مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد صلاحیت قضایی قراردادی- فایل ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

قواعد صلاحیت ذاتی از قواعد اساسی دادرسی است و همانگونه که گفته شد عدول از آن جایز نیست . چراکه قواعد صلاحیت ذاتی جزء قواعد آمره محسوب می شوند . حال قصد داریم تأثیر تراضی و توافق طرفین را بر ضوابط صلاحیت ذاتی ( صنف ،نوع و درجه) مورد بررسی قرار دهیم.
مبحث اول: اثر تراضی بر صنف مرجع
در ابتدا یادآور می شویم که تقسیم بندی مراجع ، در جهت ایجاد سازماندهی دستگاه های حل و فصل خصومت می باشد که برای ایجاد نظم قضایی و انضباطی و تخصصی بوجود آمده است . لذا تأکید قانونگذار در خصوص اجرای صلاحیت ها باعث شده است که از قواعد آمره شمرده شود . حال در خصوص صلاحیت دعاوی در دستگاه های قضایی و اداری ، این اصرار قانون به گونه ای است که نظم و هماهنگی و ارتباط بین دعاوی متفاوت است و قانون در صلاحیت آن دارای تأکید است. به طوری که در اصل یکصدوهفتادوسوم ق.ا درخصوص دیوان عدالت اداری گفته شده : «به منظور رسیدگی به شکایات ، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحد ها یا آئین نامه های دولتی و احقاق حقوق آنها ، دیوانی به نام دیوان عدالت اداری زیر نظر رئیس قوه قضائیه تاسیس می گردد. » همانطور که مشاهده می شود به موجب نص قانون اساسی، بر آمره بودن این صلاحیت است و چنانچه طرفین به صلاحیت غیر آن توافق کنند باز امکان آن وجود ندارد. همانگونه که دکتر شمس می گوید : «قواعد صلاحیت ذاتی ، ناظر به سازماندهی دستگاه عمومی (دادگستری) و جهت اداره هر چه شایسته تر آن است . در نتیجه قواعد مزبور ، مربوط به نفع عمومی بوده و بنابراین از قواعد آمره شمرده شده و مردم نمی توانند ، حتی با توافق ، از آن عدول نمایند . بنابر این در تمام مواردی که اصحاب دعوا نسبت به صنف مرجع صالح اشتباه می نمایند ، عدم صلاحیت مطلق است. در حقیقت نمی توان پذیرفت دعوایی که در صلاحیت مراجع قضایی است در مراجع اداری و یا بالعکس مطرح شود.»[۹۱]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مبحث دوم : اثر تراضی به نوع مرجع
همانطور که بیان شد نوع مرجع ، به عمومی بودن و یا استثنایی بودن مراجع اطلاق دارد . سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که ، در صورتی که طرفین دعوایی را که در صلاحیت مراجع استثنایی است ، بر مراجع عمومی تراضی نمایند ، آیا دادگاه ملزم به صدور قرار عدم صلاحیت است ؟ آقای دکتر شمس در توجیح این موضوع به منطق یکی از مؤلفین فرانسه اشاره کرده است و می گوید:«در فرانسه یکی از مؤلفین گرایش به این دارد که عدم صلاحیت را در این خصوص نسبی بشمار آورد. ایشان عنوان می دارد که بین مراجع مختلف حقوق (عمومی و استثنایی) از حیث ارزش نوعی سلسله مراتب وجود دارد که اولویت را به دادگاه عمومی (دادگاه شهرستان فرانسه) از کلیّت مرجعی برخوردار است که این «کلیّت»شایستگی بالقوه ای برای رسیدگی به تمامی اختلافات ، حتی آنهایی که در صلاحیت مراجع حقوقی استثنایی است ، به آن اعطا می نماید.»[۹۲] البته در ادامه مطلب این رادر ایران نمی بیند و حتی با اشاره به مواد ۳۵۲ و بند ۱ ماده ۳۷۱ ق.آ.د.م راه حلی غیر از راه حل بیان شده را برداشت می کند. ولیکن به نظر می رسد که تراضی به رسیدگی نخستین به دعاوی ،که صلاحیت مراجع غیر دادگستری دارد ، در دادگاه های عمومی امکان پذیر می باشد . طبق ماده ۱۰ ق.آ.د.م رسیدگی نخستین به دعاوی ،حسب مورد در صلاحیت دادگاه های عمومی و انقلاب است مگر در مواردی که قانون مرجع دیگری را تعیین کرده باشد . این ماده اشاره بر آن دارد که اصل به عمومی بودن دادگاه های عمومی و انقلاب است که رأی وحدت رویه ۶۵۵-۲۷/۹/۱۳۸۰ نیز مؤید آن است. دکتر مهرزاد مسیحی با تأیید این مطلب در کتاب خود به این رأی وحدت رویه استناد کرده است :
«رای وحدت رویه ۶۵۵-۲۷/۹/۱۳۸۰ طبق اصل ۱۵۹ ق.ا و همانطور که هیأت عمومی دیوان عالی کشور قبلا ً و در رأی وحدت رویه شماره ۵۶۹/۱۰/۱۰/۱۳۷۰ اعلام نموده، دادگستری مرجع رسمی تظلمات و رسیدگی به شکایات است و صلاحیت مراجع غیر دادگستری ، صلاحیت عام مراجع دادگستری را منتفی نمی نماید و بر این اساس صلاحیت اداره تحقیق اوقاف در رسیدگی به موضوع تعیین متولی مانع از این نیست که دادگاه عمومی به دعوی مزبور رسیدگی نماید . بنابراین دادنامه شماره ۷۸/۲۷۲/۲۲-۳۱/۵/۱۳۷۸ شعبه ۲۲ دیوان عالی کشور با این نظر مطابقت دارد صحیح تشخیص داده می شود.این رأی که به استناد به ماده ۲۷۰ ق.آ.د.دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری صادر گردیده برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه ها در موارد مشابه لازم التباع است.
رأی وحدت رویه شماره ۱۲-۱۶/۳/۱۳۶۰
رأی وحدت رویه شماره ۵۶۹-۱۰/۱۰/۱۳۷۰
دادگستری مرجع رسمی تظلمات و شکایات می باشد و اصل یکصدوپنجاه و نهم ق.ا به این امر تأکید دارد . الزام قانونی مالکین به تقاضای ثبت ملک خود در نقاطی که ثبت عمومی املاک آگهی شده مانع از این نمی باشد که محاکم عمومی دادگستری به اختلاف متداعیین در اصل مالکیت ملکی که به ثبت نرسیده رسیدگی نمایند . بنابراین رای وحدت رویه قضایی مصوب ۱۳۲۸ برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه ها در موارد مشابه لازم الاتباع است.»[۹۳]
البته صحت استناد رأی دیوان عالی کشور دارای ابهام می باشد. چراکه هر چند که رأی دیوان عالی کشور به استناد ماده ۱۰ ق.آ.د.م و اصل عمومی بودن ددگاه های عمومی و انقلاب صادر گردیده و اصل ۱۵۹ ق.ا نیز مرجع رسیدگی به تظلمات را دادگستری عنوان نموده است ولی در ادامه ماده ۱۰ ق.آ.د.م عنوان گردیده است که « … مگر در مواردی که قانون مرجع دیگری را تعیین کرده باشد.» و به استناد این تخصیص باید گفت چنانچه قانون مرجع دیگری غیر از دادگستری را صالح به رسیدگی به دعوایی خاص بداند (چه قضایی و چه غیر قضایی) حتی دادگاه های عمومی(چه با توافق و چه بدون توافق طرفین) صلاحیت رسیدگی به آن دعوا را ندارند مگر آنکه قانون محدودیتی برای رسیدگی دادگاه عمومی قرار نداده باشد ویا هدف از ایجاد صلاحیت برای مرجع استثنایی را فقط تسهیل و تسریع در امر رسیدگی دانسته باشد.که البته صورت اخیر نیز مربوط به کلیه نوعها نمی شود به این معنی که فقط مربوط به دستگاه های غیر دادگستری و به عبارتی شبه قضایی می باشد و در مورد مراجع قضایی این موضوع صدق نمی کنند . به عنوان مثال دعاوی که در صلاحیت دادگاه انقلاب یا دادگاه ویژه روحانیت و … باشد نمی توان در دادگاه عمومی به آن رسیدگی نمود حتی اگر که به آن تراضی شده باشد ،چرا که هدف از این نوع تقسیم بندی « وضع برخی از دعاوی است که مستلزم رسیدگی خاص می باشد.»[۹۴] اگر بخواهیم تقسیم بندی از نوع مرجع ارائه کنیم می توانیم به دو طبقه مراجع دادگستری و غیر دادگستری (قضایی و غیر قضایی) و طبقه دیگر به عمومی و خاص ، که شاخه های مراجع قضایی هستند، تقسیم کنیم وبا این تقسیم بندی یک اصل را ایجاد کنیم به این صورت که مراجع دادگستری می توانند در موارد خاص نسبت به دعاوی غیر دادگستری رسیدگی نمایند ولی عکس آن امکان پذیر نیست. چراکه طبق اصل ۱۵۹ ق.ا و رأی وحدت رویه ای که اعلام شد، اصل به صلاحیت دادگستری برای رسیدگی به شکایات و تظلمات است ودر خصوص تراضی به مراجع عمومی و خاص، همانطور که در ابتدای مطلب نیز نظر دکتر شمس را بیان نمودیم،باید اعلام کنیم که نظر دکتر شمس را فقط در این مورد می توانیم تا حدودی بپذیریم . یعنی تراضی و توافق در صلاحیت مراجع خاص نسبت به مراجع عمومی و بالعکس امکان پذیر نمی باشد . البته امکان دارد این سوال بوجود بیاید که در خصوص دادگاه مدنی خاص ( دادگاه خانواده)چطور؟ آیا می توان صلاحیت آن را در این مورد استثنایی درنظر گرفت؟ در پاسخ به این سوال جناب آقای دکتر مهاجری موضوع را اینگونه بیان نموده که: «همه دادگاه های عمومی صلاحیت رسیدگی به همه نوع دعاوی با هر نوع خواسته و نصاب دعوی را دارا می باشندو چنانچه صلاحیت دادگاه خانواده در ذهن آید ، ممکن است گفته شود آن دادگاه ، دادگاه خاص است ؛ لذا صلاحیت آن دادگاه نسبت به دادگاه عمومی و بالعکس ، صلاحیت ذاتی است ؛ اما در ماده ۲۸ قانون از دادگاه خانواده نامی برده نشده لذا صلاحیت های آن دادگاه نسبت به دادگاه عمومی ذاتی محسوب نمی گردد.»[۹۵] نقض این نظررا در انتهای مبحث دوم از فصل سوم همین مقاله به طور مفصل بیان خواهیم کرد.
مبحث سوم : اثر تراضی بر درجه مرجع
رسیدگی به دعوا در درجه بدوی و تجدیدنظرصورت می گیرد و همچنین می توان برای برخی از دعاوی درجه سومی تحت عنوان فرجام خواهی نیز در نظر گرفت که صلاحیت رسیدگی به آن در دیوان عالی کشور می باشد و سوالی که بوجود خواهد آمد آن است که ، آیا می توان به درجه مراجع تراضی و توافق کرد؟ آن چیز که مشخص است این است که طرفین می توانند حق طرح دعوا را در مرحله بالاتر از خود ساقط نمایند؛ چرا که تجدید نظرخواهی ، یک نوع حق است و حق نیز قابل اسقاط است . لیکن در خصوص اینکه آیا طرفین می توانند رسیدگی به درجه اول و نخستین را از خود ساقط کنند و به عدم رسیدگی در مرحله بدوی توافق کنند؟ باید گفت که هدف از تقسیم مراجعه به درجه های بدوی و تجدیدنظر، رسیدگی مجدد به دعاوی است تا چنانچه اشتباهی در صدور حکم بدوی پیش آمده در درجه بعدی رفع گردد و از طرفی نص صریح ماده ۷ ق.آ.د.م اعلام می دارد:«به ماهیت هیچ دعوایی نمی توان در مرحله بالاتر رسیدگی نمود تا زمانی که در مرحله نخستین در آن دعوا حکمی صادر نشده باشد مگر به موجب قانون.» همانطور که در این ماده مشاهده می شود ، امکان لغو مرحله نخستین در رسیدگی به دعاوی امکان پذیر نمی باشد ، مگر به موجب قانون. استثنایی که در این ماده دیده شده ، ماده ۱۳۰ ق.آ.د.م می باشد که صلاحیت رسیدگی به دعوای ورود ثالث ، در دعوایی که در مرحله تجدیدنظردر حال رسیدگی است را به دادگاه تجدیدنظر داده است . همینطور ماده ۱۳۵ ق.آ.د.م که هر یک از طرفین می تواند در مرحله تجدیدنظرخواهی، دادخواست جلب ثالث ارائه کندو صلاحیت رسیدگی به آن با دادگاه تجدیدنظراست.ولیکن طبق ماده ۷ ق.آ.د.م طرفین نمی توانند با توافق ،دادگاه تجدیدنظررا مرجع رسیدگی بدوی خود اعلام کنند و نمی توان دعوایی را که در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر است، در درجه پایین تر رسیدگی کرد. البته با ایجاد قانون شورای حل اختلاف در سال ۱۳۸۷ صلاحیت رسیدگی به دعاوی با ارزش محدود[۹۶]به این مرجع داده شد . نمونه این قانون در قانون آیین دادرسی مدنی قدیم (دادگاه بخش) وجود داشت که با ایجاد قانون تشکیل دادگاه های عمومی و سپس تصویب آیین دادرسی مدنی جدید در سال ۱۳۷۹ تقسیم بندی دادگاه حقوقی ۱و۲ و دادگاه بخش و شهرستان از میان رفت و صلاحیت نامحدود و عمومی دادگاه ها ایجاد شد. لیکن با تصویب قانون شورای حل اختلاف ، به نظر می رسد بار دیگر وضعیت دادگاه شهرستان و بخش احیا شده است . رسیدگی نخستین به دعاوی کمتر از پنجاه میلیون ریال در شهر و کمتراز بیست میلیون ریال در روستاها طبق بند ۱ ماده ۱۱ قانون شوراهای حل اختلاف در صلاحیت قاضی شورای حل اختلاف است و رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از آراء قاضی شوراهای حل اختلاف با دادگاه عمومی همان حوزه قضایی می باشد[۹۷]. حال اینکه مطابق ماده ۱۴ ق.آ.د.م قدیم «دادگاه بخش در صورت تراضی طرفین به هر دعوی تا هر میزانی که باشد رسیدگی خواهد کرد.»مانند این ماده را نیز می توان از بند الف ماده ۸ قانون شوراهای حل اختلاف برداشت کرد که مقررمی دارد:« درموارد زیر شورا با تراضی طرفین برای صلح و سازش اقدام می نماید: الف – کلیه امورمدنی و حقوقی …»از این ماده میتوان چنین برداشت کردکه با توافق و تراضی طرفین، شورای حل اختلاف قادر خواهد بود که به هر دعوا تا هر میزان رسیدگی کند مگر دعاوی که به موجب ماده ۱۰ قانون شوراهای حل اختلاف از صلاحیت شورای حل اختلاف حتی با توافق طرفین سلب شده است. این نشان می دهد که طرفین می توانند رسیدگی دعوایی را از مرجعی که صلاحیت رسیدگی نخستین به دعوا دارد ، به مرجعی دیگر ، که در درجه پایین تر از آن مرجع باشد تراضی نمایند ولی عکس این قضیه امکان پذیر نمی باشد و این استثنایی بر خلاف اصل است.
مبحث چهارم : اعتبار امر مختوم در آراء قطعی شده از مراجع غیر صالح ذاتی
سوالی که می توان در این خصوص مطرح کرد آن است که اگر طرفین در صلاحیت ذاتی دادگاه ، به دادگاه غیر صالح تراضی نمایند و یا طبق ماده ۸۴ ق.آ.د.م به صلاحیت دادگاه ایراد نکنندو دادگاه نیز به رسیدگی خود ادامه داده و اقدام به صدور حکم نماید وطرفین به رای دادگاه اعتراض ننمایند و یا در صورت تجدیدنظرخواهی از سوی اصحاب دعوا دادگاه عالی به عدم صلاحیت توجه نکند و اقدام به صدور رای قطعی نماید، وضعیت این رأی چگونه خواهد بود ؟ «البته استناد به عدم صلاحیت ذاتی مرجع و تصمیم گیری ، بی شک مستلزم این است که دعوا یا رأی صادره ، حسب مورد در مرحله ی بدوی ، تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور، در جریان رسیدگی قرار داشته باشد. در حقیقت نداشتن صلاحیت ذاتی مرجع صادر کنند رای حتی اگر موجب بطلان رأی باشد، که هست ، می بایست مورد رسیدگی و احراز قرار گیرد و بنابراین اگر رأیی که از مرجع ذاتاً غیر صالح صادر شده قابل تجدیدنظر ، فرجام یا … نباشد و یا اگر بوده مهلت آن تمام شده باشد فرصتی برای طرح عدم صلاحیت ذاتی آن باقی نمی ماند.»[۹۸] پس تکلیف اجرای رأی صادره از مرجع غیر صالح چه خواهد بود و چگونه خواهد شد؟ در پاسخ باید سوال را از دو منظر بررسی نمائیم ؛ اول قطعی شدن رای به دلیل عدم اعتراض به رأی و دوم قطعی شدن رأی بعد از مرحله پژوهش خواهی است و پاسخ ما در خصوص مرجعی است که ما صلاحیت ذاتی برای مرجع صادر کنند رأی ندانیم.
در خصوص نحوه رسیدگی به حکمی که از مرجع غیر صالح صادر گردیده« در حقیقت درخواست بطلان آرای محاکم جز از طریق شکایت قانونی از آنها (واخواهی،تجدیدنظرخواهی، فرجام،اعاده دادرسی واعتراض ثالث)، آن هم اگر در قانون پیش بینی شده و مهلت آن باقی باشد ، ممکن نیست.»[۹۹] در اینباره باید قایل به تفکیک شد و آراء قطعی شده از مراجع غیر صالح ذاتی را به دو دسته تقسیم کرد ؛ دسته اول ، آن دسته از آراء که اهلیت صدور آن فقط به مراجع خاصی داد شده است ، مانند رسیدگی به دعاوی مالکیت مال غیر منقول یا منقول که در صلاحیت دادگاه عمومی است و حکم نسب و تولیت و طلاق که در صلاحیت دادگاه خانواده و دعاوی مربوط به سرپرستی که به عهده دادگاه سرپرستی است و دادگاه های غیر قضایی نمی توانند به آنها رسیدگی کنند و چنانچه مثلا کمیسیون اداره ثبت به دعوای ادعای مالکیت رسیدگی کند نمی توان آن را رسمی دانست و اعتبار امر مختوم برایش قایل شد ؛ چراکه اهلیت صدور این دعاوی را ندارند و دکتر شمس نیز موافق این نظر هستند.[۱۰۰]
دسته دوم ، در خصوص دعاویی که در دادگاه های عمومی و با توجه به مرجعیت و صلاحیت عام صادر شده باشد؛مانند آنکه دعوایی که در صلاحیت اداره کار و امور اجتماعی است ولی دادگاه عمومی به آن رسیدگی نموده است و رأی قطعی صادر شده است و یابه قطعیت رسیده است ، باید اعتبار امر مختوم را در این گونه آراء جاری دانست. مرحوم دکتر متین دفتری می گوید:«وقتی که حکم صادره از دادگاه غیر صالح به واسطه گذشتن مدت قانونی پژوهش و فرجام به منزله حکم نهایی رسید، بدیهی است دیگر راهی برای ایراد عدم صلاحیت ذاتی باقی نمی ماند و آن ایراد قهرا ً رفع می شود و چاره جز قبول و اجرا چنین حکمی نیست.»[۱۰۱] دکتر شمس نیز در تایید این نظر می گوید: «با توجه به همان مرجعیت و صلاحیت عام و خصوصا ً صراحت بند ۶ ماده ۸۴ قانون جدید باید پذیرفت که چنانچه نسبت به دعوایی از دادگاه دادگستری حکمی قطعی صادر شده باشد ، رسیدگی دوباره به امر، چه دادگاه دادگستری و چه در سایر مراجع ،می بایست با استناد به اعتبار حکم دادگاه مردود اعلام شود.»[۱۰۲] و در ادامه به رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور به شماره ۳۷۴۶-۳/۸/۱۳۳۸ اشاره می کند و آن را مستند دلیل خود می داند. که قسمتهایی از متن آن به قرار زیر است:
«با توجه به تصریح ماده ۶ قانون راجع به دعاوی اشخاص نسبت به املاک واگذاری که هر کس به هر عنوان(اعم از مالکیت یا وقفیت نسبت به عین املاک واگذاری یا متعلقات و حدود آن و یا قنوات و حقابه ادعا ویاشکایتی راجع به عملیات و تصرفات با واسطه یا بلاواسطه (رضاشاه)داشته باشد می تواند به تریتب مقرر در قانون مزبور به هیئت های رسیدگی پیش بینی شده در آن قانون شکایت نماید)و با در نظر گرفتن تبصره ی دوم ماده ۱۵ قانون مذکور به اینکه «مقصوداز تصرف به عنوان مالکیت یا وقفیت می باشد» محرز است که هیئت های رسیدگی به املاک واگذاری به کیفیت ادعای شاکی که به شرح فوق تصرف به عنوان مالکیت یا وقفیت مورد دعوا می باشد، رسیدگی می نمایند و چون طرف این دعاوی در هر حال دولت بوده است قهرا ً موضوع ادعای خالصگی مورد نزاع ملحوظ خواهد بود. بنائا ً علیه اعتراض دولت به تقاضای ثبت محکوم له حکم رسیدگی به املاک واگذاری که در موضوع آن حکم خود به کیفیت مرقوم طرف دعوا بوده است از مصادیق بند ۴ از ماده ۱۹۸ قانون [قدیم] آیین دادرسی مدنی [بند ۶ ماده ۸۴ قانون جدید] می باشد… .»[۱۰۳]
این تا آنجا درست است که قطعی شدن رأی صادره از مرجع غیر صالح به لحاظ عدم اعتراض طرفین به رأی دادگاه باشد و به گونه ای ضمنی ، مرجع غیرصالح تراضی نموده باشند.همچنین دکتر عباس زراعت ، رأیی که دادگاه فاقد صلاحیت ذاتی صادر می کند را فاقد اعتبار امر مختوم می داند.[۱۰۴]
البته هرچند که صلاحیت ذاتی از نوع آمره بوده و با توجه به اینکه این صلاحیت جهت حفظ هماهنگی و نظم عمومی می باشد و توافق بر خلاف آن جایز نیست اما نظر اول تنها از آن جهت صحیح تر به نظر می رسد که با سکوت طرفین و عدم اعتراض به مرجع غیر صالح از سوی آنها ، طرفین به تصمیم گیری “شخص قاضی” آن مرجع به دعوا تراضی نمودباشند؛ در این صورت رأی صادره را می توان نوعی رأی داوری در نظر گرفت که طرفین به “شخص داور” ،قبل از ارجاع به آن مرجع ویا ضمن ارجاع ، تراضی نموده باشند و یا بعد از مداخله مرجع غیر صالح به دعوای ایشان به این موضوع راضی باشند و از آنجا که داوری نیاز به شرایط خاصی ندارد و با توجه به عدم اعتراض به صلاحیت قاضی رسیدگی کننده ،آن را باید نوعی سازش و مصالحه به شخص قاضی دانست نه تراضی به مرجع رسیدگی کننده ؛ چراکه همانگونه که بیان شد به صلاحیت ذاتی مراجع نمی توان توافق کرده چون خلاف قواعد آمره می باشد . همچنین به نظر می رسد که با رضایت طرفین به رسیدگی از آن ناحیه ، حفظ حقوق اشخاص به حفظ نظم عمومی ارجعیت داشته و باید رأی قطعی شده از مرجع غیر صالح را نسبت به طرفین پرونده ،دارای اعتبار امر قضاوت شده دانست . از سوی دیگر طرفین دعوا ، با سکوت خود ، چه در خصوص عدم صلاحیت ذاتی مرجع رسیدگی کننده وچه در خصوصی رأی صادره از مرجع غیر صالح ذاتی ،صلاحیت آن را پذیرفته و به آن رضایت داده اند و از آنجا که بطلان آرای محاکم ، تنها از طریق شکایت قانونی از آنها، در مهلت قانونی ،ممکن است ، در صورت انقضای این مهلت ، طرفین باید مطیع حکم صادره باشند. لیکن اعتبار این رأی تا آنجایی برقرار خواهد بود که به حقوق افراد ثالث خدشه وارد ننماید ؛ چراکه رأی صادره از مرجع غیر صالح به لحاظ عدم اعتراض طرفین به رأیی بوده است که از مرجع غیر صالح صادر گردیده است و در این بین ، شخص ثالث نقشی در تعیین مرجع نداشته و با توجه به اینکه نمی توان حقوق شخص ثالث را اسقاط کرد ، لذا شخص ثالث ، چنانچه رأی به حقوق وی خدشه ای وارد نماید ، می تواند هر آن ، به صلاحیت مرجع صادر کننده رأی ایراد کرده و مانع اجرای حکم شود. و مرجع رسیدگی کننده به اعتراض شخص ثالث باید قرار عدم صلاحیت صادر نموده و پرونده را مرجع صالح ارسال نماید.
اما از منظری دیگر ، چنانچه به رأی صادره از مرجع غیرصالح اعتراض شده باشد و رای صادره در مرحله پژوهش به قطعیت رسیده باشد، اوضاع کمی متفاوت خواهد بود. امکان دارد گفته شود که چنانچه در دادگاه های پژوهشی نیز به صلاحیت ذاتی ایراد نشود و یا مرجع عالی رأی را در آنجا قطعی اعلام نماید، در واقع مهر تأییدی به صلاحیت ذاتی مرجع نخستین زده و در این صورت باید قایل به اعتبار امر مختوم بود و آن را نسبت به افراد ثالث نیز جاری بدانیم . لیکن احتمال دارد که صدور رأی قطعی توسط مرجع پژوهشی به لحاظ عدم توجه به عدم صلاحیت مرجع نخستین باشد ؛ لذامی توان حکم را تا جایی که به حقوق افراد ثالث خدشه ای وارد نسازد اعمال نمود ولیکن نمی توان در برابر افراد ثالث آن را دارای اعتبار امر مختوم دانست ، مگر آنکه مرجع عالی به طورصریح و خاص در خصوص صلاحیت ذاتی مرجع نخستین نظر داده و آن را تأئید کرده باشد . در این صورت رأی حتی نسبت به اشخاص ثالث ،چه حقیقی و چه حقوقی، چه دولتی باشد و چه خصوصی دارای اعتبار امر مختوم خواهد بود.اگر بخواهیم در این خصوص قاعده ای ایجاد نماییم ، باید بگوییم که اصل بر عدم قابلیت استناد و اعتبار رأی صادره از مرجع غیر صالح ذاتی نسبت به اشخاص ثالث است ؛ مگر آنکه مرجع صادر کننده رأی قطعی به صراحت و بطور مجزا ، درخصوص صلاحیت مرجع غیر صالح رسیدگی نموده و آن را پذیرفته باشد.
بخش سوم:بررسی قواعد و مصادیق صلاحیت نسبی
فصل اول:قواعد صلاحیت نسبی با توجه به محل استقرار مرجع نخستین
فصل دوم:اثر ایراد و تراضی به صلاحیت نسبی
فصل سوم:تراضی در صلاحیت شورای حل اختلاف و خانواده
بخش سوم :بررسی قواعد و مصادیق صلاحیت نسبی
دراین بخش ، مباحث صلاحیت نسبی و اثر تراضی به آن را در سه فصل مورد بررسی قرار خواهیم داد . در فصل اول به تعاریف و تأثیر پذیری صلاحیت نسبی می پردازیم و در فصل دوم اثر ایراد و تراضی به صلاحیت نسبی را مورد بحث قرار خواهیم داد و در فصل سوم امکان تراضی بر صلاحیت دادگاه خانواده و شورای حل اختلاف را بررسی خواهیم نمود.
فصل اول: قواعد صلاحیت نسبی
سوالی که در اینجا مطرح می شود آن است که از میان مراجع هم صنف و هم نوع و هم درجه کدامیک صلاحیت رسیدگی به دعوای معینی را دارند؟ این سوال در خصوص تمام دادگاه ها و مراجع مطرح می شود بجز دیوان عالی کشور و دیوان عدالت اداری که با توجه به اینکه محدوده بررسی ما در خصوص آیین دادرسی مدنی می باشد ، در اینجامنظور دیوان عالی کشور است و آن تنها مرجعی است که قواعد صلاحیت نسبی به طور کلی درباره آن موردی ندارد. دیوان عالی کشور اصولاصلاحیت نسبی شامل کلیه دادگاه های عمومی و اختصاصی می شود[۱۰۵] . قبل از لازم الاجراشدن قانون تشکیل دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۷۳، لازم بود که دعاوی را از لحاظ موضوع دعوا میزان و یا ارزش خواسته آن مشخص کرد چرا که در آن زمان دادگاه ها به دو دسته حقوقی یک و حقوقی دو تقسیم می شدندو هر دعوا از لحاظ میزان و ارزش خواسته و موضوع آن در صلاحیت یکی از این دو دسته قرار می گرفت (صلاحیت نسبی) و سپس با توجه به اینکه دعوایی که در صلاحیت دادگاه حقوقی یک ویا دو قرار گرفته ، باید در کدام دادگاه و حوزه قضایی رسیدگی شود و صلاحیت دادگاه را از لحاظ محل استقرار دادگاه بررسی می کرد(صلاحیت محلی) و از آن پس و قبل از تشکیل قانون شوراهای حل اختلاف با توجه به اینکه تقسیم دادگاه های حقوقی یک و دو از میان برداشته شد و قانون تشکیل دادگاه های عمومی بوجود آمد تقسیم بندی دعاوی از لحاظ میزان و ارزش خواسته از میان رفت و کلیه دعاوی به هر میزان و ارزش در صلاحیت دادگاه های عمومی قرار گرفت و فقط تقسیم بندی دعاوی از لحاظ محل استقرار مراجع و اینکه دعاوی معین در کدام مرجع صالح ، با توجه به محل آن ، مورد بررسی قرار گرفت . البته پس از تصویب قانون شوراهای حل اختلاف در سال ۱۳۸۷ به نظر می رسد بار دیگر موضوع صلاحیت نسبی از لحاظ ارزش و میزان خواسته بوجود آمده است تا آنجایی که تأثیر در صلاحیت آن دعاوی نیز محرز شده است و گویا مجددا ً دادگاه حقوقی یک و دو احیا شده است. البته با توجه به صلاحیت عام دادگاه های عمومی ، بیشتر به بررسی صلاحیت نسبی از لحاظ محل آن می پردازیم.
در این فصل سعی بر آن شده است تا گزیده ای از مطالب را جهت آشنایی با مقدمات و عوامل اختلاف در صلاحیت نسبی ارائه کنیم ، به گونه ای که در دو مبحث بیان خواهد شد که در آن قواعد صلاحیت نسبی با توجه به محل مرجع نخستین و همچنین تعریف اقامتگاه پردازش می شود .
مبحث اول:قواعد صلاحیت نسبی با توجه به محل استقرار مرجع نخستین
همانطور که بیان شد دعاوی به استثنای دعاوی که در صلاحیت شورای حل اختلاف می باشند،صرف نظر از نوع یا میزان و بهای خواسته، در صلاحیت دادگاه عمومی می باشد . بنابر این برای تعیین صلاحیت نسبی دادگاه فقط کافی است که صلاحیت مراجع را از لحاظ استقرار آنها بررسی کنیم یعنی ببینیم که دعوای معیّن را در کدام مرجع در ایران باید مطرح شود؟این صلاحیت دارای استثنائاتی می باشد که با توجه به اینکه تأثیر زیادی در موضوع مقاله ندارد از توضیح راجع به آن خودداری می کنیم و فقط به توضیح در خصوص اصل اقامه دعوا در اقامتگاه خوانده می پردازیم.
گفتار اول : تاریخچه اصل صلاحیت دادگاه محل اقامتگاه خوانده
طبق ماده ۱۰ و ۱۵۱ ق.ا.م.ح.مصوب ۱۳۲۹قمری ، خواهان می توانست دعوارا در محل سکونت یا اقامت خود و یا خوانده اقامه کند البته اگر خواهان دعوا را در حوزه ای که محل اقامت خوانده در آنجا نبود ، ارائه می کرد ، باید مخارج عادی مسافرت و توقف خوانده را که احضار شده می پرداخت و اگر حکم به نفع خواهان می شد ، می توانست هزینه های پرداختی را مطالبه کند. این قانون در جهت مصالح خواهان تدوین شده بود لذا قانون آیین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ قاعده مزبور را اصلاح و به تأسیس قاعده عمومی صلاحیت دادگاه محل اقامه خوانده اقدام نمود.ماده ۲۱ ق.آ.د.م قدیم مقرر می داشت:«دعاوی راجع به دادگاه هایی که رسیدگی نخستین می نمایند باید در همان دادگاهی اقامه شود که مدعی علیه در حوزه آن اقامتگاه دارد… .» و همسو با این ماده ، ماده ۱۱ ق.آ.د.م جدید می باشد که اعلام می دارد:«دعوا باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده ، در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد… .»[۱۰۶] این قاعده در حال حاضر یک قاعده جهانی است که بر اساس مصالح خوانده ایجاد شده و به عدالت نیز نزدیکتر است و می توان آن را بر گرفته از اصل برائت دانست چراکه اگر دعوایی نا به حق اقامه گردد ، این صحیح نیست که خوانده برای اثبات بی حقی خواهان و حقانیت خویش متحمل مشقت سفر و اسباب آن شود و این اصل در حال حاظر، توسط حقوق موضوعه عموم کشورها نیز پذیرفته شده است.
گفتار دوم: اصل اقامه دعوا در محل اقامتگاه خوانده
درماده ۱۱ ق.آ.د.م آمده است :«دعواباید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد و … .» اصل اقامه دعوا در محل اقامتگاه خوانده از ابتدای این ماده گرفته شده است و آنچه که در ادامه آن آمده است استثنائات بر اصل می باشد. طبق ماده ۱۰۰۲ ق.م در خصوص تعریف اقامتگاه آمده است : «اقامتگاه هر شخص عبارت از محلی است که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد و اگر محل سکونت شخصی غیر از مرکز مهم امور او باشد مرکز اموراو اقامتگاه محسوب است . اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود.» اقامتگاهی که درماده ۱۱ ق.آ.د.م آمده با توجه به اینکه تعریفی از اقامتگاه در آن قانون اراده نشده است، پس ملاک همان تعریف قانون مدنی می باشدو محل اقامت خوانده را مرکز مهم امور خوانده می دانیم . همانطور که در ماده ۱۰۰۲ ق.م مشاهده می کنیم ، اقامتگاه به دو دسته اقامتگاه حقیقی و اقامتگاه حقوقی تقسیم می شود. بخش اول این ماده ، اقامتگاه حقیقی را بیان داشته و قسمت دوم آن اقامتگاه حقوقی را وصف کرده است. همچنین ماده ۵۹۰ ق.ت اقامتگاه حقوقی را چنین تعریف کرده است:«اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوقی در آنجا واقع است.» این دو ماده هر چند امکان دارد که تعاریف متفاوتی ارائه کرده باشند ولی با توجه به اینکه در موضوع این پایان نامه نیست از بیان آن صرف نظر می کنیم.
مبحث دوم: تأثیر اراده در اقامتگاه
اقامتگاه یکی از مهمترین و اساسی ترین ارکان صلاحیت نسبی مراجع است به طوری که آن را به عنوان اصلی در صلاحیت شناخته اند و محل اقامتگاه می تواند آثار مهمی در صلاحیت مراجع ایجاد کند. باتوجه به اهمیت این موضوع به بررسی نقش اراده در اقامتگاه می پردازیم و این اراده را در سه گفتار بررسی می کنیم ؛ اول اینکه چنانچه طرفین اقامتگاه خود را تغییر دهند آیا در صلاحیت مراجع تغییر ایجاد خواهد شد ؟ دوم آنکه اقامتگاه انتخابی را تعریف خواهیم کرد و نقش اراده را در انتخاب اقامتگاه بررسی می نماییم و در انتها به این سوال جواب خواهیم داد که آیا طرفین می توانند به اقامتگاه خود توافق و تراضی کنند؟ و آیا صلاحیت نسبی مراجع می تواند دستخوش اراده طرفین در تعیین اقامتگاه و به عبارت دیگر در تعیین مراجع باشد؟
لازم به توضیح است که اصل اقامه دعوا در محل اقامتگاه خوانده طبق مواد ۱۲ الی ۲۵ ق.آ.د.م و مواد ۱۰۰۲ الی ۱۰۱۰ق.م دارای استثنائاتی است که یا دادگاه صراحتا ً دادگاه دیگری را اعلام داشته و یا اینکه انتخاب دادگاه صالح را به اختیار خواهان قرارداده است که از میان تعداد مشخصی از مراجع صالح به یکی از آنها رجوع کند که با توجه به اینکه توضیح این مواد بسیار مفصل می باشد و ارتباط چندانی به این پایان نامه ندارد از این بحث خارج می شویم.
گفتار اول :تأثیر تغییر اقامتگاه[۱۰۷]
طبق ماده ۱۱ ق.آ.د.م دعوا باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه داشته باشد یا در صورتی که مقیم ایران نباشد، در ایران محل سکونت موقت داشته باشد و اگر محل سکونت موقت نداشته باشد ،در محلی که مال غیر منقول داشته باشد و اگر مال غیر منقول هم نداشته باشد خواهان می تواند در محل اقامت خود اقامه دعوا نماید. حال سوالی که بوجود خواهد آمد این است که ملاک زمان اقامتگاه چه زمانی است؟ آیا زمان عقد قرارداد و ایجاد دین است؟آیا زمان اقامه دعوا ملاک تعیین اقامتگاه است؟ و یا اینکه زمان حال ملاک است ؟ به عبارت دیگر هرزمان از دادرسی که خوانده در آنجا مقیم باشد؟ و سوال دیگری که مطرح می شود این است که اگر بعد از ثبوت صلاحیت خوانده از محل اقامت خود نقل مکان نماید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا صلاحیت مراجع می تواند با تغییر اقامتگاه خوانده بعد از اقامه دعوا تغییر کند؟ و به عبارت روشنتر، آیا ملاک صلاحیت زمان قبل از تقدیم دادخواست است یا حین تقدیم دادخواست و یا درجریان دادرسی نیز تأثیر دارد؟
یکی از شرایط رسیدگی عادلانه دادگاه ها، رعایت اصل تناظر می باشد و آن این است که رسیدگی به دعوا در حضورطرفین ویا حداقل با اطلاع طرفین انجام گیرد. برای رعایت این اصل باید در نظر داشت که چنانچه خوانده در زمان قرارداد اقامتگاهی داشته و در زمان تقدیم دادخواست تغییر مکان داده باشد دیگر امکان رعایت این اصل وجود ندارد. همچنین با توجه به اینکه اصل اقامه دعوا در محل اقامتگاه خوانده برای رعایت حال خوانده وضع شده است ، چنانچه قبل از تقدیم دادخواست از آن مکان نقل مکان نموده باشد دیگر نمی توان به استناد سابقه اقامت خوانده، دعوا را در آن محل اقامه کرد . مگر آنکه نشانی دیگری از وی در دسترس نداشته باشیم. استثنایی که می توان در این خصوص اعلام کرد ماده ۱۰۱۰ ق.م می باشد که اعلام داشته است :«اگر ضمن معامله یاقراردادی ، طرفین معامله یا یکی از آنها ، برای اجرای تعهدات حاصله از آن معامله ، محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب کرده باشد ، نسبت به دعاوی راجعه به آن معامله ، همان محلی که انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد.» وبه موجب ماده ۵۹۰ ق.ت «اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوقی در آنجاست.» دکترربیعا اسکینی به نقل از دکتر ستوده تهرانی می گوید:«چون طبق ماده ۱۰۱۰ ق.م اشخاص برای خود می توانند اقامتگاه انتخابی تعیین نمایند و چون در اساسنامه شرکت ، مرکز اصلی شرکت ، صراحتا ً باید تعیین شود، اقامتگاه شرکت تجاری را می توان همان محل دانست که در اساسنامه تعیین شده است.»[۱۰۸]پس در نتیجه اگر خوانده قبل از اقامه دعوا محل اقامت خود را تغییر دهد طبق دواصل مذکور نمی توان به محل اقامت سابق خوانده اقامه دعوا نمود مگر در خصوص ماده ۱۰۱۰ ق.م . پس ملاک صلاحیت در خصوص این ماده ، زمان اقامت قبل از تقدیم دادخواست نیست. چراکه حتی با تغییر اقامتگاه خود ، اقامتگاه معرفی شده در اساسنامه و یا قرار داد ملاک می باشد. همچنین است درخصوص ماده ۱۰۰۵ ق.م که اقامتگاه زن شوهردار را همان اقامتگاه شوهر اعلام داشته است ولیکن استثنایی موجود در این ماده باعث گردیده تا امکان تراضی بر اقامتگاه زن شوهر دار امکان پذیر باشد. قسمت دوم ماده ۱۰۰۵ ق.م بیان می دارد :«… و همچنین زنی که با رضایت شوهر خود و یا با اجازه محکمه مسکن علیحده اختیار کرده می تواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد». از این نص قانونی می توانیم اینگونه نتیجه بگیریم که «قاعده تابعیت اقامتگاه زن از اقامتگاه شوهر قاعده آمره نیست ، بلکه یا اصل تکمیلی حقوقی است که طرفین می توانند بر خلاف آن توافق نمایند»[۱۰۹]. در نتیجه زن می تواند اقامتگاه مستقلی برای خود اختیار کند و این امر نیز مستلزم آن است که زن با مرد بر عدم استقرار زن در اقامتگاه همسر توافق و تراضی داشته باشند که نتیجه این توافق ایجاد حق اقامه دعوا در دادگاهی غیر از دادگاه صالح اعلامی در قسمت اول ماده ۱۰۰۵ است که محل اقامت زن شوهردار را همان محل اقامت شوهر دانسته است که بر اساس اصل اقامه دعوی در محل اقامت خوانده می بایست در آدرس محل اقامت شوهر اقامه میگردید ولیکن با توجه به قسمت دوم همان ماده امکان توافق و تراضی بر خلاف آن گنجانده شده است که خود خلاف اصل و استثنایی بر این امر می باشد.
حال می خواهیم بدانیم چنانچه خوانده بعد از اقامه دعوا و قبل از ابلاغ اوراق قضایی و آگاهی خوانده از دعوا تغییر مکان دهد ملاک صلاحیت دادگاه ،آدرس سابق خواهد بود یا محل اقامت جدید؟ در این خصوص ماده ۲۶ ق.آ.د.م ملاک را زمان تقدیم دادخواست عنوان نموده است و مقرر داشته است«…مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست است مگر در موردی که خلاف آن مقرر شده باشد.» پس چنانچه خوانده بعد از تقدیم دادخواست و حتی قبل از اطلاع و ابلاغ اوراق تغییر مکان دهد تأثیری در صلاحیت آن ندارد چراکه با تقدیم دادخواست در محل اقامت سابق ،صلاحیت استقرار پیدا کرده است و ابلاغ اوراق فقط در امکان وارد شدن دادگاه به رسیدگی و صدور رای حضوری وغیابی تأثیر گذار می باشد و نقشی در صلاحیت دادگاه ندارد . در واقع «تغییر اقامتگاه خوانده و یا تغییر در حوزه قضایی در جریان دادرسی ، تأثیری در صلاحیت دادگاه محلی که خوانده در زمان اقامه دعوا در آن مقیم بوده ، نخواهد داشت »[۱۱۰] مگر آنکه خوانده ثابت نماید که در زمان تقدیم دادخواست ، محل اقامت وی در محل دیگری بوده است. البته این ایراد باید تا پایان جلسه اول مطرح شود[۱۱۱].
گفتار دوم: تعریف اقامتگاه انتخابی
اقامتگاه انتخابی را باید به دو نوع تقسیم کرد: نوع اول ، انتخاب اقامتگاه برای ابلاغ اوراق قضایی ، در شهری که دادگاه در آن استقراردارد و توسط طرفین یا وکیل آنها صورت می گیرد. که تأثیری در صلاحیت دادگاه ندارد.ماده ۷۸ ق.آ.د.م مقرر می دارد:«هر یک از اصحاب دعوا یا وکلای آنان می توانند محلی را برای ابلاغ اوراق اخطاریه و ضمائم آن در شهری که مقرّ دادگاه است انتخاب نموده ، به دفتر دادگاه اعلام کنند و در این صورت کلیه برگهای راجع به دعوا در محل تعیین شده ابلاغ می گردد.» همانطور که در متن ماده ۷۸ ق.آ.د.م اعلام گردیده ، این اقامتگاه انتخابی بعد از استقرار صلاحیت دادگاه صورت می گیرد و ذکر می کند که اعلام آدرس باید در شهری که مقرّ دادگاه است باشد و به این ترتیب تأثیری در صلاحیت دادگاه نخواهد داشت.
نوع دوم ، موضوع ماده ۱۰۱۰ ق.م و به موجب آن طرفین می توانند برای اجرای تعهدات حاصله از معاملات خود محلی غیر از اقامتگاه خود انتخاب کنند . در این صورت چنانچه دعوایی راجع به تعهدات حاصله پیش آید، محل اقامت آنها همان محلی خواهد بود که در قرارداد انتخاب کرده اند. البته این نوع اقامتگاه فقط نسبت به طرفین عقد یا قرارداد و فقط نسبت به همان قرار داد موثر است ونسبت به اشخاص ثالث و قراردادها و معاهدات دیگر صدق نمی کند[۱۱۲]. دکتر صدرزاده افشارمعتقد است :« هرگاه در قرارداد انتخاب اقامتگاه ، انتخاب آن به نفع خواهان انجام گیرد، (مثلا محل و نوع دفتر تجارتی خواهان در شرکت و …) خواهان می تواند به میل خود دعوارا در دادگاه اقامتگاه انتخابی، اقامه کند ویا در دادگاه محل اقامت حقیقی خوانده . اما اگر انتخاب اقامتگاه به نفع خوانده و یا طرفین باشد ، حق انتخاب یکی از دو دادگاه را ندارد و مکلف است دعوای خود را در دادگاه محل اقامت انتخابی مطرح نماید.»[۱۱۳] این استدلال جای ایراد دارد چراکه در متن ماده ۱۰۱۰ ق.م به صورت امری آمده است که «محل اقامت آنها همان محل خواهد بود که در قرارداد انتخاب کرده است» وبا توجه به آمره بودن این ماده ، خواهان حق اقامه دعوا در آدرس واقعی خوانده را نخواهد داشت وملزم به ارائه دادخواست در دادگاه محل توافق و انتخابی می باشد ، مگر آنکه طرفین بر خلاف آن تراضی نمایند و درواقع محل اقامتگاه تعیین شده از سوی طرفین در قرار داد را اقاله نمایند. اگر خواهان دادخواست خود را به مرجعی که در محل اقامتگاه حقیقی خوانده است و با اقامتگاه انتخابی در قرارداد ارائه نماید ، خوانده می تواند تا پایان جلسه اول ، طبق بند ۱ ماده ۸۴ ق.آ.د.م به صلاحیت دادگاه ایراد نماید ویا سکوت کرده و با سکوت خود صلاحیت مرجع رسیدگی کننده به دعوا را در محل اقامت حقیقی خود بپذیرد و در واقع با سکوت از حق موجود در قرارداد ، مبنی بر اقامتگاه انتخابی صرف نظر نموده است.
گفتار سوم : تراضی به اقامتگاه و نحوه تراضی
همانطور که پیش از این بیان شد بر اساس ماده ۱۱ ق.آ.د.م دعاوی باید در محل اقامت خوانده طرح گردد و این اصل اقامه دعوا در اقامتگاه خوانده در خصوص اموال منقول جاری است و همانگونه که در ماده ۱۲ ق.آ.د.م آمده است دعاوی مربوط به اموال غیر منقول در دادگاهی اقامه می شود که مال غیر منقول در حوزه آن واقع است اگر چه خوانده در آن حوزه مقیم نباشد. سوالی که در این جا مطرح می شود آن است که آیا طرفین می توانند به اقامتگاه خوانده تراضی کنند ؟ در صورت امکان ، آیا این تراضی باید مکتوب باشد یا تراضی ضمنی نیز کافی است؟
بند اول : تراضی به اقامتگاه
همانگونه که در قبل بیان کردیم، ماده ۱۰۱۰ ق.م به طرفین این حق را داده است که چنانچه دعوایی راجع به تعهدات پیش آید، بتوانند محلی را غیر از محل اقامت خود انتخاب و بر آن تراضی نمایند و بر اساس این ماده محل انتخابی همان اقامتگاه محسوب خواهد شد. دکتر شمس معتقد است که «اطلاق این قسمت از نص مزبور با توجه به مواد ۷۸ و ۸۰ ق. ج(مواد ۱۰۷ و ۱۱۰ قانون قدیم) مقید شده است.»[۱۱۴] در حالی که ماده ۷۸ و ۸۰ ق.آ.د.م به طور مطلق قیدی به ماده ۱۰۱۰ ق.م نمی باشد. چراکه ماده ۱۰۱۰ ق.م دارای دو قسمت است . قسمت اول در خصوص اقامتگاه می باشد که تأثیر آن بر صلاحیت دادگاه است و قسمت دوم جهت ابلاغ اوراق و اخطاریه ها می باشد. ماده ۷۸ و۸۰ ق.آ.د.م قسمت دوم این ماده را مقید کرده است که باید نشانی انتخابی در حوزه قضایی مقرّدادگاه رسیدگی کنند به دعوا باشد و همچنین نشانی های انتخابی نبایدمربوط به مسافرتهای موقتی باشد. درنتیجه ماده ۷۸ و ۸۰ ق.آ.د.م تأثیر در صلاحیت دادگاه ها ندارد و فقط جهت ابلاغ اوراق قضایی است و مانعی برای توافق آزادانه طرفین برای اقامتگاه و در نتیجه صلاحیت نسبی دادگاه نمی باشد و طرفین می توانند با توافق خود بر اقامتگاه خوانده دعوای خود را در هر حوزه قضایی که بخواهند تراضی نمایند. البته دکتر شمس در ادامه مطلب خود می گوید:« در حقیقت راست است که چنانچه طرفین ، در قرارداد اقامتگاهی را انتخاب نموده باشند ، دعوا علی الاصول به طوری که گفته شد ، می باید در دادگاه محل اقامت انتخابی اقامه شود و در این صورت اوراق راجع به دعوا نیز به همین محل ابلاغ می شود؛ اما چنانچه طرفین قرارداد ، بی آنکه اقامتگاهی انتخاب نموده باشند ، تنها محلی را برای ابلاغ اوراق دعوا در قرارداد معین نموده باشند ،دادگاه مکلف نیست در تمام موارد به آن ترتیب اثر دهد؛ زیرا ماده ۷۸ قانون جدید (ماده ۱۰۷ قانون قدیم) انتخاب محل ابلاغ اوراق راجع به دعوا را ، در غیر محل اقامت اصحاب دعوا ، در صورتی معتبر می داند که محل انتخابی در شهر مقرّ داگاهی باشد که به دعوا رسیدگی می نماید . بنابراین ، انتخاب محل ابلاغ اوراق در قرارداد در صورتی مورد اعتنا دادگاه قرار می گیرد که محل مزبور یا اقامتگاه حقیقی یا اقامتگاه انتخابی و یا شهر مقرّ دادگاه باشد.»[۱۱۵] پس فقط در صورتی طرفین می توانند دعوای خودرا در مرجعی غیر از اقامتگاه حقیقی خوانده مطرح کنند که در تعهدات خود ذکر نموده باشند که اقامتگاه انتخابی طرفین برای طرح دعوا باشدو درصورتی که توافق طرفین به محلی غیر از اقامتگاه حقیقی ، فقط برای ابلاغ اوراق قضایی باشد ، این توافق تأثیری در صلاحیت دادگاه محل اقامتگاه حقیقی خوانده نخواهد داشت ، چراکه اولا ً این توافق فقط برای ابلاغ اوراق قضایی بوده و در ثانی توافق طرفین طبق ماده ۷۸ ق.آ.د.م نمی تواند خارج از حوزه قضایی محل اقامت حقیقی خوانده (مقرّ دادگاه رسیدگی کننده دعوا) باشد.
بند دوم : نحوه تراضی ( کتبی یا ضمنی)
حال می خواهیم بدانیم که این توافق باید در چه زمانی انجام گردد؟ آیا بعد از اقامه دعوا نیز می توان به آن توافق کرد؟ درماده ۱۳ قوانین اصول محاکمات حقوقی سال ۱۲۹۰ آمده بود:«در تمام موارد طرفین می توانند تراضی نموده به هر محکمه صلحیه که بخواهند رجوع نمایند. تراضی طرفین در دفتر محکمه صلحیه قیدشده به امضای طرفین می رسد و در صورتی که متداعیین سواد نداشته باشند این نکته قید می گردد.»[۱۱۶] این ماده بعد از اصلاح در ماده ۴۴ آیین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ چنین آمده بود:« در تمام دعاوی که رسیدگی به آن از صلاحیت دادگاه هایی است که رسیدگی نخستین می نمایند طرفین دعوا می توانند تراضی کرده به دادگاه دیگری که در عرض دادگاه صلاحیت دار باشد ، رجوع کنند . تراضی طرفین باید به موجب سند رسمی یا اظهارنامه آنها در نزد دادرس دادگاهی که می خواهند دعوی خود را به او رجوع کنند به عمل آید . در صورت اخیر دادرس اظهار آنها را در صورت مجلس قید و به مهر یا امضای آنها می رساند. اگر طرفین یا یکی از آنها بیسواد باشد مراتب در صورتمجلس قید می شود.» همانگونه که مشاهده می شود در قوانین سابق ، امکان اینکه بعد از اقامه دعوا طرفین به صلاحیت دادگاه تراضی کنند وجود داشت و دکتر قدرت الله واحدی ضمن اشاره به ماده ۴۴ قانون سابق آ.د.م با توجه به اینکه صلاحیت نسبی را مربوط به حفظ حقوق خصوصی مردم و ناظر به منافع شخصی اصحاب دعوا میداند ، قایل به اجازه تراضی برای عدول از قاعده ی صلاحیت نسبی است چراکه آن را مؤید خصوصی بودن و شخصی بودن این قاعده در مقایسه با قاعده صلاحیت ذاتی می داند.[۱۱۷] ولیکن در قانون جدید طبق ماده ۲۶ ق.آ.د.م ملاک صلاحیت را زمان اقامه دعوا می داند و در نتیجه طرفین بعداز اقامه دعوا نمی توانند به اقامتگاه خوانده توافق نمایند .پس در نتیجه باید توافق قبل از اقامه دعوا صورت گیرد. ولی در ادامه خواهیم گفت که در صورتی نیز امکان آن وجود دارد. سوال دیگر آن است که این توافق باید کتبی باشد یا بصورت ضمنی نیز امکان پذیر است. همانطور که در مواد ۱۳ قانون سال ۱۲۹۰ و ۴۴ سال ۱۳۱۸ مشاهده می شود ، اشاره به آن داشته اند که توافق طرفین باید مکتوب بوده و یا در صورتمجلس توسط دادرس قید شود و در ماده ۴۴ قانون قدیم به این صورت مقید کرده بود «تراضی طرفین باید به موجب سند رسمی یا اظهارنامه آنها در نزد دادرس دادگاهی که می خواهند دعوی خود را به او رجوع کنند، به عمل آید.» در قانون جدید این ماده حذف شده است و در ماده ۷۸ ق.آ.د.م فقط برای ابلاغ اوراق قضایی اختیار تغییر اقامتگاه را داده و آن هم محدود به مقرّ حوزه قضایی رسیدگی کننده به دعوا کرده است وتنها مستند ما همان ماده ۱۰۱۰ق.م می باشد. از این رو در کتبی بودن تراضی مشکلی وجود ندارد و بحث در آنجاست که آیا این تراضی می تواند به صورت ضمنی نیز باشد ؟ به نظر می رسد که ضمنی بودن توافق به دو صورت امکان پذیر باشد؛ اول آنکه خواهان بر اساس توافق ضمنی با خوانده ، محل اقامت خوانده را همان اقامتگاه انتخابی اعلام نماید و دادگاه واقع در حوزه قضایی محل اقامت انتخابی، طبق ماده ۹۰ ق.آ.د.م مکلف به ارجاع و رسیدگی به دعوا می باشد؛ چراکه دادرس مجاز به کنکاش در صحت محل اقامگاه حقیقی خوانده نمی باشدوتنها چنانچه طبق بند ۱ماده ۸۴ ق.آ.د.م خوانده تا پایان جلسه اول به آن ایراد کند می تواند صلاحیت دادگاه را مورد بررسی قرار دهد. و دوم آنکه خوانده با عدم اعتراض به آدرس اعلامی توسط خواهان تا پایان جلسه اول موافقت ضمنی خود را با اقامتگاه اعلامی از سوی خواهان ابراز داشته است ؛چراکه «قواعد صلاحیت نسبی به منظور راحتی کار و بویژه راحتی خوانده وضع شده و جنبه عمومی ندارد.»[۱۱۸] و امکان دارد آدرس اعلامی با شرایط خوانده مناسب تر باشد . حال در پاسخ به آن سوال که آیا بعد از زمان تقدیم دادخواست می توان تراضی نمود ، باید اینگونه پاسخ دهیم که در صورت اعلام آدرس و محل اقامتگاه خوانده در دادخواست و توسط خواهان و عدم اعتراض خوانده تا پایان جلسه اول دادرسی ، تراضی ضمنی خوانده ، حتی بعدازاقامه دعوا امکان پذیر می باشد. این بحث را در بخش بعد به طور مفصل بیان خواهیم کرد.
فصل دوم :اثر ایراد و تراضی به صلاحیت نسبی
در گفتار سوم از مبحث قبل اشاره ای نسبتا ً مفید به اثر ایراد و تراضی در خصوص اقامتگاه خوانده گردید. حال می خواهیم این بحث را در خصوص اثر ایراد و تراضی به صلاحیت نسبی را به طور مفصل در سه مبحث مورد بحث قرار دهیم . در مبحث اول ، اثر تغییر قانون به صلاحیت مراجع را بیان و در مبحث دوم ، فرض عدم ایراد به صلاحیت نسبی و ارتباط آن را با تراضی مورد بحث قرار خواهیم داد و در مبحث دوم تکلیف رأی صادره از دادگاهی که صلایت نسبی ندارد را بررسی خواهیم کرد.
مبحث اول : اثر تغییر قانون به صلاحیت مراجع
در اینجا سوالی بوجود می آید و آن اینکه در صورتی که قانون جدیدی مبنی بر ایجاد صلاحیت برای برخی مراجع و یا سلب صلاحیت از برخی مراجع به تصویب برسد ، تکلیف دعاوی در حال رسیدگی چه خواهد شد؟ آیا قانون تغییر صلاحیت مراجع ، اعم از ذاتی و نسبی ، عطف به ماسبق خواهد شد و مراجع مکلف به رعایت آن هستند و آیا قاضی در صورت خارج شدن صلاحیت آن مراجع ، از رسیدگی به دعوای در حال رسیدگی امتناع نماید و پرونده را به مرجع صالح ارسال نماید و یا آنکه قانون تغییر صلاحیت عطف به ماسبق نخواهد شد؟
در پاسخ به این سوالات دکتر نعمت احمدی با تفکیک بین صلاحیت ذاتی و نسبی می گوید: «به اعتقاد ما باید بین صلاحیت نسبی و صلاحیت ذاتی در شرایط بالا (ایجاد و یا سلب صلاحیت دادگاه برابر قانون جدید)فرق گذاشت بدین توضیح اگر دادگاهی از نظر صلاحیت نسبی در زمان تقدیم دادخواست صالح به رسیدگی باشد و تا تشکیل جلسه دادرسی برابر قوانین جدیدالتصویب ، فاقد صلاحیت گردد، این دادگاه کماکان صالح به رسیدگی می باشد، اما اگر با قوانین جدید صلاحیت ذاتی تغییر کرده باشد بدیهی است تاریخ تقدیم دادخواست نمی تواند ملاک تشخیص صلاحیت باشد و دادگاه مکلف است با صدور قرار قبولی ایراد پرونده امر را به مرجع صالح ارسال دارد . مثلاً دعوایی در صلاحیت دادگاههای دادگستری می باشد، حدفاصل تاریخ تقدیم دادخواست و تشکیل نخستین جلسه دادگاه برابر قانون جدید رسیدگی به دعوی فوق در صلاحیت مراجع غیر دادگستری قرار می گیرد؛ در اینجا دادرس دادگاه به اعتقاد ما مکلف است قرار عدم صلاحیت خود را به اعتبار صلاحیت مرجع جدیدی که صلاحیت ذاتی دارد صادر نماید. علاوه بر صلاحیت ذاتی و صلاحیت نسبی ، قانونگذار در مواردی دادگاهی را صالح دانسته که به اصطلاح - سبق ارجاع - داشته و به دعوائی رسیدگی می کند که بین اصحاب دعوی در همان دادگاه یا دادگاه دیگری که از حیث درجه با آن دادگاه مساوی باشد اقامه دعوی شده و مشغول رسیدگی می باشد.»[۱۱۹]

نظر دهید »
طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد چالش ها یران ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ناسیونالیسم از آنجایی که موجب اولویت یافتن منافع و اهداف ملی به جای منافع و اهداف فوق ملی می‌شود بزرگترین مانع همگرایی محسوب می‌شود. در خلیج فارس ناسیونالسیم به چند شکل سبب واگرایی می‌شود.
قرار گرفتن ناسیونالیسم عربی در مقابل ناسیونالیسم ایرانی. در این شکل ناسیونالیسم عربی به صورت یک کل در مقابل ناسیونالیسم ایرانی قرار می‌گرد که نتیجه آنرا می‌توان به برخی از اختلافات ایران و اعراب اشاره کرد.
بدین ترتیب، اگر یکی از پیامدهای تضعیف ناسیونالیسم حرکت به سمت همگرای فراملی باشد، باید گفت که در قرن بیستم و به ویژه پس از شکل‌گیری دولت ملی، ناسیونالیسم چه در درون برخی از کشورها و چه در سطح منطقه‌ای از مهمترین عوامل درگیری و نزاع در منطقه خلیج فارس بوده است. در نتیجه تنها ناسیونالیسم در منطقه به حاشیه نرفته بلکه همچنان نقش کلیدی در معادلات و روابط بین کشورهای این منطقه ایفا می‌کند.
۲-اختلافات داخلی(سیاسی، اقتصادی، امنیتی):
۲-۱-برداشت‌های متفاوت از امنیت
شورای همکاری خلیج فارس ایران را چه در گذشته و چه در دوران بعد از انقلاب اسلامی به عنوان یک کشور توسعه طلب و تهدید کننده منطقه شناخته‌اند و به همین دلیل به ایران اعتماد ندارند و به ایران به عنوان بازیگری توسعه طلب می‌نگرند. به این ترتیب این بی‌اعتمادی و سوء ظن باعث شده است که طرح‌های امنیتی متفاوتی ارائه شود، که این طرح‌ها حتی در تضاد با یکدیگرند که این اقدامات باعث سلب امنیت از منطقه و کشورهای همسایه شده است (ابراهیمی فر، ۱۳۷۷: ۱۶۳)
الف-دیدگاه جمهوری اسلامی ایران
با وقوع انقلاب اسلامی ایران در سیاستهای منطقه ای خود، تکیه بر نیروی نظامی و سیاست وابستگی به غرب را کنار گذاشت. این تغییرات موجب تغییر دیدگاه های ایران در مورد امنیت منطقه خلیج فارس شد. تفکر راهبردی جمهوری اسلامی ایران در تامین امنیت خلیج فارس مخالفت با هرگونه حضور نیروهای فرامنطقه ای در آن و حمایت از همکاری های امنیتی منطقه ای است.این موضوع به ویژه در مخالفت با حضور آمریکا در منطقه تحقق می پذیرد(marschal,2003: 151)
ایران همواره اتکا به خود و منطقه گرایی تاکید کرده و امیدوار بود از طریق استراتژی همکاری با شورای همکاری خلیج فارس موجب کاهش وابستگی خارجی شورا و اتکای ان به خارج و به ویژه به امریکا شود. اما شکل گیری بحران روابط ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه ایرانی در اوریل و اوت ۱۹۹۲ و پیمان های نظامی امنیتی همسایگان ایران با آمریکا ضربه ای بر تلاشهای همگرایانه امنیتی ایران به شمار می رفت.
هدف سیاست خارجی ایران و راهبرد تسلیحاتی آن مبتنی بر دو هدف یعنی ایجاد امنیت ملی و منطقه ای و توسعه بوده است. از سوی دیگر تنظیم این اهداف همواره تحت تاثیر واقعیت های ژئوپلیتیک و جهت گیری های ایدئولوژیک است و همواره سعی بر آن است که با یکدیگر در تعادل باشند(برزگر، ۱۳۸۶: ۷۰). بنابراین با توجه به این شرایط راهبرد تسلیحاتی ایران دفاعی و نه تهاجمی تنظیم شده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ب-دیدگاه اعراب حوزه جنوبی خلیج فارس
ایران امنیت خلیج فارس را مربوط به کشورهای منطقه می داند و با محوریت حضور بازیگران خارج از منطقه مخالف است. ولی کشورهای عرب بر ایجاد نظام امنیتی منطقه ای با حضور قدرت های بزرگ تاکید می ورزند. کویت ،عربستان سعودی و ایران ضرورت احساس امنیت کلیه بازیگران منطقه را به عنوان یکی از شروط ثبات در منطقه برمی شمرند، در حالیکه بازیگران کوچکتر امنیت خویش را برای امن بودن منطقه کافی می دانند.
در واقع با امنیتی کردن بعضی از موضوعات منطقه است که امنیت را تحت تاثیر قرار می دهد مثل چالش های قومی و مذهبی که وجود هویت های گوناگون در منطقه که یکدیگر را نفی می کنند و وجود خود را در گرو نبود دیگری می دانند باعث امنیتی شدن این موضوع می شود.(دهشیار، ۱۳۸۲: ۳۷)
جورج بوش پدر علناً اعلام داشت که آمریکا مایل است در ترتیبات مشترک امنیتی در منطقه شرکت کند و این امر در شرکت آمریکا در تمرین‌های نظامی مشترک، با تعدادی از شیخ نشین‌های خلیج فارس تحقق یافت. اگرچه سعودی‌ها از امضای قرارداد دفاع جامع با آمریکا اجتناب کردند در عوض آنان در مورد یک موافقتنامه آموزش ۱۵ ساله با آمریکا به عنوان چهارچوب قانونی که همکاری گسترده استراتژیک مربوط به دریافت کمکهای دفاعی و ترتیبات آموزشی آنان را پایه‌ریزی کند موافقت کرده‌اند(امیر احمدی ۱۳۷۲: ۶).
ج-سیاست امنیتی مشترک غرب و شورای همکاری خلیج فارس
بحث همکاری‌های امنیتی امریکا و شورای همکاری خلیج فارس که جدیدترین موضوع آن مساله ایجاد سپر دفاع موشکی مشترک بود، موضوعی است که ریشه آن به چندین دهه گذشته بازمی‌گردد. از منظر تاریخی در چند دهه گذشته بعد از انقلاب اسلامی اختلاف دیدگاه و رویکرد میان ایران  و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در مورد نظام امنیتی خلیج فارس مساله ای جدی و اساسی در حوزه خلیج فارس بوده است. ایران پس از انقلاب اسلامی بر نظام امنیتی همکاری جویانه بومی با مشارکت بازیگران منطقه‌ای و بدون حضور و دخالت قدرت‌های فرامنطقه‌ای تاکید داشته است. اما در مقابل کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خواستار ورود و مشارکت قدرت‌های فرامنطقه‌ای در نظام  امنیتی منطقه بوده‌اند و این اختلاف دیدگاه به صورت مداوم وجود داشته است. هرچند در برخی مقاطع و دوره ها ایران و شورای همکاری تلاش هایی را برای گسترش همکاری هایی امنیتی در خلیج فارس داشته اند اما در طول چند سال اخیر  در پی افزایش رقابت های منطقه ای اختلاف‌ها در خصوص نظام امنیتی خلیج فارس نیز گسترش یافت. تحولات عراق و حوزه های دیگر مانند لبنان و فلسطین در سال های گذشته و جنبش های مردمی در خاورمیانه در یک سال اخیر باعث گسترش رقایت ها و منازعات ایران و شورای همکاری شد که بر واگرایی دیدگاه ها در مورد ترتیبات امنیتی خلیج فارس نیز تاثیرگذار بوده است..
غربی‌ها و به ویژه امریکا شورای همکاری خلیج فارس را مجموعه‌ای از کشورهایی می‌دانند که برای مهار  و موازنه سازی در برابر ایران می‌تواند کمک بسیاری به آنها کند. در این راستا علاوه بر حضور در این کشورها و روابط سیاسی مناسب و استراتژیک تقویت نیروی نظامی و امنیتی شورای همکاری خلیج فارس نیز یکی دیگر از محورهای مهم طرح مهار ایران از سوی غرب است. در سال‌های گذشته نیز شاهد بودیم که امریکا تعامل‌ و همکاری‌های نظامی و امنیتی خود را با این کشورها گسترش داده است که این همکاری‌ها در دو قالب است:
۱- روابط دو جانبه غرب با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
۲- تعاملات و اقدامات مشترک  با کشورهای حوزه خلیج فارس که به نوعی افزایش انسجام و همگرایی در فعالیت‌های نظامی و امنیتی است و بحث سپر دفاع موشکی نیز در این قالب قرار می‌گیرد
این بحث در مرحله کارشناسی و در حال بررسی است که با توجه به مبانی و پیشنه آن مساله جدی است که شروع شده است. این موضوع که تا چه اندازه این طرح عملی خواهد شد به فضای تعاملات ایران و غرب و همچنین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بستگی دارد. بنابراین روندی است که ممکن است دچار تغییر شود. یکی از اهداف  شورای  همکاری خلیج فارس از آغاز تاسیس ایجاد نیروی دفاعی و نظامی مشترک بود اما تا کنون این کشورها نتوانسته اند نیروی نظامی مشترک کارامدی را تشکیل دهند که قادر به تامین امنیت آنها باشد. همانطور که در حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ نیز این امر به وضوح قابل مشاهد بود. بنابراین هرچند که اعضای شورای همکاری خلیج فارس از نظر تسلیحاتی هزینه‌های زیادی کرده‌اند، اما تا کنون موفق به ایجاد نیروی نظامی توانمندی به تنهایی نشده اند. در نتیجه این کشورها در تلاشند که  در جهت تامین امنیت خود و تغییر موازنه قدرت منطقه ای حمایت بیشتر غرب را از جمله در بعد نظامی بدست آورند.غرب نیز در راستای مهار ایران با این کشورها وارد تعامل جدی و همه جانبه از جمله در بعد نظامی شده است تا نیروی کارامدتری برای موازنه سازی در برابر ایران ایجاد شود(اسدی،۱۳۹۱)
د-گسترش خرید های تسلیحاتی
این منطقه به دلیل وجود بحران های متعدد مستعد گسترش سلاح های مختلف می باشد به دلیل وجود جو بی اعتمادی نسبت به یکدیگر و احساس ناامنی.
یکی از مهمترین شاخص‌های واگرایی در منطقه به وجود آمدن رقابت‌های تسلیحاتی در منطقه است. که ناشی از تقابل منافع ایران با کشورهای فرمنطقه‌ای و به خصوص آمریکا و دولتهای منطقه است. رقابت تسلیحاتی را رشد دائمی قدرت نظامی دو یا چند کشور رقیب براساس این تصور که تنها افزایش قدرت نظامی است که می‌تواند امنیت یک دولت یا برتری او را نگاه دارد، تعریف کرده‌اند. این رقابت دو جنبه کمی و کیفی را در برمی‌گیرد.
سابقه تسلیحاتی دولتهای کوچک هر دو جنبه کیفی و کمی اهمیت دارد ولی در رقابت قدرت‌های بزرگ به دلیل وسعت میدان کشمکش‌ها و گستردگی جغرافیایی بعد کیفی قضیه اولویت پیدا می‌کند.
(۱۹۸۹:۱۹،Disarmamnt LCN). فروش اسلحه و تبدیل شدن منطقه به بازار خرید تسلیحات، جزیی از طرح‌های امنیتی ابر قدرت‌ها در منطقه است که عمدتاً در جهت ایجاد قدرت‌های نظامی منطقه‌ای به منظور حفظ و حراست از اهداف خودشان و نیز به دلیل اهداف اقتصادی و سود سرشار ناشی از فروش تسلیحات شکل گرفته است.رقابت تسلیحاتی در بین کشورهای خلیج فارس که بزرگترین خریداران تسلیحاتی تبدیل شده‌اند، نه تنها باعث امن شدن منطقه نشده، بلکه به تشدید ناامنی و عدم اعتماد در بین این کشورها کمک کرده است و به مانعی برای همکاری در بین کشورها تبدیل شده است.
آمادگی و تجهیز یک کشور جهت حفظ امنیت خود موجب احساس عدم امنیت از سوی دیگر کشورهای منطقه می‌شود بنابراین در چارچوب سیستم بین‌الملل که کشورها در آن به بازیگران اصلی مشهورند امنیت بیشتری که توسط یک کشور کسب می‌شود، به احساس عدم امنیت برای کشورهای دیگر منجر می‌شود که کشور مقابل را تهدیدی علیه خود می‌بیند. پیامد چنین عملی چرخه‌ای باطل از خریدهای تسلیحاتی و بی‌اعتمادی است که باعث تعریف امنیت براساس نرم‌های نظامی می‌شود(اقلیم ،۱۳۸۳: ۸).
براساس تعریف سازمان ملل امنیت وضعیتی است که در آن کشورها احساس هیچ گونه خطر حمله نظامی، فنی و سیاسی یا اقتصادی ننموده و بتواند آزادانه توسعه و پیشرفت خود را دنبال کنند. (United nations puvlications, 1986:2)
با وجود اینکه همه کشورهای منطقه خلیج فارس خواهان امنیت منطقه هستند، اما در ترتیبات، روش‌ها و ابزارهای تأمین آن اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد. به عبارتی هر چند که امنیت خلیج فارس اصطلاحاتی است واحد اما تعاریف متفاوت و متضادی از آن به عمل آمده است. تعارض این دیدگاه های امنیتی خود یکی از عوامل تهدید امنیت در منطقه خلیج فارس می‌باشد. (نیک ضمیر، حجتی، ۱۳۸۲: ۶)
انگیزه های خریدهای تسلیحاتی را می توان از چند عامل مهم نام برد.
الف: تامین امنیت
استراتژیک ترین دلیل برای کشورهای متقاضی تسلیحات، احساس عدم امنیت می باشد، اگر کشوری احساس تهدید نسبت به امنیت خود داشته باشد سعی در افزایش قدرت نظامی خود را خواهد داشت. مهمترین موضوعی که هدف ویژه کشورهاست منافع ملی ، قدرت ملی و در راس آن امنیت ملی می باشد. بر همین اساس وضعیت معمای امنیتی واضح ترین توصیف روابط بین کشورها می شود. و هر کشوری بر این اعتقاد است که طرف دیگر واقعا خواهان برتری و افزایش سلاح های خود است و هیچ تمایلی به خلع سلاح خود ندارد بلکه بیشترین تمایل را به خلع سلاح طرف مقابل دارد(Nicholson, 1993: 67) فرض بر این است که افزایش تسلیحات می تواند از حمله دشمن یا رقیب جلوگیری کرده و یا توازن قوا را به نفع خود پیش ببرد.
افزایش قدرت نظامی در مرحله اول می تواند منجر به جلوگیری از حمله دشمن و ایجاد موازنه یا بازدارندگی شود. و در عین حال توانایی جنگیدن را افزایش می دهد.
ب: موقعیت و نفوذ
هدف دیگر در دستیابی به تسلیحات تاثیر آن بر موقعیت و پرستیژ ملی است. تلاش دولت عراق برای تولید سلاح های کشتار جمعی در دهه۷۰ و همچنین تولید تسلیحات اتمی در دهه۸۰ و طرح دفاع استراتژیک در سطح کلان و جنگ با ایران در سطح منطقه ای با حمایت شوروی فضای مناسبی را برای دولت عراق ایجاد کرد تا با پنهان کاری و تقلب برنامه های تسلیحاتی خود را در این راستا پیش ببرد(david,2006:87,). رژیم هایی که سر کارند درگیر مشکلات مشروعیت و بی ثباتی داخلی هستند.که با این کار سعی می کنند که نظر مردم را از مسایل داخلی به مسئله خارجی جلب کنند که تقویت تسلیحات در یک کشور میتواند به تقویت احساسات ملیگرایانه منجر شود.
بسیاری از پژوهشگران استدلال می کنند که کشورها رفتار خود را بر اساس انتظارات بین المللی تغییر می دهند. تا از سوی دیگران طرد نشوند. زیرا این کشورها براین فکر هستند که هر دولتی که به توانایی تسلیحاتی دست پیدا کند به جایگاه منطقه ای و بین المللی مهمی دست خواهد یافت.
۲-۲-منازعات مرزی سرزمینی(ادعای امارات نسبت به جزایر ایران! )
مهمترین اختلاف مرزی ایران با کشورهای جنوبی حوزه خلیج فارس به ادعاهای سرزمینی امارات متحده عربی نسبت به جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی می‌باشد. جزایر به لحاظ تاریخی بخشی از قلمرو ایران محسوب می‌شوند اما در سده نوزدهم و اوایل قرن ۲۰ بریتانیا تعدادی از جزایر ایران در خلیج فارس را مستقیماً و یا از طریق حکومت امارات تحت اشغال درآورد(مجتهد زاده،۱۳۷۵: ۴۳). مسئله جزایر اشغال شده توسط انگلیس که از سال ۱۸۹۱ تا دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ یعنی تا زمان خروج نظامیان انگلیس ادامه داشت. این دوران همزمان با استقلال کشورهای جنوبی خلیج فارس بود. در این زمان ایران حل مسئله بحرین و شناسایی شیعه‌نشین‌های حاشیه جنوبی را منوط به حل مسأله جزایر سه گانه قرار داد و بالاخره در نوامبر ۱۹۷۱ پس از مذاکرات ایران با انگلیسی نیروی نظامی ایران وارد جزایر سه گانه شد(اسدی، ۱۳۸۱: ۱۹۱).
این امر موجب اتخاذ سیاستهای ضد ایرانی شد که پس از انقلاب بر روابط طرفین تأثیرگذار بوده است. لازم است به این نکته اشاره شود که دلایل متعددی برای اثبات حاکمیت ایران به این جزایر وجود دارد که از مهمترین آنها نقشه هایی است که توسط خود بریتانیا تهیه شده که در آن جزایر جز قلمرو ایران نشان داده شده است.
در این اختلاف سه عامل نیرومند قابل تشخیص است ۱- علاقه به پروراندن هویت ملی و ابراز آن در منطقه از سوی امارات ۲- سوء تفاهم مداوم و فزاینده میان دو طرف که ناشی از تلاش برای ایجاد نهادی عربی در برابر گسترش نفوذ ایران در منطقه خلیج فارس است ۳- عاملی که از واقعیتهای منطقه‌ای است ناشی از میل به ایجاد کنترل استراتژیک و یا ناشی از رعایت مصلحت های قدرت‌های فرامنطقه‌ای حاصل می‌شود. همانند ایجاد تنش و یا تشدید کشمکش‌ سرزمینی برای توجیه حضور نظامی خارجی در منطقه (مجتهد زاده۱۳۷۶: ۶۳).
جمهوری اسلامی ایران خواهان برطرف شدن سوء تفاهم از طریق گفتگوی مستقیم و دو جانبه در چارچوب یادداشت تفاهم ۱۳۵۰ مبنی بر حاکمیت ایران به این جزایر می‌داند و ادعای امارات نسبت به جزایر واهی است، در حالیکه امارات نیز معتقد است که هر گونه گفتگو می‌بایست راه حلی را براساس بازگرداندن این جزایر به حاکمیت امارات پیدا کند.
از عوامل داخلی تأثیرگذار در این جهتگیری شورا می‌توان به نقش دشمن تراشی در ایجاد یکپارچگی ملی و حفظ آن دانست، زیرا که وجود یک دشمن خارجی مشترک در جهت حفظ یکپارچگی فدراسیون همواره مدنظر آنها بوده است. با ایجاد بحران جزایر سه گانه ایجاد دشمن خارجی مشترک به عنوان عامل وحدت فدراسیون و عامل دولت ـ ملت سازی پیدا شده است. در امارات مسئله جزایر به عنوان نمادی از چالش ارضی برای عمر یک ملیت است. (Mojtahed-zadeh, 2006,42).
کشورهای فرامنطقه‌ای تأثیرگذار در مسئله جزایر می‌توان به انگلیس و آمریکا اشاره کرد که با دامن زدن به این اختلاف حضور خود را در منطقه تثبیت می‌کنند.
آمریکا به دلیل مخالفت با ایران موضع مناسبی در رابطه جزایر نگرفته است. آن‌ها به طور تلویحی از امارات حمایت می‌کنند. دولت‌های منطقه نیز مثل عربستان و شورای همکاری به حمایت از این ادعاها می‌پردازد. شورای همکاری همواره یکی از حامیان اصلی آن کشور و بانی گسترش و بین‌المللی کردن بحران جزایر بوده است ازاوت ۱۹۹۲ که بحران جزایر شروع شد تاکنون شورای همکاری در اجلاس خود از ادعای امارات حمایت کرده است. حتی این کشورها در گردهمایی‌های خود و از جمله در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و یا کنفرانس غیر متعهدها حمایت خود را اعلام کرده‌اند(جعفری ولدانی،۱۳۷۶: ۵۶۱).
جزایر تنب و ابوموسی به علت واقع شدن در نزدیکی تنگه هرمز اهمیت استراتژیک دارند. تمام صادرات نفت ایران و ۸۰ درصد تجارت خارجی کشورمان از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز انجام می‌شود لذا تنب و ابوموسی از جهت کشتیرانی بین‌المللی، حمایت از صادرات نفتی ایران و تجارت خارجی اهمیت حیاتی دارد.
بنابراین تا زمانی که امارات از ادعای خود دست بر ندارد این اختلافات به عنوان یک عامل چالش بین ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس خواهد بود، البته این محقق نمی‌شود مگر اینکه کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از حمایت خود از امارات دست بردارند. (ضرغامی،۱۳۹۰: ۴۰)
۲-۳-مکمل نبودن اقتصاد منطقه:
اقتصادهای مکمل در مقابل اقتصادهای رقیب قرار می‌گیرد. منطقه‌ای از لحاظ اقتصادی مکمل دانسته می‌شود، که تولید انبوه و تنوع کالا در آن منطقه به حدی باشد که کشورهای واقع در آن پیش از آنکه در جهت تأمین نیازهای خود به خارج از منطقه توجه داشته باشند بتوانند بخشی مهمی از نیازهای یکدیگر را به صورت متقابل در داخل منطقه مرتفع سازند(قاسمی، ۱۳۸۵: ۲۱۰).
بنابراین منطقه‌ای که دارای ساخت اقتصادی مکمل باشد، فرصت و امکان برقراری ارتباطات تجاری گستردهتر، تأمین بخش مهمی از نیازهای کشورهای منطقه و همچنین وابستگی اقتصادی کمتر به خارج از منطقه سبب نزدیکی و پیوند کشورها به لحاظ اقتصادی می‌شود.

نظر دهید »
فایل پایان نامه با فرمت word : پایان نامه در مورد استخراج روغن پسته ی کوهی(Pistacia atlantica) ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

زمانی که سیگنال مرجع آینده مشخص نباشد، برابر با مرجع کنونی ، در نظر گرفته می­ شود.
(۴-۳۹)
و در نهایت سیگنال کنترل به صورت زیر قابل محاسبه می­باشد:
(۴-۴۰)
که درآن و می­باشد. ضرایب توابعی از می­باشند. در صورتی که فرایند بهره استاتیک واحد داشته باشد، این ضرایب تنها به پارامترهای و ( که البته ثابت در نظر گرفته می‏شوند) و قطب فرایند که برای حالت­های وفقی می ­تواند متغیر باشد، وابسته خواهد بود. کنترل­ کننده GPC به این طریق در شکل ۴-۳ نشان داده شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

شکل ۴-۳٫ ساختار کنترل‏کننده GPC صنعتی [۴۸].
توجه کنید که پارامترهای کنترل به زمان مرده سیستم وابسته نیستند و برای مقادیر ثابت شده و تنها تابعی از قطب تخمین زده سیستم )) می‏باشند. راه استاندارد برای محاسبه پارامترهای کنترلی محاسبه ماتریس های ، و و حل معادله (۴-۳۶) برای محاسبه قانون کنترل رابطه (۴-۳۹) می­باشد. این امر مستلزم مثلث‏بندی یک ماتریس می‏باشد که می ­تواند برای برخی کاربردهای زمان حقیقی طاقت فرسا باشد، همانطور که در مرجع [۵۰] پیشنهاد شده است، پارامترهای کنترل می­توانند از طریق میان­یابی در مجموعه ­ای از مقادیر از قبل محاسبه شده، همانطور که در شکل ۴-۴ نشان داده شده است محاسبه شوند. تعداد نقاط این مجموعه به تغییرپذیری پارامترهای فرایند و دقت مورد نیاز بستگی دارد. در بخش بعد این روش را با جزئیات توصیف خواهیم کرد.
شکل ۴-۴٫ پارامترهای کنترلی [۴۸].
۴-۵-۲ محاسبه پارامترهای کنترلی
این روش می ­تواند به راحتی برای محاسبه پارامترهای کنترلی GPC سیستم­هایی که توسط معادله (۴-۳۱) توصیف می­شوند، استفاده شود.
توجه کنید که زمان نمونه­برداری یک کنترل­ کننده دیجیتال در عمل بر اساس پاسخ زمانی سیستم در نظر گرفته می­ شود. زمان نمونه­برداری در مرجع [۵۱] بین و زمان نشست پیشنهاد می­ شود. بنابراین اگر زمان نمونه­برداری به درستی انتخاب شود، قطب سیستم در حالت گسسته بین ۵/۰ تا ۹۵/۰ تغییر می­ کند.
منحنی های شکل ۴-۴ متناظر با پارامترهای کنترل ( ) برای مقادیر و و هستند که قطب‏های سیستم از ۵/۰تا ۹۹/۰ با گام ۰۰۵۶/۰ تغییر کرده ­اند. از آنجایی که بهره استاتیک حلقه بسته باید برابر ۱ در نظر گرفته شده است، جمع سه پارامتر کنترلی باید برابر صفر باشد. که این به معنای این است که بدست آوردن دو پارامتر کافی است. با توجه به روابط می­توان ضرایب را بدین شکل محاسبه نمود:
(۴-۴۱)
ضرایب از طریق روش حداقل مربعات با توجه به معلوم بودن تعدادی از برای مقادیر مختلف بر اساس رابطه زیر قابل محاسبه می­باشند:
(۴-۴۲)
تکرار مکرر رابطه قبل برای نقطه رابطه ماتریسی زیر را نتیجه می‏دهد:
(۴-۴۳)
که در آن
. , ,
هم­چنین مقادیر ، مقدار از قطب سیستم، مقادیر از قبل محاسبه شده پارامترها و خطای تخمینی می­باشند. رابطه فوق می تواند به فرم ماتریسی زیر نوشته شود:
(۴-۴۴)
(۴-۴۵)
که ضرایب مورد نظر به صورت زیر قابل محاسبه می باشند:
(۴-۴۶)
ضریب وزنی کنترل هر چه بزرگتر باشد کنترل اعمالی کوچکتری قابل اجرا خواهد بود. اگر این ضریب کوچک انتخاب شود پاسخ سیستم سریع می‏شود و خطای بین خروجی و مرجع بدون در نظر گرفتن مقدار کنترل کمینه می­ شود. با افزایش ضریب وزنی با گام ۱/۰، از مقدار ۳/۰ تا ۱/۱، به صورت تابعی از به صورت زیر قابل محاسبه خواهند بود:
(۴-۴۷)
بنابراین زمانی که پارامترهای تنظیم تابع هزینه و پارامترای مدل معلوم باشند، پارامترهای کنترل­ کننده می‏توانند به راحتی محاسبه شوند. در نهایت سیگنال کنترل بر بهره حالت ماندگار سیستم تقسیم می­ شود تا سیستم با بهره ماندگار واحد حاصل شود. در حالت کلی، الگوریتم کنترل مدل پیش بین تعمیم یافته صنعتی به صورت زیر قابل پیاده سازی است:

    1. از رابطه (۴-۴۷) مقادیر را محاسبه کنید.
    1. مدل تقریبی از سیستم را بدست آورید.
    1. مقدار و را محاسبه کنید.
    1. با استفاده ازمعادله پیش بین رابطه (۴-۳۵) مقادیر را پیش بینی کنید.
    1. سیگنال کنترل را بر بهره واحد سیستم تقسیم کنید.
    1. به مرحله ۲ بازگردید.

        1. روش کنترل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی برای فرآیندهای دارای خاصیت انتگرال‏گیر

       

در کاربردهای صنعتی فرآیندهای با خاصیت انتگرال­گیر به وفور یافت می شوند. در این گونه فرایندها با تحریک ورودی، خروجی به صورت نامحدودی افزایش پیدا می­ کند. مانند یک مخزن، که تا زمانی که فلو ورودی وجود داشته باشد سطح مایع درون مخزن افزایش پیدا می­ کند.
در این گونه فرآیندها ترم انتگرال­گیر در مدل فرایند ظاهر می­ شود، بنابراین تابع تبدیل برای این گونه فرآیندها به صورت زیر خواهد بود:
در حالتی که زمان مرده سیستم مضرب صحیحی از زمان نمونه برداری نباشد، تابع تبدیل گسسته آن به صورت زیر خواهد بود:
(۴-۴۸) .
در اکثر موارد زمان مرده سیستم می ­تواند به صورت مضرب صحیحی از زمان نمونه برداری در نظر گرفته شود، در این صورت جمله برابر صفر خواهد بود.
۴-۶-۱- محاسبه قانون کنترل

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد مطالعه ی‌ خواص هسته ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

فصل سوم
محاسبه خواص ماده هسته‌ای با استفاده مدل شبکه‌ای FCC از طریق کد NVS،
معرفی مدل دابل- فولدینگ و مدل باس
۳-۱ مقدمه
هسته‌ها بصورت ذاتی سیستمی ناشناخته هستند، در نتیجه شناسایی ساختار هسته مبتنی بر درک طبیعت نیروی عمل‌کننده بین نوکلئون‌ها و توصیف خواص هسته استوار است]۱[. از طریق مدل‌های هسته‌ای می‌توان به خواص هسته‌های مرکب دست یافت]۱۴[. اهمیت شناخت خواص هسته‌ای از این منظر مهم است که هر چه درک بهتری از ساختار هسته داشته باشیم به تطابق بهتری با داده‌های تجربی بر هم‌کنش‌ها در مطالعه تئوری بر هم‌کنش‌ها دست خواهیم یافت. بنابراین هر مدلی که در پیش‌بینی خواص ماده هسته‌ای موفق‌تر باشد می‌تواند انتخاب مناسبی برای بررسی برهم‌کنش‌های هسته‌ای باشد. در فصل دوم به تفصیل به معرفی مدل شبکه‌ای FCC و توانایی این مدل به باز تولید تقارن‌های مکانیک کوانتومی معادلات شرودینگر بدون نیاز به چاه پتانسیل چالش‌برانگیز مدل لایه‌ای پرداختیم. لذا در ابتدای این فصل به بررسی پیش‌بینی خواص ماده هسته‌ای مانند شعاع میانگین مربع و انرژی بستگی که مقادیر آن وابسته به توزیع نوکلئون‌هاست با بهره گرفتن از مدل شبکه‌ای FCC از طریق کد محاسباتی NVS و مقایسه آن با داده‌های تجربی می‌پردازیم. از آنجائی که در مطالعه سطح مقطع همجوشی یون‌های سنگین پتانسیل هسته‌ای بین هسته‌های پرتابه و هدف نقش بسزایی دارد، ادامه این فصل به معرفی پتانسیل دابل فولدینگ و پتانسیل باس اختصاص یافته است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-۱-۱ انرژی بستگی
یکی از مهمترین خواص ماده هسته‌ای انرژی بستگی می‌باشد که با دقت بالایی برای گستره وسیعی از هسته‌ها شناخته شده است. اما از آنجایی که نیروی هسته‌ای بخوبی شناخته شده نمی‌باشد در نتیجه انرژی بستگی کل نمی‌تواند بر اساس ویژگی‌ نیروی هسته‌ای شرح داده شود و نیازمند مدل ساده ای برای ارائه می‌باشد. در مدل شبکه‌ای FCC انرژی بستگی کل هسته بصورت زیر تعریف می‌شود]۱۵[،
(۳-۱)
همان طور که در شکل (۳-۱) برای PP1 تا PN3نشان داده شده است، در رابطه فوق PP، NN و PN بترتیب مربوط به پیوندهای پروتون- پروتون، نوترون- نوترون و پروتون نوترون است.
همچنین Q مجموع عکس فاصله بین جفت پروتون‌ها بوده است و سایر ضرایب ثابت a تا j از طریق برازش multiple regression بدست آمده است و برای انجام یک برارزش مناسب برای ۱۲۳۶ هسته بکار گرفته شده است.
در جدول (۳-۱) انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون برای گستره‌ای از عناصر لیست شده است و مقادیر آنها با داده‌های تجربی مقایسه شده است. همچنین در شکل (۳-۲) مقایسه انرژی بستگی در مدل شبکه‌ای با نتایج حاصل از داده‌های آزمایشگاهی ارائه شده است]۱۵[.
شکل ۳-۱ نمونه‌ای از برهم کنش همسایه‌های اول- دوم و سوم در مدل شبکه‌ای FCC ]15[.
جدول ۳-۱ مقایسه انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون مربوط به گستره‌ای از هسته‌های کروی در مدل FCC با داده‌های تجربی و قطره مایع]۱۶[.

 (Mev)
Nucleus
LDM FCC Exp
  ۲۱۷۵/۵ ۰۷۵/۷ ۰۷۵/۷
  ۳۸۸۰/۸ ۶۹۰/۸ ۵۵۱/۸
  ۶۳۹۳/۸ ۶۴۰/۸ ۷۲۲/۸
  ۶۵۳۰/۸ ۵۱۱/۸ ۷۷۵/۸
  ۶۵۳۳/۸ ۲۱۵/۸ ۷۹۰/۸
نظر دهید »
مقطع کارشناسی ارشد : دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع بررسی تاثیر ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

جدول۳-۷ مقادیر بار عاملی و مقدار t سوالات متغیر نوع آرم برند………………………………………۷۳
جدول شماره ۴-۷میزان پایایی به روش همسازی درونی (آلفای کرونباخ)……………………………۷۴
جدول شماره ۴-۱ جدول فراوانی جنس پاسخگویان……………………………………………………….۷۸
جدول شماره ۴-۲- جدول فراوانی سن پاسخگویان………………………………………………………..۷۹
جدول شماره ۴-۳ جدول فراوانی میزان تحصیلات افراد…………………………………………………….۸۰
جدول شماره ۴-۴ جدول فراوانی میزان درآمد افراد…………………………………………………………..۸۱
جدول ۴-۵- درصد فراوانی و میانگین سوالات متغیر مزایای توضیحی شناختی…………………….۸۲
جدول ۴-۶- درصد فراوانی و میانگین سوالات متغیر مزایای عملکردی……………………………….۸۳٫
جئول ۴-۷ درصد فراوانی و میانگین سوالات متغیر تصویر برند ………………………………………..۸۴
جدول ۴-۸- درصد فراوانی و میانگین سوالات متغیر ارزش های آرم برند……………………………۸۵٫
جدول ۴-۹- درصد فراوانی و میانگین سوالات متغیر تعهد مشتری………………………………………۸۵
جدول ۴-۱۰- درصد فراوانی و میانگین سوالات متغیر عملکرد…………………………………………..۸۶
جدول ۴-۱۱- درصد فراوانی و میانگین سوالات متغیر نوع آرم برند……………………………………۸۷
جدول ۴-۱۲ میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای اصلی………………………………………………….۸۸
جدول ۴-۱۳ مقادیر کجی و کشیدگی جهت ارزیابی نرمال بودن متغیرها……………………………..۸۹
جدول ۴-۱۴ شاخص های برازش مدل پژوهش………………………………………………………………۹۳
جدول ۴-۱۵ آزمون فرضیه های پژوهش، بررسی ضرایب استاندارد شده و مقدار t……………..96
ه
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱)مقدمه:
بی گمان صنعت بانکداری یکی از پایه های ارزشمند اقتصاد هر کشوری محصوب میشود.پویایی،اثر بخشی و توانمندی نظام بانکی نه تنها فضای کسب و کار بانکها را منتفع میسازد،بلکه تاثیرات بسیاری بر محیط خارجی و محیط کلان اقتصادی و بازرگانی دارد. امروزه علامت تجاری هم از نظر مصرف کننده ها و هم از نظر تولید کننده ها یکی از اجزاء مهم کالا محصوب میشود.یک نام تجاری خوب به فایده و ارزش کالا افزوده و سبب بوجود آمدن امتیاز مصرف کننده خواهد شد.مصرف کننده ها نسبت به اسامی اگر برای آنها ایجاد ارزش نماید ، وفاداری نشان میدهند.با این تفاسیر تعریفی از برند را یاد آور میشویم:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

“یک نام – اصطلاح – علامت –سمبل یا ترکیبی از اینها که قصد شناسایی یک کالا یا خدمت را به فروشنده یا گروهی از فروشندگان را داشته و سبب بازشناسی کالا یا خدمت از کالا یا خدمت رقبا میشود"(کتاب Brand management صفحه ی ۹- نوشته ی(Tilde heding-Charlotte f.knudtzen-Mogens bjerre
یک آرم تجاری خوب بر تعهد مشتری به نشان تجاری و عملکرد شرکت اثرگذار میباشد.بدون شک مشتریان میتوانند رابطه ای معنی دار و عمیق با یک نشان تجاری داشته و و این نیز به نوبه ی خود سبب کمتر شدن حساسیت مشتریان نسبت به قیمت شده و هزینه های بازاریابی را کاهش خواهد داد. توجه به این نکته ضروری است که تصویر مثبتی که از برند با تلاشهای بازاریابی شرکت حاصل میآید ابدی نبوده و پیدایش محصولات جدید تر با آرم های زیباتر و نافذ تر بر آن اثر گذار خواهد بود.
۲-۱)بیان مساله تحقیق :
همان طور که گفته شد مشتریان میتوانند با یک آرم تجاری یک رابطه معنی داری را برقرار نمایند. برند دارایی نامحسوسی است که به طور قابل ملاحضه ای بر روی عملکرد تاثیر گذار است.( Morgan & Rego, 2009; Rao, Agarwal, & Dahlhoff 2004)
برند وسیله ی مهمی است برای کمک به ایجاد یک تصویر ذهنی مثبت در ذهن مشتریان و ایجاد تفاوت با محصولات موجود(کاتلر-۲۰۰۴)آرم های تجاری وسیله ای برای حل عدم تشخیص مشتریها بوده(Janiszewski &Meyvis, 2001; MacInnis Shapiro, & Mani 1999) و این موضوع نیز در طول تاریخ به چشم میخورد.برای مثال در چین باستان از نماد اژدها برای بیان قدرت امپراتوری بهره میگرفتند.آرم تجاری علاوه بر وسیله ای برای تمییز ،بلکه وسیله ای برای انتقال معانی و اطلاعاتی درباره ی نشان محصول یا خدمات نیز میتوانند باشند.آرم های خوب میتوانند سبب شهرت یک برند شده و نگرش مشتری ها ،مقصود آنها از خرید و وفاداری آنها به برند را شکل دهند.در واقع تحقیقات قبلی در مورد برند سازی اشاره میکند که آرم ها به عنوان یک نمایش دیداری از معنی و تصویر عمومی اولیه از برند عمل میکنند.(Henderson Cote, 1998;MacInnis et al., 1999; Swartz, 1983).آرم های برند میتوانند بر روی ارزش اقتصادی یک شرکت تاثیر گذار باشند((Schechter, 1993; Van Riel & Van den Ban, 2001.
ریچارد اولیور تعریف وفاداری را اینگونه بیان میدارد:
“وفاداری ،به یک تعهد قوی برای خرید مجدد محصول یا خدمت برتر در آینده اطلاق شده و تا همان محصول یا مارک علی رغم تاثیر رقبا و تلاشهای بازاریابی آنها برای خریده شدن محصولاتشان"(حیدرزاده – ۱۳۸۷)
تعهد نشان تجاری و عملکرد شرکت دو متغیر وابسته و از نظر تئوری به هم مرتبط اند. (strivastava,R.K –shervani,T.A & fahey, L. 1998 )
در این تحقیق سه ساز و کار مجزا اما به هم مرتبط که از طریق آن آرم تجاری برای مشتریان ایجاد ارزش مینماید،بررسی میشود.
۱-مزایای توضیحی شناختی:
آرم تجاری این توانایی را دارد که با توضیح به تعریف فرد مورد نظر کمک کند و خود مشتریان را از دیگران متمایز کند. مثلا یک نشان تجاری میتواند بخش های مختلفی از هویت مشتریان را نشان دهد. مانند اعتقادات اصلی ـارزش ها و یا چرخه ای از زندگی که طرفدار آن هستند((Escalas & Bettman, 2005.آرم های تجاری میتوانند با شکلی که برای برند ها بوجود میآورند سبب افزایش اعتبار آنها شده و تمایل مشتریان را تحریک کنند. آرم ها پتانسیل این را دارند که نه تنها اینگونه ارتباط بین خود را بیان کنند، بلکه آنها را قوت و قدرت ببخشند از این رو تمایل مشتریان برای تلاش بیشتر و سرمایه گذاری برای ادامه رابطه با آن نشان تجاری را افزایش میدهند.(Park et al. 2010,; Thomson et al., 2005)
۲-مزایای عملکردی:
نشان تجاری میتواند یک حس تاثیر گذارداشته باشد که به افراد کمک کند تا فعالیت های روزانه خود را بهتر انجام دهند.آرم ها که نمایش دیداری یک نشان تجاری اند قادرند که مزایا ی عملکردی آن را به مشتریان یادآوری کنند.
۳-تصویر برند:
تصویر برند ،درک مصرف کننده ها از برند میباشد. بانک ها با طراحی و ترسیم یک هویت و جایگاه ،تصویر ذهنی مردم را شکل میدهد.تصیر برند از دو جهت اهمیت دارد ،یکی اینکه در فرایند تصمیم گیری مشتری در انتخاب یا عدم انتخاب یک برند شرکت میکند و دیگر اینکه تصویر برند بر رفتار خرید یا انتخاب بعدی مشتری اثر گذار است. تصویر برند نوعآ شامل چند مفهوم میباشد:ادراک،چراکه برند درک میشود؛شناخت ،چراکه برند ازنظر شناختی مورد ارزیابی قرارمیگیرد ؛ به طور خلاصه هدف کلی این تحقیق شناسایی این است که چگونه آرم تجاری به تعهد نشان تجاری مشتریان و عملکرد شرکت مربوط میشود و چه زمانی اینگونه تاثیرات بیشتر است؟و همچنین هر یک از موارد تصویر برند،مزایای توضیحی-شناختی برند و مزایای عملکردی برند چگونه در نهایت به عملکرد سازمان و یا شرکت مرتبط میشود.
۳-۱)سابقه موضوع:
در سال ۲۰۱۳ تحقیقی با عنوان “اثرات از نو جوان سازی ضاهری بوسیله ی لوگو های برند” توسط Brigitte Müller وBruno Kocher و Antoine Crettaz  انجام شد.
این تحقیق پدیده ی تجدید حیات برند را از طریق زمینه یابی اثرات شباهت آرم و نوع آرم بر روی امروزی بودن و وفاداری برند ، مورد بررسی قرار داد.این تحقیق که روی ۳۸۵ مورد انجام گرفت نشان داد که ازنو طراحی کردن لوگو(آرم) بر روی ادراک امروزی بودن برند اثرگذار است. مدل این تحقیق بر اهمیت ویژه گی های یک برند مشخص در تبیین نگرش آرم تاکید داشت و اثرات آن را بر روی امروزی بودن برند-نگرش برند و وفاداری به برند را به نمایش درآورده بود.(Journal of Business Research Volume 66, Issue 1, January 2013, Pages 82–۸۸)
تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۱ با عنوان “تاثیر نفوذ بین فردی،خاستگاه نام تجاری و تصویر نام تجاری بر روی قصد خرید های لوکس-اندازه گیری تعاملات با ارزش و یک مقایسه میان ملی” انجام گرفت.این تحقیق یک بینش را در مورد چگونگی تاثیرات بین فردی و نشانه های تجاری به شکل دادن نیّات خرید لوکس مصرف کننده ها، فراهم می آورد.در این بررسی از دو جامعه ی آماری هندی و انگلیسی استفاده شد و ساختار ،صفات و میانگین سطوح مستعد بودن آنها را به تاثیرات بین فردی و اهمیت تعاملات با ارزش،بررسی و مطالعه گردید.در این تحقیق مشخص شد که مصرف کننده های انگلیسی به طور فزاینده ای به نشانه های تجاری وابسته هستند.تحقیق مشخص کرد که در هر دو کشور هند و انگلیس ،تصویر برند میتواند به عنوان یک عامل مهم تعدیل کننده، بین تاثیر صحیح بین شخصی و نیّات خرید لوکس مصرف کننده ها، باشد.

)Journal of World BusinessVolume 46, Issue 2, April 2011, Pages 242–۲۵۲ Paurav Shukla(

تحقیق دیگری در سال ۱۳۹۰ ،بررسی رابطه بین تصور از عناصر معنا بخش برند و شناخت برند بر اساس مدل ارزش ویزه ی برند مبتنی بر مشتری که در بانک ملت صورت گرفت،مورد مطالعه قرار داد.در این تحقیق چهار عامل آگاهی از برند ،تصویر برند ،تصویر از عملکرد برند و توان تصویرسازی برند مورد بررسی و روابط آنها با یک دیگر تبیین شد.در این تحقیق مشخص شد که تصویر از عملکرد برند بر تصویر برند اثر معنا داری داشته و همچنین متغیر تصویر از عملکرد ،نسبت به توان تصویر سازی همبستگی بیشتری با سایر متغیرها دارد.( علی دیواندری ، محمد حقیقی، اشکان الهیاری-مدیریت بازرگانی دوره ۳، شماره ۱۰زمستان ۱۳۹۰ )
اما تحقیقی که سه پارامتر مزایای توضیحی شناختی، مزایای عملکردی و تصویر برند را بر روی تهد مشتری و به تبع آن عملکرد بانک ملت بررسی کرده باشد موجود نیست.
۴-۱)اهمیت موضوع:
همانطور که گفتیم آرم تجاری وسیله ای برای حل مشکلات عدم تشخیص مشتریان میباشد.تحقیقات قبلی نشان میدهد که لوگوی برندها یک معانی و تصاویر عمومی ازبرندها بوده و ارائه ی اولیه از برند ها را فراهم میآورد.علاوه بر این آرم برند ها میتواند بر روی ارزش اقتصادی شرکت ها موثر باشد.تحقیق در دسترسی که ماهیت خاص روابط این عوامل یعنی لوگو و عملکرد شرکت (از لحاظ ارزش اقتصادی،شهرت ، اعتبار و … ) را بررسی کرده باشد در دسترس نیست. در این تحقیق تاثیر آرم برند بر روی تعهد مشتری و عملکرد شرکت بررسی خواهد شد. یکی دیگر از دلایل اهمیت موضوع تحقیق این است که نشانهای تجاری توانایی ارائه ی توضیح ذهنی را به فرد مورد نظر داشته و لوگو ها ابزار مهمی برای ارتباط بین نشان تجاری و افرادی است که به نوبه ی خود کمک کننده ی این هستند که افراد نشان تجاری را قسمتی از خودشان بدانند. این تحقیق ثابت میکند که ازدیدگاه مشتری ها آرم تجاری نشان دهنده ی معنای آن نشان است و بنابراین به عنوان اطلاعات خلاصه شده ای درباره ی تلاشی برای بازاریابی نشان تجاری است.
۵-۱)اهداف تحقیق:
بازار امروز پر سر و صدا بوده و نشانهای تجاری باید بتوانند از مزیت های آگاهی بخش برند بهره ببرند.در این مطالعه نشان داده خواهد شد که تمرکز بر مدیریت آرم تجاری به عنوان خلاصه ای از آنچه که آن آرم تجاری ارائه میدهد ،ابزاری ارزشمند برای عمیق کردن رابطه مشتری با نشان تجاری بوده و این خود سبب افزایش عملکرد شرکت خواهد شد.در این تحقیق این موضوع برندهایی که از علامت ها به عنوان آرم استفاده میکنند در مقایسه با برندهایی که تنها شامل نام میباشند، در فراهم کردن مزایای توضیحی شناختی آرم ، مزایای کارکردی ارتباطی آرم و تصویر برند ،موثر تر میباشند.
شناخت یک نشان تجاری را از روی آرم آن توسط مشتریان فقط به این معنی نیست که آنها منابعی را برای وفادار ماندن به نشان تجاری سرمایه گذاری میکنند.
دراین تحقیق نشان داده خواهد شد که:
اثر آرم تجاری بر تعهد مشتری زمانی زیادتر خواهد شد که از نماد و علایم به عنوان آرم استفاده نماید.
ازدیدگاه مشتری ها آرم تجاری نشان دهنده ی معنای آن نشان است و بنابراین به عنوان اطلاعات خلاصه شده ای درباره ی تلاشی برای بازاریابی نشان تجاری است.
آرم برند بر روی تعهد مشتری و عملکرد شرکت تاثیر گذار است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 235
  • 236
  • 237
  • ...
  • 238
  • ...
  • 239
  • 240
  • 241
  • ...
  • 242
  • ...
  • 243
  • 244
  • 245
  • ...
  • 459

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 اعتماد و احترام در رابطه
 نگهداری صحیح گربه
 سوال حیاتی پیش از ازدواج
 مناسب نبودن سگ هاسکی برای همه
 ساخت بازی هوش مصنوعی درآمدزا
 جلوگیری از وابستگی عاطفی منفی
 آموزش ساخت بازی هوش مصنوعی
 آموزش Leonardo AI کاربردی
 ترجمه دقیق با هوش مصنوعی
 صحبت صحیح با گربه‌ها
 علت گاز گرفتن توله سگ‌ها
 معرفی سگ شکاری پوینتر
 توکسوپلاسموز در گربه‌ها
 افزایش درآمد از آموزش آنلاین
 حفظ هویت در روابط
 افزایش فروش فایل‌های آموزشی جهانی
 آموزش سریع کوپایلوت
 واکنش به خیانت
 محتوا همیشه سبز فروشگاهی
 اشتباهات رایج ChatGPT
 راز جذب مردان
 طراحی لباس سفارشی آنلاین
 معرفی سگ‌های تازی
 حفظ خود در روابط
 درمان سرماخوردگی سگ خانگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • انالیز بیوانفورماتیکی، کلونینگ و بیان ناحیه V پروتئین ۱۶۶CD ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد تحلیل گفتمان ...
  • پژوهش های پیشین با موضوع بررسی رابطه بین مهارت ...
  • پژوهش های پیشین درباره بررسی مصونیت قاضی در ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با رابطه بین بهبود ...
  • پروژه های پژوهشی درباره :ارزیابی ارتباط محافظه کاری ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع آگاهی از نقش و جایگاه مناطق ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : مطالب درباره نیازسنجی آموزشی کارکنان کتابخانه ملی به ...
  • منابع پایان نامه در مورد تعیین رابطه بین مهارتهای ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : ابطال اسناد رسمی در حقوق ایران- فایل ۷
  • نقش رفتار سازمانی مثبت گرا در کاهش ...
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : آسیب شناسی ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : مقایسه استراتژی های تحلیل تکنیکال با روش خرید ...
  • پژوهش های پیشین در مورد راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری ...
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی نقش فقها در ...
  • دانلود پایان نامه نقش صنایع دستی در افزایش درآمد اقتصادی روستاییان ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : مقالات و پایان نامه ها درباره :بررسی ...
  • سایت دانلود پایان نامه: پژوهش های کارشناسی ارشد با موضوع بررسی شناخت غلط های املایی ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان