مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پژوهش های پیشین درباره :بررسی عوامل مؤثر ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

افزایش قابلیت انعطاف در کارمند نسبت به اعمال روش های جدید و نو و استفاده از وسایل و تجهیزات مدرن و نیز تغییرات سازمانی .
ایجاد روح همکاری بین کارکنان در جهت تحقق اهداف سازمان .
ایجاد زمینه های استفاده از حداکثر منابع موجود انسانی به منظور دستیابی به اهداف و سیاست های سازمان .
به هنگام سازی آموزش نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش در جهت ارتقاء سطح اطلاعاتشان و نیز ایجاد زمینه های رشد خلاقیت و نوآوری ها . (فتحی ، ۱۳۷۳)
آنچه که قابل ذکر است این است که تأکید بر هر یک از اهداف نامبرده برحسب شرایط و ویژگی های زمانی متفاوت خواهد بود . به این معنی که در شرایط خاص ممکن است بر برخی از این اهداف نسبت به سایر اهداف تأکید بیشتری گردد .
۲-۴-۳- ضرورت آموزش ضمن خدمت کارکنان
همان طور که قبلاً توضیح داده شد آموزش ضمن خدمت در واقع بخشی از آموزش بزرگسالان در هر جامعه بوده و به عنوان اهرم اساسی آموزش مستمر یا مادام العمر محسوب می شود . آموزش ضمن خدمت بر پایه فلسفه «آموزش مستمر» که از حقایقی چون «پویایی انسان و طبیعت ، قابلیت و نیاز های تکامل و بهینه شدن» و «فلسفه حیات انسان» ناشی می شود ، استوار است . به عبارت دیگر آموزش ضمن خدمت یکی از بازو های توانای آموزش مستمر و مادام العمر را تشکیل می دهد. درک ضرورت اهمیت آموزش های ضمن خدمت رابطه مستقیم با ضرورت آموزش مستمر و نیز آموزش بزرگسالان در هر جامعه دارد. به طور خلاصه و با توجه به مباحث گذشته ضرورت های آموزش ضمن خدمت کارکنان را می توان به شرح زیر بیان داشت .
دگرگونی در نظام اجتماعی جامعه و لزوم هماهنگ سازی نیروی انسانی موجود با ارزش های مطلوب و مورد قبول آن.
تکامل علم و دانش و تکنولوژی در کلیه رشته های تخصصی و لزوم تجهیز و رشد افراد متناسب با روند تکامل علوم و فنون ، دانش افزایی را ضروری می نماید .
وجود تغییرات در سیاست و برنامه ها و خط مشی سازمان و لزوم توجیه و هماهنگ سازی افراد با آن (مانند تغییر در کتب درسی ، تغییر در روش ها ، تغییر در نظام آموزشی ، تغییر در ابزار و تکنولوژی و …) آموزش های ضمن خدمت را ضروری می سازد .
ضرورت های معدودی بنا به مقتضیات مکانی و زمانی مانند آموزش های نظامی کارکنان و …
و نیز لزوم کسب مهارت های شغلی لازم جهت اشتغال و قبول مسئولیت در پست ها به عنوان کارآموزی بدو استخدام. (بهرنگی، ۱۳۷۱).
۲-۵- توانمند سازی
توانمندسازی افراد به‌معنی تشویق افراد برای مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر فعالیت آنها مؤثر است؛ یعنی فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده‌های خوبی را بیافرینند و آنها را به‌عمل تبدیل کنند. توانمندسازی، عنصر حیاتی کسب و کار در دنیای نوین است. اهدافی مانند نزدیک‌تر شدن بیشتر به مشتری، بهبود خدمات پس از فروش، ارائه مداوم نوآوری، افزایش بهره‌وری و در دست گرفتن میدان رقابت برای سازمان‌هایی به‌دست خواهد آمد که راه‌های جدیدی برای توانمند ساختن افرادشان یافته‌اند.(اسمیت، ۲۰۰۰).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مهمترین و حیاتی ترین دارایی هر سازمان، نیروی انسانی آن سازمان است. کیفیت و توانمندی نیروی انسانی، مهمترین عامل بقاء و حیات سازمان است. نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد. از نظر « دراکر » رشد اقتصادی مرهون توانمند کردن کارکنان فرهیخته است. سازمان توانمند محیطی است که کارکنان در گروه های مختلف، در انجام فعالیتها با یکدیگر همکاری می کنند. توانمندسازی کارکنان، محوری ترین تلاش مدیران در نوآفرینی، تمرکززدایی و حذف دیوان سالاری در سازمانها می باشد. توانمند کردن افراد موجب می شود تا مدیران و سازمان سریع تر و بدون اتلاف منابع به اهداف خود نائل شوند. توانمندسازی موجب می شود که کارکنان، سازمان و شغل را از آن خود بدانند و از کار کردن در آن به خود ببالند. بدون توانمندسازی، نه مدیران و نه سازمانها نمی توانند در درازمدت کامیاب باشند. مدیر سازمان، مهمترین عامل در تواناسازی کارکنان می باشد. زیرا مدیر بطور مستقیم و غیرمستقیم، تمام عوامل محیط سازمانی را تحت تاثیر قرار می دهد. مدیر با تفویض اختیار و قدرت بیشتر به کارکنان، دادن استقلال و آزادی عمل به آنان، فراهم نمودن جو مشارکتی، ایجاد فرهنگ کار گروهی و با حذف شرایطی که موجب بی قدرتی کارکنان شده است، بستر لازم را برای توانمندی افراد فراهم می کند. نقش نیروی انسانی ماهر و کارآمد در تحقق اهداف سازمان، امری بدیهی و غیرقابل انکار است و شکی نیست که ثروت ملی یک کشور و به عبارت بهتر سرمایه انسانی در قالب مهارت‌ها، سازمان‌ها و انگیزه‌هایشان ظاهر می‌شود. مدیران باید به منظور بهره‌گیری هر چه بیشتر از نیروی انسانی شاغل عوامل انگیزشی مؤثر در تحریک آنان را به درستی شناسایی کرده و تلاش نمایند که هر چه بیشتر این توان را در مسیر اهداف سازمان قرار دهند. (ریاحی،۱۳۸۳).
۲-۵-۱- ضرورت و اهمیت توانمندسازی نیروی انسانی
«کانگرو و کانانگو » ( ۱۹۸۸ ) دلایل زیر را برای شدت توجه به توانمندسازی برمی شمرند:
مطالعات مهارتهای مدیریت نشان می دهد که توانمندسازی زیردستان بخش مهمی از اثربخشی سازمانی و مدیریتی است.
تجزیه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمانها حاکی از این است که سهیم کردن کارکنان در قدرت و کنترل، اثربخشی سازمانی را افزایش می دهد.
تجربیات تشکیل گروه در سازمان دلالت بر این دارد که راهبردهای توانمندسازی کارکنان نقش مهمی در ایجاد و بقاء گروه دارد. ( عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵).
۲-۵-۲- مزایای توانمندسازی نیروی انسانی
«باون و لاولر » ( ۱۹۹۲ ) مزایای توانمندسازی کارکنان در سازمانهای خدماتی را به شرح زیر توصیف می کنند:
کارکنان توانمند به نیازهای مشتریان در حین ارائه خدمات پاسخهای سریع و به موقع می دهند.
افراد توانا به مشتریان ناراضی در حین عودت خدمات پاسخهای سریع و به موقع می دهند.
کارکنان توانمند احساس بهتری نسبت به خود و شخلشان دارند.
کارکنان توانا با مشتریان به گرمی و آغوش باز ارتباط برقرار می کنند.
کارکنان توانمند می توانند منبع بزرگی از اندیشه های خدماتی باشند.(عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵).
۲-۵-۳- موانع توانمندسازی نیروی انسانی
نگرشهای شخصی مدیران
ساختار سازمانی
برای توانمند کردن کارکنان، مدیران علاوه بر ایجاد محیط کاری جذاب و بانشاط و روشن بودن اهداف می توانند با برگزاری گردهمایی های دوره ای، احساس توانمندی را در میان کارکنان افزایش دهند. مدیران می توانند با سخنرانیهای پرجاذبه و شاد نگهداشتن جو سازمانی و سرمایه گذاری روی بعضی از اصول از قبیل اهداف و مقاصد روشن، خودمدیریتی، دادن امتیاز و بازخورد، که باعث هیجان می شوند، به توانمند شدن کارکنان کمک کنند.
بنابراین می توان گفت توانمند سازی نیروی انسانی تابع سه دسته عوامل مهم می باشد:
راهبردها و رفتارهای مدیریتی: فراهم نمودن اطلاعات، تفویض اختیار، دادن استقلال و مدیریت مشارکتی.
خودکارآمدی ادراک شده کارکنان: الگوسازی، حمایتهای کلامی و اجتماعی، برانگیختگی هیجانی
شرایط و عوامل سازمانی: نظام پاداش دهی، داشتن اهداف روشن، دسترسی کارکنان به منابع و ساختار سازمانی.( عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵).
۲-۶- ارزیابی عملکرد
از جمله مشکلات بسیار جدی که تقریباً مبتلا به اکثر سازمان ها و مؤسسات کشور ما می باشد این است که سرپرستان و مدیران از کیفیت و کمیت کار و استعداد کارکنان خود شناسایی ناقص و مبهمی دارند . در این مورد ، نقاط مثبت و منفی نحوه انجام کار هر کارمند به درستی روشن نیست و در نتیجه از نیروی فکری و جسمی افراد آن طور که باید و شاید استفاده نمی شود . از طر فی به علت وجود این مشکل ، در افزایش میزان علاقمندی و انگیزش کارکنان به کار و مؤسسه ای که در آن اشتغال دارند موفقیت لازم به دست نخواهد آمد . این کمبود ، در جوامعی مانند ایران که در سطوح مختلف شغلی (خصوصاً در سطح مشاغل مهارتی و تخصصی) به طور عمیق و قابل ملاحظه ای احساس می شود ، ایجاب می نماید که نسبت به رهبری و اداری تمام گروه های شغلی و بالاخص افراد ماهر و متخصص بیش از پیش توجه شود . (سیدجوادین،۱۳۸۱).
۲-۶-۱- تعریف ارزیابی عملکرد
فرآیندی است که به وسیله آن یک مدیر رفتارهای کاری نیروی انسانی را از طریق سنجش و مقایسه آنها با معیارهای ازپیش تنظیم شدهارزیابی می کند و نتایج حاصله را ثبت می نمایدوآنها را به اطلاع نیروی انسانی سازمان می رساند. (حاجی کریمی،رنگریز، ۱۳۷۸)
ارزیابی عملکرد عبارت است از: «فرایند کمی کردن کارایی و اثربخشی عملیات» که با مروری بر ادبیات
موضوع می توان دلایل آن را به سه گروه اصلی زیر تقسیم کرد:
اهداف استراتژیک: که شامل مدیریت استراتژیک و تجدید نظر در استراتژی هاست؛
اهداف ارتباطی: که شامل کنترل موقعیت فعلی ، نشان دادن مسیر آینده ، ارائه بازخور و الگوبرداری از سازمانهای دیگر است.
اهداف انگیزشی: که شامل تدوین سیستم پاداش و همچنین تشویق بهبود و یادگیری است.
۲-۶-۲- فواید استفاده از ارزیابی عملکرد کارکنان.
تعیین افزایش مناسب دستمزد و مزایا براساس اندازه گیری عملکردی کارکنان.
شناسایی افرادی که باید انتقال یابند،یا جابجا شوند.

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد روش جدید مرتبه ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

یا به طور ماتریسی

حال با روش نقطه ثابت به طور کلی حل معادله غیرخطی را بررسی می کنیم و سپس با تعمیم روش نیوتن درباره همگرایی اینگونه معادلات بحث می کنیم.
۱-۶- روش نقطه ثابت
با فرض اینکه تابع  در بازه  تعریف شده باشد اگر  در این بازه باشد به طوری که  آنگاه  را نقطه ثابت تابع  می نامند.
با فرض اینکه  ریشه معادله  باشد در روش تکرار نقطه ثابت برای تعیین  ابتدا معادله را به صورت  می نویسیم بعنی  را طوری تعریف می کنیم که اگر  آن گاه  و بر عکس برای به دست آوردن نقطه ی ثابت  نقطه ی  را به عنوان تقریبی برای آن انتخاب می کنیم و دنباله  را به صورت زیر تعریف می کنیم :

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

تحت شرایط مناسب داریم:

است.  یا ریشه معادله  حد دنباله نقطه ثابت  به عبارت دیگر
قضیه ۱-۲ : شرایط تابع  در روش نقطه ثابت:
پیوسته و مشتق پذیر باشد و بازای هر  در بازه  الف) فرض کنیم تابع
داشته باشیم  یعنی تابع  بازه  را به خودش می نگارد.
ب) فرض کنیم عددی مانند  وجود داشته باشد به طوری که به ازای هر  داشته باشیم  که تابع  دارای یک و تنها یک نقطه ثابت  باشد.
آنگاه به ازای هر نقطه آغازین  دنباله  تعریف شده همگرا به  است.
تولید می شود تابع تکرار می نامیم.  را که توسط دنباله  در قضیه بالا تابع
به گونه ای انتخاب شود،  کمتر باشد ، آنگاه باید  را به دست آوریم به طوری که خطا از  اگر بخواهیم بدست آورد.  که تقریبی برای
در حالت خاص اگر  نا مساوی  را خواهیم داشت زیرا در این صورت عبارت  را داریم .
درباره آهنگ همگرایی روش تکرار نقطه ثابت بیان می کنیم که اگر  نقطه ثابت  ریشه معادله  باشد و  در بازه ی  در شرایط قضیه نقطه ثابت صدق می کند داریم:

اگر  در بازه  پیوسته باشد و به ازای هر  داشته باشیم  آنگاه خواهیم د اشت  از انجایی که  نتیجه می گیریم  است. بنابراین داریم

پس برای  های به قدر کافی بزرگ  است که نشان می دهد خطا در هر گام متناسب با خطا در گام های قبلی است در چنین حالتی گفته می­ شود که همگرایی از مرتبه اول یا خطی است.
هر اندازه  کوچکتر باشد  سریعتر به سمت صفر میل می کند به ویژه سریعترین حالت وقتی است که  باشد در این صورت برای تعیین مرتبه همگرایی فرض می کنیم که  در بازه ی  پیوسته باشد با به کار بستن بسط تیلور داریم

است نتیجه می شود  با فرض اینکه
ا
بدست می آوریم

بنابراین

آن گاه می توان گفت که  اگر

در این حالت همگرایی را از مرتبه دوم نامند به همین ترتیب می توان همگرایی از مرتبه بالاتر را تعریف کرد به طور کلی داریم که اگر  دنباله ای باشد به طوری که  قرار می دهیم

وجود داشته باشد به طوریکه  و عدد مثبت  اگر عدد حقیقی

آن گاه گفته می شود که مرتبه همگرایی  به  برابر  است واضح است که هر چه  بزرگتر باشد آهنگ همگرایی سریعتر است
۱-۷-روش نیوتن
روش نیوتن حالت خاصی از روش تکرار ساده است و آن را به صورت زیر نشان می دهیم

فرض می کنیم  به  همگرا باشد اگر عددی مانند  و ثابتی غیرصفر مانند  وجود داشته باشد به طوری که

آن گاه  را مرتبه همگرایی آن دنباله گوییم هرگاه  همگرایی را خطی گویند. مرتبه همگرایی روش تکرار ساده وقتی  یک است و روش تکراری نیوتن وقتی  حداقل دو است برای کسب اطلاعات بیشتر به [۱]رجوع شود.
حال روش نیوتن را برای حل دستگاه  که یک دستگاه معادلات غیرخطی شامل  معادله و  مجهول می‌باشد ، به کار می‌بریم یعنی در حالت کل روش نیوتن را برای حل دستگاه‌های معادلات غیرخطی تعمیم می دهیم.
۱-۸- تعمیم روش نیوتن برای حل دستگاه های غیر خطی
حال روش نیوتن را برای حل دستگاه  که یک دستگاه معادلات غیرخطی شامل  معادله و  مجهول می‌باشد ، به کار می‌بریم یعنی در حالت کل روش نیوتن را برای حل دستگاه‌های معادلات غیرخطی تعمیم می دهیم.
دستگاه زیر را درنظر می گیریم:

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی درباره بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

حسین رزمجو، در مقایسه ی چهره ی اسکندر از نظر نظامی و امیر خسرو دهلوی بر این باور است که :« امیر خسرو هیچ گاه در سروده ی خود ویژگی های پیامبران را برای اسکندر به کار نبرده و با توجّه به همین دیدگاه، امیر خسرو، آیینه ی اسکندری را در دو بخش نسروده و کلّ ماجرا های اسکندر را در یک بخش گنجانیده است. البتّه در این اثر، اسکندر موحّد است و کوشش فراوانی برای از میان بردن زرتشتیان دارد»

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

(رزمجو، ۱۳۸۰ : ۱۷۵)
این نویسنده می نویسد: « چنین می نماید امیرخسرو بیشتر در پی این بوده که اندیشه ها و مسائل مورد نظر خود را به خواننده ارائه کند و کمتر به جنبه های گوناگون زندگی و شخصیّت اسکندر پرداخته است. با وجود این گاهی می توان از برخی ماجراها جنبه هایی از تصویر او را دریافت.»
( همان : ۱۷۸)
حماسه ی اسکندر آخرین و بلند ترین منظومه ی خمسه است و هرچند برگرفته از شاهنامه ی فردوسی و چند روایت دیگر است ولی داستان را از لحاظ معرفت شناختی تا حدّی فراتر ازآن ها برده است و تا حدودی جهتی در مقابل حرکت اسکندر شاهنامه دارد.
جی. سی بورگل در کتاب «تصویر اسکندر درحماسه ی نظامی» در این خصوص می نویسد :«در شاهنامه ما با تراژدی مرگ قهرمانی عصمت از دست داده به دست تقدیر گریز ناپذیر روبروییم امّا اسکندر خمسه مراتب کمال را از آغاز تا پایان طی می کند و سرانجام به مدینه ی فاضله دست می یابد.البتّه روشن است که این روایت به همان اندازه ی مقابله خوانیش با شاهنامه از واقعیّت فاصله گرفته و صحنه ی خیال پردازی های شاعرانه می شود.اسکندرِ خمسه شاه آرمانی سنّت ایرانی نیست بلکه رئیس آرمانی مدینه ی افلاطونی است و فراتر از پادشاهان ایرانی است که بی پروا و ناپخته‌اند. در او مجموعه ای از حکمت و شجاعت و رسالت وجود دارد هرچند علی رغم داشتن تمام این ها در آغاز داستان موجود کاملی به حساب نمی آید و کوشش در راه فضایل است که او را به کمال می رساند»
(بورگل،۱۳۸۲: ۵۴)
اعلاخان افصح زاده بر این باور است که در خردنامه ی اسکندری، جامی سیمای شاه ایده آل را نسبت به گذشتگان مکمّل تر و مسلّم تر به تصویر کشیده است«در «خردنامه ی اسکندری» جامی از امیر خسرو کمتر به کنش ها و حوادث زندگی اسکندر او پرداخته است و اگر خردنامه های گوناگون حکیمان و حکایت های مختلف این منظومه را حذف کنیم، ابیات فراوانی از منظومه باقی نمی ماند، در این اثر بیش از هر چیز بر حکمت اندوزی و خردورزی اسکندر تأکید شده است، چون او از حکیمان برجسته ی زمان خود می خواهد برایش خردنامه ای تدوین کنند تا خود و دیگران از آن ها بهره گیرند. به طور کلّی تصویر اسکندر در این داستان تصویر حکیمی دانش دوست و مهرورز است تا پادشاهی کشورگشا و عادل .»
(افصح زاده، ۱۳۷۸: ۲۱۵)
ایرج افشار می نویسد: « در اسکندر نامه ی منثور به روایت کالیستنس، اسکندر پس از رسیدن به قدرت، هدف از لشکر کشی خود و گشتن به دور جهان را این گونه به زبان می آورد: مرا آرزوی آن است که هر جا برسم رسم های نیکو بنهم و ملوک را به راستی بنشانم و با رعیت و زیر دستان رفق نمودن تحریض کنم… و از جور و قهر خود رعیت و زیر دستان را ایمن دارم که بهترین سیرتی و طریقتی پادشاهان را آن است که رعیت را از عدل و انصاف خود بهره مند گردانند».
(اسکندر نامه، ۱۳۴۳: ۷).
این سخنان زیبا و انسانی که با تصویر اسکندر در اسکندرنامه های منظوم هماهنگ است،در همین اثر در عمل به چپاولگری و غارت مال و جان و ناموس بسیاری از مردم کشورهایی مانند کشمیر، هند، چین، شهر ترکان، یمن و ولایت دوال پایان بدل می شود.
افشار در این خصوص می نویسد :«در ولایت دوال پایان اسکندر همه ی مردان را از دم تیغ می گذراند و به لشکریان اجازه می دهد به زنان دوال پایان که توان راه رفتن ندارند، تجاوز کنند و در کشمیر هفت روز شهر را غارت کرد و در یمن اسکندر شهر را غارت فرمود و در سرای منذر (پادشاه یمن) رفت، زن بگریخت، سپس شاه اسکندر منذر را شکنجه فرمود کردن. همچنین در شهر کشمیر اسکندر فرمود: چنانکه چندین هزار دختر را مهر دختری بر گرفتند و چندان نعمت و برده از کشمیر بیرون آوردند که اندر حدّ و عدد نگنجد»
(اسکندرنامه ،۱۳۴۳ :۴۴)
شخصیّت اسکندر در داراب نامه نیز تناقض دارد ، هر چند او ادّعای گسترش دین حقّ در جهان دارد و می گوید برای درستی و پاکی لشکرکشی کرد، امّا رفتارهایش این گونه نیست. برای نمونه نسبت به دارا رفتاری ریاکارانه دارد، او با وجود این که ادّعا می کند با دارا برادر است، وقتی خبر زخمی شدن دارا به دست دو نفر از امیران ایرانی را می شنود، واکنشی این گونه دارد: «اسکندر از شادی همچو گل بشکفت و آهسته سخنی با او (آورنده خبر) بگفت، تازمانی برگذشت اسکندر خازن را فرمود فلان گوهر را بیاور… و اسکندر آن گوهر به او داد…»
(طرسوسی،۱۳۵۶: ۴۱۶).
این شادمانی با رفتار اسکندر بر بالین دارای زخمی شده و در حال مرگ کاملاً مغایر است. طرسوسی می نویسد: «اسکندر خود را از اسب درانداخت و جامه بر خود چاک کرد و کلاه از سر بینداخت و پیش داراب بر خاک بنشست و سر داراب را بر کنار نهاد. چنان بگریست که اگر سنگ او را دیده بودی و مرغ و ماهی از آن حالت خبردار شدی بر گریه ی شاه اسکندر گریه آمدی»
(همان،۴۶۳).
مری بویس معتقد است :«احترام اسکندر به دارا در لحظات مرگ در اکثر روایت ها اشاره شده است. این برخورد اسکندر تا حدودی نمایشی و دراماتیک است و حتّی تا حدودی ریاکاری در مقابل بزرگان ایرانی است و این گریه و زاری در شرایطی است که غلبه ی اسکندر بر دارا نه در نبردی رودررو بلکه به شیوه ای منافقانه و با رشوه دادن به دو سرباز او و قتل خائنانه ی اوست »
(بویس، ۱۳۷۵: ۲۸۹)
ایرج افشارمی نویسید :
« در شهر ترکان اسکندر چهار ماه در آنجا بنشست و چندان زنان و دختران را برده کردند که اسکندر و لشکر از آن سیر گشتند. در ولایت دیوس، اسکندر لشکر گاهی عظیم بزد و دیگر بار طمع در مال و زنان آن ولایت کرد .
رفتار اسکندر گاه وحشیانه و غیرانسانی است. در یکی از ماجراها، او سر یکی از زنانش را به دلیل خطای ناکرده با وجود حاملگی می برد و برای تمسخر پدر آن زن، سر و اندام او را در صندوقی می گذارد و نزد پدرش می فرستد. پدر بیچاره، با دیدن وضعیّت دخترش در صندوق، حالتی جنون آمیز پیدا می کند».
(اسکندر نامه، ۱۳۴۳: ۲۳)
مال دوستی اسکندر به حدّی است که چشم طمع به مال و ثروت وزیر و استاد خود، ارسطاطالیس می دوزد و ارسطاطالیس حاضر می شود، بخش بزرگی از ثروت خود را به او بدهد .اسکندر، پس از کشف خزاین پادشاهان، گنج را همراه با دو نفر به جایی می برد و پنهان می کند و پس از آن افراد همراه خود را می کشد تا کسی جز خودش از جای گنج آگاه نشود.
به طور کلّی بارزترین ویژگی های اسکندر در این داستان شهوت بارگی، حرص به جهان گشایی، چپاول گری، زراندوزی و کوشش برای جاودانگی است، البتّه گاهی اوقات رفتارهای پارساگونه و زاهد منشانه ای نیز دارد.
افصح زاده بر این باور است که شخصیّت اسکندر در داراب نامه مانند شخصیّت او در اسکندر نامه به روایت کالیستنس متناقض است. «او با وجود ادّعا برای گسترش دین حقّ از پاسخ مستدل و قانع کننده در برابر پرسشگرانی که از او دلیل وحدانیّت خدا را می پرسند، ناتوان است، امّا فرشتگان چون او را فرستاده ی خدا می دانند، در بسیاری از تنگناها یاریش می دهند و بارها خداوند به گریه هایش پاسخ مثبت می دهد و دعایش را اجابت می کند. گاهی مردمان بی گناه را وحشیانه از میان می برد و گاه بی هیچ دلیل قانع کننده ای برخی از مکان ها را آباد می سازد. در نوجوانی سرآمد دانش های گوناگون است، امّا به یکباره به دلیل بی احترامی و قدرناشناسی نسبت به استادش همه چیز را فراموش می کند. »
(افصح زاده، ۱۳۷۸: ۱۹۵)
در اسکندر نامه ی منوچهر حکیم نیز تناقض های موجود در دو داستان منثور پیشین دیده می شود، او در این داستان پیامبر خداست و از این فراتر مانند یک شیعه به امام علی «ع» باور دارد. «نسیم گفت: ای دلاور اسکندر پیغمبر خداست و خدمت او بر هر کس واجب است»
(منوچهر حکیم ، ۱۳۷۲: ۲۶).
« او در این داستان بیش از دیگر داستان ها، با خدا ارتباط دارد و همه ی کوششش، گسترش دین اسلام«عیسی» است. با مردم کشورهای شکست خورده رفتاری مناسب دارد. برای حکیمان و دانشمندان مانند ارسطو، ارزش قایل است. برای باطل کردن سحر جادوگران، لااله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله می گوید. اسکندر سنگ سفیدی در غار کعب از حضرت آدم گرفته که بر آن نوشته شده « لااله الا الله، محمّد رسول الله، علی ولی الله . هنگام مسلمان کردن افراد مغلوب از آنان می خواهد لااله الا الله و عیسی روح الله بگویند و در آغاز نامه هایش نام ابراهیم، عیسی، محمّد و پس از آن نام خود را می آورد و گاه نام ابن عمّ پیامبر، علی «ع» را نیز می آورد. و در پایان نامه هایش می نویسد: یا الله یا محمد یا علی .در بیشترین مواقع هنگام قرار گرفتن در مشکل سجّاده پهن می کند و نماز می خواند و پس از نماز مشکل به کمک یکی از پیامبران مانند خضر، الیاس، به ویژه ابراهیم حل می شود و دیگر به کوشش و تلاش هیچ نیازی ندارد.»
(همان، ۳۷۳ )
او بسان بسیاری از پادشاهان صفوی به خرافه باور عمیقی دارد. در کنار چنین ویژگی هایی، اسکندر مانند شاطرهای دوران صفوی سخن می گوید و از گفتن دشنام های بسیار رکیک ابایی ندارد . او هم چنین بسیار پول دوست است و گاه به عهد و پیمان خود وفا نمی کند. و برخی مواقع آن قدر ضعیف و بی اعتقاد است که به دلیل شکست به خودکشی دست می زند، «وضو تجدید نمود و نماز کرده با خود گفت که دیگر این زندگانی از برای من حرام است. پس از جای برخاست و کمند آصف را از کمر گشود بر شاخه ی درختی انداخت و سر دیگر را بر گلوی خود خفت نمود. چنان تاب داد که پایش از زمین کنده شده، بی هوش گردید.»
(کیوانی ، ۱۳۸۴: ۳۶۱)
اسکندر در این داستان هر جا دختری زیبا می بیند، با او ازدواج می کند، به گونه ای که با بیش از پنجاه دختر پیمان زناشویی می بندد و البتّه گاه حتّی نسبت به زنان دیگر نیز رشک می برد.
مجدالدّین کیوانی در باره‌ی شخصیِّت مثبت اسکندر در اسکندرنامه‌های منظوم فارسی بر این باور است :« تصویر مثبتی که از او در آثار تاریخی و متأثّر از روایات عربی شروع شده بود، در داستان اسکندر در شاهنامه ادامه یافت و نظامی این تصویر را تا حدّ ممکن پرورانده است، چه از جنبه ی دینی و چه از جنبه ی سیاسی و اجتماعی.»
(همان: ۳۶۹).
این نویسنده معتقد است:«امیر خسرو چه بسا به دلیل ایرانی نبودنش، واقعیّت تاریخی کوشش اسکندر برای از میان بردن رزتشتیان را پررنگ تر از دیگر سرایندگان به نظم کشیده و بیش از آن که در اندیشه ی برجسته کردن جنبه های گوناگون شخصیّت اسکندر باشد، به تبیین اندیشه های حکمی خود پرداخته است و جامی بدون پرداختن به موضوعاتی مانند ایرانی بودن و یا نبودن اسکندر و از میان رفتن زرتشتیان به فرمان اسکندر و دیگر ماجراهای او، آموزه های حکمی مورد نظر خود را در قالب خردنامه های گوناگون خطاب به اسکندر به نظم کشیده است و از همین رو اسکندر در این داستان چهره ای دانش دوست و خردورز پیدا کرده است .»
که شاها سکندر همه بخردی است دلش روشن از پرتو ایزدی است
(همان: ۳۷۱)
«این تصویر مثبت تا حدّی در اسکندر نامه های منثور نیز دیده می شود، امّا تفاوت مهمّ آثار منظوم و منثور این است که در آثار منثور در کنار تصویر پیامبر گونه و پارسامنشانه ی اسکندر، تصویر منفی از اسکندر دراسکندر نامه به روایت کالیستنس و داستان اسکندر و داراب نامه پر رنگ تر از اسکندر نامه ی منوچهر حکیم است.»
( همان : ۳۸۷)
صفوی بر این باور است که: « در اسکندرنامه ی نظامی راز و رمز سفرها و جنگ های اسکندر و برخورد تمدّن ها و اسطوره های مربوط به زمان اسکندر از دیدگاه نظامی، بررسی شده است. بنابراین، اسکندرنامه، گزارشی خیالی از جنگ ها و سفرهای تاریخی -افسانه ای اسکندر است که می توان گفت: بیشترین بخش صحنه ها را، شاعر از خود ساخته و آرایش داده است که اگر کسی در آن تأمّل نکند، رازهای سربسته و نکته های پوشیده ی آن، آشکار نخواهد شد.»
(صفوی، ۱۳۶۴: ۷۸)
کیوانی مجموع تناقضات در اسکندر نامه های منثور را در عوامل زیر جستجو می کند و بر این باور است که:
۱- در متون دست اوّل، مؤلّفان برای تدوین و تألیف کتاب خود انسجام متن را در نظر می گیرند و با توجّه به دانش بالاتری نسبت به نقّالان و راویان عامه می کوشند، در حدّ ممکن تناقضی در اثرشان نباشد؛ امّا در داستان های عامیانه راوی یا راویان چندان به این موضوع خود را پایبند نمی دانند، از همین رو ممکن است، برخی تناقض ها در آثارشان به چشم بخورد.
۲- راویان داستان های عامیانه با دو برداشت از تصویر اسکندر در جامعه خود روبرو بوده اند، از یک سو با روایت های مطرح و موجود و بازسازی شده با فرهنگ اسلامی از سیمای اسکندر مواجه بوده اند که افرادی مانند نظامی این تصویر را در آثار خود باز نمایانده اند و از سوی دیگر ته مانده ای از تصویر ویرانگر و خونخوار اسکندر در ذهن داشته اند که به گونه ای در بخش هایی از شاهنامه دیده می شود و در ضمیر جمعی مردم ایران پاک نشده است، از همین رو، از زبان مردم کشورهای گوناگون به چنین تصویری از اسکندر، پرداخته اند و نتوانسته اند از ویرانگی، چپاول گری و بدرفتاری او چشم بپوشند و این دو تصویر متناقض به شیوهای شگفت، در این آثار ارائه شده است.
۳- درباره پیامبری اسکندر و ضد و نقیض های مطرح شده در این باره می توان این احتمال را داد که با توجّه به اصرار و تأکید اسکندر و مادر او که اسکندر، پسر زئوس است، در افسانه های پدید آمده به زبان یونانی، همین فضا و رنگ و بو حفظ شد؛ امّا مترجمان غیر مسلمانی که در سده های نخستین اسلامی آثار گوناگون، از جمله اخبار اسکندر را به عربی بازگرداندند، می دانستند توصیف های خدای گونه از اسکندر و پسر خدا دانستن او، از سوی مسلمانان پس زده می شود، از همین رو زیرکانه، مقام خدایی او را تنزّل دادند و او را مانند یک پیامبر معرّفی کردند و حتّی سفری دروغین به مکّه برایش ساختند؛ به گونه ای که او در این سفر با هدفی متعالی به خانه کعبه وارد می شود. بت ها را می شکند و تولیت کعبه را از نااهلان می گیرد و به نیاکان پیامبر گرامی اسلام«ص» می سپارد. همین فضا، زمینه مناسبی فراهم می کند که فردی مانند وهب بن منبه، با تطبیق برخی روایت ها اسکندر را ذوالقرنین مطرح شده در قرآن یکی بداند.(مجمل التّواریخ و القصص، ۱۳۱۸: ۳۱). درباره ترجمه ی اخبار اسکندر به عربی در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، تألیف حمزه بن الحسن الاصفهانی روایتی نقل شده از کتاب حبیب بن بهریز مطران الموصلی که آن را از یونانی به تازی نقل کرده است. (حمزه ی اصفهانی، ۱۳۴۰: ۱۲۴) و از آن پس در متون تاریخی اسلامی و برخی آثار ادبی فارسی از اسکندر مانند یک پیامبر یاد شده است. «مهمترین مسأله در شرح احوال اسکندر برای مسلمانان یکی شدن اسکندر با ذوالقرنینی است که در قرآن (کهف، ۸۲-۱۰۰) از او سخن رفته است»
(کیوانی، ۱۳۸۴: ۴۰۳).
فصل پنجم
بررسی و مقایسه ی اسکندر نامه ی نظامی گنجوی و
آیین اسکندری
عبدی بیگ (نویدی ) شیرازی
۵-۱. علل و انگیزه‌های عبدی بیگ شیرازی برای سرودن آیین اسکندری
خمسه ی نظامى پس از وی چنان محبوبیّتى یافت که تا قرن ها بعد بسیاری از شاعران فارسی زبان آن را الگوی منظومه های مشابهى قرار دادند؛ از جمله، پنجمین جزء آن یعنى اسکندرنامه، سخت با استقبال روبرو شد. البتّه،هیچ یک از منظومه سرایان با شرح و بسط نظامى به داستان نپرداختند و غالباً قسمت هایى از آن را برگزیدند و به نظم درآوردند. گروهى از شاعران منظومه هایى به تقلید اسکندرنامه ی نظامى ، ولى نه درباره ی اسکندر سروده اند و پیداست که مستقیماً نظر به سروده ی شاعر گنجوی داشته، و از وی الهام گرفته اند.
نظامی در اسکندر نامه افکار مهمّ اجتماعی، سیاسی و فلسفی خود را تشریح می کند.اثر به دو بخش تقسیم می شود در قسمت اوّلی“شرفنامه” از جنگ های اسکندر بحث می شود در قسمت دوّم “اقبال نامه“بیشتر از مسائل اجتماعی سیاسی و فلسفی گفتگو می شود. قهرمان اصلی اثر اسکندر مقدونی است. لیکن منظور شاعر به نظم آوردن زندگـی شخصـی و جنگ های تجاوزکارانه ی او نیست. اسکندر وسیله ای برای بیان اندیشه های نظامی است. منظور شاعر خلق چهره ی حاکمی است که حکومت ایده آل و سعادتمند را بوجود آورده ، اختلافات ملّی و مذهبی را کنار گذاشته و سعادت و خوشبختی را به ارمغان می آورد.
حشمت الله ریاضی در کتاب «داستان ها و پیام های نظامی گنجوی» می نویسد :
« در آن دوران نام اسکندر به عنوان سمبل نیرو و قدرت افسانه ای در میان خلق های خاور نزدیک معـروف شـده بود. مخصوصاً مشاورت اسکندر با ارسطو بر شهرت اسکندر بیش از پیش افزوده بود. اسکندر که با آرزوی عالی قطع ریشه ی ظلـم از روی زمیـن و سعادتمند نمـودن بشریّت زندگی می کند قهرمانانه در یکی کردن معنویات و علم با شمشیر،موفقیّت به دست می آورد. شاعر این چهره را در مقابل شاهان دروغگو، جاهل و بی تدبیر می گذارد. شاعر با ترسیم تدبیر، عدالت، دانایی و پیروزی در نتیجه ی سعی اسکندر، نفرت خودش را نسبت به بی عدالتی و جنگ های اشغالگرانه ، ظلـم، بی حقوقی و جهـالت که دولت های فئودالی بوجود می آورند نشان می دهد. او از میان تاریکی های قرون وسطی چشمش را به سوی آینده می دوزد و حکومتی را آرزو دارد که سعادت،خوشبختی، امن و آسایش و راحتی برای مردم بیاورد و فکر می کند که چنین حکومتی را حاکم ایده آلی چون اسکندر می تواند به وجود آورد. لیکن در شرایط فئودالیزم این خوشبختی که در اثر آرزوی عالی یک حاکم ایده آل بـه وجود می آید نمی تواند دائمی باشد. شاعـر آن را از تجارب زندگی و از درس های عبرت آمیز تاریخ یاد گرفته بود.»

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی وضعیت ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

یکی دیگر از موانع یادگیری سازمانی، عملکرد مداری و فقدان زمان یادگیری است. در برخی سازمان ها، برهم نزدن وضع موجود حتی می تواند پاداش در پی داشته باشد (مارکوارت، ۱۳۸۵، ص ۱۰۱). گرچه همه سازمان‏ها می‏آموزند، ولی محور فعالیت‏های تمامی آنها یادگیری نیست، بلکه محور فعالیت بیشتر سازمان‏ها عملکرد و یا تمرکز بر امور روزمره است (حسنی، ۱۳۸۸). استاتا (۱۹۸۹، به نقل از البدوی و شفاعی، ۱۳۸۱، ص ۲۱) بیان می دارد که «اگر چه رویکرد عملکرد مداری اشکال ندارد، ولی در شرایط امروزی چنین رویکردی کافی نیست. سازمان هایی که اساس آنها یادگیری است، بهترین راه بهبود عملکرد خود را یادگیری می دانند. سازمان های یادگیری مدار حاضرند که به خاطر فردای سازمان از امروز خود صرف نظر کنند، ولی سازمان ها عملکرد مدار توجه ندارند که هر چند یادگیری زمان می برد اما وقتی فرایند یادگیری شروع شد با تغذیه خود و اعضای سازمان باعث می شود تا در انجام کارها بهتر ظاهر شوند»

۲-۱۲-۱۱- داشتن تفکر غیر سیستمی و جزئی نگر:

به طور سنتی سازمانها برای غلبه بر مشکلات ناشی از وسعت تصمیم گیریهاف اقدام به شکستن سازمان به اجزای کوچکتر می نمایند. آنها در ابتدا سلسله مراتب عملیاتی به وجود می آورند که برای افراد اداره کردن آنها راحت تر باشد. اما این واحدهای عملیاتی کم کم مبدل به ملک و دارایی شخصی افراد می گردند. نتیجه این خواهد بود که تجزیه و تحلیل اساسی ترین مسائل شرکت و موارد پیچیده ای که به واحدهای عملیاتی مرتبط است، تبدیل به یک تجربه خطرناک و بسیار دشوار می گردد. عاملی که غالباً باث دشواری کل نگری در یک سازمان می شود، طراحی ساختارهای آن است(عسگری، ۱۳۸۹،ص ۸۲).

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

سیستمهای زنده، یکپارچه هستند و خصوصیات آنها را باید در کل مجموعه بررسی کرد. سازمانها نیز از چنین خصوصیتی برخوردارند. برای درک و فهم بسیاری از چالشها و درگیریها، مدیریت باید کل نظام و سازمان را زیر نظر قرار دهد و کل نگری داشته باشند. در ضمن، واقعیتها از حلقه های علت و معلول تشکیل یافته اند، در صورتی که ما روابط بین آنها را به صورت خطی می بینیم. اولین محدودیت ما در مقابل تفکر سیستمی است. ریشه بسیاری از ناتوانیهای ما در شرایط پیچیده، گم کردن حلقه علیت و دیدن فقط قسمتی از آن می باشد (عسگری، ۱۳۸۹،ص ۷۷).

۲-۱۲-۱۲- کاهش انگیزه های یادگیری:

زمانی که افراد در مقابل اقداماتشان احساس مسئولیت نمایند، سرعت یادگیری در آنها به شدت افزایش خواهد یافت. احساس ناتوانی و رسیدن به این باور که نمی توانیم بر شرایط محیط اطرافمان اثر بگذاریم، باعث کاهش انگیزه های یادگیری خواهد شد. به همین ترتیب احساس اینکه کس دیگری اعمالمان را به ما دیکته می کند نیز باعث کاهش انگیزه مزبور خواهد شد. از طرف دیگر اگر به این امر معتقد باشیم که سرنوشت هر کس توسط خود وی رقم زده می شود، آنگاه یادگیری از اهمیت بالایی برخوردار خواهد شد. در سازمانهای سنتی فضا برای یادگیری و نوآوری محدود می شود. دامنه بسیاری از مشاغل محدود و فشرده است و هیچ فضایی برای آزمایش وجود ندارد و کنترل شدید است(عسگری، ۱۳۸۹،ص ۸۱).

۲-۱۲-۱۳- محیط انحصاری و غیر رقابتی:

رقابت، سازمان ها را قادر می سازد تا عملکرد خود را با دیگران در یک صنعت مقایسه کنند و از این طریق به یادگیری خود بیافزایند. یادگیری نتیجه کواکنش سازمان با محیط است و سازمان های یادگیرنده، رقابت را بیشتر به عنوان ابزار یادگیری به کار می گیرند. سازمانی که حیاتش وابسته به بودجه ای است که در قبال مسئولیتی که بر عهده دارد از نظر عملکرد مورد سوال قرار نمی گیرد؛ سازمانی که ارزیابی نمی شود و از حمایتی غیرمنطقی برخوردار است؛ نیازی به یادگیری نخواهد داشت و در پی آموختن نخواهد رفت. بنابر این برای آنکه سازمانی یادگیرنده داشته باشیم باید آنها را در محیط رقابت آمیز رشد دهیم (الوانی، ۱۳۷۸، ص ۵).

۲-۱۳- عوامل مؤثر بر توسعه یادگیری در سازمان ها:

در جهان متغیر و متحول امروزی اگر سازمانها بخواهند به اطلاعاتی که از قبل داشته اند بسنده کنند پایدار نخواهند ماند. کلید حل مشکلات سازمانها، یادگیری است و سازمانهایی موفق هستند که سریعتر از دیگران یادگیرنده و حرکت کنند. امروزه جهانی شدن امور، انتظارات زیاد ارباب رجوع ، فشارهای رقابتی و مانند اینها علائمی هستند که یادگیری را ضروری می سازند. سازمانهای متحول،پویا و مطلوب، سازمانهای یادگیرنده هستند. این سازمانها فرصتهایی را برای اعمال مسئولیت بوجود می آورند، از تجربه ها می آموزند، ریسک می پذیرند و از نتایج حاصله و درسهای آموخته شده احساس رضایت می کنند. مطالعه و بررسی مفاهیم ، ویژگیها و عوامل موثر بر یادگیری سازمانی نشان می دهد که یادگیری در سازمانها از مباحثی است که با رشد تکنولوژی ، پیچیده تر شدن سازمانها و رقابت سازمانی بر اهمیت جایگاه و نقش آن در میان مدیران ، کارکنان ، پژوهشگران و متخصصان علوم مختلف افزوده شده است . و آنچه که در این میان به سازمانها در عصر متحول امروزی در جهت دستیابی به اهداف کمک خواهد کرد ، بررسی و شناسایی عوامل موثر در ایجاد یادگیری است. در این زمینه، رابطه یادگیری سازمانی با متغیرهای متعددی مورد آزمون قرار گرفته است. از جمله این متغیرها می توان به اعتماد سازمانی، رهبری تحول آفرین، رهبری معنوی، سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی، هوش سازمانی و … اشاره کرد. شکل (۲-۳) این عوامل را نشان می دهد. در ادامه نیز به شرح هر یک از آنها پرداخته می شود.

 

شکل شماره (۲-۱۵): عوامل مؤثر بر یادگیری سازمانی

۲-۱۳-۱- اعتماد سازمانی[۳۰]:

یکی از عوامل موثر بر یادگیری سازمانی،اعتماد سازمانی است. امروزه، سازمانهایی که اساس کار خود را بر یادگیری گذاشته اند، سعی دارند در محیط رقابتی کارشان را بهتر و با دقت بیشتری انجام دهند. از منظر آن ها یادگیری همراه با سرعت، بهترین راه بهبود عملکرد در بلند مدت و حفظ محیط رقابتی است. سازمان یادگیرنده سازمانی است که به افزودن دانش و تجربه اندوزی اهمیت می دهد. در این وضعیت دانش یک دارایی مهم تلقی می شود. کارکنان سازمان یادگیرنده سعی می کنند چیزهای تازه بیاموزند و به سهولت آن ها را با دیگران در میان بگذارند، این حالت هنگامی در سازمان روی می دهد که افراد با احساس اعتماد در سازمان زندگی کنند. در غیر این صورت، اطلاعات و تجارب اندوخته شده کتمان و به عنوان ابزاری برای افزایش موقعیت و تحکیم قدرت به کار برده می شوند. از طرفی دیگر در سازمان هایی که اعتماد سازمانی و همکاری در میان کارکنان آن سازمان وجود دارد، مدیران و کارکنان آن سازمان به میزان بیشتری نسبت به تسهیم دانش سازمانی اقدام می کنند و این سبب بالا رفتن یادگیری سازمانی در سازمان می شود. از طرف دیگر، در فضای توام با اعتماد،کارکنان از انجام دادن رفتارهای غیر مولد و بی فایده ناشی از بی اعتمادی اجتناب می کنند و به کارهای مولد روی می آورند که این امر زمینه یادگیری و رشد آن ها را فراهم می سازد (فرهنگ و همکاران، ۱۳۷۸).
اعتماد بر مبنای اطلاعات از افراد ایجاد می‏شود، در طول زمان و به سختی شکل می‏گیرد، و به شدت آسیب‏پذیر است. اعتماد به عنوان یک ضرورت برای تفویض اختیار، مشارکت و نظام پیشنهادها و نظام یادگیرنده تلقّی می‏شود. اعتماد به یکدیگر باعث می‏شود که کارکنان به نظام، مدیریت و همکاران حسن نیت و نگرش مثبت داشته باشند و این نگرش مبنای همکاری، گفت‏وگو و توسعه یادگیری است (حسنی، ۱۳۸۸).

۲-۱۳-۲- رهبری تحولی[۳۱]:

جهانی شدن و پیشرفت های فناورانه جهان،کسب و کار را تغییر داده و با چالش هایی مواجه نموده است.برای رویارویی با چالش های محیط کسب و کار در قرن ۲۱ ،توانایی ها و شایستگی های سازمان اصلی ترین عامل موفقیت سازمان است. بنابراین برای انتقال یک سازمان به سازمان یادگیرنده و رویارویی با چالش های محیطی،رهبری تحولی می تواند بسیار کمک کننده باشد (سنگه[۳۲]، ۲۰۰۸).
امروزه سبک رهبری مدیران در سازمان ها نقش مهمی در ایجاد یادگیری سازمانی دارد؛به طوری که لازم است رهبران و پیروان آن ها به طور مستمر یاد بگیرند و اطلاعات را به منظور دستیابی به عملکرد بهتر با یکدیگر به اشتراک گذارند.در واقع می توان گفت وجود رهبری تحولی در سازمان ها منافعی را برای آن ها در پی خواهد داشت.آن ها با ایجاد پیوند عاطفی،کارکنان را به کار برانگیخته و تشویق می کنند تا به حداکثر توان بالقوه خود دست یابند.این رهبران موجبات موفقیت طولانی مدت و بهبود عملکرد را فراهم نموده و این تمایل را در پیروان خود ایجاد می کنند که خواستار ارضای نیازهای سطوح بالاتر (موفقیت و خود شناسی) و دستیابی به اهداف گروهی باشد (میرکمالی و همکاران، ۱۳۹۰).

۲-۱۳-۳- رهبری معنوی[۳۳]:

مدیران در سازمان با به کار گیری سبک رهبری معنوی و با ایجاد انگیزه ی ذاتی در کارکنان ،قبول نظرات،تفویض اختیارات،تشویق آن ها به مشارکت در تصمیم گیری ها و همکاری و ترغیب آن ها در شناسایی اطلاعات مورد نیاز سازمان و به اشتراک گذاشتن دانش موجبات برقراری یادگیری سازمانی را فراهم می سازند. وقتی که کارکنان به کار خود ایمان داشته باشند، به دنبال اهداف چالشی و جدید در سازمان خود هستند، اهداف جدیدی که یادگیری بهتر و موثرتری را برای آن ها و همکاران فراهم می آورد. آن ها به خاطر باوری که به کارشان دارند، مایلند کاری مازاد بر وظایفشان انجام دهند و برای رسیدن به اهداف و موفقیت سازمان خود نهایت تلاش و کوشش خود را به کار می گیرند. در حقیقت، ایمان به کار باعث می شود که افراد برای به حداکثر رساندن توانایی های فردی و شغلی خود تلاش مداوم داشته باشند و همیشه به دنبال عالی بودن باشند. برای عالی بودن در شغل خود در کسب اطلاعات و خلق دانش جدید اهتمام ورزیده، به منظور موفقیت سازمان خود،دانش و اطلاعات خود را با دیگران سهیم می شوند. در حقیقت، با افزایش ایمان به کار و اعتقاد به تحقق اهداف،یادگیری سازمانی نیز افزایش می یابد (داوودی و اشتری، ۱۳۹۰، ص ۴۵).
در واقع می توان گفت که رهبران و مدیران سازمان به این که کارکنان قدرت تعبیر و تفسیر مسائل کاری را دارند و در انجام کارهای خود دانش و مهارت لازم را کسب کرده اند، ایمان داشته، تقریباً زمینه های مساعدی را برای کسب، مرتب کردن و تبادل اطلاعات و یادگیری مداوم آن ها فراهم می کنند؛ یعنی در واقع، با افزایش ایجاد تعهد سازمانی، یادگیری سازمانی نیز افزایش می یابد (همان منبع، ص ۴۶). به بیان دیگر، رهبران معنوی با اقداماتی نظیر: خلق چشم انداز مشترک برای کارکنان و هم چنین، تلاش برای استقرار فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های انسانی می توانند به خلق و تقویت فضای یادگیری در سازمان کمک کرده و از این طریق به پویایی سازمان در فضای رقابتی امروز یاری رسانند (زارعی متین و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۳۴۴).

۲-۱۳-۴- سرمایه اجتماعی[۳۴]:

امروزه با توسعه دانش و فناوری، محیط کسب و کار و سازمان ها به محیطی رقابتی و پر از چالش تبدیل گردیده و پارادیم جدیدی ظاهر شده که بقاء را برای بسیاری از سازمان ها مشکل ساخته است. در چنین محیطی، طبیعی است که امتیازهای رقابتی تغییر شکل دهند. در این میان بزرگ ترین امتیاز رقابتی در پارادیم های جدید سازمان،یادگیری سازمانی بیان شده است. در همین راستا، نتایج مطالعات نظری و تجربی مورد بررسی حاکی از آن هستند که سرمایه اجتماعی در توسعه دانش سازمانی و یادگیری سازمانی، سازمان ها نقش موثری داشته و سازمان هایی که الگوی رفتاری قوی دارند، رفتارهای مشترک و هنجارهایی شکل گرفته اند که به دنبال آن ها سرمایه های اجتماعی نابی خلق است که به کمک فرهنگ قوی و سالم توانسته است افراد را در تسهیم اطلاعات و دانش برای توسعه یادگیری سازمانی تشویق و یاری کند. در واقع می توان گفت که هرگونه بهبود در سرمایه اجتماعی و مولفه های آن به بهبود یادگیری سازمانی در سازمان منجر خواهد شد و بر عکس هرگونه کاهش در سرمایه اجتماعی و مولفه های آن منجر به کاهش یادگیری سازمانی در سازمان می شود (میرک زاده و همکاران، ۱۳۹۱).

۲-۱۳-۵- هوش سازمانی[۳۵]:

یکی دیگر از عوامل موثر بر یادگیری سازمانی، هوش سازمانی می باشد؛ لذا افرادی که دارای هوش سازمانی می باشند، افرادی هستند که خواهان یادگیری بیشتری هستند و تمایل بیشتری به یادگیری دارند و نیز تلاش بیشتری دارند تا تغییرات در خود و محیط اطراف خودایجاد کنند. لذا این امر موید این مطلب است که میل به تغییر منجر به یادگیری بیشتر در جهت انطباق و همسازی با تغییرات صورت گرفته می شود که این انطباق و همسازی جز به وسیله یادگیری در سازمان و به خصوص یادگیری سازمانی ایجاد نخواهد شد و نیز افرادی که دارای هوش سازمانی می باشند از طریق احساس یکدلی و میل به سرنوشت مشترک در میان کارکنان سازمان موجب تقویت گروه های غیر رسمی و افزایش بهره وری و نیز کارایی در کارکنان می شوند که این امر منجر به یادگیری سازمانی خواهد شد؛به عبارت دیگر کارکنانی که احساس کنند سرنوشت آنان در سازمان به یکدیگر گره خورده است سعی در حفظ و اعتلای سازمان خود می کنند که این امر منجر به افزایش یادگیری سازمانی خواهد شد (جمال زاده و همکاران، ۱۳۸۸، ص۸۰ ).

۲-۱۳-۶- فرهنگ سازمانی[۳۶]:

لکن وهمکارانش (۲۰۰۰) فرهنگ سازمانی را مجموعه ای از مفروضات ، ارزش ها ، انتظارات ، نگرش ها و هنجارهای مشترک می دانند که اعضای سازمان را به یکدیگر پیوند می دهد
(اولیور و ردی۳ ،۲۰۰۶).
یادگیری سازمانی مستلزم داشتن ارزش‏ها و الگوهای رفتاری لازم برای توسعه یادگیری است که اهم آنها عبارت است از: توجه به گروه به عنوان یک کل، عشق ورزیدن و احترام به اعضا، تأکید به رفتار تیمی،
پذیرش شکست‏ها، تأکید بر روابط و همکاری بین افراد، پذیرش پیشنهادها و انتقادها (حسنی، ۱۳۸۸).
افراد در سازمانی که دارای فرهنگ باز است، نسب به کلیت سیستم و چگونگی انجام امور سازمان با یکدیگر تعامل و ارتباط دارند . هر فرد در سازمان یک عامل موثر و با ارزش است و سازمان، شبکه ای از روابط را فراهم می سازد که به افراد اجازه می دهد قابلیت های خود را توسعه داده، به دنبال نوآوری و خلق دانش جدید در سازمان باشند. در چنین فرهنگی هنجارها به گونه ای شکل گرفته اند که یادگیری سازمانی و بهبود مستمر در تمامی سطوح سازمان را تشویق می کنند. در چنین سازمانی هر فردی احساس می کند که با ارزش است. این سازمان ها دارای فرهنگ قوی مساوات و برابری هستند که در آن مدیران به تمامی کارکنان به یک چشم می نگرند و همه آنها را موجودیتی با ارزش به حساب می آورند(قربانی زاده،۱۳۸۷، به نقل از کاظم پور، ۱۳۹۱).

۲-۱۳-۷- ساختار سازمانی[۳۷]:

ایجاد ساختارهای سازمانی پویا، مسطح و با حداقل سلسله مراتب سازمانی در جهت فراهم‏سازی زمینه‏های یادگیری جمعی در سازمان از اهمیت بسزایی برخوردار است. مطالعات نشان می‏دهد که سازمان‏هایی با توانایی یادگیری قوی، دارای درجه پایینی از رسمیت‏گرایی در ساختار سازمانی‏شان هستند. نتایج این تحقیقات، وجود رابطه منفی بین رسمیت‏گرایی (تأکید بر قوانین و مقررات) و توانایی یادگیری را به وضوح نشان می‏دهد. تحقیقات دیگر نشان می‏دهد که در سازمان‏های یادگیرنده کارکنان آزادی عمل بیشتری دارند و ساختار سازمانی آنها از نوع اندام‏وار، پویا و مسطح است و تصمیم‏ گیری‏ها به صورت گروهی و مشارکتی است (زارعی متین، ۱۳۸۰).

۲-۱۳-۸- توانایی‏های فردی (کارکنان یادگیرنده و خلّاق)

شرط لازم یادگیری گروهی، قابلیت و توانایی در سطح فردی است؛ هرچند شرط کافی برای یادگیری گروهی نمی‏باشد(زارعی متین، ۱۳۸۰). به این بیان که نمی‏توان گفت با داشتن افراد قابل و یادگیرنده، لزوما تیمی یادگیرنده خواهیم داشت؛ زیرا در حقیقت، توانایی یادگیری گروهی چیزی است فراتر از جمع توانایی‏های یادگیری افراد آن گروه. برنامه‏ ریزی برای رشد افراد و توسعه توانایی‏های آنها می‏تواند یک تلاش مهم و مؤثر، در راستای یادگیری گروهی باشد. این را همیشه به یاد داشته باشیم که گروه‏های توانا از افراد توانا تشکیل می‏شوند. مسلما در همه انسان‏ها نیروی خلّاقه‏ای به درجات مختلف نهفته است که شکوفا کردن و به ثمر رساندن آن، بهره‏های ارزشمندی برای سازمان و جامعه به ارمغان می‏آورد؛ چه آنکه انسان با شناخت استعدادها و توانایی‏هایش و رشد و توسعه آنها به فرد خلّاق، با انگیزه شایق یادگیری تبدیل خواهد شد و این می‏تواند زمینه‏ای مؤثر برای توسعه یادگیری در سطح‏گروهی به وجود بیاورد (الوانی، ۱۳۷۳).

۲-۱۳-۹- سرمایه فکری[۳۸]:

سرمایه فکری از طریق سرمایه انسانی و نیز از طریق سرمایه ساختاری بر یادگیری سازمانی تاثیر می گذارد، به بیان دیگر؛ سازمانی که روی سرمایه انسانی خود سرمایه گذاری می کند، به کارکنان خود فرصت می دهد تا در ایجاد و تعمیم یادگیری (که در نهایت منجر به اثربخشی سازمان می شود)،کمک کنند، از طرف دیگر سرمایه ساختاری هم می تواند از طریق تعمیم ایده ها در سازمان،با ایجاد انعطاف و بستر مناسب برای ارتباط کارکنان با یکدیگر، به نشر دانش در درون سازمان کمک کند و از این طریق منجر به یادگیری سازمانی در سازمان شود (رشیدی و همکاران، ۱۳۸۹).

۲-۱۳-۱۰- هوش هیجانی[۳۹]:

گوتلیب (۲۰۰۶، به نقل از سید کلان و همکاران، ۱۳۹۱) در پژوهشی نشان داد که بین هوش هیجانی مدیران با یادگیری سازمانی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد. بطوریکه هوش هیجانی بالای مدیران باعث تأثیر مثبت روی توسعه توانایی کارکنان در مدیریت سازمان ها و فراهم آوردن بصیرت ارزیابی پیشرفت در هنگام عدم قطعیت برای تغییرات معنادار شده است.
در واقع اگر کارکنان خودآگاهی خود را بالا ببرند و برداشت درست از واقعیت های وجود خویشتن داشته و به استعداد عمیقتر خود دسترسی پیدا کنند می توانند در سازمان، یادگیری خود و همکاران خویش را بهبود بخشند و روشهایی نظیر گوش دادن مؤثر، مدیریت فشار روانی و زمان و همکاری مؤثر با افراد دارای فرهنگ و سوابق متفاوت از جمله شاخص های خودآگاهی می باشند. خودآگاهی به افراد کمک می کند تا از نقاط قوت و ضعف خود آگاه شوند (سید کلان و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۵۶).
از طریق هوش هیجانی می توان برای ساختن محیطی مساعد برای یادگیری و برقراری ارتباط مؤثر استفاده کرد تا بتوان آزادانه نیازها و انتظارات خود را برای کسب حمایت از سوی رئیس- مرئوس و سایر همکاران ابراز کرد. خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ابزاری مطمئن برای بهبود یادگیری و ارتقاء یادگیری سازمانی محسوب می شود که در نهایت جامعه نیز از آن بهره مند می شود (همان منبع، ص ۵۸).

۲-۱۳-۱۱- مدیریت کیفیت فراگیر[۴۰]:

محققان بسیاری از طریق کار تیمی، رویکرد سیستمی، تطابق فرد با محیط و توانایی یادگیری در سازمان به ارتباط بین مدیریت کیفیت فراگیر و یادگیری سازمانی پی برده اند. بین مدیریت کیفیت فراگیر و یادگیری سازمانی ارتباط جدایی ناپذیر و ذاتی وجود دارد. این دو رابطه به سازمان ها اجازه میدهد که وظایف خود را به صورت سیستماتیک در جهت توسعه و اجرای بینشهای جدید و انتقال دانش جدید از طریق سازماندهی انجام دهند. در واقع می توان گفت که بکارگیری مدیریت کیفیت فراگیر یک فرهنگ و سیستم سازمانی را ایجاد میکند که باعث ترویج نوآوری می شود. یادگیری سازمانی یکی از محصولات و ستاده های مدیریت کیفیت فراگیر میباشد. بسیاری از تفکرات مدیریت کیفیت فراگیر به عنوان فاکتور اصلی و توانا در شکلدهی فرهنگ یادگیری سازمانی کاربرد دارد (کزازی و شول، ۱۳۹۲).
۲-۱۴- سازمان یادگیرنده :
۲-۱۴-۱- مفاهیم وتعاریف سازمان یادگیرنده :
یکی دیگر از صاحب نظران به نام گفارت در سال ۱۹۹۶ به سازمان یادگیرنده می پردازد و آن را این گونه توصیف می کند : سازمان یادگیرنده عبارت است از مجموعه ای که توانایی پذیرش الگو های نو ، تحولات مفید وسازنده و روش ها وایده های نوین را داشته باشد ، آن ها را مدیریت کرده ودر خدمت واقعیت های امروزی قرار دهد.این سازمان قادر خواهد بودعملکرد ها ، ساختارها و محیط های کاری را در زمان مقتضی تغییر دهد و به نفع و صلاح سازمان پیش ببرد (نفخو۲ ۲۰۰۹)
سازمان یادگیرنده سازمانی است که در آن از دانش به نحو احسن استفاده می شود.ظرفیت ها ارتقا می یابد، رفتارها تغییر می کند وصلاحیت لازم بدست می آید(لیائو وهمکاران۱ ،۲۰۱۰).
به نظر پیتر سنگه سازمان یادگیرنده جایی است که افراد بطور مستمر توانایی های خود را برای خلق نتایجی که طالب آن هستند افزایش می دهند . محلی که الگوهای جدید وگسترده تفکر پرورش داده می شود ، اندیشه های جمعی ترویج می شوند و افراد به طور مستمر ، از طریق خلق وپرورش سریع قابلیت های مورد نیاز برای دستیابی به موفقیت های آتی ، توسعه می یابد(کلن هاموند،۲۰۰۱، به نقل از بهروزی و همکاران،۱۳۸۸).
به عنوان یک سیستم زنده ، سازمان یادگیرنده با فرایند تحصیل ، اشتراک وبهره برداری از دانشی که توسط افراد جمع شده معرفی می شود که این فرایند به اهداف ااستراتژیک آن منجر می شود(پازیوک۲ ، ۲۰۰۸).
سازمان یادگیرنده سازمانی است که در آن فرصت های یادگیری مستمر ایجاد می شود ، از یادگیری برای ابتکار و خلاقیت می پذیرد و با مهارت با محیط اطراف برخورد می کنند(گلسک و مک نیل۳ ، ۲۰۰۴).

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد نقش نفت در ایجاد بحران ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۰.۱

سایرکشورها

۷۸۳.۲

۵۸.۹

۷۸۲.۸

۶۸۵.۸

۶۶۱.۰

جمع کل

سال ۲۰۱۰ واحد : میلیارد بشکه BP ماهنامه آمار انرژی شرکت نفت ماخذ-
نمودار شماره سه ذخایر نفت اثبات شده در کشورهای خاورمیانه
شواهد و قرائن نشان می دهد در سالهای پیش رو همچنان امنیت انتقال نفت و امنیت موجودیت اسرائیل و حفظ بقای این دو منفعت اساسی آمریکا ، از شاخصهای اصلی سیاست خارجی این کشور در منطقه خاورمیانه خواهد بود . تاکید مکرر رهبران کاخ سفید بر لزوم حفظ امنیت اسرائیل به عنوان متحد اصلی ایالات متحده در منطقه و حضور گسترده نظامی آمریکا در خلیج فارس و عراق ، برای کنترل و سلطه بر اصلی ترین منبع تامین کننده نفت جهان از ده دهه پیش ، گواه این مدعاست . حتی گفته می شود که حمله به عراق در راستای حفظ سلطه بر منابع نفتی این کشور از یک سو و رفع تهدیدات امنیتی که متوجه اسرائیل بوده است از سوی دیگر می باشد . نقش لابی های یهودی در آمریکا در این حمله به ارتباط با دو مورد یاد شده بوده است . نتیجه آن که اگر در آینده نیز این دو منفعت اساسی آمریکا در منطقه با چالش بنیادی روبرو شود ، احتمال مداخله آشکار و حتی مداخله نظامی آمریکا دور از ذهن نمی باشد .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نیاز فزاینده به منابع نفتی با توجه به جایگاهی که نفت در اقتصاد جهانی و به ویژه در اقتصاد ایالات متحده دارد نقشی برجسته در سیاست خارجی آمریکا بخصوص در پیوند با خاورمیانه بازی می کند . جوزف نای[۲۲] از پژوهشگران برجسته در زمینه سیاست خارجی آمریکا چنین بیان می دارد : ” نفت به عنوان مورد استثنایی در میان مواد خام ، تا اندازه ای توجیه کننده جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس (آزاد سازی کویت) و ادامه یافتن حضور گسترده دریایی آمریکا در خلیج فارس و اشغال عراق بود .”
بنابر این امنیت ملی آمریکا در ارتباط تنگاتنگ با امنیت مناطق دارای ذخایر غنی نفتی همچون خلیج فارس و کشور عراق است و برای دست یابی و کنترل امنیت آن از ابزارهای مختلف استفاده کرده است و سیاستهای اقتصادی ،دفاعی و نظامی خود را در راستای نیل به این هدف قرارداده است . به نظر می رسد در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس ، عراق تنها کشوری است که طی دهه های گذشته به دلیل تحریمهای اعمال شده و سیاستهای نادرست سردمداران این کشور ، اکتشاف و سرمایه گذاری در صنعت نفت این کشور را با مشکل مواجه نموده است و با رفع تحریم های نفتی و بازسازی صنعت نفت ، این کشور نقش بارزی در بازارهای جهانی نفت وانرژی ایفا خواهد نمود .
۹-۲ ) جایگاه عراق در استراتژی نفتی آمریکا
همانگونه که یاد شد ایالات متحده آمریکا مهمترین بازیگر در بازار نفت جهان به شمار می رود آمریکا با مصرف یک چهارم کل مصرف جهان (بیست میلیون بشکه در روز) بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان است و بهمین دلیل برنامه هایی در جلوگیری از تسلط دشمنان بر منابع نفتی خلیج فارس و حفظ ثبات در تولید و انتقال و کنترل بهای نفت در بازار و تنوع بخشیدن به منابع عرضه نفت ، تقویت و ذخیره سازی آن را در استراتژی نفتی و منابع انرژی خود قرار داده است . از سوی دیگر استراتژی نفتی ایالات متحده امریکا به ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی ، در راستای نظام سلطه هرچه بیشتر بر منابع نفتی و کنترل مسیرهای انتقال آزاد انرژی به بازار های مصرف و به طور مستقیم کنترل اقتصاد جهان سرمایه داری بوده است . آنچه مسلم است عوامل و رویدادهای بوقوع پیوسته در جهان در تدوین استراتژی آفندی آمریکا بسیار موثر بوده است که مهمترین آنها را میتوان ، ائتلاف بین المللی برای خارج نمودن عراق از کویت ، فرونشاندن بحران بالکان ، حادثه ۱۱ سپتامبر و فروپاشی نظام کمونیستی شوروی و ….. در نظر گرفت که مسیر اعمال استراتژی نفتی آمریکا را هموار کرد .(میرترابی ، ۱۳۹۱ :۲۱۱)
ساختار هژمونی آمریکا که بر سیستمهای نظامی ، صنعتی ، اقتصادی و ژئوپلیتیک نفت و سرمایه داری و کنترل بازارهای جهانی نفت استوار است ، برآیند کنش میان عوامل و پدیده های یاد شده در نیم سده گذشته است . تحولات اجتماعی و فرهنگی واقع شده در آمریکا و نگاه جناح های جنگ گرا و محافظه کار باعث گردیده که هژمونی مسلط ژئوپلیتیکی ایالات متحده با محوریت سیاست گذاری امنیت انرژی شکل بگیرد . در این راستا آمریکا می کوشد با اثر گذاری بر میزان عرضه و کنترل بازارهای جهانی نفت در راستای اهداف استراتژیک خود، کنترل امنیت انرژی جهان را بعنوان اهرمی تاثیر گذار در دست بگیرد .
وابستگی نفتی آمریکا به واردات نفت از خاورمیانه در سال های اخیر رو به افزایش است بطوریکه در سال ۲۰۱۲ واردات نفت ایالات متحده به ۶/۱۱ میلیون بشکه در روز رسید و این رقم ۵۰% بالاتر از آمار مصرف در پنج سال گذشته بوده است و سهم دولت های خلیج فارس در کل واردات ایالات متحده در خلال چند سال گذشته بطور مداوم افزایش یافته است . برای ایالات متحده آمریکا با این وجود کاهش وابستگی به نفت خاورمیانه در اقتصاد فعلی مقدور نیست و از آنجا که عرضه کنندگان نفت ایالات متحده همگی از شرکتهای بزرگ نفتی بوده و در بازار های جهانی مشارکت دارند ، شوکهای خارجی قیمت نفت می تواند آسیب های جدی به آنها وارد نماید و باعث بالا رفتن قیمت نفت وانرژی در داخل این کشور گردد لذا امریکا در سالهای اخیر بدنبال بهبود کارآیی انرژی و بهینه سازی مصرف سوخت و انرژی است تا هم میزان مصرف را کنترل نماید و هم بتواند کارآیی انرژی را افزایش و مصرف کل انرژی را تقلیل دهد .
اگر چه جنگ آمریکا علیه عراق در ابتدا با هدف برکناری رژیم مستبد صدام حسین از حاکمیت عراق صورت گرفت ، اما شواهد آشکار و پنهان با ادامه اشغالگری آمریکا ، همگی دال بر اهمیت بیان نشده و پشت پرده واشنگتن دارد . چنین به نظر می رسد که حمله به عراق در چارچوب استراتژی ایالات متحده برای حل و فصل وابستگی رو به افزایش این کشور به نفت و تحت فشار قراردادن کشورهای وابسته به نفت ، مانند اعضای اوپک ، روسیه ، چین و اروپای غربی و…. باشد، شواهد نشان می دهد که با تسلط بر نفت عراق ، آمریکا می تواند به برتری دلار بر اقتصاد جهانی تداوم بخشیده و حاکمیت خود را تقویت نماید .
شاید بتوان مهمترین هدف آمریکا از حمله به عراق را در سلطه ی بر ذخایر غنی نفتی این کشور در قرن بیست و یکم قلمداد کرد ، این گمانه که بر مفروضاتی چند بنا شده است ما را با این واقعیت که حمله به عراق با هدف تسلط بر منابع نفتی این کشور صورت گرفته است رهنمون می نماید ، نخست اینکه جهان در قرن بیست و یکم گریزی از مصرف انرژی های فسیلی ندارد و یافتن جایگزین مناسبی برای انرژیهای فسیلی فعلا امکان پذیر نیست ثانیا” اینکه بزرگترین و مهم ترین منابع نفتی جهان در خاورمیانه و خلیج فارس ، دریای خزر ، آسیای مرکزی و قفقاز قرار دارد . سایر منابع یا در حال اتمام بوده و یا پایان یافته اند و یا هزینه های تولید در آنها به صرفه اقتصادی نداشته و یا اینکه چندان منابع غنی به شمار نمی آیند .
با عنایت به مفروضات یاد شده تسلط بر منابع غنی نفت خاورمیانه و خلیج فارس برای هر بازیگر بزرگ و ابر قدرت جهانی ، امری حیاتی است و کشور عراق در این منطقه ، ضعیف ترین عضو این حلقه می باشد و سلطه بر عراق می تواند راه را برای دسترسی به نفت خزر و آسیای مرکزی و قفقاز هموار نماید . عراق با داشتن ۱۴۴ میلیارد بشکه ذخایر نفتی اثبات شده پس از عربستان در مقام دوم است و هزینه استخراج نفت در این کشور بسیار پایین است ، حتی برخی بر این باوردند که عراق به علت تحریمهای اعمال شده سازمان ملل متحد پس از حمله این کشور به کویت نتوانسته است سرمایه گذاری لازم برای صنعت نفت خود و اکتشاف منابع جدید را به انجام برساند و چه بسا با کشف ذخایر جدید ، عراق به رتبه ای هم سنگ با عربستان دست یابد . ارزیابی مجدد حوزه های شناخته شده از طریق روش های پیشرفته ژئوفیزیکی که در خلال بیست و پنج سال گذشته حاصل شده ، می تواند منابع نفت این کشور ، علی الخصوص در صحرای غربی را ارتقا بخشد . مطابق اعلام وزرات انرژی آمریکا کل ذخایر کشف شده و کشف نشده عراق ممکن است به ۲۲۰ میلیارد بشکه نفت بالغ شود که این رقم عراق را به موقعیت کشور نخست نفتی جهان ، بعنی عربستان سعودی با ۲۶۰ میلیارد بشکه (بزرگترین ذخایر کشف شده ) نزدیک خواهد ساخت . روی هم رفته نفت عراق به خوبی می تواند با عربستان رقابت نماید ، با این حال ذخایر عراق کمتر از ذخایر عربستان است ، لیکن بر پایه آنچه بیان شد عراق پشتوانه مناسبی برای آمریکائیها و انگلیسیها است و اظهار نظرکاندولیزا رایس وزیر امورخارجه پیشین آمریکا موید این موضوع است که می گوید : ” لازم است خاطر نشان کرد که عراق ، تیمور شرقی یا کوزوو و یا افغانستان نیست و این کشور جایگاهی مهم در تامین انرژی جهان دارد و در سیاست خارجی آمریکا نقشی برجسته در پیوند امینت آمریکا و خلیج فارس بازی می کند .”
علاوه بر حجم ذخایر نفتی ، همانگونه که یاد شد هزینه پایین تولید نفت در عراق نیز اهمیت ویژه ای دارد و این مشخصه ها عراق را در جرگه چند تولید کننده بزرگ نفت جهان قرار می دهد . گرچه برای تحقق این منظور صنعت نفت عراق نیازمند بازسازی و همه انواع زمینه های صنعت نفت اعم از خدمات فنی ، تجهیزات ، آموزش و زیر ساختهای لازم می باشد . برای فهم اهمیت استراتژیک نفت عراق می توان از دو منظر اقتصادی و سیاسی موضوع را مورد مطالعه قرار داد .
۱-۹-۲) اهمیت نفت عراق از منظر اقتصادی
عراق دومین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد میزان ذخایر نفت عراق بالغ بر ۱۴۴ میلیارد بشکه تخمین زده شده است که شامل ۱۱% کل ذخایر جهان است . بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که عراق می تواند مجموع ذخایر خود را تا دو برابر افزایش دهد و در حد ذخایر عربستان سعودی قرار گیرد زیرا طبق برآوردها ۸۰% حوزه های نفتی عراق کشف نشده اند و تا کنون فقط دو هزار چاه در عراق حفاری و استخراج شده است ، این در حالی است که از هر ده چاهی که در عراق حفر می شود هشت چاه به نفت می رسد ولی در عربستان از هر ده چاه فقط پنج چاه به نفت می رسد .
کیفیت نفت عراق عراق بالا بوده و استخراج آن بسیار ارزان است . در واقع عراق تولید کننده ارزان ترین نفت خام جهان با هزینه کمتر از یک دلار برای هر بشکه است . وضعیت جغرافیای سیاسی این کشور نیز به شکلی است که در صورت روی کار آمدن یک دولت مورد قبول جامعه جهانی و روابط خوب با همسایگان ، می تواند نفت تولید خود را علاوه بر خلیج فارس از طریق خطوط لوله از کشورهای ترکیه ، سوریه و اردن به طرف بازارهای جهانی ارسال نماید .
با عنایت به برآوردهای انجام شده منابع نفتی آمریکای شمالی و دریای شمال بین ده تا پانزده سال آینده پایان خواهد یافت و این در حالی است که در سال ۲۰۲۰ میزان انرژی در مقایسه با سال ۲۰۰۰ به اندازه ۵۷% افزایش خواهد یافت و نفت همچنان به عنوان مهم ترین منبع انرژی باقی خواهد ماند .آمارهای ارائه شده حاکی از آن است که نیاز روز افزون آمریکا و کشورهای توسعه یافته به نفت در حال رشد بوده و ایالات متحده مجبور خواهد بود که حدود ۶۰% از نفت مصرفی خود را از خارج تامین نمایند و همین موضوع سبب گردیده که طراحان سیاست خارجی در صدد سلطه بر جغرافیای انرژی جهان و ایجاد امینت استراتژیک برای خود باشند و مداخلات نظامی آمریکا در جهان و به ویژه در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس برای ایجاد امنیت انرژی در همین مقوله توجیه می شود .بنابر این دست یابی به نفت عراق برای آمریکا اهمیت حیاتی داشته و این کشور را در موقعیت سلطه کامل بر ژئوپلیتیک انرژی جهان قرار می دهد .
اهمیت روزافزون نفت عراق با چشم انداز سرمایه گذاری نفتی در این کشور به هم پیوند خورده است و آمریکا و انگلستان که تا سال ۱۹۷۳ در دو سوم تولید نفت عراق شریک بوده اند ، بدنبال بازگشت دوباره به صنعت نفت عراق پس از ملی شدن نفت در عراق هستند . عراق پس از ملی شدن نفت ، برای بهره برداری از منابع غنی نفتی خود با شرکتهای روسی و فرانسوی همکاری کرد و همین موضوع سبب شده است که شرکتهای نفتی آمریکایی و انگلیسی برای فعالیت در عراق برنامه های ویژه ای را تدارک ببینند . از مجموع پنج شرکت بزرگ نفتی جهان چهار کشور متعلق به آمریکا و انگلیس است و بزرگی منابع نفت عراق و چشم انداز آینده آن ، شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا و انگلیس را برای بهره برداری از این منابع به تکاپو انداخته است . برخی از تحلیل گران سیاسی و اقتصادی بر این باورند که اعمال تحریمها و فشارهای زیادی که از جانب آمریکا و انگلیس بر علیه عراق تحمیل شد بدلیل جلوگیری از یکه تازی و سرمایه گذاری های کشورهای رقیب در نفت عراق بوده است و شرکتهای نفتی بزرگ آمریکایی و انگلیسی همچون اکسون ، شل ، بی پی و شورون همواره در پی دستیابی به فرصتهای سرمایه گذاری و بهره برداری از نفت عراق بوده اند .
۲-۹-۲ ) اهمیت نفت عراق از منظر اقتصاد سیاسی
دلیل عمده اهمیت نفت عراق برای آمریکا از منطر اقتصاد سیاسی ، موضوع نفت این کشور دربازار های انرژی و انتقال آن به آمریکاست ، که این مهم در دو سطح تحلیل خرد و کلان قابل بررسی است .
آمریکا پس از جنگ جهانی دوم همواره در خلیج فارس با اتخاذ دکترین سیاست دو ستونی کارتر سعی در ایجاد امنیت و ثبات در منطقه برای تحقق اهداف خود را داشته است و بعضا با حضور نظامی گسترده ، که هم اکنون نیز ادامه دارد موضوع امینت انرژی در خلیج فارس را دنبال نموده است و در این راستا همواره سعی نموده از رژیمهای طرفدار سیاست مداخله گرایانه خود حمایت کند و با رژیمهایی که به نوعی تهدید محسوب میشوند مقابله و به سرکوب آنها بپردازد .
ژنرال آنتونی زینی[۲۳] ، فرمانده ارشد سابق آمریکا در خلیج فارس و نماینده ویژه در مسائل منطقه در سخنرانی خود در سال ۱۹۹۹ در کنگره آمریکا اعلام کرد که : “منطقه خلیج فار س با ذخایر نفتی فوق العاده ای که دارد از دیر باز جزو منابع حیاتی آمریکا به شمار می رود و آمریکا باید به این منابع دسترسی آزاد داشته باشد .” بر این اساس می توان دسترسی آزاد را به معنای کنترل سیاسی و نظامی بر این منابع تفسیر نمود . جیمز ولسی[۲۴] ، رئیس سابق سازمان جاسوسی سیا نیز در مقاله خود در وال استریت ژورنال[۲۵] ، ضمن انتقاد شدید از وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه اظهار داشته است “آنها به جنگ ما آمده اند و از ما متنفرند آنها قدرت خود را از نفت می گیرند و ما باید با شمشیر آنها را بکشیم“.
۲- با نگاه به جغرافیای انرژی منطقه و نقش عربستان در این زمینه در چارچوب سطح تحلیل خرد ، می توان چنین بیان کرده که با وجود نقش بلا منازع عربستان در تامین انرژی و ارتباط عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر که به رهبری بن لادن که یک شهروند عربستانی بود ، افکار عمومی و دیدگاه بخشی از حاکمیت آمریکا نسبت به رفتارهای عربستان به شدت منفی گردیده است و ادبیات ضد عربستانی در آمریکا در حال شکل گیری است و حتی گروهی از مشاوران پنتاگون در گزارشی خواستار بر کناری حکام عربستان شده اند . عربستان با مخالفت حمله آمریکا به عراق و عدم واگذاری پایگاه های هوایی خود برای حمله به عراق ، این اندیشه را در ذهن تحلیل گران پنتاگون پروراند که اشغال عراق و روی کار آمدن یک رژیم دموکرات طرفدار غرب در این کشور باعث خواهد گردید که وابستگی به نفت عربستان کمتر شده و آمریکا بتواند به بهانه حمایت از تروریسم و افراطی گری و بنیاد گرایی مذهبی ، عربستان را تحت فشار قرار دهد . حتی بعضی از تحلیل گران تندرو اعتقاد دارند که کنترل منابع نفتی عراق به آمریکا فرصت می دهد که به حکومت بنیاد گرای سعودی پایان داده و برای تسلط بر چاه های نفت برنامه ریزی کند .
۳ - دلیل دیگر اهمیت نفت عراق برای آمریکا آن است که واشنگتن از نفت عراق به عنوان یک ابزار چانه زنی برای کسب حمایت و جلب نظر متحدان خود استفاده نماید ، هر سه کشور فرانسه ، روسیه و چین که از اعضای دایمی شورای امنیت با حق وتو در سازمان ملل متحد هستند ، با حمله آمریکا به عراق مخالف بودند و این سه کشور دارای شرکتهای بزرگ نفتی هستند که قبل از حمله به عراق ، در آن کشور سابقه همکاری گسترده در صنعت نفت داشته اند . امروزه با اعمال نفوذ آمریکا ، انتظار می رود که الگوی توسعه عراق به طور اصولی تغییر یابد و عراق مثل سایر کشورها برای توسعه سرمایه داری و مسایلی همچون خصوص سازی اهمیت قایل شود و از برقراری دموکراسی و حاکمیت قانون حمایت کند . با افزایش نفوذ آمریکا در عراق راه برای ورود سرمایه گذاری آمریکایی در این کشور هموار خواهد شد و عراق دیگر نمی تواند از افزایش قیمت نفت حمایت کند و شرکتهای آمریکایی در عراق حضور فعالی خواهند داشت و از این طریق سود کلانی برای خود در آینده نزدیک حاصل خواهند کرد . آمریکا از لحاظ نظامی هم در موقعیت مناسب تری قرار گرفته است ، زیرا می تواند از عراق برای ارسال نیرو و تجهیزات نظامی به نقاط مورد نظر خود استفاده کند و در این کشور حتی پایگاه نظامی احداث کند . در این صورت آمریکا ضمن استفاده از پایگاه های نظامی خود در ترکیه و عربستان سعودی ، راحت تر و با توان بالاتر از گذشته می تواند نیروهای نظامی خود را در خاورمیانه مستقر نماید .
آمریکا با دستیابی به ذخایر نفت عراق ، دیگر راه طولانی برای یک امپراطوری جهانی نفتی پیش رو نخواهد داشت ، چرا که اقتصاد امریکا با منابع انرژی وارداتی می چرخد . پس حافظان منافع امریکا سعی دارند با ایجاد تاسیسات و پایگاه های نظامی در اطراف نقاط نفت خیز ، این مناطق را به نوعی تحت کنترل خود درآورند .
آمریکا وابستگی زیادی به نفت و منابع انرژی دارد . مصرف روزانه بیش از بیست میلیون بشکه نفت در این کشور ، وضعیت آمریکا را بسیار آسیب پذیر کرده است و همین طور دولتمردان آن را در اتخاذ سیاست مناسب در ارتباط با مسائل جهانی بسیار محتاط نموده است و به نظر می رسد عراق بهترین گزینه برای سیاستهای اقتصادی ایالات متحده در آینده نه چندان دور خواهد بود .
۱۰-۲) استراتژی قدرت های بزرگ برای تسلط بر منابع نفت
از منظر تاریخی قدرت های بزرگ همواره بدنبال تسلط بر منابع غنی نفتی بوده و این هدف استراتژیک را دنبال می نمایند از این رو میل ایالات متحده به تسلط بر ذخایر استراتژیک نفت ، با موقعیت کنونی تنها قدرت هژمون ارتباط پیدا نموده و راهبرد آمریکا در عراق معنی و مفهوم پیدا می کند .
از ابتدای قرن بیستم و در نتیجه انقلاب تکنولوژیک در ایالات متحده و دیگر نقاط جهان ، نیاز صنعت به منبع انرژی و نفت با رشد روز افزون مواجه گردیده است و همین عامل اهمیت نظامی و اقتصادی ویژه ای به نفت بخشیده است . بهمین دلیل عراق از زمان جنگ جهانی اول تا کنون مرکز ثقل تلاش قدرت های بزرگ برای تسلط بر منابع غنی نفتی این کشور بوده است (۲۰۰۲،Paul). بریتانیا نیز از چند قرن قبل در منطقه بین النهرین علایق و منافع تاریخی داشته است و نمایندگی های سیاسی اش از سال ۱۸۷۲ در این منطقه و خلیج فارس مستقر شده اند (۲۰۰۴،Chapman&Khanna).در جریان جنگ جهانی اول بریتانیا بعنوان قدرت هژمون و قدرت امپریالیست محسوب می گردید و با در دست داشتن منابع نفتی ایران مایل بود بر منابع احتمالی نفت در منطقه بین النهرین ، عراق کنونی که تحت کنترل امپراطوری عثمانی قرارداشت ، را نیز در اختیار بگیرد . پس از جنگ جهانی اول کنترل منابع نفتی بین النهرین ، به منشاء اختلافی بزرگ بین بریتانیا و فرانسه و ایالات متحده آمریکا تبدیل شد ، چرا که این قدرت ها نفت را منبعی استراتژیک می دانستند و برای آن اهمیت ویژه ای قائل بودند . به همین جهت آمریکا موافقت نامه سان رومئو (San Romeo Agreement ) را که در سال ۱۹۲۰ امضاء شد و در نهایت اختلاف فرانسه و انگلستان را حل و فصل کرد را بشدت محکوم نمود و با انتشار یادداشتی به رسمیت شناختن منافع ایالات متحده آمریکا را خواستار شد و در پی این فشار ، بریتانیا ناچار شد در نفت بین النهرین ، سهم منصفانه ای برای آمریکا در نظر بگیرد . این وقایع به سالهای قبل از ۱۹۲۷ بر می گردد ، زمانی که شرکت های نفتی انگلیسی در عراق به نفت رسیده و منابع نفتی این کشور را کشف کردند . در نهایت در سال ۱۹۲۸ طرف های درگیر با امضای موافقت نامه “خط سرخ “[۲۶] سهم خود را نه تنها از نفت عراق بلکه در دیگر مناطق بالقوه نفت خیز خاورمیانه تعیین کردند . بعدها پس از جنگ جهانی دوم ، بر اساس ارزیابی صورت گرفته توسط وزارت خارجه آمریکا ، نفت خاورمیانه به منزله منبع قدرت و استراتژی و یکی از بزرگترین غنایم مادی جهان و احتمالا مهم ترین غنیمت اقتصادی در حوزه سرمایه گذاری خارجی معرفی شد (۲۰۰۳،Wysham Vallette&Kretzman). بررسی دقیق در باره تکامل نظم نفتی بین المللی در طول قرن بیستم نشان می دهد که چگونه ایالات متحده به تدریج کنترل منابع بین المللی نفت را در اختیار گرفت ، کنترل مهم ترین منابع نفت خاورمیانه بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹ به مقدار قابل توجهی افزایش یافت ( در حدود ۱۶% ) و این در حالی بود که منابع نفتی جهان خارج از حوزه دو قدرت شرق و غرب به میزان ۵۳% در سال ۱۹۵۳ بود (۱۹۸۸،Gill&Low).
پس از دهه شصت کشورهای عضو اوپک که درآمدهای سرشاری از نفت بدست می آوردند با کسب دانش و مهارت های نوین ، استیلای قدرت های بزرگ و غربی بر منابع نفتی خود را به چالش کشیدند و ایالات متحده اعتماد به نفس ناشی از این قدرت را که در جریان تحریم های نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳ آشکار شد ، تهدیدی علیه امنیت انرژی و کنترل منابع نفتی تلقی کرد و این امر باعث شد تا ایالات متحده سیاست هایش را در منطقه خاورمیانه دوباره مورد ارزیابی قرار دهد و این ارزیابی با تائید بر امنیت انرژی و در بر گیرنده کنترل استراتژیک بیش از پیش بر منابع نفتی بود .
۱۱-۲) استراتژی شرکت های نفتی چند ملیتی و نقش لابی گری آنها
رهبران سیاسی و طراحان سیاست خارجی آمریکا علی الخصوص در دوره های اجرایی و بخش انرژی همواره با یک گردش دوره ای روبرو بوده اند ، بطور مثال در گذشته نزدیک جورج شولتز (وزیر امور خارجه) وکسپار وینبرگر (وزیر دفاع) در دولت ریگان را می توان نام برد که هردو در شرکت بچتل ( Bethtel ) ، یک شرکت نفتی چند ملیتی است مشغول به کار بودند . همچنین دونالد رامسفلد[۲۷] ، وزیر دفاع پیشین و فرستاده ویژه ریگان به خاورمیانه تا سال ۱۹۸۳ به عنوان مقام ارشد اجرایی شرکت سرل فعالیت می کرد . بزرگترین مقام های تصمیم گیرنده اجرایی در دولت جورج بوش با شرکت های چند ملیتی انرژی آمریکا مرتبط بوده اند . کاندولیزا رایس[۲۸] سابقه طولانی در صنعت نفت داشت ، وی از سال ۱۹۹۱ مدیر کمپانی شورون (Chevron) بود و دیگ چنی معاون جورج بوش از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ مدیر شرکت هالیبرتون (Holliburton) دیگر غول انرژی آمریکا بود (۱۲March،۲۰۰۳،Guardian) . هالیبرتون یکی از ۵۰۰ شرکت ثروتمند آمریکا است . این شرکت با بیش از ۸۵۰۰۰ نفر پرسنل در یکصد کشور جهان فعالیت نفتی دارد(۲۰۰۵،Rutledge) .این شرکت در زمانی که دیگ چنی ریاست آن را بر عهده داشت کمک های مالی خود را به نامزدهای جمهوریخواه تا سقف ۲/۱ میلیون دلار افزایش داد (۱۲March،۲۰۰۳،Guardian). از طرف دیگر شرکت بچتل از بزرگترین شرکت هایی است که از صنعت ساخت و ساز حمایت مالی می کند ، لذا انتصاب ریلی بچتلی [۲۹]در مقام مشاور بوش در شورای صادرات در مارس ۲۰۰۳ به منظور بازاریابی برای شرکت های آمریکایی در خارج از این کشور ، آن هم در زمان حمله و اشغال عراق را نمی توان اتفاقی تلقی کرد . در همین چارچوب لابی نفت به منزله نیروی محرک ، پشت جریان حمله ایالات متحده به عراق قرار گرفت تا نخست موقعیت و نفوذ سابق خود را در عراق باز یابد و موقعیتی که پس از ملی شدن صنعت نفت عراق (IPC شرکت نفت عراق)در سال ۱۹۷۲ از دست داده بود ، باز ستاند . جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس (حمله و اشغال کویت توسط عراق) به منزله پایان آرزوهای کمپانی های نفتی بود چرا که پس از جنگ ایالات متحده عراق را بعنوان دشمن معرفی کرد و به همین دلیل بر اساس قوانین ایالات متحده شرکت های آمریکایی از انجام هر نوع تجارت در عراق منع شدند . در طول همین دوره شرکت های چند ملیتی اروپایی ، روسی و حتی ژاپنی در صنعت نفت عراق تجارت سود آوری داشتند .این وضعیت برای شرکت های نفتی آمریکا نگران کننده بود ، زیرا بیشتر ، از راه انجام عملیات در صنعت نفت عراق تجارت سود آوری در صنعت نفت عراق سود هنگفتی به دست می آورند ، بهمین دلیل لابی های نفتی در اوج سرخوردگی فشارخود را بر دولت ایالات متحده افزایش دادند تا به عراق حمله کند و منابع نفتی این کشور را تحت کنترل خود در آورد ، منابعی که در طول دهه ۸۰ نتوانسته بودند از راه های صلح آمیز به آن دست یابند .
اینکه چرا شرکت های نفتی در سرتاسر جهان خواهان حضور در عراق هستند ؟ مبین این واقعیت است که بر اساس آمار آژانس بین المللی انرژی ذخایر اثبات شده نفت عراق ۱۴۴ میلیارد بشکه برآورد شده است ، با این وجود عراق ۱۱% از کل ذخایر نفت جهان و ۱۳% از کل ذخایر نفت کشورهای اوپک را در اختیار دارد و بعد از عربستان سعودی دومین کشور دارنده منابع نفت جهان است . نخستین چاه نفت عراق در ۱۵ اکتبر سال ۱۹۷۲ در باباگورگور در محلی بنام دیاره واقع در منطقه کرکوک فوران کرد و به این ترتیب عراق پای به دنیای نفت گذاشت .
عراق از جمله کشورهای معدود تولید کننده نفت و گاز جهان به شمار می رود که قابلیت بالقوه برای افزایش اکتشاف و و ذخایر اثبات شده بیشتری را برای خود داراست . علاوه بر این عراق با قرار گرفتن در قلب خاورمیانه به لحاظ موقعیت ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک ، در سیاست بین الملل جایگاه ویژه ای دارد(یوسفی ،۱۳۸۴،ص ۲۳) . شرکت های چند ملیتی علاقمند سرمایه گذاری در نفت عراق هستند و مطابق ارزیابی ها ۸۰ % از حوزه های نفتی عراق کشف نشده اند و تاکنون تنها دوهزار حلقه چاه نفت در عراق در مرحله حفاری و استخراج قرارگرفته است ، ویژگی برجسته عراق در این است که از هر ده چاه حفر شده هشت چاه به نفت رسیده است ، در حالیکه در عربستان از هر ده چاه حفرشده تنها پنج چاه به نفت می رسد . نفت عراق کیفیت بسیار بالایی داشته و استخراج آن نیز بسیار ارزان است . این کشور تولیدکننده ارزان ترین نفت خام جهان با قیمت کمتر از یک دلار برای هر بشکه است(طباطبایی ،۱۳۸۱ ،ص ۲). این محاسن و مزیت ها نشانگر نرخ سود بالا و درآمد سرشار برای کمپانی های نفتی است و بیهوده نیست که شرکت های آمریکایی تلاش مضاعفی را برای تحت کنترل در آوردن نفت عراق با اتکاء به هر نوع سیاستی ، چه نظامی و چه دیپلماتیک را در برنامه کار خود قرارداده اند .
۱۲-۲) اهداف استراتژیک آمریکا در عراق

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 146
  • 147
  • 148
  • ...
  • 149
  • ...
  • 150
  • 151
  • 152
  • ...
  • 153
  • ...
  • 154
  • 155
  • 156
  • ...
  • 459

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 اعتماد و احترام در رابطه
 نگهداری صحیح گربه
 سوال حیاتی پیش از ازدواج
 مناسب نبودن سگ هاسکی برای همه
 ساخت بازی هوش مصنوعی درآمدزا
 جلوگیری از وابستگی عاطفی منفی
 آموزش ساخت بازی هوش مصنوعی
 آموزش Leonardo AI کاربردی
 ترجمه دقیق با هوش مصنوعی
 صحبت صحیح با گربه‌ها
 علت گاز گرفتن توله سگ‌ها
 معرفی سگ شکاری پوینتر
 توکسوپلاسموز در گربه‌ها
 افزایش درآمد از آموزش آنلاین
 حفظ هویت در روابط
 افزایش فروش فایل‌های آموزشی جهانی
 آموزش سریع کوپایلوت
 واکنش به خیانت
 محتوا همیشه سبز فروشگاهی
 اشتباهات رایج ChatGPT
 راز جذب مردان
 طراحی لباس سفارشی آنلاین
 معرفی سگ‌های تازی
 حفظ خود در روابط
 درمان سرماخوردگی سگ خانگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • نگارش پایان نامه در مورد بررسی محتوای موضوعی داستان‌های ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد در مورد : بررسی بارشناختی بیرونی آموزش ...
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره تأثیر کیفیت درک ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد درباره شرح مشکلات دیوان ...
  • طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع سمبولیسم ...
  • دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی مصونیت قاضی ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع ارتباط ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : پژوهش های انجام شده در رابطه با بررسی ...
  • منابع علمی پایان نامه : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع بررسی نقش طرحواره های ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود پایان نامه درباره تغییرات بیان ژن های مرتبط ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : فایل ها درباره بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و ...
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع : طراحی مقدماتی ...
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی عوامل ...
  • دانلود منابع تحقیقاتی : پژوهش های کارشناسی ارشد درباره توصیف و تحلیل ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی درباره جایگاه و نقش شیخ صدوق ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی جرایم ضد عفت و ...
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع ارزیابی اثرات ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی توانمندی های گردشگری ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان