از جهتی جنس ؟سافل.(صدرالدین شیرازی،۱۳۷۸ ، ج ۹، صص۲۰ و ۱۹)
در حکمت متعالیه صدرا، انسان به زیبایی تمام معرفی شده است و همین انسان شناسی دقیق در فلسفه او منجر به تصویر و شناخت صحیحی از سیر جوهری و تکامل ذاتی انسان گردیده است.
به نظر ملاصدرا، انسان موجودی است که دارای مراتب تشکیکی است، یک مرحله او بدن طبیعی اوست که همه انسانها از این هیکل مادی و طبیعی برخوردارند. مرحله دوم او، بدنی است که شب و روز با اعمال و رفتار و اندیشه‌های خود مشغول ساختن آن است و مرحله‌ دیگر او تجرّد اوست که مرحله نهایی نفس انسانی است.
نفس در مرحله حدّوث یعنی در مرتبه نخست جسمانیه الحدّوث است که در اثر حرکت جوهری، نشأت و اطوار مختلفی را طی می‌کند و در هر مرحله‌ای کمالی را کسب می کند. حال اگر نفس در این حرکت ذاتی و جوهری، صورتهای حیوانی و سبعی و بهیمی و یا ملکی را بگیرد، و نه تنها محال نیست بلکه اطواری است که اصحاب کشف و شهود و روایات و براهین عقلی بر آن دلالت دارند.
علامه طباطبائی می‌فرماید:
اگر فرض کنیم که صورت انسان، تغییر یافته و به صورت نوعی دیگر مثلاً میمون و خوک در آمده این صورت جدید، صورتی است که روی صورت قبلی آمده است. بنابراین فرد، انسانی است که خوک شده و یا به صورت میمون درآمده است که مسخ شده است نه اینکه انسانیّت او باطل شده و به جای آن، صورت خوک یا میمون قرار گرفته است؛ پس این فرد انسانس است که مسخ شده است نه اینکه انسانیّت خود را از دست داده باشد.
(طباطبائی،۱۳۶۶، ص۲۱۰)
صدرا برای تبیین بیشتر تناسخ ملکوتی و ابطال تناسخ ملکی، نشأت وجودی انسان را به سه نشئه و مرحله تقسیم می‌کند:
۱-نشئه حس و طبیعت.
۲-نشئه مثال.
۳-نشئه عقل.
وی معتقد است انسان در عالم دنیا مسیرهای متعددی را می‌پیماید و در سیر و سلوک علمی و عملی، بدن باطنی خود را ساخته و با آن محشور می‌شود.
به نظر صدرا انسان، نوع اخیر نیست بلکه نوع متوسط است و در تحت آن، انواع فراوانی قرار دارد که در روز قیامت و معاد، یکی پس از دیگری ظهور می‌کند.
بنابراین، افکارو عقاید و اخلاق انسان او را به یکی از منازل بهیمی، سبعی، شیطانی و یا فرشته‌خویی رهنمون می‌سازد، یعنی مثلاً انسانیکه به دنبال توطئه و دسیسه برای دیگری است اینگونه نیست که صورت او شیطانی و سیرت و باطن او انسان باشد، بلکه حقیقت او شیطان می‌شود و آن کس که حلال و حرام دین را رعایت نمی‌کند و همت او بطن و شکم اوست به صورت عمل و اندیشه خود مجسم می‌شود این تحول از عالم ماده به برزخ و از آنجا به معاد و کسب صور گوناگون، تناسخ باطل و مصطلح نیست بلکه تجسم اعمال و تناسخ ملکوتی است و بیانگر این حقیقت است که حقیقت انسان در گرو افکار و اعمال اوست.
«کل نفس بما کسبت رهینه» هر نفسی در گروآنچه کسب کرده است، می‌باشد.

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در رابطه با نگاشت شبکه تداعی ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

با وجود پیشرفت های صورت گرفته موانع زیادی برای دسترسی هرچه راحت‌تر بازاریابان به نقشه‌های برند وجود دارد. در رویکرد نقشه‌یابی از طریق مصرف‌کنندگان فرایند بدست آوردن این نقشه‌ها از طریق هر یک از مصرف‌کنندگان و اجماع تمامی این نقشه‌های فردی برای بدست آوردن یک نقشه یکپارچه و جامع فرآیندی بسیار زمان­بر و پرکار به حساب می‌آید و نیازمند متخصصین بامهارت و باتجربه می­باشد. به عنوان مثال روش ZMET نیازمند انجام دادن مصاحبه‌های طولانی مدت توسط افرادی خبره و آموزش دیده در زمینه‌هایی مانند علوم عصب شناختی و روانشناسی گفتاری است. روش­های تحلیلی نقشه­یابی فرآیندی آسان­تر را ارائه می‌کنند که از تحلیل های کمی بهره می‌برد اما این روش­ها نیازمند تسلط بر روش­های آماری می‌باشند که اکثر محققان بازاریابی با آن‌ها نا آشنا هستند. به عنوان مثال تجزیه تحلیل شبکه ای روشی شناخته شده و پرکاربرد در حوزه جامعه شناسی است ولی برای بسیاری از شرکت های تحقیقات بازاریابی روشی نامعلوم است (جان و همکاران،۲۰۰۶)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در پژوهش حاضر، پژوهشگر از روشی به نام نقشه‌های مفهومی برند (BCM) استفاده خواهد کرد که روشی آسان­تر و استانداردتر برای بدست آوردن نقشه‌های برند می­باشد. این روش که توسط جان و همکاران (۲۰۰۶) ارائه شده در ادامه به طور کامل تجزیه و تحلیل خواهد شد.
روش به کار گرفته شده، روشی به مراتب آسان‌تر برای اجرا است (در مقایسه با سایر روش­های موجود مانند ZMET) و نیازمند استفاده از مصاحبه گران خبره نیست و وقت بسیار کمتری را از پاسخگو می‌گیرد. علاوه بر این BCM می‌تواند روشی منعطف است که می‌تواند در بسیاری از زمینه‌ها و با حجم بالای نمونه نیز مورد استفاده قرار بگیرد و ازین طریق بخش های مختلف بازار را تحت پوشش قرار دهد. در مقایسه با روش­هایی مانند تجزیه و تحلیل شبکه ای، این روش از روشی بسیار استاندارد‌تر برای اجماع نقشه‌های انفرادی و رسیدن به یک نقشه جامع با بهره گرفتن از تعدادی قوانین و گام های نسبتا آسان بهره می‌برد و نیاز به استفاده از روش­های پیچیده آماری نیز ندارد. در ادامه روش­های ZMET و BCM به تفصیل شرح داده خواهند شد.
تکنیک های نقشه‌یابی از طریق مصرف‌کننده
تکنیک های نقشه‌یابی از طریق مصرف‌کننده به سه مرحله تقسیم می‌شوند. در مرحله اول که مرحله استخراج است، تداعی‌های پراهمیت برند از نظر مصرف‌کنندگان، از خود آن‌ها استخراج میشود. در مرحله دوم، مصرف‌کنندگان نقشه‌هایی را با بهره گرفتن از تداعی‌های به دست آمده در مرحله قبل ترسیم می‌کنند تا نشان دهند که چگونه این تداعی‌ها به یکدیگر و به برند مرتبط هستند. در مرحله سوم، محقق از این نقشه‌های انفرادی را یکپارچه کرده تا به یک نقشه اجماعی می‌رسد. در این بخش بررسی خواهد شد که این مراحل به چه صورت در هر یک از این تکنیک­ها اجرایی می‌شود. همچنین به ارزیابی هر یک از این روش­ها پرداخته می‌شود.
روش زیمت ZMET
تعریف و توضیح
روش استخراج استعاره زالتمن یا زیمت یک تکنیک تصویری است ZMET برای استخراج فرایندهای فکری انسان از طریق استعاره به کار می‌رود با این فرض که بیش از ۸۰ درصد از گفتار انسان غیر شفاهی است. در مرحله استخراج، تعداد اندکی از شرکت کنندگان در حدود ۲۰-۲۵ نفر انتخاب می‌شوند و برند مربوطه به آن‌ها معرفی می‌شود. از شرکت کنندگان خواسته می‌شود که حداقل ۱۲ تصویر و عکس که بیانگر رابطه آن‌ها و نظراتشان با برند مورد تحقیق است را جمع آوری کنند. هفت تا ده روز بعد، افراد موارد گفته شده را به همراه خود می‌آورند و طی مصاحبه ای دو ساعته از آن‌ها خواسته می‌شود که هر تصویر را شرح داده و دلیل انتخاب این تصویر را بیان کنند. همچنین هر مسئله و مواردی را که قادر به یافتن تصویری در آن خصوص نبوده اند را نیز شرح دهند. مصاحبه گر از روش­های کیفی مانند “شبکه چهارخانه کلی[۷۳]” استفاده می‌کند که بر پایه ساختار های گفتاری است (در این روش مصاحبه شونده باید از میان سه مورد جفت های مرتبط را شناسایی کند) و یا تکنیک نردبانی[۷۴] (که فرد مورد مصاحبه باید یک زنجیره وسیله-هدف را شناسایی کند که شامل ویژگی‌ها، نتایج و ارزش باشد) و ازین طریق ساختارهای ذهنی مصاحبه شوندگان استخراج می‌شود. افراد مصاحبه کننده نیز افرادی آمورش دیده و آشنا با مباحثی مانند عصب شناختی و روانشناسی گفتاری می‌باشند. مرحله بعدی که مرحله ترسیم نقشه است، فرد مصاحبه شونده نقشه مورد نظر خود را با بهره گرفتن از سازه‌های استخراج شده ترسیم می‌کند. از او خواسته می‌شود که ارتباطات مهم بین ساختارها را در نقشه ترسیم کند. در مرحله اجماع نقشه‌ها، محقق باید نقشه ای واحد را از تمامی نقشه‌های افراد پاسخ دهنده تهیه کند که نشان دهنده مهمترین ساختارها و رابطه بین آن‌ها در خصوص برند باشد. یادداشت ها، نوار های صوتی ضبط شده، تصاویر و مصاحبه‌ها همگی در این مرحله مورد استفاده قرار می‌گیرند. بعد از کدگذاری تمامی اطلاعات در دست، محقق باید تصمیم بگیرد که کدام یک از ساختارها و به چه شکلی باید در نقشه واحد مورد استفاده قرار بگیرد. مرحله نهایی نیز مشخص کردن ارتباطات میان ساختارها می­باشد (زالتمن و کولتر، ۱۹۹۶).
ارزیابی ZMET
مهمترین مزیت روش زیمت توانایی نشان دادن احساسات شخصی مصرف‌کنندگان، رفتار های بی­خردانه و غیر منطقی و نگرش های سرکوب شده آنان می­باشد که از طریق تکنیک­های مصاحبه متعارف به سختی قابل به دست آوردن است. همچنین با بهره گرفتن از این روش محققان می­توانند جنبه‌های غیر شفاهی افکار مشتریان که در ضمیر ناخودآگاه آنان قرار دارد را شناسایی کنند. از سوی دیگر، این روش مخصوصاً مرحله استخراج تداعی‌ها فرآیندی بسیار پیچیده و دشوار است. مصاحبه گر می‌بایست به طور کامل در زمینه روانشناسی شناختی آموزش دیده باشد همچنین لازم است که مصاحبه شوندگان دو مرحله طولانی مصاحبه را پشت سر بگذارند (سلین و چارلز، ۲۰۱۰؛ جان و همکاران، ۲۰۰۶). تمامی این محدودیت ها و الزامات منجر شده است که این روش به تکنیکی نه چندان مورد علاقه تبدیل شود و در نهایت انعطاف پذیری آن در حوزه‌های مختلف تحقیق کم شود.
روش BCM
متدلوژی نقشه مفهومی
روش نقشه بردرای مفهومی برای اولین بار توسط جوزف نواک و تیم تحقیقاتی وی در دانشگاه کورنل در سال ۱۹۷۰ ارائه شد وی درصدد بود تا بتواند دانش کودکان از علوم را متوجه شود و معتقد بود که این روش بهترین روش شناختی برای پی بردن به ساختار دانشی است (جوینر[۷۵]، ۱۹۹۸).
در یک نقشه مفهومی، مفاهیم به صورت دایره یا مستطیل نمایش داده میشوند که هر یک نیز با خطوطی به تعدادی دیگر متصل هستند. این اتصالات کمک می‌کند که نشان دهد که یک مفهوم که در یک حوزه از دانش وجود دارد به چه صورتی به مفهوم دیگری که در حوزه­ دیگری از دانش قرار گرفته است ارتباط دارد (نواک و کاناس، ۲۰۰۸) در نتیجه می‌تواند رابطه میان تداعی‌ها را به خوبی نشان دهد. با این وجود نقشه‌های مفهومی فرآیندی را برای جمع آوری و یکپارچه سازی نقشه‌های انفرادی ارائه نمی­کردند.
پیش زمینه روش BCM
روش BCM توسط جان و همکاران(۲۰۰۶) بر پایه مجموعه ای از تکنیک های اندازه گیری بنا شده است که به نام نقشه‌های مفهومی CM شناخته می‌شوند. نقشه‌های مفهومی بیش از ۲۰ سال است که در زمینه علوم فیزیکی به کار گرفته می‌شود تا دانشی را که افراد در مورد مفاهیم علمی دارند را استخراج کند و مشخص نماید که آن‌ها چطور با یکدیگر ارتباط دارند (جان و همکاران، ۲۰۰۶) .
فرایند تهیه نقشه‌های مفهومی، فرآیندی منعطف است که شامل روش­های ساختار نیافته (که فرد پاسخ دهنده مفاهیم مورد نظر خود را می‌سازد و نقشه‌ها را نیز با توجه به چندین دستور العمل ساده تهیه می‌کنند) و روش­های ساختارمند (که لیستی از مفاهیم استخراج شده در اختیار پاسخ دهنده قرار می‌گیرد و وی با توجه به چند دستور العمل و کمک گرفتن از یک نقشه کمکی می‌تواند نقشه مورد نظر خود را تهیه کند (رویز پریمو و همکاران، ۱۹۹۶). جوینر در سال ۱۹۹۸ از روش ساختار نیافته نقشه‌یابی مفهومی برای به دست آوردن نقشه برند توسط مصرف‌کنندگان استفاده کرده است. پاسخ دهندگان دستورالعمل ساده ای را مرور می‌کنند و یک نقشه نمونه نیز در اختیارشان قرار می‌گیرد. از آن‌ها درخواست می‌شود که با فکر کردن در مورد برند، آنچه که به ذهنشان در مورد برند تداعی می‌شود را در ساخت نقشه مفهومی به کار گرفته و آن‌ها را به یکدیگر وصل کنند.
با این وجود، روش­های موجود در مورد نقشه‌های مفهومی، فرآیندی را برای جمع آوری و یکپارچه سازی نقشه‌های انفرادی ارائه نمی‌کنند. نقشه‌های انفرادی جمع آوری شده که از طریق روش غیر ساختاری بدست آمده اند همان مشکلاتی را دارند که روشی مانند ZMET به همراه دارد. به همین خاطر روش­ها باید با این نگاه ابداع شوند که فرآیندی را برای بدست آوردن نقشه واحد ارائه می‌کنند. به همین منظور روش BCM که در پژوهش حاضر نیز مورد استفاده قرار گرفته است از فرآیندی ساختارمند در مراحل استخراج نقشه‌یابی و یکپارچه سازی بهره می‌برد که شرح کامل این روش به تفضیل در فصل ۳ ارائه خواهد گردید.
تشریح BCM
جان و همکاران نشان دادند که ادراک مشتریان از برند به صورت شبکه ای از تداعی‌ها ساختار یافته است و به تجربه فرد از آن برند ارتباط دارد. بدین منظور روش BCM به منظور ارئه روشی آسان‌تر و استانداردتر در ایجاد نقشه‌های برند معرفی گردید. بنیان مفهومی برای این روش بر روی تئوری فعالسازی و مدل شبکه تداعی‌های ذهن بنا شده است (سلین و چارلز، ۲۰۰۶).
مدل حافظه‌ی شبکه ای تداعیات ذهنی اولین بار توسط آندرسون(۱۹۸۳) مطرح گردید. این مدل ،حافظه‌ی افراد را به عنوان مجموعه ای از گره‌ها و رشته‌های ارتباطی ترسیم می‌کند. هرکدام از این گره‌ها نمایانگر مجموعه ای از اطلاعات ذخیره شده هستند که از طریق رشته‌های ارتباطی به هم متصل شده اند. این رشته‌های ارتباطی از نظر میزان قدرت با هم متفاوت هستند. هر نوع اطلاعاتی اعم از انتزاعی،تصویری و کلامی می‌تواند در شبکه‌ی حافظه فرد ذخیره شود.
مهمتر آنکه هنگامی که یک تداعی, فراخوان دیگر تداعی‌های متصل را تحریک می‌کند، اطلاعات برند از طریق فرایند “فعالسازی ” از حافظه به خاطر آورده می‌شوند. فرایند فعال سازی از یک تداعی به دیگر تداعی‌ها گسترش می‌یابد (آندرسون ۱۹۸۳، فرنچ و اسمیت ۲۰۱۳). این روش به منظور استخراج شبکه تداعی‌های برند (نقشه) مصرف‌کنندگان و یکپارچه سازی نقشه‌های انفرادی برای رسیدن به یک نقشه اجماعی شبکه تداعی‌های برند استفاده می‌شود تا نشان می‌دهد. این نقشه اجماعی شامل تداعی‌های اصلی است که تصویر ذهنی از برند را نشان می‌دهد و مشخص می‌کند که کدام تداعی‌ها مستقیما و کدام یک به صورت غیر مستقیم به برند ارتباط دارند و همچنین این تداعی‌ها چگونه به یکدیگر پیوند خورده اند (جان و همکاران، ۲۰۰۶).
در شکل ۲-۱ می‌توانید نمونه ای از یک نقشه جامع شبکه تداعی‌ها در خصوص کلینیک درمانی مایو را مشاهده نمایید.
شکل ‏۲‑۱ نقشه مفهومی برند کلینیک مایو (جان و همکاران، ۲۰۰۶)
در این نقشه مشاهده می‌کنید که نه تنها تداعی‌های با اهمیت برند مشخص است بلکه مشخص می‌کند که اینها چگونه به برند و به یکدیگر متصل شده اند. در وهله اول این نقشه مشخص می‌کند که برخی از تداعی‌ها مانند “بهترین پزشکان” و “پیشرو در تحقیقات پزشکی” به صورت مستقیم به برند مربوطه متصل شده اند. از همین رو این تداعی‌ها برای معنای برند نقش پر رنگ‌تری را ایفا می‌کنند. دوماً، این نقشه نشان می‌دهد که چگونه تداعیهای دیگر به تداعی‌های اصلی متصل شده اند. به عنوان مثال ” بهترین پزشکان ” تداعی است که به “کار گروهی پزشکان” متصل شده است. نهایتا اینکه این نقشه ارتباطات دیگری را نیز نشان می‌دهد . به عنوان مثال ” پیشرو در تحقیقات پزشکی” به “پیشرو در ارائه جدیدترین روش های درمانی” که هردو نیز از تداعی‌های اصلی هستند متصل شده است ولی به “شناخته شده در جهان” متصل نیست.
ارزیابی ‌BCM
در مقایسه با سایر روش­های ترسیم نقشه مانند زیمت، BCM ادراکات مشتریان را از طریق روشی ساختاریافته در مراحل استخراج تداعی‌ها، ترسیم نقشه و فرایند اجماع به دست می‌آورد که در نتیجه مدیریت این روش آسانتر، هزینه آن کمتر و کمتر ذهنی می‌باشد (جان و همکاران ۲۰۰۶، اشنیتکا، ساتلر و زنکر ۲۰۱۳).
افراد مصاحبه کننده نیازمند تخصص های کمتری هستند و فرایند تکمیل نقشه‌های انفرادی نیز زمان چندانی از پاسخ ­دهندگان نمی‌گیرد (در حدود ۱۵ الی ۲۰ دقیقه برای هر نفر). از تحقیقات پیشین بازاریابی در خصوص تداعی‌های برند نیز می‌توان در مرحله استخراج به خوبی استفاده کرد. ازین رو این روش به عنوان یک روش منعطف به شمار می‌رود (جان و همکاران، ۲۰۰۶). به دلیل همان زمان اندک ترسیم نقشه توسط افراد،
با این حال، ضعف روش BCM درمقایسه با روش ZMET در این است که صرفا تداعی‌های کلامی را در بر می‌گیرد و تداعی‌هایی که به دست آوردن آن‌ها نیازمند کاوش هایی عمیق می‌باشد بعید است که توسط این روش بتوان به آن‌ها دست یافت. به همین دلیل برخی محققان این دو روش را ترکیب کرده و به منظور استخراج تداعی‌ها از روش ZMET استفاده کرده اند.بخش دوم پیشینه تحقیق
مطالعات صورت گرفته درداخل وخارج از کشور
پژوهش های داخلی
استفاده از تکنیک های نقشه‌یابی از طریق مصرف‌کننده (روش ZMET و BCM) در پژوهش های داخلی تاکنون محدود به چهار مورد بوده است که در زیر خواهد آمد.
زرافشان (۱۳۹۱) در تحقیقی با عنوان ” نگاشت شبکه‌ی وابستگی برند بانک ملت از منظر مشتریان با بهره گرفتن از روش نقشه مفهومی برند ” روش BCM را با هدف استخراج و ارزیابی شبکه تداعی‌های بانک ملت به کار گرفته اند.
محمدی (۱۳۹۳) در تحقیقی با عنوان “نگاشت شبکه وابستگی نام تجاری بیمه گذاران با بهره گرفتن از روش BCM” این روش را به منظور استخراج شبکه تداعی های بیمه ملت به کار برده اند.
رستم پور (۱۳۹۳) در تحقیقی با عنوان “نگاشت شبه تداعی های برند با بهره گرفتن از BCM” شبکه تداعی های دانشگاه علامه طباطبایی را از منظر دانشجویان استخراج کرده اند.
معزی (۱۳۹۱) با ارائه پایان نامه “ استخراج مدل ذهنی مصرف‌کنندگان پوشاک تهرانی با بهره گرفتن از تکنیک زیمت” با دستیابی به استعاره‌های مصرف‌کننده به ویژه استعاره‌های عمیق با بهره گرفتن از روش ZMET، نقشه اجماعی مردان و زنان مصرف‌کننده پوشاک را استخراج کرده است.
پژوهش های خارجی
جان و همکاران (۲۰۰۶) برای اولین بار تکنیک BCM معرفی نمودند و این روش را جهت شناسایی شبکه تداعی‌های برند یک مرکز خدمات درمانی(مایو) از دیدگاه بیماران و غیر بیماران به کار بردند. همچنین به منظور بررسی همبستگی بین نتایج این روش با روش­های پیمایشی، از گروه نمونه دیگری نیز در خصوص برند مد نظر نظرسنجی به عمل آمد و روایی همگرا روش BCMبه اثبات رسید. در نقشه اجماعی بیماران، تداعی‌های اصلی بیشتر، تداعی‌های مرتبه اول بیشتر، لینک های بیشتر و ارتباطات قوی‌تری بین تداعی‌ها به چشم می‌خورد. نقشه اجماعی بیماران شامل تداعی‌هایی مانند “مراقب و مهربان” “توجه بیشتر به افراد به جای پول” می‌باشد. تداعی‌هایی مانند “رهبر در تحقیقات پزشکی” “شناخته شده در سطح جهانی” در هر دو نقشه وجود دارد.
سلین و چارلز[۷۶] (۲۰۰۸) روش BCM را در بازاریابی شهری در خصوص برند یک شهر دانشگاهی (لیژ) به کار بردند.هدف از این تحقیق تعیین معیارهای سرنوشت ساز و قطعی دانشجویان برای انتخاب شهر دانشگاهی و همچنین افزایش دامنه استفاده از روش BCM عنوان شده است. و نتایج نشان می‌دهد که شهر لیژ بلژیک از جهت تقریحات شبانه، جمعیت جوان و میراث تاریخی اش شناخته شده است بر پایه نتایج این تحقیق متخصصان و اعضای شورای شهر قادر خواهند بود که ارزیابی کنند که چگونه دانشجویان را جذب کنند و چگونه تصویر ذهنی برند شهر را بهبود بخشند
فرنچ و اسمیت (۲۰۱۰) BCM را در حوزه برند های سیاسی به کار گرفتند و به بررسی ادراک رای دهندگان از احزاب سیاسی پرداختند. هدف این تحقیق شناسایی و ارزیابی دیدگاه رای دهندگان در خصوص برند های سیاسی (حزب کارگر و محافظه کار) انگلیس از طریق تجزیه و تحلیل نقشه ذهنی رای دهندگان می‌باشد. نتایج این تحقیق به دید عمیقی در خصوص تداعی‌های دو برند سیاسی منجر شد و تداعیات کلیدی و محوری هر حزب در ذهن رای دهندگان مشخص گردید. یافته‌ها نشان داد که از لحاظ ارزش ویژه برند، حزب محافظه کار قدرتمند‌تر از حزب کارگر می‌باشد. در این تحقیق از سنجه‌های تجزیه تحلیل شبکه ای برای ارزیابی نقشه نهایی نیز استفاده شده است.
فرنچ و اسمیت (۲۰۱۱) روش BCM را با هدف بررسی تغییرات تصویر ذهنی مردم از نام رهبران احزاب در اول و انتهای رقابت انتخاباتی پارلمان انگلیس، به کار برند. در این تحقیق در نظر گرفته شده است که آیا در طول مبارزات انتخاباتی ، تعداد تداعی‌های رهبران افزایش پیدا کرده است یا خیر،کدام سیاست با کدام رهبر تداعی می‌شود و مطلوبیت تداعی‌ها برای هر یک از رهبران چگونه است.
سلین و چارلز (۲۰۰۶) روش BCM را در خصوص چای سبز لیپتون به کار بردند و بازار مصرف‌کنندگان چای سبز لیپتون را بر اساس تصویر ذهنی شان بخش بندی کردند. در این تحقیق از روش زیمت برای استخراج تداعی‌ها واز روش BCM در سایر مراحل استفاده شد
هو و ونگ[۷۷] (۲۰۱۱) در پژوهشی با هدف درک مفهوم سازی کمک های مردمی به سازمان­های مذهبی محلی از چشم انداز بازاریابی غیرتجاری[۷۸]، از روش BCM استفاده کرده اند. این تحقیق به دو قسمت عمده تقسیم می‌شود. در قسمت اول تحقیق تاکید دارد بر اینکه کمک مالی به معبد یا سازمان‌های مذهبی چگونه مفهوم سازی شده است( ادراک شده است)، البته بدون آنکه نهاد مذهبی خاصی مورد توجه قرار گیرد. در قسمت دوم دو نهاد خاص، با اندازه‌ی متفاوت و جمعیت پیروان و مکان های متفاوت انتخاب شدند. این تقسیم بندی به دلیل این است که مفهوم کمک به نهاد ها را هم به طور کلی و هم در مورد نهاد های خاصی بررسی شود. نتایج نشان داد که شبکه‌ی تداعی‌ها در حافظه اهدا کنندگان، شامل عناصر مختلفی است که ارزش های مربوط به اهدا کنندگان را تشکیل می‌دهند. تداعی‌هایی مانند به دست آوردن شایستگی، دعا برای صلح، برگشت از طریق جامعه (بازخورد) وهمچنین الگوهای اتصال بین این باورها، مشخص شد. نتایج این پژوهش می‌تواند در استراتژی جمع آوری پول قویا کمک کننده باشد.
هو و لی[۷۹] (۲۰۱۲) روش BCM را با هدف درک مفهوم سازی مسولیت اجتماعی در سازمان‌های ورزشی از چشم انداز طرفداران به کار برده اند و بدین منظور دو تیم بیسبال مطرح را مورد مطالعه قرار داده اند. یافته‌ها، روابط متقابل و پیچیده بین تداعی‌ها در این دو تیم را نشان داده است. همچنین در نقشه اجماعی هر دو تیم تداعی"تبانی” به چشم می‌خورد. این درحالی است که تنها یکی از این دو تیم در رسوایی مربوط به تبانی در بازی که چندین سال قبل افشا شد، مشارکت داشت. با اینکه هر دو تیم در فعالیت های خیریه و اجتماعی شرکت داشته اند ولی اینگونه فعالیت ها به خاطر نمانده است که این به دلیل تاثیر اخبار مربوط به رسوایی تبانی بر تیم ها بوده است. هم چنین می‌تواند به دلیل پوشش رسانه ای ضعیف و آگاهی پایین مردم از فعالیت های اجتماعی آن‌ها باشد.
مارکسینی، هاسیمو و کاناواری[۸۰] (۲۰۰۹) نحوه ادراک مصرف‌کنندگان چینی از غذاهای ارگانیک را با بهره گرفتن از روش BCM مورد بررسی قرار دادند.در این تحقیق از تجزیه تحلیل شبکه ای برای تحلیل نقشه اجماعی مصرف‌کنندگان استفاده شده است. تداعی “سلامت” و سپس تداعی‌های “بی خطر” و “گران” سه تداعی اصلی بودند که بین پاسخ دهندگان زیادی مشترک بودند. تداعی‌هایی مانند “غذای سبز” “خوشمزه” ” طبیعی” “انتخاب کم و دسترسی کم” نیز جزو تداعی‌های اصلی بودند. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که غذا های ارگانیک، سالم و به خطر و گران ادراک شده اند. همچنین اتیکت یا برچسب ارگانیک قویا با برچسب غذاهای سبز بر حسب تصویر و جایگاه در بازار رقابت می‌کند زیرا به هم مرتبط هستند و اغلب اشتباه گرفته می‌شوند
اشنیتکا، ساتلر و فارسکی[۸۱] (۲۰۱۳) در تحقیقی با هدف ارزیابی تاثیر اطلاعات مثبت یا منفی حمایت مالی (اسپانسر بودن) بر مطلوبیت و ساختار شبکه تداعی‌های برند اسپانسر، روش BCM را به کار برده اند و نشان داده اند که چگونه ترکیب شبکه تداعی‌های برند در اثر اطلاعات مثبت و یا منفی در خصوص اسپانسر بودن، تغییر کرده است. نمونه‌ها ۴ وضعیت مجزا مورد ارزیابی قرار گرفتند: در وضعیت کنترل، در وضعیت مواجهه با اعلانیه حمایت مالی شرکت از جام جهانی ۲۰۱۰، در وضعیت مواجهه با اطلاعات منفی در خصوص حمایت مالی، در وضعیت مواجهه با اطلاعات مثبت در خصوص حمایت مالی. برند انتخابی جهت ایفای نقش اسپانسر فولوکس واگن گلف در نظر گرفته شد. جام جهانی فیفا ۲۰۱۰ در آفریقای جنوبی نیز به عنوان رویدادی که مورد حمایت مالی قرار گرفته است تعیین گردید . اطلاعات منفی اذعان می‌کند که این رویداد ورزشی ممکن است به دلیل عدم اتمام ساخت و ساز ورزشگاهها در زمان مقرر کنسل گردد و امنیت توریست ها تضمین نمی‌شود و بسیاری از مردم افریقا جنوبی از منافع حاصل از این رویداد طبق نظر دولت محروم می‌مانند.. اطلاعات مثبت بیان می‌کند که ساخت و سازها در زمان مقرر به اتمام می‌رسد و امنیت توریست ها تضمین می‌شود و اقتصاد افریقای جنوبی از این رویداد سود خواهد برد. نتایج نشان داد که اطلاعات منفی در خصوص حمایت مالی، به طور نامطلوبی بر ساختار شبکه تداعی‌های گلف فولکس واگن تاثیر دارد و شامل تداعی‌های برند کمتر، تداعی‌های مرتبه اول کمتر و پیوند تداعی‌های برند کمتر می‌شود. برخلاف انتظار یافته‌ها نشان داد که اطلاعات مثبت در خصوص فیفا ۲۰۱۰ تاثیر مثبتی بر ساختار شبکه تداعی‌های گلف فولکس واگن در مقایسه با گروهی که صرفا در معرض اعلامیه حمایت مالی قرار گرفته اند ندارد، و ساختار بدون تغییر باقی می‌ماند.
نتیجه گیری
با نگاهی بر تحقیقات خارجی انجام شده خلا کاربرد روش­های نقشه‌یابی از طریق مصرف‌کننده مانند BCM و ZMET در داخل آشکارا احساس می‌شود.
روش زیمت به دلیل برخی از محدودیت ها و برخی از پیچیدگی‌های ساختاری دارای مقبولیت و همچنین قابلیت اجرایی کمتری می‌باشد
در این فصل در ابتدا در مورد ارزش ویژه برند توضیحاتی ارائه گردید و عنوان شد که تمرکز این تحقیق بر رویکرد کلر در ارزش ویژه برند می‌باشد. همچنین مقایسه ای میان روش­های رایج برای بدست آوردن تداعی‌های ذهنی مشتریان انجام شد و نقاط قوت و ضعف هر یک از آنان نیز مورد بررسی قرار گرفت. در انتهای این بخش روش نقشه مفهومی به تفصیل مورد مرور و بررسی قرار گرفته شد تا با علم بدین موضوع بتوان مطالب فصل بعدی را به درستی درک کرد.
روش شناسی تحقیق

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 66
  • 67
  • 68
  • ...
  • 69
  • ...
  • 70
  • 71
  • 72
  • ...
  • 73
  • ...
  • 74
  • 75
  • 76
  • ...
  • 459

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 اعتماد و احترام در رابطه
 نگهداری صحیح گربه
 سوال حیاتی پیش از ازدواج
 مناسب نبودن سگ هاسکی برای همه
 ساخت بازی هوش مصنوعی درآمدزا
 جلوگیری از وابستگی عاطفی منفی
 آموزش ساخت بازی هوش مصنوعی
 آموزش Leonardo AI کاربردی
 ترجمه دقیق با هوش مصنوعی
 صحبت صحیح با گربه‌ها
 علت گاز گرفتن توله سگ‌ها
 معرفی سگ شکاری پوینتر
 توکسوپلاسموز در گربه‌ها
 افزایش درآمد از آموزش آنلاین
 حفظ هویت در روابط
 افزایش فروش فایل‌های آموزشی جهانی
 آموزش سریع کوپایلوت
 واکنش به خیانت
 محتوا همیشه سبز فروشگاهی
 اشتباهات رایج ChatGPT
 راز جذب مردان
 طراحی لباس سفارشی آنلاین
 معرفی سگ‌های تازی
 حفظ خود در روابط
 درمان سرماخوردگی سگ خانگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود پایان نامه در رابطه با : بررسی-جرائم-اختلاس-و-ارتشاء-درقانون-مجازات-جرائم-نیروهای-مسلح- فایل ...
  • دانلود منابع دانشگاهی : نگارش پایان نامه درباره رتبه بندی پیمانکاران فضای سبز ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد : جایگاه حوزه آسیا پاسیفیک ...
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :ارزیابی برخی ...
  • منابع پایان نامه درباره بررسی وضعیت جانشین پروری در ...
  • پایان نامه درباره :بررسی ارتباط بین تهییج طلبی و ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : پایان نامه در مورد استخراج روغن پسته ی کوهی(Pistacia atlantica) ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد :بررسی میزان دستیابی ...
  • بررسی پایان نامه های انجام شده درباره ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : پژوهش های انجام شده با موضوع سبک رهبری توانمند ...
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با مطالعه ترجمه ...
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع جایگاه مادر ...
  • بررسی اثر بخشی ارزیابی های مشاوران در زمینه هدایت ...
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : بررسی اعتبار اعمال حقوقی- تبرعی مریض در مرض ...
  • بررسی موانع توسعه فناوری های کشاورزی در پارک های علم و فناوری دانشگاه تهران
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع ارائه ...
  • سایت دانلود پایان نامه : بررسی تطبیقی جایگاه زن در قرآن و حدیث و فمینیسم ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : نگارش پایان نامه درباره تدوین راهبرد بازاریابی مناسبتی برای ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان