مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل پایان نامه با فرمت word : قواعد عمومی حاکم بر انحلال شرکت های تجارتی در حقوق ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

دوم آن که، وجود شرکت های با مسؤولیت محدود به ضمانت پرداخت دارای سهام، مربوط به سال ۱۹۸۰ و پیش از آن است و به موجب بند ۴ ماده قانون شرکت های ۱۹۸۵، «از تاریخ ۲۲ دسامبر ۱۹۸۰، یک شرکت نمی تواند به صورت شرکت با مسؤولیت محدود به ضمانت پرداخت دارای سهام، تأسیس یا به آن تبدیل گردد». در نتیجه شرکت های دارای سهام، شرکت هایی هستند که سرمایۀ آنها پرداخت شده و عنوان شرکت های سهامی را دارند. شایان ذکر است که شرکت های با مسؤولیت محدود به ضمانت پرداخت، بیشتر با اهداف غیر تجاری مانند خیریه، آموزش و حرفه ای تأسیس می شوند.
سومین نکته در رابطه با دسته بندی شرکت ها به شرح بالا، ممنوعیت تأسیس شرکت های با مسؤولیت نامحدود بر اساس ضمانت پرداخت است. در حقیقت در گروه بندی شش گانۀ بالا، تنها یک مورد به شرکت های با مسؤولیت نامحدود اختصاص داده شده است. دلیل آن روشن است چون اثر مسؤولیت نامحدود باشد دیگر ضمانت پرداخت منعی ندارد و ضمانت پرداخت فقط در صدور منع دارد یا شاید بتوان ممنوعیت مزبور را این گونه توجیه نمود که مسؤولیت نامحدود، ویژگی شرکت های بازرگانی به شمار می رود. در حالی که شرکت های با مسؤولیت محدود با ضمانت پرداخت، همان گونه که گفته شد، به شکل نهادهای خیریه و آموزشگاه ها و مؤسسات حرفه ای به فعالیت می پردازند.
بند دوم: مقایسه شرکت تجارتی با شرکت مدنی:
عمده تفاوتی که در دو شرکت مدنی و تجارتی وجود دارد این است: هدف شرکت تجارتی اقتصادی است در جهت رسیدن به سود بیشتر یعنی این که آن شرکتی که فعالیتش اقتصادی نباشد عملاً تجارتی نیست.[۲۲] هدف شرکت مدنی همیشه اقتصادی نمی باشد در شرکت مدنی شرکت به صورت مدنی پایه دار نیست یعنی همیشگی نیست و هر یک از مالکین مشاعی می توانند به شراکت خودشان شخصاً، و بدون رضایت دیگران پایان دهند ولی در شرکت تجارتی شراکت به صورت پایه دار بوده و خروج از شراکت تابع قوانین و مقررات خاصی است. در شرکت مدنی که حالت اشاعه ای وجود دارد انجام هر عملی نیاز به رضایت شرکای دیگر دارد اول در شرکت تجارتی چون شخصیت حقوقی پیدا کرده اند استقلال عملی در این شرکت ها وجود دارد شرکت به نمایندگی از اعضاء فعالیت های حقوقی انجام می دهد و تصمیمات در اکثر موارد با رأی اکثریت اتخاذ می شود.[۲۳]
گفتار دوم: انحلال شرکت تجارتی:
در این گفتار ابتدا مفهوم انحلال شرکت تجارتی را مورد بحث قرار می دهیم، سپس این مفهوم را با مفاهیم مشابه در حقوق تجارت مقایسه می نماییم.
بند اول: مفهوم انحلال
برای تبیین هر چه بهتر مفهوم انحلال ابتدا به مفهوم عامی که در لسان حقوقی دارد، پرداخته و سپس معنی و مفهوم آن در شرکت تجارتی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

واژه انحلال در لغت به معنی زیر استعمال شده است: باز شدن گره و مانند آن، ناچیز شدن و نابود گشتن، بر چیده شدن، تعطیل گشتن، متلاشی شدن و …[۲۴] در معنی اعم حقوقی هم از معنای لغوی دور نیفتاده و به از بین رفتن و زوال عقدی که صحیحاً منعقد شده است، زوال مؤسسه یا اداره یا شرکت یا انجمن یا شعبه ای از شعب دادگاه و یا انحلال مجالس قانون گذاری (پارلمان) استعمال شده است.[۲۵] بنابراین انحلال در معنی عام حقوقی در موارد زیر به کار می رود:
۱- انحلال عقد یا قرارداد: در فرضی به کار می رود که عقد صحیحاً واقع شود و پس از آن به تراضی طرفین یا با اراده یک طرف یا بدون دخالت اراده، عقد از تاریخ معین از هم گسیخته شود و اثر قهقرایی نداشته باشد. پس انحلال شامل فسخ، انفساخ و اقاله است به این ترتیب که از آغاز نیز نفوذ و اعتباری نداشته است: حکم دادگاه این حقیقت را عریان می سازد. انحلال از عوارض عقد صحیح است و با بطلان فرق دارد و نباید آن دو را با هم آمیخت زیرا عقد باطل صورتی بی معنا است. ولی در انحلال قراردادی سببی عقد موجود را بر هم می زند و حکم دادگاه، اگر نیازی به وجود آن احساس شود، ناظر به حدوث همین سبب است. سپس در انحلال، که قراردادی نافذ بر رابطه دو طرف حکومت دارد. مرحله دوم، از لحظۀ تحقق سبب انحلال، که باعث گسیختن پیمان می شود و عقد را در حکم باطل می کند.
انحلال قرارداد گاه با اجرای آن نیز اشتباه می شود. قرارداد با اجرای تمام تعهدهای ناشی از آن پایان میپذیرد، ولی این تحول طبیعی به معنای انحلال عقد نیست. زمانی از انحلال سخن گفته می شود که عقد، بر حسب مفاد خود، جایی برای اجرا داشته باشد ولی سبب ویژه ای آن را بی اثر کند.[۲۶]
۲- انحلال عقد واحد به عقد متعدد: گاه عقد واحد به وجود می آید و به جهت اوضاع و احوالی که عارض بر آن است قانون گذار مصلحت می بیند که آن عقد را تجزیه به دو یا چند عقد بکند و برای بعضی از این عقود حکمی در نظر بگیرد که برای بعضی دیگر در نظر نمی گیرد. چنانکه ماده ۲۵۶ ق.م مقرر می دارد: «هرگاه کسی مال خود و مال غیر را به یک عقدی منتقل کند و یا انتقال مالی را برای خود و دیگری قبول کند، معامله نسبت به خود او نافذ و نسبت به غیر فضولی است».
۳- انحلال تعهد واحد به تعهدات متعدد: گاه به حسب منشأ تعهد ظاهراً تعهد واحدی وجود دارد ولکن قانون گذار آن تعهد واحد را به چند تعهد تبدیل می کند. مثلاً اگر کسی مبلغی بدهکار باشد و بمیرد و او فرزند پسر داشته باشد تعهد واحد مبدل به تعهدات متعدد می شود به این معنی که نصف آن مبلغ در تعهد یکی از دو فرزند وی قرار خواهد گرفت و نصف دیگر در تعهد فرزند دیگر (ماده ۶۰۶ ق.م).[۲۷]
۴- انحلال ایقاع: بعد از وقوع یک ایقاع به سببی از اسباب ممکن است آن ایقاع به دو یا چند ایقاع دیگر تجزیه شود. این را در اصطلاح مفصل تر انحلال ایقاع واحد به ایقاعات متعدد گویند. که در این جا صرف تجزیه ایقاع به ایقاعات متعدد منجر به انحلال ایقاع واحد می‌گردد.
۵- از بین رفتن یک مؤسسه رسمی و غیر رسمی: واژه انحلال در معنی از بین رفتن یک مؤسسه رسمی مانند پارلمان و مجلس سنا یا یک مؤسسه غیر رسمی مانند شرکت های تجاری هم به کار می رود. برای مثال بعضی از سیستمهای حقوقی رئیس مملکت یا مقامات دیگر می توانند پارلمان را منحل نمایند.
در حقوق انگلستان واژه dissolution به معنی مذکور بوده و در فرهنگ حقوقی Black زیر آن آمده است: «عمل یا فرایند اختتام و زوال.[۲۸] در مورد قراردادها، لغو و ابطال قراردادها توسط طرف های عقد که منجر به پایان حالت الزام آور آن می شود و هر دو طرف به حالت پیش از عقد و قرارداد بر می گردند. زوال و نابود کردن شرکت و خاتمه بخشیدن به موجودیت حقوقی آن پایان بخشیدن عقلۀ ازدواج به صورت طلاق که شامل ابطال عقد ازدواج نیست. از بین بردن پارلمان به وسیله شاه و یا مقام مجاز از جانب او».
مفهوم انحلال در شرکت تجارتی این است انحلال واژه مصطلحی است که برای خاتمه دادن به حیات حقوقی یک شرکت تجارتی به کار می رود. زوال زندگی هر شرکتی دارای دو مرحله است که عبارتند از: مرحلۀ تصفیه و مرحلۀ انحلال. مرحلۀ انحلال ناظر به ماهیت حقوقی شرکت بوده و در اثر آن شخصیت حقوقی شرکت زایل گردیده و از بین می رود و یا حداقل مقتضی زوال شخص حقوقی فراهم می شود. این فرایند در حقوق هر دو کشور ایران و انگلستان به انحلال تعبیر می شود.[۲۹]
بند دوم: مقایسه انحلال با مفاهیم حقوقی مشابه
الف: بطلان:
هر گاه در تشکیل شرکت مقررات قانونی رعایت نشود بطلان شرکت اعلام می شود و در واقع صورت انحلال پیدا می کند. عدم رعایت هر یک از مقرراتی که ما در باب تشکیل و ثبت شرکت دیدیم موجبات بطلان را فراهم می آورد. بطلان علاوه بر اصل شرکت ممکن است شامل هر تصمیم یا عملی گردد که از طرف ارکان مختلف شرکت اتخاذ یا اقدام گردد. البته این امر در صورتی است که آن تصمیم یا عمل برخلاف مقررات قانون و اساسنامه شرکت باشد.
در هر یک از موارد سه گانه، هر ذینفع می تواند به دادگاه مراجعه و بطلان تشکیل یا تصمیم یا عمل شرکت را تقاضا نماید اما بطلان مزبور هرگز نمی تواند در حقوق اشخاص ثالث مؤثر باشد و هیچ یک از مؤسسین یا مدیران یا بازرسان یا سهامداران نمی توانند در برابر اشخاص ثالث به این بطلان استناد نمایند.
در صورتی که قبل از صدور حکم بطلان شرکت یا تصمیمات یا عملیات آن موجبات بطلان مرتفع گردد، دادگاه دعوی بطلان را ساقط خواهد کرد.
همچنین برای این که بطلان منتفی گردد دادگاهی که دعوی بطلان نزد آن اقامه شده است می تواند بنا به درخواست خوانده (هر یک از ارکان شرکت) مهلتی که از شش ماه تجاوز نکند برای رفع موجبات بطلان تعیین نماید ابتدای مهلت مذکور تاریخ وصول پرونده از دفتر به دادگاه است. در صورتی که ظرف مهلت مقرر موجبات بطلان برطرف نشده باشد، دادگاه حکم مقتضی صادر خواهد کرد. منظور از «حکم مقتضی» این است که در صورتی که دعوی مدعی بطلان را ثابت دانست، حکم به بطلان ولی اگر آن را غیر ثابت دید، حکم به رد دعوی خواهان صادر می نماید.
پس از صدور حکم قطعی بطلان مدیر یا مدیران تصفیه که از طرف دادگاه تعیین شده اند طبق مقررات مربوط به انحلال، امر تصفیۀ شرکت را بر عهده خواهند گرفت و در صورت عدم قبول یا اقدام امر تصفیه به ادارۀ تصفیۀ امور ورشکستگی مراجعه خواهد شد.
خسارات ناشی از بطلان شرکت یا تصمیمات یا عملیات آن متوجه اشخاصی خواهد بود که مسؤول بطلان هستند. این اشخاص در مورد بطلان اصل شرکت مؤسسین و در مورد تصمیم یا عمل مورد دعوی بطلان هر یک از ارکان شرکت است که تصمیم یا عمل مزبور را اتخاذ یا اقدام نموده. قهری است که مسؤولیت در این حال تضامنی بوده و مسؤولین بطلان متضامناً مسؤول خساراتی خواهند بود که از آن بطلان صاحبان سهام و اشخاص ثالث متوجه شده است.
دعوی بطلان در صورت گذشتن ده سال از تاریخ وقوع امر یا امور موجب بطلان مسموع نخواهد بود. زیرا گذشتن ده سال که مدت مرور زمان حقوق و دعاوی مربوط به اموال منقول است ایجاب می کند که شرکت مزبور از حیث دعوی بطلان مصونیت داشته باشد.[۳۰]
در قانون شرکت های انگلستان و همچنین تألیفات حقوق دان های این کشور، تئوری بطلان شرکت به صورت مستقل مورد بحث واقع نشده است. شاید علت اصلی مهجور ماندن تئوری بطلان یا ابطال شرکت در حقوق انگلیس قاطع و غیر قابل تردید بودن گواهینامه ثبت است که وقتی اداره ثبت آن را طی مراحل و تشریفاتی صادر می کند (پس از بررسی تمام مدارک مورد نیاز… ) اثر گواهی مذکور حاکی از تولد یک شخص حقوقی در تاریخی که در آن ذکر شده است، می باشد.[۳۱]
ب: ادغام و تجزیه:
گاهی اوقات لازم می شود که دو شرکت برای انجام یک پروژه بزرگ در هم ادغام شوند تا شرکت بزرگتری به وجود آید و سرمایۀ لازم را برای انجام آن پروژه داشته باشند. همچنین گاهی اوقات شرکت ها ترجیح می دهند که تخصصی شوند و برای رسیدن به این هدف به دو یا چند شرکت کوچک تر تجزیه شوند. ادغام و تجزیه در کشورهای پیشرفته بسیار شایع است و قانون گذار آن ها هم به این قضیه توجه کرده است.
در حقوق تجارت ما اجازه صریح قانون گذار در این مورد وجود ندارد تنها در مورد شرکت های تعاونی مادۀ ۵۱ به بعد قانون بخش تعاونی ۱۳۷ ادغام شرکت را پیش بینی کرده است ولی به تجزیه اشاره نکرده است به نظر می رسد که مطابق اصول و با توجه به مادۀ ۵۸۸ ق.ت. که کلیۀ حقوق را برای شرکت های تجارتی به رسمیت شناخته است، جز حقوقی که مخصوص افراد انسانی، باید قائل شد که شرکت در حقوق، می توانند در همدیگر ادغام شود و یا از یکدیگر منفک شوند که در ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱ هم در مواد (۶۱۶-۵۹۰) پیش بینی نموده است. پس با توجه به محتویات فوق اگر شرکتی شخصیت حقوقی اش محو شود منحل نمی شود.
ادغام شرکت و تجزیه شرکت در حقوق انگلستان به دو شکل انجام می گیرد:
شکل اول این نوع ادغام که از واژه merger در مورد آن استفاده می شود بدین شکل است که یک یا چند شرکت به موجب قانون و قرارداد فی مابین در یک شرکت دیگری جذب می شوند که (شرکت های جذب شونده یا جذب شده) با زوال شخصیت حقوقی خود مواجه می شوند.[۳۲]
بنابراین شرکتی یا شرکت هایی که به ترتیب مذکور جذب می شود جزئی از شرکت سهامی بازمانده می گردند و حقوق و تعهدات شرکت یا شرکت های جذب شده به شرکت ادغام کننده انتقال می یابد و سهامداران آن شرکت میزان استحقاقشان تغییری در وضعیت سهامداران ایجاد نمی شود.
شکل دوم: این شکل از ادغام که واژه Amalgamation و یا Reconstruction را برای آن به کار می برند و می توان در مورد آن واژه ترکیب را نیز بکار برد، عبارتست از این که دو یا چند شرکت با همدیگر یکی شده (جذب شده) و شخصیت واحدی را تشکیل می دهند در این نوع از ادغام که در حقیقت ترکیب شرکت ها است، شخصیت حقوقی شرکت ها از بین رفته و آنها منحل می شود.
تجزیه شرکت همانند ادغام به دو صورت انجام می پذیرد:
الف) بخشی از دارایی و تعهدات شرکت موجود با حفظ شخصیت حقوقی آن، به منظور تشکیل یک یا چند شرکت جدید اختصاص می یابد.
ب) دارایی ها و تعهدات شرکت موجود، به منظور تشکیل دو یا چند شرکت جدید اختصاص یافته و شخصیت حقوقی شرکت موجود محو می گردد.[۳۳]
ج) تبدیل:
قانون گذار تبدیل شرکت تضامنی و نسبی را به شرکت های سهامی (مواد ۱۳۵ و ۱۸۹ ق.ت.) و شرکت سهامی خاص را به شرکت سهامی عام (ماده ۲۷۸ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷) را پیش بینی کرده است شرکت تعاونی هم که از روح تعاون و ساختار حقوق شرکت سهامی مدد می گیرد، نیازی به تبدیل شدن ندارد. معذلک (ماده ۵ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷) شرکت سهامی را به یکی از انواع شرکت های ق.ت. (از جمله شرکت تعاونی) منظور می کند.
در مجموع، در حقوق ایران تبدیل شرکت سبب تغییر شخصیت حقوقی نمی شود، و در دارایی شرکت نیز انتقال صورت نمی گیرد، چه برای انتقال اموال و دیون وجود دو شخص لازم است، و در این حالت شخصیت حقوقی استمرار می یابد پس صرفاً صورت یا الگوی حقوقی شرکت عوض می شود. در ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱ تبدیل شرکت به شرکت در (مواد ۶۳۱-۶۱۷) پیش بینی شده است.
در حقوق انگلستان نیز تبدیل شرکت به شرکت های دیگر مطابق (مواد ۱۱۱-۹۰) قانون شرکت های تجاری مصوب ۲۰۰۶ انجام می پذیرد و می توان نتیجه گرفت که تبدیل شرکت به شرکت های دیگر چه در حقوق ایران و چه انگلستان باعث محو شخصیت حقوقی شرکت نمی شود و منحل نمی شود.
د)تصفیه:
در حقوق ایران تصفیه شرکت بعد از انحلال صورت می گیرد که با توجه به مادۀ ۳۰۶ ل.ا.ق.ت. ۱۳۴۷ یافت می شود که طبق آن در شرکت به محض انحلال در حال تصفیه محسوب می شود و …
در ل.ق.ت مصوب مصوب ۱۳۹۱ نیز در مبحث سوم انحلال و تصفیه شرکت آورده شده است، که با توجه به مطالب حقوق در این لایحه می توان نتیجه گرفت که قانون گذار نیز همانند قانون فعلی تصفیه را بعد از انحلال آورده نه در ضمن آن.
در حقوق انگلستان این امر بدان صورت در اکثر کتب حقوقی یا همانlaw company[34] انحلال و تصفیه به یک معنا آمده است. بدین صورت liquidation که هم معنی تصفیه و هم انحلال را می دهد.
مبحث دوم: مبانی و ماهیت انحلال شرکت تجارتی
در این مبحث به مبنا و وجود انحلال شرکت تجارتی اشاره می‌نماییم که عملاً ریشه انحلال در چیست و از کجا بوجود آمده است؟ جواب سوال فوق را می توان در دو گفتار به صورت مفصل توضیح داد.که گفتار اول راجع به مبانی و گفتار دوم راجع به ماهیت انحلال شرکت تجارتی می باشد هر گفتار نیز شامل بندهایی می شود.
گفتار اول: مبانی انحلال شرکت تجارتی
اصولاً شرکت های تجارتی یا با تراضی، یا به صورت فسخ و یا به صورت مجازاتی که قانونگذار برای رعایت ننمودن از اصول قانونی برای شرکت تجارتی منظور نموده است منحل می شود که به طور کلی این موارد را می توان در پنج بند موردبحث و بررسی قرار داد چرا که تمامی موارد مذکور در این پنج مورد قرار می گیرد: ۱- اقاله، ۲- فسخ ۳- انفساخ ، ۴- شبه مجازات ۵- مجازات.
بند اول: اقاله:
«اقاله در لغت به معنای آزاد کردن و یا باز کردن چیزی است.»[۳۵] در اصطلاح حقوقی، اقاله عبارت است از منحل ساختن عقد یا تراضی و توافق طرفین معامله. ماده ۲۸۳ ق.م. می گوید: «بعد از معامله طرفین می توانند به تراضی، آن را اقاله و تفاسخ کنند». اقاله، قرارداد به معنی واقعی کلمه نیست بلکه صرفاً تفاسخ معامله ای است که قبلاً انعقاد یافته است.[۳۶]
اقاله باید با تراضی و توافق طرفین معامله (منظور همۀ اشخاص دخیل در معامله) باشد حتی اگر یک نفر راضی به آن نباشد، نمی توان گفت که عمل اقاله صورت گرفته است در خصوص انحلال شرکت تجارتی مواردی لازم است که باید اشاره کرد آن هم موردی است که قانون گذار انحلال را به تراضی تمامی شرکاء میسر دانسته است که با توجه به آن چه که راجع به اقاله گفته شد می توان به انحلال به تراضی تمامی شرکاء نیز آن را تسرّی داد چرا که اگر شرکاء درخواست انحلال شرکت را داشته باشند و همۀ آنها راضی به این امر باشند بدون هیچ تشریفات دیگر شرکت منحل شده تلقی می شود ولی اگر حتی یک شرکت راضی به آن نباشد شرکت کماکان به حیات حقوقی خود ادامه می دهد و به راحتی می توان این مورد از انحلال شرکت تجارتی را در زمرۀ اقاله قرار داد.
بند دوم: فسخ:
فسخ یا حق خیار یا خیار قراردادی از جمله حقوقی است که به موجب محتوای قرارداد به هر دو طرف یا یکی از آنها و یا شخص ثالث یا حتی به جمعی از طرفین، اختیار بر هم زدن معامله را می دهد و اعمال این حق به صورت ایقاع و یا یک اراده صورت پذیرد و منوط به تراضی تمامی آن ها نمی باشد.
فسخ یک عمل حقوقی یک جانبه است و نیاز به اراده یک نفر دارد و از مواردی است که عقد لازم را می تواند بر هم زند. انحلال بر مبنای فسخ شرکاء را می توان در شرکت تضامنی و نسبی و مختلط غیرسهامی (مواد ۱۳۶ و ۱۶۱ و ۱۸۹ ق.ت.) مشاهده کرد، فسخ شرکت در این گونه شرکت ها در صورتی ممکن است که در اساسنامه این حق از شرکاء سلب نشده باشد و ناشی از قصد اضرار نباشد و تقاضای فسخ شش ماه قبل از فسخ کتباً به شرکاء اعلام شود.[۳۷]
بند سوم: انفساخ:
انفساخ یا انحلال قهری عقد به این معنی است که عقد بدون این که نیاز به عمل حقوقی اضافه باشد خود به خود از بین می رود و حق انتخاب برای یکی از دو طرف یا دادگاه باقی نماند. سپس قهری بودن انحلال منافاتی با ارادی بودن سبب آن ندارد. به طور کلی انفساخ عقد را به دو گروه می توان تقسیم کرد: بدین ترتیب که یا انفساخ ناشی از حکم قانون است خواه از تحلیل حکم چنین بر می آید که اراده مفروض و ضمنی دو طرف را اجرا می کنند، یا هدف آن تأمین پایه تراضی و پایگاه اراده در ذهن باشد، مانند انحلال همۀ قراردادهای جایز و به ویژه امانی.

نظر دهید »
پایان نامه ارشد : دانلود فایل ها در رابطه با ارزیابی کیفیت برنامه ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

نمونه پژوهش :
در راستای برآورد تعداد نمونه لازم برای اجرای ابزار پژوهش با بهره گرفتن از جدول کرجسی و مورگان(۱۹۷۰) تعداد نمونه دانشجویان رشته مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی درسطح دانشگاه های دولتی شهر تهران با اطمینان ۹۵ درصد محاسبه شده است نمونه برآورد شده برای جامعه آماری باحجم۱۸۴نفر۱۲۵نفر بدست آمده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

وبرای اعضای هیات علمی نمونه برآوردشده برای جامعه آماری باحجم۴۳ نفر ۳۷نفر بدست آمده است.

 

۹۶ فصل سوم: روش شناسی تحقیق

 

در خصوص روش نمونه گیری باید اذعان داشت؛ نمونه های پژوهش پس از محاسبه حجم نمونه در دانشگاه های مورد نظر، نمونه برآوردی بر اساس درصد سهم های دانشگاه ها توزیع و سپس با روش تصادفی از بین
دانشجویان وبرای اعضای هیات علمی رشته مدیریت آموزشی دانشگاه های مذکورازروش نمونه در دسترس استفاده شدبر این اساس، مراحل نمونه‌گیری مذکور به این ترتیب صورت گرفت:
۱ـ برآورد تعداد نمونه لازم برای پژوهش.
۲- تعیین درصد سهم و تعداد نمونه مورد نیاز در هردانشگاه برحسب سهم دانشگاه ها .
۳-انتخاب تصادفی تعداد نمونه برآورد شده از بین دانشجویان و اعضای هیات علمی رشته مدیریت آموزشی درهریک ازدانشگاه های دولتی شهر تهران .
ابزار پژوهش :
در تحقیق حاضر برای گرد آوری داده هاازدانشجویان واعضای هیات علمی از دو پرسشنامه محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت استفاده شده،بعلاوه با بهره گیری ازارزش های عددی اعطاء شده به گزینه ها وفراوانی آن ها(برای خیلی کم،عددیک،کم،عدددو،تاحدی،عددسه،زیاد،عددچهار،خیلی زیاد،عددپنج) برای تعیین کیفیت برنامه درسی رشته مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی براساس الگوی نه گانه کلاین و سوالات باز پاسخ استفاده شد. فرایند ابزارسازی به این صورت بود که با مطالعه اسناد وسوابق پژوهشی پیشین وبا استفاده از نظرات اساتید پرسشنامه طراحی شد.
در پرسشنامه ساخته شده این تحقیق،۷سوال برای عنصر هدف،۶سوال برای عنصر محتوا،۴سوال برای عنصر فعالیت های یادگیری،۸سوال برای عنصر روش های تدریس،۵سوال برای عنصرزمان،۵سوال برای عنصرموادومنابع،۳سوال برای عنصرگروه بندی،۴سوال برای عنصرمکان،ودر نهایت۶سوال برای عنصر ارزشیابی ودرپایان پرسشنامه۳سوال باز پاسخ در نظر گرفته شده است .همچنین برای مقایسه یافته های مربوط به دو گروه پرسشنامه هر دو گروه یکسان انتخاب شد.

 

۹۷ فصل سوم: روش شناسی تحقیق

 

ویژگی های فنی ابزار:
الف)روایی ابزار اندازه گیریی
پس از طراحی پرسشنامه برای تعیین روایی آن پرسشنامه در اختیار اساتید مجرب و صاحب نظر در زمینه موضوع مورد مطالعه (۱۰نفر از اعضای هیات علمی که۷نفر دارای مدرک دکترای برنامه ریزی درسی و۳نفر دارای مدرک دکترای فلسفه تعلیم وتربیت بود )قرار داده شدکه پس از بررسی و یا حذف و اصلاح پاره ای از عبارتهای نامانوس و مبهم پرسشنامه نهایی با ۴۸ سوال پنج گزینه ای و سه سوال باز پاسخ برای اساتید و دانشجویان تهیه و تنظیم شد.
ب)پایایی ابزار اندازه گیری
پس ازاجرای آزمایشی پرسشنامه علاوه بر اصلاح برخی عبارات مبهم،ضریب پایایی ۸۶/۰برای پرسشنامه دانشجویان و۸۰/۰برای پرسشنامه اساتید به دست آمد.در اندازه گیری پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است.همچنین نسخه ای از پرسشنامه های اساتید ودانشجویان دربخش پیوست پایان نامه گذاشته شده است.
شیوه تحلیل داده ها :
در این پژوهش نیز برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی از جمله(فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار)برای پاسخ به سوالات۱تا۹ و از روش های آمار استنباطی از جمله آزمونt جهت تحلیل های آماری سوالات۱تا۹استفاده خواهد شد جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده می شود.برای بررسی سوالات تحقیق، در صورتی که مولفه های ما دارای توزیع نرمال باشد از آزمون Tو در غیر اینصورت از آزمون دوجملهای (برای داده های ناپارامتریک) استفاده شده است.از آنجایی که در پرسشنامه از طیف پنج گزینهای لیکرت(خیلی کم، کم، متوسط، زیاد، و خیلی زیاد)استفاده شده است برای این گزینه ها به ترتیب نمره ۱ تا ۵ در نظر گرفته شد. با توجه به نمرات در نظر گرفته شده برای اندازه گیری، سطح متوسط مطلوبیت یا به عبارتی مرز بین مطلوبیت و عدم مطلوبیت دانشجویان و اساتید برای کیفیت برنامه درسی رشته علوم

 

۹۸ فصل سوم: روش شناسی تحقیق

 

تربیتی نمره ۳٫۴ میباشد. چرا که با تقسیم تعداد مقیاسها فاصله ۸٫ به دست میآید. در نتیجه چنین تجزیه و تحلیلی سطوح مطلوبیت همانطور که در طیف نشان داده شده است به دست میآید(کمالیان و فاضل, ۱۳۸۸, ص. ۱۷).
فصل چهارم
یافته های تحقیق

 

۱۰۰ فصل چهارم: یافته های تحقیق

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع بررسی نظام حقوقی ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ج: فعالیت در مبارزه با تبعیض علیه مهاجران دراشتغال،
د: مبارزه علیه قاچاق انسان،
و: پژوهش در شرائط کارگران بومی.
(۲) ایجاد اجماع بین المللی در زمینه مدیریت مهاجرت، بازنگری استانداردهای بین المللی کار، مطالعه آثار سیاست های دولت در خصوص مهاجرت، مطالعه در خصوص مشکلات و فشارهای مهاجرت، برگزاری جلسات سه جانبه در مورد دستیابی به مساوات.
(۳) ارتقای دانش و معلومات در زمینه مهاجرت بین المللی، پایگاه اطلاعاتی بین المللی در مورد مهاجرت نیروی کار، پژوهش در زمینه مهاجرت نیروی کار متخصص، مطالعه در اثر جهانی سازی در مهاجرت نیروی کار، گزارش های مشورتی در خصوصیات و شرائط مهاجرت نیروی کار، پژوهش در زمینه اشکال غیر قانونی و غیر رسمی مهاجرت.[۲۴۲]
(۲) سازمان جهانی بهداشت[۲۴۳]
سازمان جهانی بهداشت یکی از آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد است که نقش یک مرجعیت سازمان دهنده را بر بهداشت جامعه جهانی ایفا می کند. این آژانس در ۹ آوریل ۱۹۴۸ میلادی در ژنو (واقع در سوئیس) تأسیس شد. اساسنامه سازمان هدفش را دستیابی مردم به بیشترین سطح سلامت ممکن بیان می کند. وظیفه اصلی این سازمان مبارزه با بیماری ها بویژه بیماری های مسری شایع و ارتقای سلامت عمومی مردم جهان است.[۲۴۴]
سلامت مهاجران و مسائل مربوط به آن که در ارتباط با این سازمان است توسط قطعنامه مهاجران که در می ۲۰۰۸ میلادی به موجب شصت و یکمین مجمع سازمان جهانی بهداشت پذیرفته شد، هدایت می شود و بر این اساس از دولتهای عضو خواسته شد تا اقداماتی در خصوص رویه های مربوط به مهاجرت و ترویج سلامت مهاجران در مورد عضویت بین المللی با سایر سازمان ها و همکاری های بین منطقه ای انجام دهند. موضوعاتی که در این خصوص قابل توجه می باشد عبارتند از: نظارت بر سلامت مهاجران، نظام های مهاجرتی، سیاست و چارچوب های قانونی. به علاوه مجموعه مقررات جهانی سازمان جهانی بهداشت در زمینه سلامت مهاجران، مهاجرت کارمندان سلامت را که بویژه کشورهای در حال توسعه را در بردارد خطاب قرار می دهد. مجموعه مقرراتی که در طول جلسات مجمع پذیرفته شد و مربوط به ترویج استخدام بین المللی پرسنلی است که بتوانند سیستم سلامت را تقویت نمایند.[۲۴۵]
سازمان جهانی بهداشت به عنوان یکی از اعضای گروه جهانی مهاجرت و توسعه[۲۴۶] و در جهت ترویج همکاری های بین دولتها، بخش های عمومی و خصوصی و سازمان های بین المللی در چهارمین جلسه این گروه شرکت نمود. در این گردهمایی بحث سلامت و بهداشت در میز گردهای مختلف بررسی و مورد توجه بوده است. از جمله مباحث مطرح در این جلسه کاهش هزینه های مهاجرت و افزایش توسعه انسانی، مهاجرت، سلامت و خانواده بوده است. ۲۵ دولت شامل دولتهای مبدأ و مقصد در این مباحث سهیم بوده اند. مباحثی که در خصوص خدمات سلامت برای جمعیت مهاجر ارائه گردیده است. موارد کلیدی و مهمی که در رابطه با سلامت مهاجران مطرح می گردد عبارتند از:

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۱- دستیابی به خدمات اجتماعی مهاجران در کشورهای مقصد و مقرره هایی در رابطه با ارائه خدمات به مهاجرانی که توسط کشور مبدأ به خارج اعزام می شوند،
۲- چگونگی وحدت میان جنسیت، مهاجرت و توسعه که آسیب پذیری خاص زنان و کودکان مهاجر را در بردارد. نتایجی که از این جلسه اتخاذ گردید عبارت بود از: ترویج حقوق اجتماعی و ارزیابی هزینه های سلامت در انواع مهاجرت.[۲۴۷]
(۳) سازمان آموزشی،علمی و فرهنگی ملل متحد:یونسکو[۲۴۸]
یونسکو سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد ۱۶ نوامبر ۱۹۴۵ میلادی به‌ وجود آمد.۳۷ کشور در ۱۹ نوامبر ۱۹۴۵ میلادی اساسنامه یونسکو (UNESCO) این نهاد تخصصی سازمان ملل متحد را امضا کردند و به‌ این ترتیب سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با هدف پیشبرد صلح و رفاه همگانی در جهان از طریق همکاری میان ملت ها تأسیس شد. یونسکو با ازدیاد و تقویت مناسبات آموزشی، علمی و فرهنگی دو هدف کاملاً پیوسته را تعقیب می کند:
توسعه، که ورای تقاضای ساده پیشرفت مادی، باید به طیف گسترده ای از خواستهای انسان پاسخ گوید، بدون آنکه میراث نسلهای آینده را به خطر افکند.
برقراری فرهنگ صلح، بر اساس آموزش مسئولیت شهروندی و مشارکت کامل در فرایندهای دموکراتیک. برای اینکه صلح پایدار، صادقانه و مورد قبول همه برقرار شود، در دیباچه اساسنامه یونسکو آمده است کشورهای امضاء کننده این اساسنامه مصمم‌اند که دستیابی کامل و برابر به آموزش، پی جویی آزاد حقیقت عینی، تبادل آزاد اندیشه‌ها و دانسته‌ها را برای همگان تضمین کنند و روابط بین مردم خود را توسعه بخشند و افزایش دهند تا با درک متقابل و بهتر به شناختی دقیق ‌تر و حقیقی تر از آداب و رسوم یکدیگر نائل شوند.[۲۴۹]
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد بر نمای انسانی مهاجرت تأکید می کند و جابجایی انسان ها را در زمینه مربوط به صلاحیت خود مورد توجه قرار می دهد. از جمله مواردی که در صلاحیت این سازمان می باشد تحصیل دانشجویان، فرار مغزها،همگرایی فرهنگی مهاجران در جوامع میزبان، توجه به توازن و تعادل میان همبستگی اجتماعی و احترام به تنوع فرهنگی است. این سازمان اهداف خود را در زمینه مهاجرت با همکاری بسیاری از شرکاء از جمله سازمان های غیر دولتی، گروه های جوامع ملی و دانشگاه ها عملی می سازد.[۲۵۰]
یونسکو یک پروژه تحقیقاتی در خصوص شیوه ها و سیاست های مربوط به آزادی تردد و جابجایی را در چارچوب سازمان های منطقه ای انجام داده است. نتیجه نیز انتشار کتابی در سال ۲۰۰۷ میلادی با عنوان “مهاجرت آنسوی مرزها” می باشد که در آن تأکید شده بر اینکه مرزها مانعی برای مهاجرت نیستند و آزادی جابجایی حق اساسی بشر می باشد. مؤسسه آمار یونسکو نیز مرکز اطلاعات سازمان در زمینه مهاجرت دانشجویان محسوب شده و از این جهت که آمار جهانی از کشورهای جهان ارائه می دهد حائز اهمیت بوده و در این خصوص با سازمان همکاری اقتصادی و توسعه[۲۵۱] همکاری و هماهنگی می نماید.[۲۵۲] مهاجرت افراد ماهر برای دهه های متمادی مورد توجه محققان و سیاست مداران بوده است. از آنجا که افزایش مهاجران بین المللی در برخی مناطق سبب کاهش توسعه گردیده است یونسکو با انتشار این کتاب موضوع را مورد توجه قرار داده و فرار مغزها را بررسی نموده است.
(۴) گروه بانک جهانی
بانک جهانی متشکل از پنج موسسه مستقل و در عین حال هماهنگ با سیاست‌های کلی بانک می باشد که برای کمک به کشورها بویژه کشورهای فقیر تأسیس شد و این مؤسسات عبارتند از:
۱- بانک بین المللی ترمیم و توسعه[۲۵۳] که به کشورهای در حال توسعه خدمات وامدهی و کمک‌های فنی و تکنیکی خود را ارائه می‌دهد.
۲- موسسه مالی بین المللی[۲۵۴] در سال ۱۹۵۶ میلادی با هدف حمایت از فعالیت های بخش خصوصی در کشورهای عضو تأسیس شد. این موسسه وظایف حمایتی بانک در قبال بخش خصوصی کشورهای عضو را عهده ‌دار شده است.
۳- موسسه بین ‌المللی توسعه[۲۵۵] در سال ۱۹۶۰ میلادی با هدف فعالیت در کشورهای بسیار فقیر آغاز به کار کرد. این موسسه در حال حاضر به کشورهای با درآمد سرانه کمتر از ۸۶۰ دلار وام های با بهره کم اعطا می کند.
۴- مرکز بین‌المللی حل و فصل اختلافات سرمایه‌ گذاری[۲۵۶] وظیفه داوری و حل و فصل اختلافات فی ‌مابین سرمایه ‌گذاران خارجی و کشورهای عضو را بر عهده دارد.
۵- موسسه تضمین سرمایه‌ گذاری‌های چند جانبه[۲۵۷] در سال ۱۹۸۸ میلادی فعالیت خود را آغاز کرد و تشویق سرمایه‌گذاری خارجی در کشورهای در حال توسعه را در دستور کار خود قرار داده است. بر طبق اساسنامه، این موسسه ریسک های غیر اقتصادی سیاسی در کشورهای در حال توسعه را پوشش می دهد. این ریسکها عبارتند از: ریسک مصادره اموال، ریسک نقض قرارداد، ریسک انتقال یا تبدیل ارز و ریسک جنگ یا شورش های داخلی.
ملاحظات بانک جهانی در زمینه مهاجرت بین المللی بر تأثیر توسعه ای مهاجرت و درآمدهایی است که به کشورهای در حال توسعه وارد می گردد. این فعالیت ها منجر به تعدادی گزارش جهانی و منطقه ای شده و همچنین دسترسی و کیفیت اطلاعات را در این زمینه تسهیل نموده است. فعالیت اصلی بانک جهانی در این خصوص مربوط است به کاهش هزینه های ورود درآمدها و تقویت کانال های ورودی بهتر برای این منابع و نیز به طور فعال جهت بهبود دستیابی به انسجام سیاست جهانی در زمینه مهاجرت بین المللی تلاش می نماید.[۲۵۸]
اگر چه در مقایسه با تجارت بین الملل و جریان سرمایه ها توجه کمتری به سیاست های مربوط به مهاجرت شده است، اما بانک جهانی بنحو موفقیت آمیزی از این موضوع دفاع کرده است که سیاست های به خوبی طراحی شده و بر مبنای آگاهی و تحلیل می تواند سبب بهبود آثار توسعه ای مهاجرت و مبالغ ارسالی مهاجران گردد. برنامه ها و فعالیت های اصلی بانک جهانی در این زمینه عبارتند از:
۱- اثر مهاجرت و مبالغ ارسالی توسط مهاجران در رشد اقتصادی و اعتبار پولی کشور،ارتباط میان تجارت و سرمایه مستقیم خارجی، حمایت اجتماعی و حکومت،
۲- تشخیص سیاست های مهاجرتی، مقررات و اصلاحات نهادی در کشورهای مبدأ و مقصد که منجر به نتایج توسعه ای عالی گردد،
۳- ابعاد جنسیتی مهاجرت و منابع دیاسپورا[۲۵۹]،
۴- بهبود اطلاعات موجود در زمینه مبالغ ارسالی،کاهش هزینه های انتقال و تقویت اتحاد میان سیستم های انتقال پولی.[۲۶۰]
(۵) سازمان بین المللی دریانوردی[۲۶۱]
اولین نهاد بین المللی که صرفاً اختصاص به مسائل دریایی دارد و به عنوان یکی از آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد فعالیت می کند سازمان بین المللی دریانوردی است. این سازمان از بدو تأسیس بهبود ایمنی دریانوردی و جلوگیری از آلودگی دریایی را از مهمترین اهداف خود قرار داده است. از جمله اقدامات این سازمان عملیات نجات در راستای ایجاد ایمنی در دریا می باشد.
زمان اجرای عملیات نجات مشکلاتی در خصوص تأمین توافق میان دولتها در خصوص پیاده نمودن مهاجران و پناهندگان وجود دارد، بویژه هنگامی که آنان فاقد اسناد معتبر می باشند. با در نظر داشتن چنین مشکلی دول عضو سازمان بین المللی دریانوردی در دو کنوانسیون بین المللی مربوط[۲۶۲] اصلاحاتی به عمل آوردند. هدف این است که در انجام مسئولیت ها توسط ناخدا تکلیف مشابهی نیز برای دولتها ایجاد شود تا در وضعیت نجات به ناخدا یاری رسانده و اجازه دهند تا افراد نجات یافته در چنین شرائطی خود را به منطقه ای ایمن تحویل نمایند. این سازمان همچنین راهکاری در زمینه مقررات قانونی مربوطه و رویه های عملی برای تضمین پیاده نمودن نجات یافتگان در عملیات و نیز انجام اقداماتی برای برآورده نمودن نیازهای آنان بویژه در خصوص مهاجران و پناهندگان می باشد.[۲۶۳]
کمیته کارگشایی سازمان بین المللی دریانوردی مجموعه اصولی را منتشر نموده است که در ترویج رعایت حقوق بشر و حقوق پناهندگان در عملیات نجات کمک می نماید. این اصول تأکید دارد که اگر شخص نجات یافته قصد پناهندگی دارد بایستی توجه ویژه ای به امنیت پناهجو گردد. در این خصوص حتی امکان دارد با کشور متبوع وی در میان گذاشته نشود تا وی از هر نوع تهدید مصون باشد. همچنین این کمیته بر حق حیات و برخورداری از
آزادی های اساسی برای آنان که ترس معقولی از تعقیب و تهدید دارند توجه نموده است.[۲۶۴]
بند دوم: حمایت از مهاجران در چارچوب نهادهای مبتنی بر معاهدات بین المللی حقوق بشر
الف)کمیته حقوق بشر[۲۶۵]
کمیته حقوق بشر پیرو ماده ۲۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی تأسیس شد. این کمیته بر اجرای میثاق توسط دولتها به شیوه های گوناگون نظارت دارد و گزارشات دوره ای ارائه گردیده را بررسی می نماید. جهت پیشرفت بررسی ها کمیته لیستی از مسائل مربوط به دولت مربوطه را در نظر می گیرد. این لیست توسط اعضاء تهیه شده و توجه ویژه ای به اطلاعات دریافت شده از هر یک از نهادها و آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد می گردد.[۲۶۶]
کمیته حقوق بشر حق ترک یک کشور را در چارچوب میثاق بررسی نموده است. در این راستا نظریات تفصیلی و تبادل نظرات صورت گرفته در این کمیته مورد توجه می باشد. این موارد مبنای درک این حق محسوب می شود. براساس بند ۳ ماده ۱۲ میثاق محدودیت هایی برای اعمال این حق وجود دارد که مورد نظر کمیته نیز بوده است و تأکید دارد بر اینکه این موارد بایستی در هر قضیه موردی و شخصی، براساس مبانی قانونی و در موارد ضروری و متناسب رعایت و اعمال گردد.[۲۶۷] کمیته محدودیت های مزبور را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که این حق نباید پناهی برای ممانعت از انجام تکالیف نسبت به اتباع گردد، از این جهت که دولتها می توانند محدودیت های معقولی برای این حق قائل شوند، ولی محدودیت ها نباید سبب نقض ماده مربوطه گردد.
نمونه هایی از نظریاتی که برای اجرای حقوق مندرج در میثاق مربوطه صادر گردیده و بنحوی مربوط به مهاجران است شامل موارد ذیل می باشد:
نظر تفصیلی شماره ۱۵: “وضعیت بیگانگان به موجب میثاق[۲۶۸]“(بیست و هفتمین نشست ۱۹۸۶ میلادی)،
نظر تفصیلی شماره۲۷:"آزادی رفت و آمد و جابجایی[۲۶۹]“(شصت و هفتمین نشست ۱۹۹۹ میلادی)،
نظر تفصیلی شماره۲۸:"برابری حقوق زنان و مردان[۲۷۰]“( ۲۰۰۰میلادی).[۲۷۱]
ب) کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی[۲۷۲]
کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط قطعنامه شورای اقتصادی و اجتماعی در ۲۸ می ۱۹۸۵ میلادی به شماره ۱۹۸۵/۱۷جهت نظارت بر اجرای میثاق بین المللی مربوطه تأسیس شد. هدف این بود که به عنوان یک نهاد مبتنی بر معاهده اقدام نماید. این کمیته در چارچوب میثاق بین المللی حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی رعایت مفاد و تکالیف مقرر در آن را از جانب دولتها کنترل می کند.
کمیته از دولتها می خواهد تا تعیین نمایند که تا چه حد و به چه شیوه ای غیر اتباع از حقوق مندرج در میثاق برخوردار می باشند. این امر بویژه در مورد کودکان و کارگران مهاجر مطرح می شود که دول عضو بایستی در خصوص این گروه از مهاجران و بهره مندی آنها از حق داشتن غذای کافی اطلاعات ضروری را ارائه نمایند. در همین راستا نظر تفصیلی[۲۷۳] کمیته در سال ۲۰۰۰ میلادی در زمینه حق استانداردهای عالی سلامت پذیرفته شد و دولتها مکلف گردیدند تا به وسیله جلوگیری از ممنوعیت و محدودیت دسترسی برابر تمام اشخاص از جمله زندانیان، اقلیت ها، پناهجویان و مهاجران غیر قانونی حق سلامت را رعایت و خدمات لازم را ارائه نمایند.
به طور عمده تمرکز کمیته در مورد مهاجران بر شرائط کار است، بویژه در زمینه شرائط ناعادلانه استخدام و تبعیض در برخورداری از حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی در مورد کارگران مهاجر. همچنین کمیته تأکید می کند که غیر اتباع بایستی همانند سایر اتباع از چنین حقوقی بویژه در خصوص غذا و کار برخوردار باشند. حتی این کمیته از ارائه خدمات به کارگران مهاجر غیر قانونی استقبال نموده و اشاره کرده که بطور کلی با در نظر گرفتن وضعیت مهاجران حمایت از آنان و داشتن رفاه لازم محدود می گردد. براساس نظر کمیته اغلب مهاجران افراد ماهری می باشند که مهاجرت آنها می تواند تأثیر منفی بر توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورهای مبدأ داشته باشد، از این جهت توصیه می کند تا دولتها کارگران بالقوه را در مورد حقوق خود و مشکلاتی که خارج از کشور با آن مواجه اند آگاه نموده و آموزش دهند.[۲۷۴]
در خصوص شکایات فردی نیز در ۱۰ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به اتفاق آراء پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تصویب کرد. به موجب این پروتکل صلاحیت های کمیته در دریافت و رسیدگی به شکایات به رسمیت شناخته شد. اعضاء توافق نمودند تا این کمیته برای شکایت از سوی افراد یا گروه هایی که ادعای نقض حقوق خود را به موجب میثاق دارند صلاحیت داشته باشد. همچنین کمیته می تواند در خصوص رسیدگی به شکایات از جمله شکایات واصله از سوی گروه یا افراد مهاجر اطلاعاتی را دریافت و توصیه هایی نیز به طرفین ارائه نماید. پروتکل سیستم تحقیقاتی نیز دارد که به موجب آن صلاحیت تحقیق و بررسی و آماده نمودن گزارشاتی در زمینه نقض مفاد میثاق را دارد.[۲۷۵]
ج) کمیته حذف تبعیض نژادی[۲۷۶]

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه: دانلود پایان نامه درباره : بررسی و تحلیل دو ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

«افعال دنیوی رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به هفت دسته تقسیم می‏شود: طبابت، صناعت، زراعت، تجارت، مکاسب دیگر، تدابیر و اداره جامعه»[۲۳۱]
بنابرین باید گفت: علاوه بر کارکرد فردی که برای دین قائلیم، دین نسبت به اجتماع و جامعه انسانی بی تفاوت نیست، زیرا از طرفی رسالت دین هدایتگری و رساندن انسان به سر منزل مقصود است، و از طرف دیگر چهره غالب زندگی انسان، زندگی جمعی است و جامعه برای او ضرور است، و حال با این دو مقدمه که ذکر شد نتیجه می گیریم که دین نمی تواند نسبت به جامعه انسانی، روابط و نهادهای آن بی توجه باشد. بویژه با توجه به این که جامعه، عنصری قوی در سقوط یا سازندگی فرد انسانی است و به قول علامه طباطبائی سعادت و کمال فرد در گرو سعادت و کمال جامعه است، اگر قرار است انسان به عنوان یک فرد به سعادت برسد، ناگزیر این کار باید از طریق دخالت در زندگی عینی و اجتماعی او صورت گیرد .ایشان در تفسیر شریف المیزان می گوید:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«فانّ اهم الاشیاء عندالانسان فی نظر الطبیعه و ان کان هو نفسه الفردیه، لکن سعاده الشخص مبنیّه علی صلاح الظرف الاجتماعی الذی یعیش هو فیه، و ما اصعب ان یفلح فرد فی مجتمع فاسد احاط به الشقاء من کل جانب و لذلک اهتم (الاسلام) فی اصلاح المجتمع اهتماماً لایعادله فیه غیره.»[۲۳۲]
«هر چند مهم ترین موضوع در نظر هر فرد انسان -به طور طبیعی- خود آن فرد است، ولی سعادت فرد، بر پایه صلاح جامعه ای که در آن به سر می برد، استوار است و نجات فرد در جامعه فاسد، بسیار دشوار می نماید، از این رو اسلام به اصلاح جوامع اهتمامی بی نظیر ورزیده است».
با این دیدگاه، نهاد حکومت، ( که مهمترین کارکارکرد دین در حوزه اجتماعی است.) عنصری ضروری در ساختار دین می باشد و دین برای تطبیق و حفظ برنامه های خود، ناگزیر است که نهادی را برای این کار تأسیس کند و همچنین ضرورت رهبری پیشوایان وامامان معصوم، در راس این نهاد امری بدیهی است. که دین نمی تواند بی نیاز از ولایت و رهبری اجتماعی باشد. همچنان که این مساله یعنی دین را در امر حکومت بی طرف جلوه دهیم و به اصطلاح بین ریاست دینی و ریاست دنیوی تمایز قائل شوی، این جامعه چنانکه ملا صدرا می نویسد: «از عوامل مهم بحرانهای سیاسی به شمار می‌آورد».[۲۳۳] و برای چنین جامعه‌ای که دین را جدای از دنیا و سکولار کردند، سه ویژگی بر می شمارد:
۱-): احساس در این جامعه سکولار بر آراء محموده غلبه پیدا می کند.
۲-): آدمی به دنبال اسباب قریبه یعنی در پی دنیا می‌رود.
۳-): خشوع و خضوع نسبت به مبادی عالیه ـ موجودات ملکوتی ـ چنین جامعه‌ای ندارد.[۲۳۴]
اما اگر سیاست مطیع برای شریعت شد و در خدمت شریعت در آمد، محسوس «دنیا»، منقاد معقول «آخرت» می‌شود و انسان در چنین جامعه‌ای میل‌اش به سوی سرمایه‌های فاعلی«موثر» است و از سرمایه‌های منفعله «تاثیر پذیر» روی برگردان است.[۲۳۵]
از آنچه ذکر شد، نتیجه گرفته می شود؛ که دین علاوه بر کارکردهای در حوزه فردی، کارکردهای در حوزه اجتماع هم داشته باشد. که نمی توان آنها را نادیده گرفت، لذا طبق ادله پیش گفته و همچنین مواردی که برای قلمرو اجتماعی دین بر شمردیم، باید گفت: حوزه و قلمرو دین در امور، حد اکثری است و قائل شدن به قلمرو اقلی برای دین، جفا در حق دین محسوب می شود.
علاوه بر کارکردهای که در نگرش متکلمان نسبت به دین ذکر شد، در نصوص دینی اعم از قرآن و روایات ائمه معصومین هم می توان آن کارکردها ( حداکثری)، را مشاهده کرد.
از جمله؛ بخشى که براى کلیّت دین و از جمله تشریع مقرّرات، اهداف کلّى را بیان مى‌نماید. مثلًا تزکیه و پرورش، تعلیم و آموزش،[۲۳۶] اخراج از ظلمت و رساندن به نور (بصیرت) و بالا بردن بینش،[۲۳۷] برداشتن بارهاى سنگین خرافه و جهل از دوش مردم،[۲۳۸] شکوفا نمودن استعدادها و خِردهاى‌پنهان در زیر غبار کفر،[۲۳۹] برخوردار کردن از زندگى پاکیزه و حیات طیّب،[۲۴۰] تطهیر از زشتى‌ها و پلشتى‌ها،[۲۴۱] قیام به عدل،[۲۴۲] رسیدن به صلاح و فلاح،[۲۴۳] از جمله اهداف کلانى مى‌باشد که براى بعثت و تشریع مقرّرات بیان گردیده است.
و بخشى دیگر از روایات، که براى هر یک از مقرّرات شرعى- و مستقلّ از دیگرى- هدفى را بیان مى‌نماید. که می توان آن را نیز از کارکرد های شریعت به حساب آرود. هر چند این خدمات، برای پیام دین محسوب می شوند، و ما در جستجوی خدمات خود دین هستیم.
بدون تردید، یکى از گویاترین نصوص در این باره، خطبه حضرت فاطمه زهرا (س) است که در آن براى ایمان، نماز، زکات، روزه، حج، عدل، وجوب اطاعت، امامت، جهاد، صبر، امر به معروف، نیکى به پدر و مادر، صله رحم، قصاص، وفا به نذر، دقت در خرید و فروش، اجتناب از برخى محرمات، عدالت در قضاوت و حرمت شرک، فلسفه و حکمت‌هایى بیان شده است.[۲۴۴]
۲-۲-): دین انسانی :
در این بخش از این گفتار به انسانی بودن دین می پردازیم، همچنانکه در بخش گذشته از لزوم دینی بودن انسان سخن راندیم، حال اینجا پرسش این است که آیا لازم است یک دین با خواسته های انسان منطبق و هماهنگ باشد؟ آیا دین برای انسان و در خدمت انسان است که در هر عصری با خواسته های انسان عوض شود؟ که در صورت منفی بودن جواب، آیا باید از خواسته های انسانی صرف نظر کرد؟ یا دین را با خواسته های انسان هماهنگ کرد؟ این موضوع یعنی قابلیت انطباق دین با خواسته های انسان، موضوعی است که از دیر زمان مورد بحث و مجادله اندیشمندان و متفکران بسیاری قرار گرفته در این وادی نیز، بسان هر موضوع دیگری افراط و تفریط های گریبانگیر عده‏ای شده است. برخی تمامی احکام دین اسلام‏ را ثابت و لا یتغیر دانسته،و توجهی به خواسته انسان ندارند و برخی دیگر به دامان‏ التقاط و یا منسوخ پنداشتن بسیاری از احکام آن‏ در غلتیده‏اند، و در این میان عده ای اندک مصون از افراط و تفریط راه میانه را برگزیدند و اینها کسانی اند که هم اسلام را نیک شناخته و هم با عصر و زمان خویش آشنایی بایسته‏ای داشته اند. هدف نهایی در این بخش، زمینه سازی برای پاسخگویی به این پرسش است که؛ «چگونه می توان بین انسان مدرن با دین جمع کرد، و در دنیای جدید دیندار بود؟»، به عبارت دقیق تر و کامل تر، چگونه می توان میان ارزش ها و تعالیم اسلامی و میان دستاوردها و مقتضیات دنیای جدید توازن برقرار ساخت؟ و با این تلقی سراغ دین رفت که دین برای انسان و در خدمت اوست یعنی برطرف کننده حوائج و خواسته های آدمی می باشد.
عده ای از دانشمندان معاصر برای اینکه دین را انسانی (بشری) جلوه بدهند به راه های گوناگونی روی آورده اند،که در این نوشتار اجمالا به چهار روش همراه با نقدی که به آنها وارد است به طور خلاصه اشاره می شود.
۲-۲-۱-): رویکرد معنویت یا ایمان به جای دین:
یکی از تاکتیکهای «رویکرد سکولاریستی معنویت‏گرا»، مواجهه با دین از چشم‏انداز «روانشناسی باور» است. می‏دانیم که در معرفت‏شناسی این نوع معنویت، اصل بر «شکاکیّت اپیستمولوژیک» و انکار «براهین عقلی» و نفی «قطعیّات» گذارده شده است و حداکثر برخی باورهای عرفی و رایج را تحت عنوان [۲۴۵]Common Sense می‏پذیرند، که آن را نیز بیش از آنکه سهمی از واقع‏نمایی و حجّیت معرفت‏شناختی برایش قایل باشند، از باب اضطرار برای دوام زندگی اجتماعی پذیرفته‏اند و اصولاً پذیرش این مفاهیم عرفی پس از انکار بدیهیات و برهانیات، معلوم نیست که چه وجه استدلالی دارد و لذا حداکثر با عنوان «هنجار» و عرف، از آن دفاع می‏کنند. «بر این مبنا، پذیرش دین و از جمله، اسلام در این رویکرد، منشاء منطقی و عقلی ندارد.»[۲۴۶] «بلکه منشا ایمان دینی، صرفا یک اتوریته است و مسلمانی هم تنها یک باور ناشی از اتوریته و یک پدیده روانشناختی است نه معرفتی، این نگاه به دین، وقتی به مشخصات دیگری که اشاره خواهیم کرد، ضمیمه شود بی‏شک با «اثبات‏پذیری حقانیت‏اسلام» و عقیده به «صدق» گزاره‏های دینی (آیات و روایات)، یا با «کمال و خاتمیت اسلام»، و بسیاری مدّعیات مسلمانی دیگر، قابل جمع نیست و حتما باید در مفهوم اسلام، دستکاری‏های وسیعی کرد تا همچنان بتوان بدان پایبند ماند، زیرا دست‏کم هیچ دلیلی بر ترجیح آن بر سایر ایمان‏ها و ادیان و معنویتها وجود ندارد» و جالب است که مروّجین و مترجمین این مطالب به لوازم آن ایده‏ها نیز ملتزم‏اند.[۲۴۷] همچنین نویسنده مزبور تصریح می‏کند:
«که هیچیک از باورهای اسلامی با هیچ استدلالی، اثبات (و نیز ابطال) نمی‏شوند و مسلمین تنها چون مسلمان می‏باشند و به پیامبرشان، علاقه و اعتماد و تعبّد دارند و در برابر اتوریته او تسلیم شده‏اند، مدّعای قرآن و حدیث را باور می‏کنند اما این مدّعیات هیچیک، عقلانی بمعنای مدلّل یا مستدل نبوده و نمی‏توانند باشند، چنانچه می‏توان به اتوریته هر کسی دیگری هم اعتماد کرد و ادعای ‏او را هم پذیرفت. پس اعتقادات اسلامی و بلکه هر دینی، اصولاً قابل اثبات نیستند و حتی اگر چیزی بنام «بدیهیات» و نیز قوانین «منطق صورت» و استدلال برهانی را هم، باز هم هیچ استدلال عقلی بنفع هیچ یک از عقاید اسلام وجود ندارد.» [۲۴۸]این عقیده به «اثبات‏ناپذیری» و شکاکیت، البته منحصر در عقاید دینی نیست بلکه در کلیه معارف بشری (اعم از علمی و فلسفی و دینی و…) شکّاک می‏باشند و اگر مجبور شوند الگویی (Pattern) برای عقاید اثبات‏پذیر را هم بپذیرند، آن‏را حدّاکثر در یکی دو مورد از مفاهیم ریاضی، منحصر می‏کنند، زیرا اساسا منکر کمترین قدرت عقل برای فهم و سپس اثبات یا ابطال مفاهیم‏اند. بنابراین ما با یک گرایش کاملاً عقل‏گریز (نه عقل ستیز)، در کلیه علوم و معارف عقلی و تجربی و نقلی… مواجهیم که هر عقیده‏ای را حتی اگر بنفع آن، برهان عقلی یا دلیل نقلی (که مستحضر به دلیل عقلی باشد)، اقامه گردد باز هم مشکوک می‏دانند و آن‏را حداکثر در حوزه تعبّد به اتوریته و یک رفتار روانشناختی به رسمیت می‏شناسند پس نه‏تنها دین یا اخلاق یا معنویت، بلکه همه علوم و فلسفه ها و مکتب‏های بشری را نیز ـ جز در حوزه برخی مفاهیم اولیه ریاضی که معادل بعضی از مفاهیم منطقی هم می‏توانند بود ـ از اساس، مشمول این مشکوکیّت و اثبات‏ناپذیری می‏دانند و البته بطریق اولی، دین نیز مورد هدف این نوع از لاادری‏گری افراطی قرار می‏گیرد و لذا تصریح می‏کنند:
«تقریباً هیچ اعتقادی (دینی، فلسفی، علمی و…)نداریم که بنحو قطعی، قابل اثبات (یا ابطال) باشد و از این حیث، اعتقادات دینی نیز مثل سایر اعتقاداتند.»[۲۴۹]
مصطفی ملکیان، همچنین مدعی تفکیک «ایمان»، از «اعتقاد» می‏شود که این نیز یک ایده فیدئیستی و ناشی از تفکیک دین از عقل و انکار عقلانی بودن «دین» است و کسانی چون آلن‏واتس، ایده خود را بر آن ـ در کتاب «حکمت بیقراری»، بنا کرده و ایمان و عقیده را مغایر با یکدیگر، بلکه کاملاً بر خلاف یکدیگر دانسته و گفته‏اند که عقاید، دست‏وپا گیرند ولی اگر ایمان و معنویت را فاقد محتوای نظری و عقیدتی کنیم، دیگر مزاحم نیستند و آزادند.
اجمالا باید دانست که جریان مزبور، نظام اعتقادی اسلام را اولاً، دگماتیست و منشاء خشونت و ستیز با واقعیت می‏داند و معتقد است که پیروان اعتقادات دینی از آنجا که حاضر نیستند به ایمان شکّاکانه!! (تلفیق ایمان و شک!!) تن دهند، پس حتماً آرامش روانی ندارند چون همواره درصدد دفاع از عقاید خود بوده و بدان وفادارند و حاضر نیستند از آن دست بکشند و در عین حال، دیندار باشند!! ثانیا، این جریان، شاکی است، که چرا اسلام و سایر نظام‏های عقیدتی دگماتیک! انسانها را به دو دسته همفکر و غیرهمفکر (مؤمن و کافر)، تقسیم می‏کنند؟ اشکال سوّم، ایشان به نظام عقیدتی اسلام، آن است که چرا مسلمین در کنار «منبع مشروعیت و معرفت» مورد اعتقاد خود ـ قرآن و سنت به اتوریته‏های دیگری هم در مقابل آن تن نداده و تغییری در عقاید اصلی خود نمی‏دهند؟[۲۵۰]
آقایان سپس از آنچه «نظامهای دینی غیردگماتیک» می‏نامند، دفاع می‏کنند که هیچیک از این اشکالات را ندارند زیرا بر هیچ عقاید معینی، پافشاری نمی‏کنند! و معذلک «دین» یا «ایمان» و یا «معنویت» هستند.[۲۵۱]
در نتیجه توصیه می‏شود که معنویت یا ایمان، صرفا به معنای نوعی رویکرد وجودی و روانی، به مفهوم کاملاً شخصی و اگزیستانسیالیستی آن، و یک تجربه شخصی و ذهنی تعریف شود که برخلاف ایمان عقیدتی، نه مبنای معرفتی و نه لوازم قانونمند فردی و اجتماعی (التزامات رفتاری)، ندارد و به‏اصطلاح، جزمی و دگماتیک نیست!! البته هر تجربه یا گرایش شخصی بلکه هر باور متافیزیک یا مذهبی و ایمانی، حتما تأثیرات خودبخود در رفتار فردی و حتی اجتماعی دارد اما این باور، نه یک عقیده و یا آگاهی (معرفت) است تا قابل اثبات باشد و نه با احکام خاصّ رفتاری، پیوسته است تا نیازی به شریعت باشد بلکه صرفا یک اتفاق روانشناختی است که مثل هر حادثه روانی دیگر، بنحوی ظهور می‏کند و مهم نیست که به چه نحو!! مهم آن است که در این نگاه، رفتارهای دینی، یا از نوع مناسکی و عبادی (Ritual) هستند، که صرفا سمبلیک و مقدمه برای ایجاد نوعی اخلاق ـ بلکه دقیقتر بگوئیم نوعی«آداب» ـ در دنیای انسانهاست و یا مستقیما و بدون وساطت شعایر مذهبی، یک رفتار اخلاقی اند(Moral)، پس گوهر و اصل دین که در همه ادیان آسمانی و غیرآسمانی اهمیت دارد، صرفا ایجاد نوعی «اخلاق معنوی»، بسیار مبهم و بی‏ریشه خواهد بود که نه به عقاید خاصّ و نه به احکام خاصّ (دگم‏ها) وابسته نیست و نباید باشد و اسلام و بودیزم و مسیحیت و…، در این خصوص هیچ ترجیحی بر یکدیگر ندارند چنانچه عقاید گوناگون (توحید و تثلیث و شرک و بت‏پرستی یا اعتقاد به معاد و تناسخ و…) تفاوتی با یکدیگر ندارند، احکام عملی هم در این میان، اهمیتی ندارند و واجب و حرام شریعت، نیز چون عقاید دینی، خارج از ذات دین می‏باشند و هیچیک از اجزاء اصلی دین نیستند. بدون همه این امور دست‏وپاگیر و تعصب‏آور و غیرعقلانی!! می‏توان به معنویت اخلاقی رسید و مهم نیست که در قالب پرستش چه چیزی و آیین کدام دینی!! بلکه برای هرکس به حسب میل و سلیقه و روحیاتِ شخصی او، یکی از این ادیان، مناسبت‏تر است!![۲۵۲]
با این حساب بطور مطلق نمی‏توان از «دین حقّ» یا دین برتر، سخن گفت، همچنین عمل به شریعت، هیچ ضرورتی برای کسب معنویت یا اخلاق عرفانی ندارد، بلکه می‏تواند مانع آن نیز باشد زیرا با این ملاک، تجربه روانی در برخی تیپ‏ها، حتی اگر تمام عمر هم مطیع شریعت باشند، نمی‏تواند بوجود آید و برخی تیپ‏ها حتی اگر در تمام عمر با شریعت، مخالفت کنند باز هم تجربه معنوی را براحتی دارند پس عمل به شریعت، ضرورتی ندارد بلکه دست و پاگیر و مانع تجربه نیز هست و البته آنچه به تصریح نویسنده، گوهر دین است، همان «حالات اخلاقی» است و نه حتی لزوما «تجربه دینی». پس مراد وی از «ایمان دینی»، تجربه باصطلاح عرفانی یا دینی هم نیست برخلاف گرایشهای دیگری در همین رویکرد که گوهر دین را تجربه دینی می‏دانند و البته این رویکردها در اصول با یکدیگر، مشترکند و از جمله در اینکه اعتبار معرفتی و حجیّت و الزامی به قبول عقاید دینی و یا برای عمل به احکام دینی، قائل نیستند و عرفان به مفهوم اسلامی آن را نیز که نوعی معرفت (منتهی شهودی و قلبی) است منکرند، همچنین اخلاق را بریده از ریشه نظری آن و مستقل از مقدمات و نتایج و تعریف اسلامی آن، میان اسلام و بودیزم و… یکسان و مساوی می‏دانند زیرا همه براساس شکاکیت و لاادری‏گری عقیدتی و اباحی‏گری فقهی بنا شده‏اند.
آنچه اینان می‏خواهند به ما بباورانند و خود به آن یقین و عقیده دارند!! این گزاره است که: (می‏توان هیچ عقیده‏ای به هیچ گزاره دینی نداشت و در همه ‏چیز حتی توحید و مبدا و معاد، شک داشت و بلکه منکر همه چیز شد و معذلک دیندار و مؤمن بود. و می‏توان با همه احکام دینی مخالفت کرد و در عین حال، الگوی اخلاقی شد و به معنویت و عرفان رسید).
آقای ملکیان می‏کوشد القاء کند که دست‏کم در هفت مورد می‏توان دین و حتی عقاید قطعی و ضروری دینی را ردّ کرد و در عین حال، دیندار هم بود.
«آن هفت مورد عبارتند از:
۱-): با دیدن حوادث تلخ در زندگی ـ چون زلزله ـ می‏توان خیرخواهی یا عدالت خدا را انکار و یا در آن شکّ کرد و این عقیده، منافاتی با ایمان ندارد، زیرا «ایمان» محتوای عقیدتی ـ مثلاً عقیده به عدالت یا خیرخواهی خدا ـ ندارد، بلکه در آن یک ایمان بدون موضوع و متعّلق هم کافی است!! نباید از مؤمن پرسید که به چه چیز ایمان داری؟! به هیچ!!
۲-): می‏توان معتقد بود که منشاء دین، اساسا نه یک امر ماورائی ـ مثل خدا ـ بلکه یک امر بدنی (فیزیولوژیک) یا روانی (پسیکولوژیک) است؛ یعنی می‏توان در منشا الهی و غیرمادی دین، شکّ کرد و این نیز منافاتی با ایمان و معنویت و دینداری ندارد. حتی می‏توان پذیرفت یا احتمال داد که غده‏ای در بدن است که اگر ترشح‏اش زیاد شود، آدم دیندار یا دیندارتر می‏شود و می‏توان احتمال داد که منشاء دین، یک امر جامعه‏شناختی، روانشناختی یا زیست‏شناختی ـ و نه خداوند ـ است و این شک، صدمه‏ای به ایمان نمی‏زند چون قرار شد که ایمان ما از نوع دگماتیک و عقیدتی (که قطعا منشاء الهی برای دین، قائل است و همه این احتمالات را قاطعانه ردّ می‏کند)، نباشد.
۳-): می‏توان مؤمن و متدیّن بود و در عین حال مثلا بخاطر عصبانیت از رفتار زشت یک فرد مدّعی دینداری، در اصل دین و حقانیت‏ آن شک کرد. این شک هم منافاتی با ایمان و دینداری ندارد!!
۴-): کسانیکه بخاطر منافع شخصی یا سود و ضرر مادی به دینی گرویده‏اند اگر به هر دلیل به مطامع خود نرسیدند و یا اگر کارکردی را از دین، انتظار داشته‏اند ولی انتظار آنان از دین با واقعیت، جور درنیامد، چنین کسانی نیز می‏توانند در دین، شکّ کنند و این شک، صدمه‏ای به دیانت آنان نمی‏زند و همچنان می‏توان آنان را متدیّن دانست چون ایمان نباید یک دگم باشد.
۵-):چون فرهنگ دینی جامعه در طول تاریخ، تغییراتی بخود می‏بیند پس می‏توان نتیجه گرفت که هیچ چیز قطعی نیست و مرزی میان «ضروریات دین» و «بدعت‏ها» وجود ندارد، همه‏چیز مشکوک و نسبی و قابل حذف از دین و یا قابل اسناد به دین است پس هر عقیده‏ای می‏تواند به یک اندازه، دینی یا غیردینی دانسته شود و فاصله‏ای معرفتی میان ارتدوکسی‏ها و هترودکسی‏ها وجود ندارد. می‏توان به چنین سیلان و هرج‏ومرجی معتقد بود و آرام‏آرام در همه عقاید دینی شک کرد و ضروریات دین را بدعت دانست و بدعتها را ضروری دین خواند و با این وجود، این هرج و مرج عقیدتی نیز به ایمان آدمی صدمه‏ای نمی‏زند.
۶-): می‏شود معتقد بود که هیچ دلیلی بنفع توحید و نبوّت و معاد و… وجود ندارد و عقل، هیچ حمایتی از هیچیک از اصول دین نمی‏کند. می‏توان در کلیه اصول و عقاید دینی، شک و یا آنها را انکار کرد و در عین حال، متدیّن و مسلمان بود!!
۷-): حتی می‏توان به عقیده‏ای برخلاف عقاید اسلامی، معتقد شد و این نیز منافی با مسلمانی نیست. شک در وحی بدلیل تعارض یافته‏های بشری (که حتماً عقلی و قطعی هم نیستند زیرا قرار شد که هیچ مفهوم اثبات‏پذیر عقلی، ممکن نباشد) با دین، مزاحم دین و دینداری نیست یعنی می‏توان این عقیده را پذیرفت که حقایق و واقعیاتی وجود دارند که دین را نقض می‏کنند و در عین حال، هم به آن واقعیات و هم به دین (یعنی به طرفین یک تناقض) مؤمن بود!! این هفت مورد صریحا نام برده شده‏اند و سپس نتیجه گرفته شده است که «می‏توان با چنین اعتقاداتی، مؤمن و دیندار هم بود.»[۲۵۳]
مصاحبه‏کننده ــ ملکیان ــ تصریح می‏کند که خود قاطعانه!! معتقد است که
«هیچیک از عقاید اسلامی عقلاً اثبات نمی‏شود و کلیه مفاد آیات و روایات و گزاره‏های دینی مشکوکند و مؤمنین در قبول یا عدم قبول آنها مخیّرند زیرا هیچ دلیلی بنفع توحید و مبدء و معاد و نبوت و… وجود ندارد و اگر وی در اهمّ عقاید اسلامی، شک دارد و در عین حال، می‏تواند خود را متدیّن نیز بداند به دو دلیل است:
۱-): چون گزاره‏های دینی مطلقا قابل اثبات نیستند و دلیل عقلی ندارند و لذا شک‏پذیر بلکه مشکوکند.
۲-): چون شک، امر اختیاری نیست. منظور وی آنست که انسان شک‏کننده، «مفعولِ شک» است نه «فاعل شک»، بنابراین قابل نهی و عتاب نیست.»[۲۵۴]
درخصوص دلیل دوم وی، طی مقال دیگری باید بتفصیل پاسخ گفت که فرد قربانی شک و جهل، اگر مستضعف است، حکم دیگری غیر از افراد لجباز و شکاک دارد.
اما دلیل نخست وی، در تجویز این شکوک نیز، یک «دور مصرّح» است. اکنون ما در مقام توضیح نظریه ایشان و تقریر صورت مساله هستیم و نوبت به پاسخ نرسیده است. ابتدا باید شفاف شود که این نظریه چیست. ایشان تصریح می‏کند که؛
«به عقاید و احکام اسلامی در سه مقام، نقد وارد می‏شود و مؤمنین در هر سه مورد باید این اشکالات را بپذیرند و مقاومت نکنند زیرا پذیرش این سه اشکال بر اسلام نیز منافاتی با دینداری ندارد:
۱-): حال که هیچ استدلالی، اسلام ـ و هیچ دین دیگری را ـ تایید نمی‏کند و مسلمین تنها تسلیم اتوریته حضرت محمد(ص)، (و اهل‏بیت ایشان درمورد شیعه) شده‏اند، این اشکال و نقد وارد است که مسلمانان چرا اتوریته ایشان ـ و نه کس یا کسان دیگری ـ را پذیرفته‏اند؟ آیا این تسلیم و گرایش، به حق است یا ناحق؟ اگر استحقاق ایشان برای انتخاب بدون دلیل از میان هزاران انتخاب دیگر، زیر سوال ‏برود، مسلمانان استدلالی در مقام پاسخ ندارند بلکه صرفا چنین گرایشی در آنان وجود دارد و این انتقاد را باید پذیرفت (یعنی دلیلی قطع‏آور بنفع نبوّت، امامت یا ولایت وجود ندارد).
۲-): حال که مسلمانان به هر ترتیب، اسلام و اتورتیه حضرت محمد(ص) را پذیرفته و تسلیم کتاب و سنت‏ شده‏اند، مساله بعدی آن است؛ که بی‏نهایت تفسیرها و فهم‏های متضاد از سرتاسر آیات و روایات می‏توان داشت که همگی مشکوکند و هیچ داوری له یا علیه هیچیک نمی‏توان کرد و هر قرائتی می‏توان از اسلام داشت، همه‏چیز را می‏توان به اسلام نسبت داد یا از آن سلب و نفی کرد. شاید بتوان درباره سازگاری نسبی بیشتر یا کمتر برخی تفاسیر و قرائت‏ها داوری کرد (و معلوم نیست که چرا بتوان؟!) ولی متن اسلام، بکلی مبهم و متشابه و مجمل است و هیچ دلیل نقلی قطع‏آوری هم وجود ندارد، چنانچه هیچ دلیل عقلی قطع‏آوری در کار نیست.
۳-): نقد سوّم آن است که وقتی ببینیم میان آنچه از اسلام قبول کرده‏ایم(بلادلیل) و آنچه با استدلال به آن رسیده‏ایم، ناسازگاری وجود دارد بالاخره باید میان دین و آن استدلال، یکی را برگزید و چنین مواردی، وجود دارد. البته این نقد سوّم، با ادعای‏پیشین ایشان تناقض دارد که گفته بود، هیچ دلیلی نه له و نه علیه دین وجود ندارد پس چگونه ممکن است که میان دین و آنچه استدلالاً پذیرفته‏ایم ناسازگاری باشد؟!»[۲۵۵]
این سه اشکال در ذهن ایشان و دوستانشان به ترتیب متوجه هر دینی و از جمله اسلام است و نتیجه آن، پیدایش یک دین بدون ادعای‏عقیدتی، بدون پشتوانه عقلی، بدون حکم و برنامه، و حتی بدون توجیه نظری بنفع اخلاق است. محصول این اسلام‏سازی (بازسازی اسلام)، یک دین سراسر مشکوک و سیال و فاقد قطعیات عقلی و نقلی و بی‏دفاع در برابر استدلالهای مخالف است که براساس نه «یقین» بلکه شک کامل و غیر قابل علاج بنا شده و جالب است که سؤال‏کننده نشریه مزبور نیز احتیاطا برای صراحت بیشتر سؤالی طرح می‏کند و پاسخ صریحی هم خوشبختانه دریافت می‏کند:
«سوال؛ شما سیالیت را رکن مقوّم ایمان دانستید و بنظر می‏رسد که این سیالیت به شکّ و شک ورزیدن؛ کاملاً نزدیک است یعنی با شک ورزیدن است که به سیالیت دست می‏یابیم پس آیا شک در دل ایمان قرار نمی‏گیرد و شکاک بودن ارتباط وثیقی با مؤمن بودن پیدا نمی‏کند؟!

نظر دهید »
بررسی و شناخت ماهیت نظام دادرسی در دیوان ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ج- در حالت وقوع نزاع مسلحانه غیر بین المللی، نقض فاحش ماده ۳ مشترک در چهار کنوانسیون ۱۲ اوت ۱۹۴۹ ژنو یعنی هر یک از اعمال ارتکابی زیر بر ضد اشخاصی که هیچ گونه شرکت فعالی در کارهای جنگی ندارند، از جمله افراد نیروهای مسلح که سلاح هایشان را زمین گذاشته اند و کسانی که به سبب بیماری، جراحت، حبس یا هر علت دیگری از شرکت در جنگ ناتوان هستند:
۱- خشونت بر ضد جسم و جان بویژه قتل از هر نوع، قطع عضو، رفتار بی رحمانه و شکنجه؛
۲- تجاوز به کرامت شخص به ویژه رفتار موهن و تحقیر کننده؛
۳- گروکان گیری؛
۴- صادر کردن احکام و اجرای مجازات های اعدام بدون وجود حکم قبلی صادر شده از دادگاهی که به طور قانونی تشکیل شده باشد و تمام تضمین های قضائی را که ضرورت آن به طور عام شناخته و پذیرفته شده است، تأمین نماید؛
د- بند ۲ (ج) بر منازعات مسلحانه غیر بین المللی منطبق است و بنابراین شامل حالت های آشوب ها و تنش های داخلی همچون شورش ها و اعمال خشونت آمیز منفرد یا پراکنده یا اعمال مشابه دیگر نمی شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

هـ- دیگر نقض های فاحش قوانین و عرف های قابل اجرا در منازعات مسلحانه غیر بین المللی در چارچوب تعیین شده در حقوق بین الملل، یعنی هر یک از اعمال زیر:
۱- هدایت عمدی حملات بر ضد مردم غیر نظامی در کلیت آن یا بر ضد افراد غیر نظامی که در اعمال جنگی شرکت مستقیم ندارند؛
۲- هدایت عمدی حملات بر ضد ساختمانها، مواد، واحدها و وسایل نقلیه پزشکی و افرادی که نشانهای مشخصه مذکور در کنوانسیون های ژنو مطابق حقوق بین الملل استفاده می کنند؛
۳- هدایت عمدی حملات بر ضد کارکنان تأسیسات، مواد، واحدها و خودروهایی که در کمک رسانی بشر دوستانه یا مأموریت حفظ صلح به موجب منشور ملل متحد به کار گرفته می شوند، مادام که آنها شایسته برخورداری از حمایتی هستند که به موجب حقوق بین الملل منازعات مسلحانه به غیر نظامیان یا اهداف غیر نظامی داده شده است؛
۴- هدایت عمدی حملات بر ضد ساختمانهایی که برای مقاصد مذهبی، آموزشی، هنری، علمی یا خیریه اختصاص یافته و (نیز بر ضد) آثار تاریخی؛ بیمارستان ها و مکان های تجمع بیماران و زخمی ها مشروط بر آن که آن مکان ها اهداف نظامی نباشند؛
۵- غارت شهر یا محلی، گرچه غلبه بر آن با زور صورت گرفته باشد؛
۶- ارتکاب تجاوز (جنسی)، برده گیری جنسی، اجبار به فحشای جنسی، حاملگی اجباری آن چنان که در بند ۲ (و) ماده ۷ تعریف شده است، عقیم کردن اجباری یا هر شکل دیگر از اشکال خشونت جنسی که موجب نقض فاحش کنوانسیون های ژنو می شود؛
۷- بسیج اجباری یا داوطلبانه کودکان زیر۱۵ سال در نیروهای مسلح یا گروه های مسلح یا به کار گرفتن آنان برای مشارکت فعال در کارهای جنگی؛
۸- صدور دستور جابجایی اهالی غیر نظامی به دلایل مربوط به نزاع؛ مگر آنکه امنیت غیر نظامیان مورد نظر یا دلایل الزام آور نظامی چنین اقتضا کند.
۹- خائنانه کشتن یا زخمی کردن رزمنده دشمن؛
۱۰- اعلان این مطلب که به احدی رحم نخواهد شد (احدی در قید حیات نخواهد ماند)
۱۱- در معرض نقص بدنی یا هر نوع آزمایش پزشکی علمی قرار دادن اشخاصی که تحت سلطه طرف دیگر هستند به طوری که نه درمان پزشکی، دندانپزشکی یا بیمارستانی شخص مورد نظر آن را توجیه می کند و نه در جهت منفعت وی صورت می گیرد و موجب مرگ یا خطر برای آن شخص یا اشخاص می شود؛
۱۲- تخریب یا ضبط اموال دشمن، مگر آنکه ضرورت های جنگ چنین تخریب یا ضبط اموال را ایجاب نماید؛
و: بند ۲ (ه) بر منازعات مسلحانه غیر بین المللی قابل اجراست و بنابراین شامل حالت های آشوب ها و تنش های داخلی همچون شورش ها و اعمال خشونت آمیز منفرد یا پراکنده یا اعمال مشابه دیگر نمی شود. (مقررات) این بند در مورد منازعات مسلحانه ای قابل اجرا است که در قلمرو دولتی اتفاق می افتد که منازعات مسلحانه طولانی مدتی میان نیروهای حکومت و گروه های مسلح سازمان یافته یا میان چنین گروه هایی وجود دارد.
۱۳- هیچ یک از مطالب بندهای ۲ (ج) و (د) تأثیری بر مسئولیت حکومت برای حفظ یا برقراری مجدد قانون و نظم در کشور یا دفاع از وحدت و تمامیت قلمرو دولت با تمام وسایل قانونی نخواهد گذاشت.
گفتار دوم- صلاحیت زمانی
دیوان نهادی مربوط به آینده است و لذا تنها نسبت به جرایمی صلاحیت دارد که بعد از لازم الاجرا شدن اساسنامه آن، ارتکاب می یابند.[۳۳] در مورد دولت هایی که بعد از لازم الاجرا شدن اساسنامه به آن ملحق می شوند؛ دیوان فقط نسبت به جرایم ارتکابی پس از لازم الاجرا شدن اساسنامه نسبت به آنها واجد صلاحیت است.[۳۴] به نظر می رسد اساسنامه در ماده ۲۴ مجدداً به این موضوع بر می گردد که می گوید هیچ کس به موجب این اساسنامه نسبت به عملی که قبل از لازم الاجرا شدن آن مرتکب شده است، مسئولیت کیفری نخواهد داشت. در واقع مواد ۱۱ و۲۴، به طور تنگاتنگی با یکدیگر مرتبط هستند و در جریان تدوین طرح اساسنامه رئیس گروه کاری مربوط به اصول کلی پیشنهاد کرد که این دو ماده در یکدیگر ادغام شوند.[۳۵] در مورد قاعده کلی مربوط به اعمال صلاحیت زمانی اساسنامه، یک استثناء وجود دارد و آن عبارت است از این که دولتی به موجب یک اعلامیه خاص صلاحیت دیوان را نسبت به جرایمی خاص به رسمیت بشناسد ولو آنکه این دولت عضو اساسنامه نباشد.[۳۶] اما حتی در چنین وضعیتی، دیوان نسبت به تعقیب جنایات ارتکابی تا پیش از لازم الاجرا شدن اساسنامه فاقد صلاحیت خواهد بود.
مقررات مربوط به صلاحیت زمانی می بایست همراه با ماده ۱۲۶ که مربوط به لازم الاجرا شدن اساسنامه است، مورد توجه قرار گیرد. این ماده اعلام می کند که اساسنامه از نخستین روز ماه بعد از شصتمین روز از تاریخ تودیع شصتمین سند تصویب، لازم الاجرا خواهد شد. نسبت به دولت هایی که پس از لازم الاجرا شدن اساسنامه، آن را تصویب می کنند اساسنامه از نخستین روز ماه بعد از شصتیمن روز از تاریخ تودیع سند تصویب توسط آن دولت ها لازم الاجرا خواهد شد.
مسئله صلاحیت زمانی نباید با مسئله عطف به ماسبق نشدن جرایم اشتباه شود. حقوق بین الملل بشر دوستانه متضمن ممنوعیت عطف به ماسبق شدن جرایم و مجازات ها به عنوان یکی از مهم ترین اصول اساسی است. این قاعده، تعقیب اقداماتی را که در زمان ارتکاب آنها جرم شناخته نمی شده است را ممنوع می داند. البته در مورد قلمرو این اصل تفاسیر گوناگونی وجود دارد. دادگاه نورمبرگ می توانست به متون قانونی موجود، نظیر کنوانسیون چهارم ۱۹۰۷ لاهه در مورد جنایات جنگی و میثاق بریان- کلوگ در مورد جنایات علیه صلح استناد کند. اما به هر حال اگر چه این اسناد برخی اعمال مخالف حقوق بین الملل را تعریف می کردند ولی این اعمال را به عنوان منشأ موجد مسئولیت کیفری فرد؛ مورد تصریح قرار نمی دادند. دادگاه نورمبرگ تنها به طور غیر مستقیم و با الهام از نوشته های هانس کلسن به ایرادات مربوط به عطف به ما سبق نشدن قوانین چنین پاسخ داد که همان طور که این اصل یکی از اصول عدالت است، اجازه دادن به رهبران نازی برای فرار از مجازات نیز خلاف اقتضاء عدالت است (کلسن،۱۹۷۴،۱۶۵). چنین اظهاراتی را می توان در قضیه ۱۹۶۱ آیشمن و حتی در رأی دادگاه بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق در مورد اردمویک ملاحظه کرد.[۳۷]
به هر حال قاعده عطف به ماسبق نشدن قوانین کیفری در مواد ۲۲و۲۳ اساسنامه مقرر گردیده است. ماده (۱) ۲۲ به طور مشخص می گوید «هیچ کس به موجب این اساسنامه مسئولیت کیفری نخواهد داشت مگر اینکه عمل وی در زمان وقوع، منطبق با یکی از جرایمی باشد که در صلاحیت دیوان است.» ماده (۱) ۲۲ با بیان ممنوعیت کلی صلاحیت نسبت به جرایم ارتکابی در پیش از لازم الاجرا شدن اساسنامه ابهام انگیز می باشد. این دیوان نیز مانند دادگاه های نورمبرگ یا توکیو و یا دادگاه های ویژه رواندا یا یوگسلاوی که برای قضاوت درباره جرایمی که اتفاق افتاده بودند تشکیل گردیدند، نیست. اما در موردی که یک کشور با صدور اعلامیه ای ویژه صلاحیت دیوان را نسبت به یک جرم ارتکابی در گذشته می پذیرد، متهم ممکن است چنین استدلال کند که مقررات مندرج در مواد ۶و۷و۸ به عنوان هنجارهای حقوق بین الملل عرفی مورد شناسایی قرار نگرفته اند و لذا توسط دیوان قابل مجازات نمی باشند. بعلاوه، این مسئله می تواند در جایی که شورای امنیت به دیوان صلاحیت رسیدگی می دهد،[۳۸] نیز مطرح شود درست همانند آنچه که متهمان در لاهه و آروشا مطرح کردند.[۳۹] به هر حال این استدلال اگر چه چندان هم بی راه نیست ولی هیچ گاه نزد دادگاه های بین المللی تشکیل شده در گذشته مورد قبول قرار نگرفته و بعید است که در آینده نیز توسط دیوان بین المللی کیفری پذیرفته شود. معیار پذیرفته شده توسط دادگاه اروپایی حقوق بشر در مورد جرایم معطوف به گذشته آن است که این جرایم می بایست توسط مجرم قابل پیش بینی باشد.[۴۰] قطعاً دادستان دیوان چنین استدلال خواهد کرد که از زمان پذیرش اساسنامه یا حداقل از زمان لازم الاجرا شدن آن افراد اطلاع کافی بدست آورده اند که آنها برای ارتکاب چنین جرایمی خطر تحت تعقیب قرار گرفتن را می پذیرند و اینکه اساسنامه خودش در ماده (۳) ۱۲ چنین پیگردی را حتی نسبت به کشورهایی که عضو اساسنامه نیستند را هم پیش بینی کرده است.
مسئله «جرایم مستمر» نیز در جریان کنفرانس رم مطرح گردید. یک مثال از این گونه جرایم را می توان در «ناپدید کردن اجباری» مشاهده کرد که به موجب ماده ۷ به عنوان جنایت علیه بشریت قابل مجازات می باشد. کسی ممکن است در پیش از لازم الاجرا شدن اساسنامه مرتکب جرم ناپدید کردن شود ولی این فعل تا پس از لازم الاجرا شدن نیز تداوم یابد. مثال دیگر موردی است که در آن یک جمعیت از جایی به جای دیگر منتقل یا اخراج گردیده و از بازگشت به منزل ممنوع می شود. استفاده از افعالی نظیر ارتکاب واقع شدن، آغاز یا تکمیل در ماده ۲۴ راهی برای توجه به مسئله جرایم مستمر بود ولی تدوین آن به نحوی مقتضی به شش زبان نیز در عین حال امری مشکل بود. نهایتاً، این مسئله لاینحل توسط رئیس گروه کاری اصول کلی با پیشنهاد اجتناب از استعمال واژه جرایم مستمر در نسخه انگلیسی حل شد. بنابراین موضوع جرایم مستمر بدون اتخاذ تصمیم باقی مانده و دیوان خود اختیار خواهد داشت تا در این مورد تصمیم بگیرد.[۴۱]
کمیته طراحی به پاراگراف اول ماده ۲۴ یک پاورقی با این عبارت منظور نموده بود که «جرم مستمر فعلی است که در پیش از لازم الاجرا شدن اساسنامه آغاز شده و تا پس از لازم الاجرا شدن آن ادامه یافته است».[۴۲] اضافه کردن پاروقی به ماده توسط کمیته طراحی یک قدم فوق العاده غیر متعارفی بود. اگر چه این امر می توانست به عنوان مصالحه ای با هدف تسکین تعدادی از هیأت های نمایندگی که از مسئله جرایم مستمر آزرده خاطر بودند، تلقی شود.
گفتار سوم- صلاحیت سرزمینی
دیوان نسبت به جرایم ارتکابی در سرزمین دول عضو صرف نظر از تابعیت مجرم دارای صلاحیت است. این اصل کلی در ماده (۲) ۱۲ مقرر گردیده است. دیوان همچنین نسبت به جرایم ارتکابی در سرزمین دولی که صلاحیت دیوان را بر اساس یک اعلامیه خاص می پذیرند و نیز نسبت به جرایم ارتکابی در سرزمین دولتی که توسط شورای امنیت اعلام می گردد، واجد صلاحیت است. کنوانسیون ژنوسید ۱۹۴۸ برای این ایده که یک دیوان بین المللی کیفری نسبت به جرایم ارتکابی در سرزمین یک دولت عضو واجد صلاحیت باشد، یک سابقه ذهنی مناسبی ایجاد کرده است. ماده ۶ کنوانسیون فوق متضمن چنین تمهیدی است.
سرزمین به عنوان مبنای صلاحیت حقوق کیفری اصطلاحی است که نیاز به توضیح و تعریف دارد. این واژه به طور مشخص شامل خاک یک کشور می باشد. اساسنامه مفهوم سرزمین را به هواپیما یا کشتی هایی که در یکی از دول عضو به ثبت رسیده است نیز تعمیم می دهد.[۴۳] امروزه چنین برداشتی از سرزمین امری طبیعی است. به طور منطقی صلاحیت سرزمینی می بایست شامل هوای بالای سرزمین یک کشور و نیز آبهای سرزمینی آن هم باشد. اما قلمرو واقعی این حوزه های قدیمی باید دقیق تعریف شود. واقعاً هیچ سابقه قضایی مناسبی از دادگاه های بین المللی کیفری سابق در این زمینه وجود ندارد. در عملکرد نظام های قضایی ملی در این مورد راه حل هایی وجود دارد، اگر چه بین دو سیستم قضایی ملی و بین المللی تفاوت های قابل ملاحظه وجود داشته و ارائه قواعدی مشترک که بتواند مورد قبول عامه قرار گیرد، امری مشکل است.
بسیاری از نظام های داخلی، مفهوم صلاحیت سرزمینی را به جرایمی که موجد آثاری در آن سرزمین هستند نیز تعمیم می دهند. به عنوان مثال بر این اساس می توان چنین استدلال کرد که در مورد توطئه و برنامه ریزی برای ارتکاب ژنوسید،[۴۴] دیوان می بایست واجد صلاحیت باشد ولو آنکه توطئه گران واقعاً نقشه های خود را در خارج از سرزمینی که جرم می بایست در آنجا واقع شود طراحی کرده باشند. همچنین اعلام این دستور که هیچ کس را به اسارت نگیرید و به احدی رحم نکنید، که این دستور ولو آنکه توسط کسی هم اجراء نشود به خودی خود جرم محسوب می شود،[۴۵] می تواند در خارج از سرزمین یک دولت ارتکاب یابد، اما می توان فرض کرد که این جرم اگر آثارش در سرزمین آن دولت بروز کند دیوان واجد صلاحیت است. این مطلب در ارتباط با تحریک و معاونت در جرم قدری آشکارتر ظاهر می شود. معهذا، سکوت اساسنامه در مورد صلاحیت مربوط به آثار جرم موید مستثنی بودن چنین مفهومی از ماده ۱۲ اساسنامه می باشد.
گفتار چهارم- صلاحیت شخصی
دیوان بین المللی کیفری به موجب پاراگراف ب ماده (۲)۱۲ نسبت به اتباع یک دولت عضو که متهم به ارتکاب جرم می باشند واجد صلاحیت است. دیوان همچنین می تواند اتباع غیر عضو را که صلاحیت آن را به موجب صدور اعلامیه ای می پذیرند،[۴۶] یا به دنبال تصمیم شورای امنیت تحت تعقیب قرار دهد.[۴۷]صلاحیت مبتنی بر تابعیت مجرم کم بحث انگیزترین نوع صلاحیتی بود که در کنفرانس رم مورد پذیرش قرار گرفت.در این رابطه دیوان باید مفهوم تابعیت را مورد توجه قرار دهد. برطبق اصول کلی حقوق بین الملل عمومی، دیوان بین المللی کیفری باید این مطلب را احراز کند که آیا علقه شخص به کشور متبوع او یک علقه واقعی و اساسی است یا این تابعیت یک رابطه صوری و تقلب آمیز است.[۴۸] اساسنامه رم همچنین اعلام می کند که دیوان نسبت به افراد زیر هجده سال در زمان تخلف، فاقد صلاحیت است.
گفتار پنجم- صلاحیت از حیث ارتباط با محاکم ملی
یکی از مباحث اساسی در خصوص صلاحیت دیوان بین المللی کیفری، اصل صلاحیت تکمیلی در این دیوان است. به این معنا که دیوان مذکور صرفاً زمانی مجاز به رسیدگی است که قبلاً در خصوص موضوع در یکی از کشورها رسیدگی صورت نگرفته باشد. به عبارت بهتر این اصل، تقدم صلاحیت مرجع بین المللی بر مرجع داخلی را از بین می برد. در گفتار حاضر به بررسی تاریخچه و مفهوم این اصل و همچنین به بررسی قابلیت پذیرش یک قضیه نزد دیوان بین المللی کیفری می پردازیم.
۱- تاریخچه و مفهوم صلاحیت تکمیلی
همیشه یکی از موانع اصلی تأسیس یک دادگاه بین المللی کیفری که صلاحیت رسیدگی به جنایات بین المللی را داشته باشد- جنایاتی که عمدتاً مرتکبین آنها را مقامات سیاسی و نظامی کشورها تشکیل می دهند- نگرانی دولت ها از نقض حاکمیت ملی خودشان بوده است. به گونه ای که یک مرجع قضایی بین المللی که توسط قضات بیگانه اداره می شود بخواهد به جای محاکم ملی تصمیم گیری نماید. البته این امر در دادگاه های بین المللی کیفری قبلی از اهمیت کمتری برخوردار بوده است. اما این وضعیت در خصوص دیوان بین المللی کیفری جلوه دیگری دارد. چه آنکه این دیوان نه توسط کشورهای فاتح جنگی تشکیل شده است و نه در اثر الزام شورای امنیت ملل متحد، بلکه با اداره آزاد کشورهای جهان و بر اساس احساس نیاز به چنین نهاد بین المللی کیفری شکل گرفته است.
به همین جهت ملاحظه می گردد که در محاکم بین المللی کیفری قبلی اصولاً صلاحیت مراجع بین المللی بر مراجع قضایی داخلی کشورها برتری دارد و آن مراجع از لحاظ رسیدگی مقدم شمرده می شوند.
نکته قابل توجه در این خصوص این است که برتری صلاحیت دادگاه بین المللی در این موارد زمانی عملی خواهد بود که دولت مربوطه به موجب قوانین ویژه ای مقررات اساسنامه مذکور را به حقوق داخلی خود ملحق نماید. زیرا قطعنامه شورای امنیت و یا مصوبات مجمع عمومی سازمان ملل از مقوله متونی نیستند که قضات ملی بتوانند با استناد به آنها رأی به صلاحیت یا عدم صلاحیت خود بدهند. بدین لحاظ است که در بند ۴ قطعنامه ۸۲۷ (۱۹۹۳) دولت مربوطه موظف شده است قوانین داخلی خود را با مقررات دادگاه بین المللی هماهنگ سازد)شریعت باقری،۱۳۷۸،۷۹).
برخلاف اساسنامه دادگاه های بین المللی موردی یوگسلاوی سابق و دادگاه رواندا اساسنامه دیوان بین المللی کیفری بر صلاحیت تکمیلی به معنای تقدم صلاحیت محاکم ملی بر صلاحیت دیوان بین المللی کیفری تأکید کرده است. البته این مطلب در مذاکرات مقدماتی به یکی از مباحث اختلافی و مناقشه آمیز تبدیل شده است. به گونه ای که عده ای اساساً با اصل صلاحیت تکمیلی مخالف بودند، بدین استدلال که موجب ایجاد صلاحیت های موازی می گردد، در صورتی که صلاحیت دیوان باید برتر باشد تا بتواند به وظایفش عمل کند. بعضی نیز چنین استدلال می کردند که اصل صلاحیت تکمیلی یک فرض قوی به نفع محاکم ملی بنیان می گذارد که چنین فرضی با توجه به مزایای نظام های ملی موجه است و بالاخره برخی نمایندگی ها راه حل بینابینی پیشنهاد داده بودند، بدین صورت که در مورد جرایم مهم و اصلی، برتری صلاحیت دیوان در نظر گرفته شود اما در سایر جرائم (جرائم معاهداتی) تقدم رسیدگی به محاکم ملی داده شود.[۴۹]
علیرغم مباحثات و مناقشات فراوان پیرامون این مقوله به منظور جلب رضایت کشورها و این که دیوان بین المللی کیفری در همان اولین مراحل تأسیس خود متوقف نشود و کشورها در اثر هراس از دست دادن حاکمیت ملی قضایی خود در باب رسیدگی به جنایات بین المللی، نهایتاً اصل صلاحیت تکمیلی دیوان بین المللی کیفری نسبت به محاکم ملی به معنای تقدم رسیدگی محاکم ملی بر دادگاه بین المللی، در چندین جای اساسنامه رم مورد تصریح قرار گرفته است. از جمله در مقدمه اساسنامه و بعد از آن در اولین ماده اساسنامه، اصل صلاحیت تکمیلی به عنوان یکی از اصول دادرسی دیوان مورد پذیرش قرار گرفته است و متعاقب این امر مواد ۱۷،۱۸ و۱۹ به قابلیت پذیرش یک قضیه در دیوان اختصاص یافته است و ماده ۱۲ اساسنامه نیز به عنوان مکمل این امر اصل «عدم جواز محاکمه مجدد برای یک جرم» یا اعتبار امر مختومه را به رسمیت شناخته است که در مجموع نحوه اجرای اصل صلاحیت تکمیلی را مشخص می نمایند.
نگارندگان کنوانسیون رم با طرح اصل تکمیلی بودن صلاحیت دیوان بین المللی کیفری در ماده یک کنوانسیون نامبرده، به نظر می رسد پیش از هرچیز دغدغه حفظ صلاحیت دادگاه های ملی کیفری و محدود کردن صلاحیت دیوان را داشته اند. با این حال، تکمیلی بودن صلاحیت دیوان نه به معنای استقلال مطلق هریک از حوزه های ملی و بین المللی عدالت کیفری، و نه وابستگی تنگاتنگ آنهاست، فرضیه پیشنهادی عبارت است از پیدایش مفهومی که از تناوب دو مفهوم یگانگی/ دوگانگی فراتر رفته و به سلسله مراتب میان هنجارها کارکردی میانکنشی می دهد. این امر نظم حقوقی را به دنبال دارد که می توان آن را نظمی کثرت گرا نامید. این مسئله نخست از طریق ارجاع به مفاهیم حقوق موضوعه تبیین می شود که از این پس، مستلزم رویه های میانکنشی است. البته بررسی این رویه ها ما را به تاملی بیشتر نظری، در مورد فرایندهایی که آنها را محدود می سازد، سوق می دهد.از یک طرف، منابع حقوق بین الملل کیفری، چه با عنوان اصول کلی حقوق و چه از طریق عرف بین المللی، به حقوق ملی ارجاع می دهد و از طرف دیگر، توسعه صلاحیت ملی به خاطر نقش قواعد سنتی (صلاحیت سرزمینی و صلاحیت شخصی مثبت یا منفی) و هم به دلیل صلاحیت جهانی، مستلزم ادغام قطعی حقوق بین الملل توسط قضات ملی است، هرچند درجه این ادغام برحسب کشورها و به نسبت جرایم مورد نظر به میزان قابل توجهی متفاوت است. میانکنشی که جایگزین سلسله مراتب قواعد می شود، دربردارنده خطرهایی است که پذیرفتنش را در حد زیادی دشوار کرده و گاهی نیز آن را برای دولت ها و دادخواهان غیر منصفانه می سازد.(دلماس مارتی،۱۳۸۶، ۲۹۷) بدین خاطر تنها بررسی رویه ها برای مشروعیت دادن به آنچه به صورت یک گسیختگی معرفت شناختی آشکار شده است کفایت نمی کند. این گسیختگی مستلزم تاملی بیشتر نظری، از یک طرف در مورد تهیه قاعده بین المللی از طریق فرایند پیوندزنی و از طرف دیگر در مورد اجرای حقوق داخلی در راستای فرایند جدی هماهنگ سازی است. در عمل، کمتر شاهد همگرایی همزمان سیستم های مختلف حقوق هستیم. پیوندزنی، که اغلب در تلاقی عناصر یا سیستم های پراکنده با محتوای حقوق ملی و اسناد بین المللی قرار دارد، علاوه بر همزیستی بین این سیستم مستلزم یک فعالیت واقعی ترکیب نیز هست. این ترکیب هدف به هم آمیختن و تعادل میان سیستم های مختلف را دنبال می کند. تنها این فرایند می تواند از گرایش قاضیان چه برای مشروعیت دهی به راه حلی که از پیش برگزیده اند و چه ترجیح دادن سیستم حقوقی حاکم، به ضرر به هم پیوند دادن واقعی سیستم ها، جلوگیری کند. باید توجه داشت که کنوانسیون رم اختیار تهیه آیین دادرسی و اثبات را به قاضیان دیوان (آن طور که قاضیان دادگاه بین المللی کیفری این اختیار را داشته اند) نداده، بلکه آن را به کمیسیون مقدماتی واگذار کرده است.(دلماس مارتی،۱۳۸۶، ۲۹۹) فعالیت کمیسیون مقدماتی نشان می دهد که ” رابطه مستقیمی بین مدلهای آیین دادرسی اتهامی و تفتیشی و حفظ حقوق بشر وجود دارد". اقدامات کمیسیون دارای نوعی تجربه پیوندزنی است که نخستین مفسران به صراحت خاصی از آن تمجید کرده اند: “اساسنامه دیوان بین المللی کیفری بیانگر اراده برقراری حقوقی مختلط از سیستم های اتهامی و تفتیشی است".
ناگفته نماند که یکی از اساسی ترین اهداف کشورها در تشکیل دیوان بین المللی کیفری، محاکمه جنایتکاران بزرگی است که در پشت نقاب مصونیت های سیاسی، دیپلماتیک و … خود را مخفی می کردند به این جهت مناسب نبود که این اشخاص باز هم با توسل به اصل صلاحیت تکمیلی و به لحاظ محاکمات صوری داخلی از مسئولیت فرار نمایند به این جهت است که اساسنامه دیوان علیرغم پذیرش این اصل، ضوابطی را برای قابلیت پذیرش یک قضیه نزد دیوان و همچنین برای اصل منع تعقیب و مجازات مجدد پیش بینی نموده است تا اصل صلاحیت تکمیلی به مفری برای جنایتکاران تبدیل نشود.[۵۰]
در خصوص ایالات متحده آمریکا ذکر این نکته لازم است، علاوه بر این که این کشور به اساسنامه دیوان بین المللی کیفری ملحق نشده است و حتی امضاء دیپلماتیک خود را نیز پس گرفته است، همچنین به لحاظ احتمال طرح و تشکیل پرونده هایی علیه اتباع این کشور نزد دیوان، به ویژه در خصوص نظامیانی که به زعم مقامات آمریکایی به منظور حفظ صلح، دست به اقدامات نظامی در سراسر جهان زده اند، قراردادهایی را بر اساس ماده ۹۸ اساسنامه با کشورهایی که عضو دیوان هستند منعقد نموده تا نوعی مصونیت برای اتباع خود ایجاد کند و از تحویل احتمالی آنان به دیوان جلوگیری به عمل آورد.[۵۱]
البته ناگفته نماند که برخورد آمریکا با دیوان از سیاست واحدی برخوردار نبوده است. به گونه ای که از طرفی بحث عدم الحاق و پس گرفتن امضاء مطرح شده است و از طرف دیگر در قضایای جدید این کشور به دیوان تمایل نشان داده شده است از جمله با رأی ممتنع خود در شورای امنیت زمینه ارجاع وضعیت دارفور سودان به دیوان را فراهم آورد.[۵۲]
۲- قابلیت پذیرش[۵۳]
همان گونه که قبلاً اشاره شد، اساسنامه دیوان دو مفهوم «اصل صلاحیت تکمیلی» و «قابلیت پذیرش» را در خود گنجانیده است. در واقع مفهوم قابلیت پذیرش تکمیل کننده اصل صلاحیت تکمیلی است که بنابر حساسیت این اصل در مقدمه و صدر اساسنامه به آن اشاره شده است. لذا برای جلوگیری از تعارض بین دادگاه های ملی و دیوان بین المللی کیفری که در واقع همان تضاد بین حاکمیت ملی با حاکمیت بین المللی است و همچنین برای جلوگیری از صدور احکام مغایر بین این دو و همچنین برای کاستن از نگرانی دولت های بزرگ و کشورهای قدرتمند از این که دیوان، یک سازمان قضایی بین المللی کیفری با صلاحیتی گسترده است و اقتدار این کشورها را کاهش خواهد داد، مفهوم قابلیت پذیرش در اساسنامه دیوان و آیین دادرسی و ادله آن مورد پذیرش قرار گرفته است.
صدر ماده ۱۷ اساسنامه این گونه شروع می شود: «۱- با توجه به بند ۴ مقدمه (اساسنامه) و ماده یک (آن)، دیوان تصمیم خواهد گرفت که در موارد ذیل موضوعی (توسط دیوان) غیر قابل رسیدگی است:
الف: آن موضوع توسط دولتی که بر آن صلاحیت دارد در دست تحقیق یا تعقیب است، مگر آنکه آن دولت حقیقتاً مایل یا قادر به اجرای تحقیق یا تعقیب نباشد.
ب: در مورد آن موضوع توسط دولتی که بر آن صلاحیت دارد تحقیق به عمل آمده و آن دولت تصمیم گرفته است که شخص مورد نظر را تحت پیگرد قرار ندهد، مگر آن که آن تصمیم ناشی از عدم تمایل یا عدم توانایی آن دولت بر پیگرد باشد.
ج: شخص مورد نظر قبلاً به خاطر رفتاری که موضوع شکایت است، محاکمه شده است و محاکمه توسط دیوان به موجب بند ۳ ماده ۲۰ مجاز نیست.
د: موضوع از چنان اهمیتی که اقدام دیگری را از سوی دیوان توجیه کند، برخوردار نیست…»

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 291
  • 292
  • 293
  • ...
  • 294
  • ...
  • 295
  • 296
  • 297
  • ...
  • 298
  • ...
  • 299
  • 300
  • 301
  • ...
  • 459

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 اعتماد و احترام در رابطه
 نگهداری صحیح گربه
 سوال حیاتی پیش از ازدواج
 مناسب نبودن سگ هاسکی برای همه
 ساخت بازی هوش مصنوعی درآمدزا
 جلوگیری از وابستگی عاطفی منفی
 آموزش ساخت بازی هوش مصنوعی
 آموزش Leonardo AI کاربردی
 ترجمه دقیق با هوش مصنوعی
 صحبت صحیح با گربه‌ها
 علت گاز گرفتن توله سگ‌ها
 معرفی سگ شکاری پوینتر
 توکسوپلاسموز در گربه‌ها
 افزایش درآمد از آموزش آنلاین
 حفظ هویت در روابط
 افزایش فروش فایل‌های آموزشی جهانی
 آموزش سریع کوپایلوت
 واکنش به خیانت
 محتوا همیشه سبز فروشگاهی
 اشتباهات رایج ChatGPT
 راز جذب مردان
 طراحی لباس سفارشی آنلاین
 معرفی سگ‌های تازی
 حفظ خود در روابط
 درمان سرماخوردگی سگ خانگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد واکاوی پارسنج های ...
  • منابع علمی پایان نامه : راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع بررسی تأثیر رضایت ...
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع پیشگیری از ...
  • نگاهی به پایان نامه های انجام شده درباره ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بدحجابی و مسائل مربوط به پوشش ...
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با بررسی ارتباط بین ...
  • مطالب در رابطه با ممنوعیت کار کودک در حقوق ...
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی رابطه بین پیش بینی ...
  • پایان نامه بررسی نقش کانون های تفکر ...
  • تأثیر یک جلسه فعالیت هوازی در زمان‌های ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد :بایسته ها و رویه ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : کاهش فاصله میان ...
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع تهیه کونژوگه پلی ...
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی ...
  • منابع کارشناسی ارشد درباره نقش انسجام اجتماعی در ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی پلی مورفیسم۹۳T) 509C-)، ژن ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع سنتز نانوکامپوزیت سیلیکا ...
  • مطالب درباره بررسی نقش رسانه های الکترونیکی در ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان