مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه در مورد بررسی میزان مهریه بر احساس ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

رئیس خانوار، کنترل کامل فعالیت‌های اقتصادی و رفتار اعضای دیگر را در دست دارد. در معنای اخیر، پدرسالاری مختص به روابط بین دو جنس نخواهد بود، بلکه میراث مناسبات تولیدی عصر فئودالیسم است.
از اوایل دهه ۱۹۷۰، مفهوم پدرسالاری را به معنای نفوذ و اعمال قدرت مردان بر زنان به کار بردند. از آن پس، امواج گرایش‌های برابرطلبی و مساوات‌خواهی و روندهای دموکراتیک و انسان‌گرایانه، کشورهای صنعتی را فراگرفت و مدل‌های نوین حقوق شهروندی، الگوهای سنتی توزیع قدرت در خانواده را فروپاشید. دیگر زن مطیع و منقاد و عضو بلادفاع، در محیط خانواده نبود و حقوق برابر خود را می‌طلبید. حتی در برابر ناهنجاری‌های رفتاری و شخصیتی شوهر،"نمی‌سوخت” و “نمی‌ساخت".
زن و شوهر در این خانواده‌های جدید، از قدرت کمابیش یکسان در زمینه‌های گوناگون حیات خانوادگی و زناشوئی برخوردار شدند. در تصمیم‌گیری‌ها، کنترل بر مصرف درآمدهای خانواده، مشارکت در منابع زن و شوهر، هر دو، کمابیش سهیم و شریک شدند. دو زوج به منظور تقسیم برابر قدرت، از دو یا سه شیوه زیر استفاده می‌کردند: ۱- تقسیم کردن حوزه‌های مسئولیت به شیوه‌ای کمابیش برابر؛ ۲- مشارکت کمابیش برابر در کلیه حوزه‌ها و تصمیم‌گیری‌ها؛ ۳- تلفیقی از دو شیوه قبل(همان: ۷۵)
مهریه همانند چکی بدون تاریخ است که در ابتدای ازدواج مرد به زن می‌دهد تا در هر تاریخی که خواست به اجرا بگذارد. معمولا زن این چک[۸] را زمانی به اجرا می‌گذارد که مشکلی پیش بیاید. مهریه در ابتدای ازدواج یک سهم اقتصادی است که مرد به زن می‌دهد. مبلغ این سهام گاهی زیاد است و گاهی اندک. هرچه قدرت چانه‌زنی زن در ابتدای ازدواج بیشتر باشد، مبلغ این سهام می‌تواند بیشتر باشد. زمانی که تکلیف اموال خانواده روشن نیست و زن نمی‌داند که چقدر از این اموال متعلق به او خواهد بود، در حالی که خود را در به‌دست آوردن آن سهیم می‌داند، طبیعی است که از همان ابتدا تلاش کند که سهم جدی‌تر و بیشتری بگیرد. زنی که بعد از ۲۰سال زندگی مشترک و یا به عبارت دیگر ۲۰ سال شراکت اقتصادی به اراده‌ی مرد از زندگی مشترک خارج می‌شود و هیچ سهمی از این شراکت به ‌جز مهریه و مبلغ اجرت‌المثل دریافت نمی‌کند، طبیعی است که این زن اگر برای ازدواج خودش هم به فکر نبوده برای ازدواج دخترش به فکر است که مهریه‌ی بیشتری برای دخترش در نظر بگیرد تا در صورتی که سرنوشت او همانند سرنوشت خودش شد، سهم عادلانه‌تری را از این شراکت اقتصادی ببرد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

زمانی که برای مالکیت آینده‌ی اموال خانواده که در یک شراکت اقتصادی به‌دست آمده‌است هیچ تعریف روشنی وجود ندارد، طبیعی است که فردی که قدرت بیشتری در خانواده دارد، سهم بیشتری را به نام خود کند و دیگری کوتاه بیاید، چون قدرت کمتری دارد. در این شرایط به احتمال زیاد همان طور که در واقعیت جامعه‌ی ما وجوددارد، خانواده‌ها حتما متوسل به همان ضمانتنامه یا چک بدون تاریخ خواهند شد تا با بهره گرفتن از آن بتوانند در آینده اگر لازم شد استیفای حق اقتصادی و مالی دختر خود را کنند. در این شرایط طبیعی است که افراد با حساسیت زیاد به مهریه توجه و سعی کنند تا آنجا که ممکن است ضمانتنامه‌ قوی‌تری را از فرد مقابل دریافت کنند. البته همه بیان می‌کنند که مهریه را چه کسی گرفته و چه کسی داده؟ اما در عین حال می‌دانند که این چک بدون تاریخ برای همان زمانی است که به هرحال در هر زندگی مشترک امکان آن هست، اما امیدوارند که هیچ‌گاه پیش نیاید.
مردان از قدرت بیشتری در ازدواج برخوردارند، چون علاوه بر عوامل فرهنگی، وابستگی اقتصادی زن به مرد به‌همراه عوامل دیگر از قبیل وجود فرزندان، ترس از طلاق و از دست دادن حیثیت اجتماعی و غیره موجب شده که زن گذشت و فداکاری بیشتری داشته و سازگارتر باشد. هرچه وابستگی (مخصوصا اقتصادی) زن به شوهر برای کسب منابع ارزشی یا پاداش‌ها بیشتر باشد، قدرت شوهر بر زن بیشتر خواهد بود و اقتدار مرد بیشتر خواهد بود. اما هر چه این وابستگی‌ها کمتر شود، رابطه متعادل‌تری بین آنان بوجود می‌آید و این در سایه تحصیلات بالاتر زن، شاغل بودن وی و کسب درآمد میسر است که هرچه از جامعه سنتی به سوی جامعه مدرن پیش برویم این امر بیشتر شایع می‌شود، چون نقش و موقعیت زن تغییر کرده و زن از آزادی عمل بیشتری برخوردار است و می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها شرکت کند، بدین معنا که در کنش متقابل زن و شوهر، زن تصمیم‌گیرنده و دارای نقش شده و می‌تواند بر مرد تاثیر بگذارد و از طرف دیگر، مرد مانند سابق تصمیم نمی‌گیرد و مقتدر نیست و این امر به توازن قدرت بین زن و شوهر منتهی می‌شود (همان:۷۶).
البته قدرت در تصمیم‌گیری باید به صورت نسبی در نظر گرفته شود، زنان و شوهران هر یک دارای قدرت هستند اما وقتی یکی قدرت کمتری دارد، دیگری قدرت بیشتری خواهد داشت. اما قدرت بستگی به منابعی مانند شغل، درآمد و تحصیلات دارد که فرد آن را در کنترل دارد، البته بستگی به وضعیت کلی زن نسبت به مرد، گروه‌های مرجع و هنجارهای زوجین نیز دارد.
بنابراین می‌توان گفت هنگامی که زن دارای تحصیلات عالی، شغل و درآمد باشد توزیع قدرت شکل متعادل‌تری به خود می‌گیرد و در سایه این تعدیل قدرت، بسیاری از این مشکلات قابل حل می‌شود.
در نظریه ستیز نابرابری اقتصادی میان زنان و مردان منشا کلی نابرابری جنسیتی است و از آنجایی که مردان دسترسی بیشتری به منابع قدرت دارند، از آن در جهت اعمال فشار و تداوم یک نظام قشربندی مبتنی بر جنسیت استفاده کرده‌اند. راندل کالینز از جمله نظریه‌پردازانی ‌است که خانواده را مانند سایر نهادهای موجود در جامعه، ساختاری متشکل از قدرت و سلطه می‌داند و نابرابری موجود در آن را نیز به عنوان تابعی از سرمایه‌های فرهنگی درنظرمی‌گیرد و تداوم این نابرابری را وابسته به گفتگوها و شعایری می‌داند که فعالیت جنسیتی هر کدام از زوجین را مشخص می‌کند، فعالیت‌هایی که خود تابعی است از ابزار سرکوب و ثروت مادی که در اختیار دارند (ترنر، ۱۳۷۸: ۴۴۹). نوع دیگری از اعمال قدرت نیز وجود دارد که «قدرت پنهان» نامیده می‌شود و افراد فرودست به دلیل نبود امکان برای ایجاد تغییرات در زندگی دشوارشان، روابط نامتعادل موجود را اجتناب‌ناپذیر در نظرگرفته و با بهره گرفتن از واژگانی مانند قسمت و سرنوشت حتی از گله وشکایت نیز خودداری می‌کنند (لوکس، ۱۳۷۵: ۱۵۰).

۲-۱-۵- تئوری مبادله

در دید نظریه‌پردازان مبادله (فایده‌گرا) انسان‌ها موجوداتی هستند که هدف و مقصود دارند. آن‌ها هزینه‌های هر یک از جایگزین‌های گوناگون را برای محقق ‌ساختن اهداف مذکور محاسبه می‌کنند. ما موجوداتی هستیم که تلاش می‌کنیم تا در یک وضعیت، از یک سو منفعتی را جلب کرده و از سوی دیگر، هزینه‌ها را کاهش دهیم… . برای نظریه‌پردازان مبادله، در نهایت همه روابط اجتماعی عبارت‌اند از مبادلاتی که صورت می‌گیرد بین عاملانی که برای گرفتن منافع از یکدیگر هزینه‌هایی را متحمل شده و نسبت هزینه و سود را محاسبه می‌کنند (اچ. ترنر، ۱۳۷۸: ۵۵). بر طبق این نظریه نیاز و وابستگی فرد به طرف مقابل سبب کاهش قدرت در وی می‌شود، این ترس از دست دادن رابطه سبب می‌شود که فرد از احساس قدرت کمتری برخوردار باشد. پس وابستگی عاطفی مرد به زن می‌تواند سبب افزایش احساس قدرت در زنان باشد. ناگفته نماند که بر اساس این تئوری، وابستگی مالی زن به مرد نیز عاملی برای کاهش احساس قدرت در زن خواهد بود(مینویی فر، ۱۳۸۹: ۶۱).
۲-۱- ۶- نظریه کارکردگرایی
طبق نظریه کارکردگرایی، هر فرهنگ، مجموعه‌ی به هم پیوسته، یگانه و نسبتا منسجمی است که باید آن را به عنوان یک کل ملاحظه و تبیین کرد؛ از این‌رو جدا کردن یک عنصر یا ویژگی فرهنگی [همچون مهریه] یا یک نهاد از بستر و زمینه‌ی اصلی آن، مانع از تبیین واقع‌بینانه آن خواهد بود؛ زیرا عناصر و ویژگی‌های فرهنگی در صورتی که خارج از موقعیت و جایگاه ساختاری‌شان در مجموعه مربوط و به‌گونه‌ای مستقل از ارتباط با سایر عناصر فرهنگی ملاحظه شوند، پدیده‌هایی بی‌معنا و غیرقابل تفسیر خواهند بود. نظریه‌پردازان کارکردگرا از خاستگاه پدیده‌های اجتماعی و نیز پیامدها و کارکردهای آن پدیده بحث می‌کنند. به عبارت دیگر نه فقط به فلسفه وجودی پدیده‌ها، بلکه به نتایج خواسته یا ناخواسته آن‌ها نیز توجه می‌کنند که نکته بسیار مهمی است. به تعبیر کوزر: «دورکیم میان پیامدهای کارکردی و انگیزش‌های فردی، آشکارا تمایز قائل می‌شود. در تبیین واقعیت اجتماعی، نشان دادن علت آن کافی نیست، بلکه ما باید در بیشتر موارد، کارکرد آن واقعیت را در تثبیت سازمان اجتماعی نیز نشان دهیم.» (کوزر،۱۳۷۸: ۲۰۰۲). با بهره‌گیری از این نظریه می‌توان جایگاه مهریه را در ارتباط با سایر عناصر موجود در نهاد خانواده به عنوان یکی از نیازهای محوری در نظام اجتماعی موجود دریافت؛ اینکه چگونه به وجود آمده و چه کارکردهایی دارد.
میشل فوکو قبل از ارائه تعریفی از قدرت به چگونگی اِعمال قدرت و ابزار اِعمال آن توجه دارد، به زعم وی قدرت را نباید درتملک طبقه یا دولت یا فرمانروایی خاص جست‌وجو کرد، بلکه قدرت راهبردی است خاص که در روابط قدرت معنا می‌دهد و در تمام سطوح جامعه جاری و ساری است و هر عنصری هرقدر ناتوان فرض شود خود مولد قدرت است؛ از این رو به جای بررسی سرچشمه‌های قدرت باید به پیامدهای آن توجه کرد. قدرت «توانایی» است و مفهوم «قدرت» به روابط افراد درگیر اشاره می‌کند (منظور از این، بازی برد و باخت کامل نیست بلکه صرفا مجموعه اَعمالی است که اَعمال دیگر را برمی‌انگیزد و از همدیگر ناشی می‌شود) (دریفوس و رابینو، ۱۳۷۹: ۳۵۵). فوکو معتقد است که چیزی به نام قدرت که فرض می‌شود، به صورتی عمومی و به شکلی متمرکز یا پراکنده وجود داشته ‌باشد، وجود ندارد. قدرت تنها وقتی وجود دارد که در قالب‌ عمل درآید. پس قدرت، ساختار کلی اَعمالی‌است که بر روی اَعمال ممکن دیگر اثر می‌گذارد، قدرت برمی‌انگیزاند، اغوا می‌کند، تسهیل می‌کند، یا دشوار می‌سازد، نهایتا محدودیت ایجاد می‌کند و یا مطلقا منع و نهی می‌کند(همان، ۳۵۸). برای مطالعه قدرت به نظر فوکو آن‌چه نیاز است، مطالعه‌ای است درباره‌ی قدرت در چهره بیرونی آن، یعنی در نقطه‌ای که در آن قدرت در ارتباط مستقیم و بلاواسطه با چیزی باشد که می‌توانیم موقتا آن را موضوع، هدف و حوزه‌ی کاربرد قدرت بنامیم، یعنی درجایی که قدرت خود را مستقر می‌سازد و اثرات واقعیش را به‌وجود می‌آورد (فوکو،۱۳۷۰: ۳۳۳۰). فوکو از جمله برای این شناخته شد که معتقد بود “قدرت همیشه محلی[۹] است” و همچنین برای تاکید او روی این نکته که رابطه‌ی قدرت نباید فقط بعنوان یک نیروی سرکوبگر که از بیرون تحمیل شده، فهمیده شود، بلکه بعنوان امری که در پیش پا افتادهترین و سادهترین عملکردها و روش صحبت کردن و روش تفکر وجود دارد.
بوردیو به میدان‌های متفاوت در جامعه اشاره می‌کند و معتقداست این میدان‌ها «صحنه مبارزه» برای مالکیت و بازآفرینی منابعی هستند که مختص آن‌هاست. این منابع - که بوردیو آن‌ها را سرمایه می‌نامد- مقولات وضعی قدرت اجتماعی هستند. این منابع یا سرمایه‌ها بدون نظم و ترتیب و ناموزون در میان مقام‌های گوناگون یک میدان پخش می‌شوند و شالوده مناسبات سلطه و تبعیت و مبارزه علیه سلطه را در درون میدان تشکیل می‌دهد. کسانی که مقام‌های اجتماعی‌را در اشغال‌ دارند، مزیت دسترسی به منابع را در اختیارشان قرار می‌دهد، قادر می‌شوند بر میدان سلطه یابند و پاداش‌هایی را که هر میدان عرضه می‌دارد به دست آورند (لوپز، ۱۳۸۵: ۱۳۷-۱۳۹). گروههایی که به بیشترین میزان سرمایه دسترسی دارند، در مفهومی قرار میگیرند که بوردیو آن را «میدان قدرت» می‌نامد. عاملان و کنش‌گران حاضر در هر میدان به سبب دستیابی به قدرت و منزلت و از آنجایی که در موقعیت‌های نابرابری هستند همواره در کشمکش و جدال‌اند و از طریق خصلت و اشکال سرمایه‌ای که در اختیار دارند می‌توانند جایگاه فرادست یا فرودست را در این میدان کسب نمایند. خصلت عبارت است از “ساختارهای ساختاردهنده"، از یک نوع شیوه‌ی بودن که موجب پیدایی اعمالی در تطابق با شرایط خاصی می‌شود. یک شخص با یک نوع خصلت مشخص که در تطابق با فرصت‌های زندگی او قرار دارد، خودش را در آن شرایط مشخص راحت حس می‌کند و خودش را با شرایط بازی تطبیق می‌دهد.
سلطه مردانه آن‌چنان در اعمال اجتماعی و ناخودآگاه ما درونی شده که به سختی می‌توانیم وجود آن را درک کنیم این سلطه آن قدر با تفکرات ما پیوند یافته که زیرسوال بردن آن بسیار دشوار شده‌است. تحلیلی که بوردیو در رابطه با قبایل کابیل[۱۰] انجام داده، ابزارهایی را فراهم آورده تا از طریق آن‌ها بتوانیم وجوه پنهان روابط بین جنس مذکر و مونث در جوامع خود را درک کنیم و بدین ترتیب زنجیرهای آگاهی کاذب و فریبنده ای که ما را در سنت‌های خود محصور کرده را پاره کنیم. بوردیو سلطه مردانه را به عنوان نخستین نمونه خشونت نمادین- نمونه ملایم، نامریی و خزنده خشونت که از طریق رفتارهای روزمره ما در زندگی اجتماعی اعمال می‌شود، بررسی کرده‌است. به منظور درک این شکل از سلطه باید به بررسی مکانیسم‌ها و نهادهای اجتماعی چون خانواده پرداخت که تاریخ را به طبیعت تبدیل کرده و قراردادهای اجتماعی را درونی ساخته اند.
بوردیو به منظور نشان دادن جایگاه‌ها و تبادل میان عاملان یا گروه‌های اجتماعی به مقدار و اهمیت نسبی سرمایه در اختیار اشاره می‌کند. بوردیو از چهار نوع سرمایه نام می‌برد:
الف) سرمایه اقتصادی یعنی همان در اختیار داشتن ثروت و پول
ب) سرمایه فرهنگی یعنی در اختیار داشتن و استفاده کردن از کالاهای فرهنگی و دانش
ج) سرمایه اجتماعی یعنی روابط اجتماعی و فردی هر فرد با دیگر افراد
د) سرمایه نمادین یعنی در اختیار داشتن شأن، احترام و پرستیژ
به عقیده بوردیو افراد برای دستیابی به بهترین موقعیت با یکدیگر به رقابت می‌پردازند؛ به عبارت دیگر، این اشکال سرمایه تعیین کننده قدرت اجتماعی و نابرابری‌های اجتماعی‌اند. به عقیده بوردیو مفهوم طبع یا خلق و خو با جامعه‌پذیری در یک گروه اجتماعی رابطه دارد و بیانگر نحوه‌ی تولید طبایع از سوی ساختارهای اجتماعی و سپس بازتولید این ساختارها در قالب کنش‌های ساختمند است، بنابراین منش صرفا مجموعه‌ای از انگیزه‌های روانی نیست، بلکه محصول جامعه‌پذیری بلندمدت در شرایط اجتماعی خاص و یا موقعیت معین است(ریتزر،۱۳۷۷:۷۲۱).
به زعم بوردیو اعمال نمادین همواره متضمن شناختن و به رسمیت شناختن است، متضمن اعمال شناختی از سوی کسانی که طرف مقابل آن اعمال نمادین هستند. چنانکه در مورد سلطه مردانه به خوبی می‌بینیم سلطه نمادین با همدستی عینی (زن) زیر سلطه اعمال می‌شود. این همدستی در حدودی است که برای آنکه چنین سلطه‌ای پا بگیرد، فرد زیر سلطه باید نسبت به اعمال فرد مسلط ساختارهای ادراکی را به کار بندد که فرد مسلط برای تولید آن اعمال، آن‌ها را به کار می‌گیرد (بوردیو،۱۳۸۱: ۲۵۲).
ماکس وبر قدرت را چنین تعریف می‌کند: قدرت عبارت است از” امکان تحمیل اراده‌‌ی یک فرد بر رفتار دیگران” (گالبرایت،۱۳۸۱: ۸ ؛ فروند، ۱۳۶۲: ۱۴۰). این تعریف، کم و بیش همان برداشتی است که عموما از قدرت می‌شود. به زعم وبر قدرت فرصتی است که در چهارچوب رابطه اجتماعی وجود دارد و به فرد امکان می‌دهد تا قطع نظر از مبنایی که فرصت مذکور بر آن استوار است، اراده‌اش را حتی به رغم مقاومت دیگران بر آن‌ها تحمیل کند. وبر بر این باور است که مفهوم قدرت به لحاظ جامعه‌شناختی، بی‌شکل و نامنظم است؛ هر کیفیت قابل تصوری از فرد و هر ترکیب قابل تصوری از شرایط ممکن است فرد را در وضعیتی قرار دهد که بتواند تسلیم شدن در برابر اراده‌اش را از دیگران طلب کند (وبر، ۱۳۶۷: ۱۳۹).
انواع سلطه در تفکر ماکس وبر یعنی سه‌گانگان معروفی که هریک نمایانگر جامعه‌ای است که در آن شکل یافته عبارت‌اند از:

    1. سلطه‌ی فرهمندانه (کاریزمایی)
    1. سلطه‌ی سنتی
    1. سلطه‌ی قانونی- عقلانی

سلطه‌ی کاریزمایی بر پایه‌ی سرسپردگی غیرعادی به قداست یک شخص، یک قهرمان یا به شخصی است که خصائلی نمونه دارد. این نوع از سلطه را وبر نه در چارچوب مفاهیم سلطه‌ی شخصی‌ بلکه در قالب امر غیرعادی در برابر امر عادی توصیف می‌کند. این نوع سلطه، بر سنت و بر قانون موضوعه متکی نیست، بلکه بر قانون وحی شده یا احتمالا بر قانون استنتاج شده اتکا دارد. «این‌ها سنخ آرمانی‌اند و به سنخ بندی کنش مربوطند، به ویژه در مورد اقتدار قانونی- عقلانی و سنتی. همچنین نظم تاریخی ممکنی نیز در مورد آن‌ها وجود دارد (باز این مورد در سلطه‌ی سنتی و قانونی- عقلانی آشکارتر است). در عمل هر سه نوع در هر موقعیتی همزیستی دارند؛ ولی احتمالا یکی از این سه برجسته تر است. گروه‌هایی که برسر قدرت رقابت می‌کنند ، همواره سعی در دگرگونی امکاناتشان دارند، بنابراین در جامعه‌ی مدرن به ویژه بی ثباتی ذاتی در شکل سلطه وجود دارد (کرایب،۲۳۱:۱۳۸۲ -۲۳۰). «توجه وبر در وهله‌ی نخست بر اختلافات اساسی معطوف است که میان سلطه‌ی شخصی با سلطه‌ی غیرشخصی و سلطه‌ی سنتی با سلطه‌ی عقلانی وجود دارد .با تحول شکل فرمانروایی فردی به شکل دولت مدرن، این شکل‌های فرمانروایی از میان می‌روند و جایشان را دولت مبتنی بر قانون می‌گیرد، یعنی به مرحله‌ی تحولی رسیده‌ایم که سلطه بر اصول انتزاعی و جهان شمول متکی است و چارچوب تازه‌ای برای تأثیر متقابل عقلانی شدن قانون شکلی و عقلانی شدن قانون ماهوی ارائه می‌دهد.» (تدین،۸:۱۳۷۹)
«ماکس وبر» به جای واژه «قابلیت»، از کلمه «فرصت» استفاده کرده‌است. به عقیده وی «قدرت عبارت است ازفرصتی که در چارچوب رابطه اجتماعی به وجود می‌آید و به فرد امکان می دهد تا قطع نظر از مبنایی که فرصت مذکور بر آن استوار است- اراده اش را حتی به‌رغم مقاومت دیگران، بر آن‌ها تحمیل کند. از دیدگاه وبر قدرت، مجال یک فرد یا تعدادی از افراد است برای اعمال اراده خود حتی در برابر مقاومت عناصر دیگری که در صحنه عمل شرکت دارند.» قدرت، نهاد یا ساختار نیست، توانایی نیز نیست تا گروهی دارای آن باشند، بلکه نامی است که به وضعیتی پیچیده و استراتژیک در جامعه‌ای معین داده می‌شود. قدرت به دست آوردنی نیست، ربودنی و تقسیم‌شدنی هم نیست. چیزی نیست که نگه داشته شود یا از دست برود. کارکرد قدرت از نقاطی بی‌شمار، در جریان کش‌و قوس روابطی نابرابر و ناپایدار، آغاز می‌شود. قدرت از پایین سر بر می‌آورد، یعنی اصل در روابط قدرت ومحرک آن، اختلاف همه ‌جانبه و دوگانگی از بالا به پایین است (گالبرایت،۱۳۸۱: ۸ و فروند، ۱۳۶۲: ۱۴۰).
به نظر می‌رسد نظر ماکس وبر درباره‌ی قدرت از لحاظ تاکید بر عنصر نیت یا «اراده» با نظر راسل همسو باشد اما از لحاظ تاکید بر توانمندی تحقق آن و در این نظر که مقاومت، چه بالقوه و چه بالفعل، با ویژگی‌های قدرت مربوط‌است، متفاوت به نظر می‌رسد. دیدگاه‌های وبر و دال هر دو بر مفهوم «اِعمال قدرت بر» متمرکز است.
برتراند راسل قدرت را ایجاد آثار و نتایج مورد انتظار تعریف می‌کند. از دید راسل قدرت یک مفهوم کمی است که اگر دو فرد که دارای خواست‌های مشابه باشند، در نظرگرفته شوند، هرگاه یکی از آن‌ها بر همه‌ی خواست آن دیگری دست یابد، به اضافه خواست‌های دیگر، این شخص از دیگری بیشتر قدرت دارد (راسل، ۱۳۶۲: ۳۱ و راسل،۱۳۷۰: ۲۹). راسل قدرت را در بعد سازمانی و فردی می‌بیند. یکی از صورت‌های قدرت‌فردی، قدرت پشت‌صحنه‌است؛ یعنی قدرت درباریان، دسیسه‌گران، مردان (یا زنان) کم‌قدرت که از طریق روش‌های شخصی نفوذ دارند. آن‌ها به طور کلی ترجیح می‌دهند که به جلوی صحنه کشیده ‌نشوند. نفوذ اینان در جایی تا بالاترین حد است که قدرت صوری جنبه‌ی موروثی دارد و در جایی به کم‌ترین حد می‌رسد که قدرت را به پاداش و مهارت نیروی شخصی می‌دهند (همان، ۴۳).
از دید کیت دودینگ قدرت داشتن، رسیدن به آن چیزی است که می‌خواهید، نه خواستن آن‌چه که می‌توانید به‌دست آورید. قدرت افراد با توجه به منابعی که در هر وضعیت اجتماعی می‌توانند به میدان آورند، ارزیابی می‌شود. این منابع می‌تواند منابع بیرونی از قبیل پول، حقوق قانونی، اقتدار نهادی و هم منابع درونی مانند قدرت جسمانی، قاطعیت و رغبت باشد (دودینگ، ۱۳۸۰: ۸۷). به زعم وی این‌که بگوییم «کنش‌گر الف قدرت دارد» چندان مفهومی ندارد؛ باید بگوییم کنش‌گر الف قدرت انجام چه کاری را دارد. دودینگ دو مفهوم قدرت را از هم تفکیک می‌کند: «قدرت برای» که متضمن همکاری است و «قدرت بر» که متضمن کشمکش است. به‌زعم دودینگ «قدرت برای» بنیادی‌ترین کاربرد اصطلاح «قدرت» است؛ در واقع «قدرت بر» شامل «قدرت برای» هم می‌شود. «قدرت برای» و «قدرت بر» را می‌توان به ترتیب «قدرت پیامدی» و «قدرت اجتماعی» نامید؛ در مورد اول به‌این دلیل که قدرت با پیامدهایی همراه‌است که یا آن را ایجاد می‌کند یا به‌ایجاد آن کمک می‌کند و در مورد دوم، به دلیل آن‌که ضرورتا متضمن رابطه‌ای اجتماعی، حداقل میان دو کنش‌گر است؛ یعنی توانایی کنش‌گر برای تغییر«ساختار انگیزه‌ای» کنش‌گر یا کنش‌گران دیگر، به‌گونه‌ای تعمدی تا به ‌بروز پیامدهایی منجرشود، یا به‌ایجاد آن‌ها کمک کند. دراین تعریف ساختارهای انگیزه‌ای، مجموعه کامل هزینه‌ها و منافعی است که رفتار به شیوه‌ای خاص را توجیه می‌کند (همان: ۱۱-۱۰).
آر. دبلیو. کانل درکتاب"جنسیت ‌و قدرت"((۱۹۸۶ومردانگی‌ها (۱۹۹۵) یکی از کامل‌ترین تعبیرهای نظری جنسیت را مطرح‌ می‌کند. طبق نظرکانل، مردانگی‌ها بخش مهمی از نظم جنسیتی است و جدا از آن، یا جدا از زنانگی‌هایی که با آن همراه‌ است، قابل درک نیست. به گفته کانل، روابط جنسیتی محصول کنش‌های متقابل و فعالیت‌های روزمره‌ است. کنش‌ها و رفتارهای مردم عادی در زندگی‌ شخصی‌شان به طور مستقیم به آرایش‌های اجتماعی جمعی در جامعه مربوط می‌شوند. این آرایش‌ها در طول مدت عمر و در نسل‌های متمادی به طور پیوسته باز تولید می‌شوند اما دستخوش تغییر نیز قرار می‌گیرند. کانل سه جنبه از جامعه را معرفی می‌کند که در تعامل با یکدیگر نظم جنسیتی یک جامعه را - الگوهای روابط قدرت بین مردانگی و زنانگی که در سراسر جامعه رواج دارند- شکل می‌دهند. طبق نظر کانل، کار، قدرت و تعلق روانی (مناسبات شخصی) بخش‌های جداگانه اما مرتبط جامعه هستند که همراه با هم عمل می‌کنند و نسبت به یکدیگر تغییر می‌کنند. این سه قلمرو جایگاه‌های اصلی تشکیل و تحمیل روابط جنسیتی هستند. مقصود از کار، تقسیم جنسی کار هم در خانه (مثل مسئولیت‌های خانگی و بچه‌داری) و هم در بازار کار (مسائلی مثل جداسازی شغلی و دستمزد نابرابر) است. قدرت از طریق روابط اجتماعی مثل اقتدار، خشونت و ایدئولوژی در نهادها و در زندگی خانگی عمل می‌کند.
کانل معتقداست که جلوه‌های بسیار مختلفی از مردانگی و زنانگی‌ وجود دارند در سطح جامعه، این جلوه‌های متفاوت به‌صورت سلسله ‌مراتبی منظم می‌شوند که به یک‌ اصل تعریف‌کننده معطوف ‌است؛ سلطه مردان به زنان. در راس این سلسله ‌مراتب مردانگی هژمونیک قرار دارد که بر همه انواع دیگر مردانگی و زنانگی در جامعه مسلط است. واژه هژمونیک برگرفته از هژمونی (تفوق و سیادت) و به معنای سلطه‌ی اجتماعی یک گروه معین است که نه از طریق زور و اجبار بلکه از طریق فعل و انفعال فرهنگی حاصل می‌شود که به زندگی خصوصی و حیطه‌های اجتماعی گسترش و تسری می‌یابد. به گفته کانل، مردانگی هژمونیک[۱۱] پیش و بیش از هرچیز به ناهمجنس‌گرایی و ازدواج مربوط می‌شود، اما همچنین به اقتدار، کار مزدبگیری، نیرو و صلابت جسمانی نیز مربوط‌ است. شماری ازمردانگی‌ها و زنانگی‌های فرودست، رابطه فرودستانه‌ای با مردانگی هژمونیک دارند. استدلال کانل این است همه انواع زنانگی‌ها در موقعیت‌های فرودست مردانگی هژمونیک شکل می‌گیرند. یکی از شکل‌های زنانگی- زنانگی مؤکد- مکمل مهم مردانگی هژمونیک است، این زنانگی تابع منافع و امیال مردان است و مشخصه آن «فرمانبرداری، دلسوزی و پرستاری و همدلی است. در میان زنان جوان این نوع زنانگی به پذیرایی جنسی مربوط می‌شود و در میان زنان سالخورده‌تر حاکی از مادری است (گیدنز،۱۳۸۶: ۱۷۵-۱۷۴).
به زعم کانل جنس و جنسیت به صورت اجتماعی برساخته میشوند اما در عین حال هویت و نگرش جنسیتی مردم پیوسته در حال جرح و تعدیل و تنظیم است. برای مثال زنانی که به مقوله «زنانگی موکد» تعلق داشتند میتوانند به آگاهی فمینیستی برسند. این امکان همیشگی تغییر، الگوهای روابط جنسیتی را قابل فروپاشی و پذیرای قدرت عاملیت انسانی می‌کند (همان، ۱۷۷).
سی‌رایت‌میلز و هانس‌هاینریش‌گرث، قدرت را صرفا امکان عمل انسان می‌دانند به ‌نحوی که دیگری آرزوی آن را دارد. به زعم میلز قدرت وسیله‌ای است برای دست یافتن به چیزی که که یک گروه طالب آن است و این طالب بودن ملازم است با جلوگیری از دست یافتن گروه دیگر. اما اقتدار یا قدرت مشروع متضمن اطاعتی است داوطلبانه بر مبنای تصوری که شخص تابع از قدرتمند یا موقعیت او در سردارد (ورسلی، ۱۳۷۳: ۴۸۵ و گرث و رایت‌میلز، ۱۳۸۰: ۲۲۱).
در میان تفسیرهای بسیاری که در نظریات مختلف درباره قدرت ارائه شده، دو دیدگاه اصلی وجود دارد. در دیدگاه نخست، قدرت به مثابه توان کنشگر در تحقق اراده خویش، حتی به قیمت زیر پا گذاشتن قدرت افرادی که در برابر او مقاومت میکنند، مفهوم پردازی میشود؛ تعریفی که وبر و بسیاری دیگر از صاحبنظران استفاده کردهاند. دیدگاه دوم آن است که به قدرت باید به مثابه سرمایه اجتماع نگریست. برای مثال، مفهوم قدرت نزد پارسنز به ‌این دیدگاه متعلق است. اما به زعم جلاییپور و محمدی هیچ یک از این دو شیوه تعریف قدرت به تنهایی مناسب نیست و باید هر دو شیوه را به مثابه ویژگیهای دوگانگی ساختار به هم پیوند زد. به نظر آنان منابع همان شالودهها یا ساختارهای قدرتاند که ساختارهای سلطه را تشکیل میدهند. طرفین تعامل بر این منابع تکیه میکنند و خود این منابع نیز از رهگذر دوگانگی ساختار بازتولید میشوند. قدرت به وسیلهی شکلهای معینی از سلطه، به موازات رابطه نزدیک قواعد با کردارهای اجتماعی و در واقع به منزلهی بعد یا جزء اصلی آن کردارها شکل میگیرد (جلاییپور و محمدی، ۱۳۸۸: ۳۹۰-۳۸۹).
در نظریه اجتماعی مارکس خاستگاه اصلی تمامی صور قدرت در توانایی‌های بالقوه انسان است، از نظر وی توانایی‌ها در روند تاریخ به ‌فعالیت درمی‌آیند. ماهیت جوامع ماقبل سرمایه‌داری چنان بود که توانایی‌های بالقوه مردم را بیان نمی‌ساخت. مشغله مردم در این دوره تامین معاش، سرپناه و امنیت بود و دیگر فرصتی برای رشد استعدادهای برتر آن‌ها وجود نداشت. گرچه سرمایه‌داری برخی از این مسائل را حل نمود اما جامعه سرمایه‌داری به قدرکافی ظالمانه و سرکوبگر بود که به مردم اجازه تحقق توانایی‌هایشان را ندهد. مارکس در بحث از توانایی‌های بشر دو مفهوم قدرت و نیاز را مطرح می‌سازد و قدرت به منزله‌ی استعدادها، توانایی‌ها و قابلیت‌های مردم تعریف می‌شود.
در تئوری مارکس، قدرت بشر فقط آن‌چه که در حال حاضر دیده‌ می‌شود، نیست بلکه گذشته تاریخی و آن‌چه که در آینده در اثر تغییر اوضاع اجتماعی می‌توان بدان رسید نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. نیاز عبارتست از آرزو و خواستی که مردم نسبت به هر چیز که فعلا در دسترس نیست، احساس می‌کنند. نیاز به مانند قدرت شدیدا تحت تاثیر محیط اجتماعی قرار دارد، حتا در سطح خردترین سطح فردی نیز نیاز و قدرت انسانی را نمی‌توان بدون توجه به محیط بزرگ‌تر اجتماعی مورد بحث قرار داد. عنصرساختاری دیگر که مارکس بدان توجه نمود، تقسیم کار است. تقسیم کار جوامع جدید ریشه در صور اولیه خانواده دارد که در آن زن و کودکان برده‌های مرد هستند. به زعم وی تخصصی شدن وظایف، کنش‌گران را از فعلیت بخشیدن به توانایی‌های خود باز می‌دارد. قدرت از نظر مارکس خصیصه‌ای است که به‌صورت بالقوه در تمامی افراد وجود دارد اما تحقق یافتن آن موکول به شرایط اجتماعی و تاریخی است و در واقع نقد و نفی عوامل ساختاری بازدارنده تحقق نیروهای بالقوه بشر است که جهت‌گیری و روح حاکم بر نظریه مارکس است. از این رو می‌توان نتیجه گرفت که از دید مارکس نابرابری در برخورداری از قدرت در تمامی عرصه‌های اجتماعی و از جمله خانواده، ناشی از نظام تقسیم کار و هم‌چنین ساختار طبقاتی است. روشن است که نمی‌توان کارکردهای منفی واقعیات اجتماعی را که موردنظر مارکس است فقط توجه یکی از دو جنس دانست؛ بنابراین از نظر مارکس و انگلس تمایز یافتن نقش‌های وابسته به جنس و به تبع آن قطبی شدن قدرت در خانواده به مرکزیت فرد، در حقیقت بازتاب دیگری از تحول مالکیت خصوصی است. در این روند زنان نیز هم‌چون کالاهایی که می‌توانند سوژه مالکیت باشند، محسوب می‌شوند. سلطه مرد بر زن به عنوان شکلی از سلطه مالک بر مملوک در حقیقت ناشی از کنترل منابع اقتصادی توسط مردان است؛ یعنی منبع قدرت مرد و سلطه او بر زن از قدرت اقتصادی در طبقات اجتماعی مختلف مردان نشات می‌گیرد از آن‌جا که شکل کنترل بر نیروهای اقتصادی در طبقات اجتماعی مختلف با یکدیگر فرق دارد می‌توان انتظار داشت که روابط قدرت در خانواده نیز در طبقات مختلف صور متفاوتی داشته باشند و بنابراین در نهایت می‌توان گفت بر اساس دیدگاه نظری مارکس دو گزاره کلی درباره قدرت در خانواده استنتاج می‌شود:
الف) عامل اقتصادی منبع قدرت خانواده است؛ یعنی وابسته بودن امرار معاش خانواده به مرد / زن و این‌که اهرم اقتصادی در دست کدام‌یک از زوجین باشد بر میزان قدرت آن‌ها در خانواده موثر است.
ب) روابط قدرت درون خانواده در طبقات اجتماعی مختلف، ساختارهای متفاوتی دارد (همان).
ریچارد امرسون معتقد است، پدیده‌های اجتماعی مهمی همچون قدرت یا توان استثمار دیگران را نمی‌توان در یک تبادل دو نفره مجزا مورد بررسی قرار داد، به زعم وی: «از طریق بررسی کنش متقابل دونفره چیز زیادی نمی‌توان درباره‌ی قدرت فهمید. زیرا قدرت به صورت معنی‌دار جامعه‌شناختی آن، در واقع یک پدیده اجتماعی ساختاری است. امرسون و شاگردش کوک در یک بررسی تجربی اثبات کرده‌اند که قدرت کارکرد جایگاهی است که کنش‌گران در یک ساختار بزرگ‌تر اشغال می‌کنند، حتا اگر کنش‌گران اشغال‌کننده ‌این جایگاه از شبکه ساختاری و جایگاهشان در آن شبکه آگاهی نداشته باشند (ریتزر، ۱۳۷۴: ۶۱۷).
پیتر بلاو، ریچارد امرسون و الوین گلدنر تاکید می‌کنند، علاوه بر منابع ذکرشده، وابستگی یک‌جانبه شخص “ب” به “الف” می‌تواند زمینه‌ای فراهم کند که موجب سلطه “الف” بر"ب” شود. به همین ترتیب افرادی مانند ویلارد والر[۱۲]و کینگزلی دیویس[۱۳] نیز معتقدند، در مناسبات بین دو جنس مخالف، طرفی که بیشتر درگیر این ارتباط و وابسته به دیگری است، طرف مقابل بیشتر از او سوء استفاده می‌کند. هنگامی که وابستگی متقابل نباشد، درست مثل عدم تعادل منابع، ممکن است یک طرف رابطه که در موضع قدرت است از طرف مقابل بیشتر بهره‌کشی کند. اگر نیاز به خدمات دیگری هست و نمی‌توان آن را از جای دیگری تامین کرد و اگر منابع قدرتی در اختیار فردی است که دیگری را مجبور به انجام آن خدمت می‌کند، به‌این ترتیب به‌گونه‌ای زیربار قدرت او قرار می‌گیرد، هنگامی که بهره‌کشی میسر باشد، وابستگی یک‌جانبه، مبنای اصلی اعمال قدرت است. چنان ‌که بلاو خاطرنشان می‌کند؛ «نابرابری تکالیف، موجب نابرابری قدرت می‌شود» (کوزر و روزنبرگ،۱۳۷۸: ۱۸۵-۱۸۴).
۲-۱-۷-منابع قدرت
موارد زیر به زعم بسیاری از صاحبنظران منابع قدرت فردی و اجتماعیاند:

    1. دانش و معرفت: دانش به رشد ذهن و جان یاری می‌کند. رهبری از این رشد بر میآید؛ در جامعهی آگاه هیچ رهبری نمیتواند به قدرت دست یابد یا آن را اعمال کند، مگر آنکه مجهز به دانشی درست و مناسب باشد.
    1. نظم و سازمان: سازمان فینفسه قدرت است، در نظام سیاسی دموکراتیک، احزاب سیاسی برای به دست آوردن قدرت سازمان مییابند. اتحادیههای زحمتکشان برای رهایی از انقیاد و ستمگری تشکیل می‌شود.
    1. موقعیتها: موقعیتها سرچشمهی قدرت است. موقعیت اقتصادی به دارنده کمک می‌کند تا به مخالفان خود غلبه کند. موقعیت اجتماعی نیز به کسب قدرت و نفوذ بر دیگران کمک می‌کند، موقعیت دینی منبع قدرت و نفوذ است. رهبران دینی جامعههای گوناگون همیشه اعمال قدرت و نفوذ کردهاند.
  1. اقتدار: اقتدار به معنی قدرت مشروع است. دست یافتن به مقامی سیاسی یا حقوقی طبق قانون و بهطور مشروع، قدرت فرد را افزایش میدهد و او را تأثیرگذارتر میسازد. شخصی که وزیر میشود، خود به خود اهمیت مییابد.
نظر دهید »
پایان نامه با فرمت word : مطالب در رابطه با بررسی رابطه بین شیوه های مدیریت ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

آموزش گسترده، تسهیم اطلاعات،تیم های خودگردان، جبران خدمت مشروط به عملکرد، طراحی شغل جهت کار باکیفیت، استخدام گزینشی، امنیت کارمندان و کاهش در تفاوت مقام و موقعیت

برگرفته از تحقیات پیشین به خصوص تحقیق اشنایدر و دیگران (۱۹۹۹) و تحقیق پفر (۱۹۹۸)

پیمایش چند سطحی الف) مدیران ارشد بانک
ب) سرپرستان کارمندان
ج) کارمندان در ارتباط با مشتری
د) مشتریان بانک
ه) شعبه مرکزی در ژاپن

عملکرد کلی کارمندان،
رضایت مشتریان

ارزیابی مشتریان از خدمات بانک و کارمندان و ارزیابی سرپرستان از کارمندان و نحوه کارکرد آنها

پژوهش بیان میدارد که تفاوت قابل توجهی در دیدگاه مدیران و کارمندان نسبت به سیستم های کاری با عملکرد بالا وجود دارد.در ضمن شدت زیادی بین سیستم کاری عملکرد بالا با رضایت مشتریان از شعبه بانک وجود دارد

گیتل[۱۶۶]، سیدنر[۱۶۷] و ویمبوش[۱۶۸] (۲۰۱۰)

آزمون رابطه بین کارکنان به عنوان سلسله جنبان سیستم کاری با عملکرد بالاو خروجی های عملکرد

گزینش وظیفه مدار، حل تعارض وظیفه مدار، ارزیابی عملکرد وظیفه مدار، پاداش دهی وظیفه مدار، مرزبندی وظیفه مدار

شیوه ها برگرفته از ادبیات تحقیق های پیشین به خصوص پژوهش لارنس و لورش (۱۹۶۸)
می باشد.

افراد و واحد ها به عنوان واحد تجزیه و تحلیل با بهره گرفتن از مصاحبه ، مکتوبات و اسناد بیمارستان.

خروجی های کیفی،
خروجی های کارآیی

پیمایش از بیماران ، اسنادو مدارک جمع آوری شده از سوی بیمارستان

سیستم کاری عملکرد بالا به طور قابل توجهی هماهنگی کاری بین پرستان ، پرستاران ، مدیران و فعالان اجتماعی را بهبود بخشیده و این روابط متغیری تعدیل کننده بین سیستم کاری عملکرد بالا و خروجی های آن بوده است.

( سیدو ،۲۰۱۱: ۶۳-۵۴ به نقل از گیبسون[۱۶۹]، پوراث[۱۷۰] و لاولر(۲۰۰۷))

پیشینه تحقیقات مربوط به متغیر تعدیل کننده:

الف) تحقیقات داخلی:

طالقانی، دیواندری و شیرمحمدی(۱۳۸۸)تحقیقی با عنوان تاثیر حمایت ادارک شده سازمانی بر تعهد کارکنان و عملکرد سازمانی را در ۶۴ شعبه بانک ملت شهر تهران به انجام رساندند. ابزار گردآوری داده های این پژوهش پرسشنامه حمایت ادارک شده سازمانی آیزنبرگر،هانتینگتون،هاچیسون وسوآ(۱۹۸۶) و پرسشنامه تعهد سازمانی میر و آلن(۱۹۷۹)بوده که بین ۷۸۹ نفر از کارکنان شعب منتخب توزیع کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل همبستگی استفاده نمودند و همبستگی مثبت و معناداری بین حمایت ادارک شده سازمانی وتعهد عاطفی و تعهد هنجاری کارکنان مشاهده نمودند. علاوه بر این بین حمایت ادراک شده و تعهد استمراری و عملکرد سازمانی رابطه معنا داری را به ثبت نرساندند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نسرین ارشادی(۲۰۱۱) در تحقیقی با عنوان ارتباط بین حمایت ادارک شده سازمانی با تعهد سازمانی،عملکرد درون نقشی و قصد به ترک شغلی با در نظر گرفتن احساس اجبار به عنوان متغیر تعدیل کننده، به جمع آوری اطلاعات از سازمانهای صنعتی ایران پرداخته است. او ۴۰۰ کارمند تمام وقت را برای پاسخ گویی به سوالاتش به صورت تصادفی انتخاب می نماید. این محقق مدل مفهومی زیر را برای پژوهش خود به کار می برد.

مدل مفهومی پژوهش ارشادی(۲۰۱۱)
دعایی و برجعلی (۱۳۸۹)تحقیقی را در راستای بررسی رابطه حمایت سازمانی ادراک شده با تعهد سازمانی و قصد ترک خدمت کارکنان به انجام رسانده اند آنان پس از مروری بر ادبیات این مفاهیم، با بهره گرفتن از روش پیمایشی رابطه بین آنها در نمونه ای از کارکنان یک سازمان دولتی مورد آزمون قرار داده اند. همچنین رابطه مجزای ابعاد سه گانه تعهد سازمانی (تعهد عاطفی، تعهد هنجاری، تعهد مستمر) با حمایت سازمانی ادراک شده و قصد ترک خدمت نیز بررسی شده است. نتایج نشان داده است که حمایت سازمانی ادراک شده با تعهد سازمانی کارکنان رابطه مثبت و با قصد ترک خدمت کارکنان رابطه منفی دارد. همچنین حمایت سازمانی ادراک شده با هر سه بعد تعهد سازمانی رابطه مثبت دارد که از این میان کمترین همبستگی بین حمایت سازمانی ادراک شده و تعهد مستمر وجود دارد و هر سه این ابعاد با قصد ترک خدمت رابطه منفی دارند که تعهد عاطفی بیشترین همبستگی منفی را با قصد ترک خدمت دارد.
دارمی ، نوری و مولوی (۱۳۹۱) در تحقیقی با عنوان رابطه بین حمایت سازمانی ادراک شده و فرهنگ مشارکتی با تعهد سازمانی در میان پرستاران بیمارستان‌های خصوصی و دولتی شهر اصفهان، مطالعه ای از نوع رابطه‌ای- مقایسه‌ای که جامعه‌ی آماری آن شامل پرستاران بیمارستان‌های دولتی و خصوصی شهر اصفهان در سال ۱۳۸۹ بودند را طرح ریزی نمودند.آنها برای جمع‌ آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌ی‌ حمایت سازمانی ادراک شده، پرسش‌نامه‌ی فرهنگ مشارکتی و پرسش‌نامه‌ی تعهد سازمانی استفاده کردند و در آخر به این نتیجه رسیدند که بین حمایت سازمانی ادراک شده و فرهنگ مشارکتی با بیشتر ابعاد تعهد در هر دو بخش خصوصی و دولتی رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار وجود دارد همچنین نتایج حاصل از مقایسه‌ی میانگین‌ها نشان داد که بین نمرات حمایت سازمانی ادراک شده و هر سه بعد تعهد دو بخش خصوصی و دولتی تفاوت معنی‌دار‌ی وجود دارد ، اما بین میانگین‌های فرهنگ مشارکتی دو بخش تفاوت معنی‌داری مشاهده نکردند.

ب) تحقیقات خارجی:

هوچوارتر[۱۷۱] و همکاران(۲۰۰۳) در تحقیقی باعنوان “حمایت ادراک شده سازمانی به عنوان تعدیل کننده رابطه بین سیاست های ادراکی و نتایج کاری” به دنبال آن بودند که نقش حمایت سازمانی را در تحکیم رابطه بین سیاست های جاری در سازمان و نتایج کاری تبیین نمایند. آنها حمایت ادراک شده را به عنوان متغیری در نظر گرفته اند که از دید کارکنان تقویت کننده رفتار های مثبت از سوی آنها بوده باشد.
هوچوارتر و همکاران با بهره گرفتن از مدل معدلات ساختاری و با بهره گرفتن از رویکرد روآدس بدنبال مسیر یابی و علت یابی در این پژوهش بوده است.آنها ۴ مرحله را در مسیر یابی طی می کنند:

  • رابطه بین متغیر مستقل و متغیر وابسته
  • رابطه بین متغیر مستقل و متغیر تعدیل کننده
  • رابطه بین متغیر تعدیل کننده و متغیر وابسته
  • توان تحت تاثیر قرا دادن رابطه بین متغیر مستقل و متغیر وابسته از طرف متغیر تعدیل کننده

آنها در انتها چنین جمع بندی می کنند که توانایی حمایت ادراک شده سازمانی در تعدیل نمودن رابطه بین سیاست های ادراک شده سازمانی و پیآمد های کاری چشمگیر است.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع : ساختار ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

داده‌های مقطعی/ زمانی یا ترکیبی،در واقع بیان کننده داده‌های مقطعی در طی زمان هستند. به بیان دیگر، مجموعه داده های ترکیبی شامل مشاهداتی برای چندین بخش(خانوار،بنگاه و…) می باشند که در طی زمان های مختلف جمع آوری شده اند. یعنی یک مدل داده های ترکیبی حاوی اطلاعاتی در زمان و مکان است که شامل N مؤلفه در Tدوره زمانی می باشد. بنابراین حجم مشاهدات در داده‌های ترکیبی نسبتازیاداست(مومنی وفعال قیومی،۱۳۸۸،۲۴).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-۳- روش تحقیق
روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی با رویکرد کاربردی است. زیرا از یک طرف با استفاده ار آمار توصیفی وضع موجود را بررسی میکند و از طرف دیگر رابطه بین متغیرها را با بهره گرفتن از تحلیل رگرسیون کشف یا تعیین میکند.در این پژوهش از روش رگرسیون ترکیبی استفاده شده است. در روش ترکیبی داده های مقطعی و سری زمانی با یکدیگر ترکیب میشوند.بدین معنی که متغیرهای تعریف شده در این پژوهش از دو جنبه، میان شرکتهای مختلف موجود در نمونه و در دوره زمانی مربوط به پژوهش مورد بررسی قرار میگیرند.
۳-۴-فرضیه های تحقیق
کانون اصلی این تحقیق بیان ارتباط بین ساختار سرمایه شرکت ها و عملکرد آنها در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.بطور کلی فرضیات زیر در رابطه با این تحقیق مطرح می‌باشد:
فرضیه ۱- رابطه معنیداری بین بین اهرم مالی و سطح عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.
فرضیه ۲- تاثیر اهرم مالی بر ارزش افزوده اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، بر اساس نوع صنعت متفاوت است.
فرضیه ۳- تاثیر اهرم مالی بر جریان نقدی آزاد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، بر اساس نوع صنعت متفاوت است.
۳-۵- تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق
در این پژوهش، ارزش افزوده اقتصادی وجریان نقدی آزاد متغیرهای وابسته و ساختار سرمایه متغیر مستقل میباشند، که به صورت زیر محاسبه میشوند:
برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی از رابطه زیر استفاده شده است:
EVA = NOPAT – (Capital * C)
و برای محاسبه جریان نقدی آزاد از رابطه زیر استفاده شده است:
FCF= NOPAT - Investment
۳-۵-۱-نحوه محاسبه سود خالص عملیاتی بعداز مالیات
این سود، عامل مهمی است که بازده قابل دستیابی تمام سرمایه گذاران در واحد تجاری را نمایش می دهد.
برای محاسبه سود خالص عملیاتی بعد از مالیات از رابطه زیر استفاده شده است:
سود خالص عملیاتی بعداز مالیات = سودخالص+هزینه بهره-صرفه جویی مالیاتی هزینه بهره+ افزایش درمعادل های سرمایه
صرفه جویی مالیاتی که از حاصلضرب هزینه بهره در نرخ مالیات بدست می آیدو و نرخ مالیات نیز به استناد ماده ۱۰۵ قانون مالیاتهای مستقیم ۱۵درصد در نظر گرفته شده است. برای اینکه سود خالص عملیاتی بعد از مالیات معیار واقع گرایانه تری از بازده نقدی واقعی ارائه کند تعدیلاتی بر روی سود حسابداری صورت می گیرد. این تعدیلات عمدتا مربوط به نتایج محافظه کاری در حسابداری است. به عقیده زیمرمن(۱۹۹۷)، بسیاری از این تعدیلات دارای هزینه های قانونی هستند به طوری که باعث می شوند عده ای ادعا کنند صورت های مالی درست و منصفانه نیستند. همچنین دارای هزینه های اجرایی (تدوین سیستمی که بتواند اطلاعات مربوط به این تعدیلات را افشا کند) بالایی هستند، از اینرو اغلب منافع حاصل از این تعدیلات پاسخگوی هزینه های تحمل شده نیست. با توجه به نظر فوق و عدم دسترسی به یادداشت های همراه صورت های مالی و ناچیز بودن سایر تعدیلات، تنها تعدیل از بابت هزینه های ذخیره بازخرید صورت گرفته است. به این معنی که افزایش در ذخیره بازخرید به سود عملیاتی بعد از مالیات اضافه می شود و کاهش در ذخیره بازخرید از سود عملیاتی بعد از مالیات کسر می گردد.(نوروش و دیگران،۱۳۸۳)
۳-۵-۲-نحوه محاسبه سرمایه گذاری
این معیار از طریق رابطه زیر محاسبه شده است:
سرمایه گذاری =تغییرات در سرمایه درگردش + تغییرات در خالص دارایی های ثابت
۳-۵-۳-نحوه محاسبه سرمایه
منظور از سرمایه تمام منابع تامین مالی شرکت اعم از حقوق صاحبان سهام و بدهیها است. البته بدهیهایی مد نظر است که شرکت بابت تامین آن متحمل هزینه مالی میشود. این اقلام از صورتهای مالی و یادداشتهای همراه صورتهای مالی استخراج شده است.
تعدیلات حسابداری مربوط به معادلهای سرمایه نیز به سرمایه اضافه گردیده تا سرمایه از دیدگاه حسابداری را به سرمایه از دیدگاه استوارت نزدیک نماید. بدین ترتیب مانده برخی از ذخایر با عنوان معادلهای سرمایه نیز به صورت بخشی از سرمایه شرکت در نظر گرفته میشود.معادلهای سرمایه شامل ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان، ذخیره کاهش ارزش موجودیها و سرمایهگذاریها، ذخیره هزینه های معوق و ذخیره مطالبات مشکوکالوصول است.
سرمایه = حقوق صاحبان سهام+بدهی های دارای هزینه مالی+ معادلهای سرمایه
۳-۵-۴-نحوه محاسبه هزینه سرمایه
هزینه کل سرمایه شرکت برابر با میانگین موزون هزینه منابع مختلف تامین مالی شرکت است که از مجموع حاصل ضرب نسبت هر یک از منابع تأمین مالی در هزینه سرمایه مربوط به اجزاء ساختار سرمایه محاسبه می شود. روش محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه به شرح فرمول زیر است:
WACC = Wd * Kd + We * Ke
که در آن :
Wd = نسبت بدهی در کل ساختار سرمایه
We = نسبت سهام عادی در کل ساختار سرمایه
۳-۵-۵-نحوه محاسبه هزینه بدهی
هزینه بدهی، هزینه‌ای است که شرکت بابت تامین مالی از طریق اخذ وام یا انتشار اوراق مشارکت متحمل می‌شود. با توجه به تعدد وامهای دریافتی توسط شرکتها و نیز تفاوت نرخ بهره این وامها، میتوان یک میانگین را به عنوان هزینه بهره آنها در نظر گرفت. در این تحقیق با توجه به نرخهای اعلام شده از سوی بانک مرکزی به بانکها و نرخ تسهیلات اعطایی به بخش صنعت، برای محاسبه هزینه بدهی از نرخ بهره تسهیلات اعطایی به بخش صنعت در هر سال استفاده شده است. نرخهای بهره سالانه تسهیلات اعطایی به بخش صنعت در نگاره ۳-۱ ارائه گردیده است.
نگاره ۳-۱ : نرخ سود تسهیلات اعطایی به بخش صنعت در طی سالهای ۱۳۸۳-۱۳۸۷

 

۱۳۸۷ ۱۳۸۶ ۱۳۸۵ ۱۳۸۴ ۱۳۸۳
۱۲% ۱۴%
نظر دهید »
دانلود مطالب در مورد قابلیت ارتباطات بازاریابی یکپارچه و ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-۲-۷- برندمداری و رابطه اش با ارتباطات یکپارچه بازاریابی
بریدسون و اوانس (۲۰۰۴)، برندمداری را این گونه تعریف می کنند:
تأکید بر واحد کسب و کاری که در آن به ایجاد و حفظ مشتریان طیف وفادار و رابطه بین ذینفعان پرداخته می شود، صرف نظر از اینکه این پشتیبانی برند در حوزه برند سازمان، محصول، خدمات و … باشد و پیشنهاد می کند که سازمان ها برای رسیدن به این مرحله باید هویت و چشم اندازی شفاف از برند خود داشته باشند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اورد (۱۹۹۴)، برندمداری را به عنوان رویکردی توصیف می کند که طی آن فرایندهای سازمانی حول ایجاد، توسعه و حفظ هویت برند در تعامل مداوم با مشتریان هدف با تمرکز بر دست یابی به مزایای رقابتی مداوم سیر می کنند. بر مبنای تحقیقات ویتر، پیتر و هلفرت (۲۰۰۲)، هویت برند شامل ترکیبی از فاکتورهای گوناگون است که شامل نام، الگو، سمبل، طراحی، بسته بندی و عملکرد یک محصول یا خدمت علاوه بر تصویر و نوع تداعی هایی که هنگامی که مشتری به یک برند فکر می کند، به ذهنش می آید. این ویژگی شامل طیف اولیه ای از سطح آگاهی ها، دانش و تصویر ذهنی مشتریان از آن برند علاوه بر فکری است که از خود سازمان به ذهن می رسد (آقایی، ۱۳۸۸).
طبق مطالعات آکر (۱۹۹۶) با وجودی که هویت برند از طریق ایجاد ارزش عملیاتی، احساسی یا مزایای خود بیانگری به شکل گیری روابط میان برند و مشتری کمک می کند، به دلیل ماهیت پیچیده سیستم های ارتباطی تطبیق کامل تصویر ذهنی برند با هویت برند بسیار سخت است.
در کل، عنوان می کنیم که برند مداری مشتمل ۶ عنصر زیر است (فرمانروا، ۱۳۹۲):
چشم انداز مشترک برند[۵۶]: برند نقش مرکزی تصمیم گیری و ماموریت شرکتی را بر عهده دارد و شامل نگاه وسیع و گسترده به عملیات سازمانی با توجه به اهداف استراتژیک است که مستقیمأ منجر به برند می شوند.
وظیفه گرایی مشترک برند[۵۷]: سازمان تشخیص می دهد که برند تمایز رقبا را در ارتباط با ویژگی های خاص وظیفه ای و مزایایی که به مشتریان ارائه می دهند، تسهیل می کند.
موضع یابی مشترک برند[۵۸]: برند ابزار شناسایی، تمایز و ضمانت سازگاری با مشتریان است.
بازده حاصل از سرمایه گذاری (عملکرد مالی) برند[۵۹]: برند و ایجاد ارزش ویژه برند به عنوان مهمترین عنصر دستیابی به مزیت رقابتی در بازار شناخته می شود.
نمادسازی برند[۶۰]: شناخت مدیریتی مبنی بر اینکه برند دارای جذبه نیرومند عاطفی و نمادی است و مبین شخصیت و ارزش مشتری می باشد.
توانمندی ایجاد ارزش افزوده برند[۶۱]: برای دستیابی به اهداف برند، سازمان ها نیاز دارند که فعالیت های داخلی و خارجی خود را برای دستیابی به حداکثر مزایای ارزش افزوده مدیریت کنند.
۲-۳- پیشینه تحقیقات
تحقیقات پیشین در دو بخش خارجی و داخلی به صورت زیر می باشد:
۲-۳-۱- تحقیقات خارجی
همانند دیگر مفاهیم نوظهور، درباره ارتباطات یکپارچه بازاریابی نیز مطالب اندکی نوشته شده است. ادبیات موجود اکثرا در ارتباط با پیشینه این مفهوم است. کوکزینسکی[۶۲] (۱۹۹۲)، ادعا می کند که ارتباطات یکپارچه بازاریابی برمبنای این باور تأمین مالی می شود که اثربخشی ارتباطات از طریق ایجاد ترکیب در پیام به دست آید و موفقیت آمیزترین ارتباطات آن هایی هستند که مصرف کنندگان به وسیله آنها یک پیام از منابع مختلف دریافت می دارند (فام[۶۳] و همکاران، ۲۰۰۷).
به اعتقاد شولتز (۱۹۹۳)، ارتباطات یکپارچه بازاریابی مفهوم برنامه ریزی ارتباطات بازاریابی است که به تشخیص و شناسایی ارزش افزوده برنامه ادراکی پرداخته و نقش های استراتژیک وظایف مختلف ارتباطی (مانند: تبلیغات عمومی، پاسخ مستقیم، پیشبرد فروش و روابط عمومی) را ارزیابی نموده و برای ایجاد شفافیت، تناسب و تأثیر ارتباطی حداکثر به ترکیب آن ها می پردازد.
لوکستون[۶۴] و همکاران (۲۰۱۴)، با توجه به دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت در پژوهشی به بررسی چگونگی قابلیت ارتباطات بازاریابی یکپارچه بر عملکرد مالی برند از بین تأثیر مؤثر ارتباطات کمپین و عملکرد بازار برند می پردازد. نتایج نشان می دهد که قابلیت ارتباطات بازاریابی یکپارچه اثر مستقیم قابل توجهی بر کمپین اثربخش و عملکرد بازار برند و عملکرد مالی دارد. این مقاله نقش ارتباطات بازاریابی یکپارچه به عنوان توانایی های کلیدی شرکت بر تأثیر قابل توجهی بر عملکرد درآمدها تأکید می کند. در هنگام رقابت، شرکت بیشتر قادر به ساختن تمایزهایش در قابلیت ارتباطات بازایابی یکپارچه است، بیشتر در کمپین اثر بخش، که به نوبه خود منجر به بازار برند برتر و عملکرد مالی بهتر می گردد.
راموس و همکاران (۲۰۰۵)، در پژوهشی با عنوان اثر ارتباطات بازاریابی و ترفیع فروش بر ارزش ویژه نام تجاری، یک اساس تئوریکی و تجربی ایجاد می کند که اثر ارتباطات بازاریابی و ترفیع فروش بر ارزش ویژه تجاری را نشان می دهد. مرور تئوریکی، تکنیک های تجزیه تحلیل کاربردی را بر اساس مدل معادل ساختاری برای تأیید تجربی روابط بین تلاش های ارتباطات بازاریابی و ابعاد ارزش ویژه نام تجاری حمایت می کند: کیفیت درک شده، وفاداری نام تجاری، آگاهی نام تجاری و تصویر نام تجاری. این مدل معیار بر یک نمونه گروهی از خانواده ها که محصولات بادام را می خرند (در این مطالعه: ماشین لباسشویی) تحقیق می کند. نتایج اثر مثبت ارتباطات بازاریابی را بر ارزش ویژه نام تجاری نشان می دهد و حمایت قدرتمندی را از معیار کیفیت درک شده، وفاداری نام تجاری، آگاهی نام تجاری و تصویر نام تجاری به عنوان مقدمه ارزش ویژه نام تجاری ارائه می دهد.
۲-۳-۲- تحقیقات داخلی
براتی (۱۳۹۲)، تحقیقی با عنوان” بررسی عملکرد محصول و ارتباطات یکپارچه بازاریابی بر ایجاد نام تجاری و نقش آن در عملکرد صادراتی سنگ های تزئینی و نما” انجام داده است. روش این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی است که نمونه ای ۷۲ نفره به شیوه تصادفی ساده از بین صادرکنندگان صنعت سنگ کشور انتهاب گردید. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه ای است، متشکل از ۲۵ سوال، به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تک نمونه ای استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که دو متغیر تبلیغات و قیمت بر روی عملکرد صادراتی صنعت سنگ کشور تأثیر گذار است. در عین حال تأثیر دو متغییر دیگر، یعنی بسته بندی و زرح و رنگ را بر عملکرد صادراتی صنعت سنگ کشور را نمی توان قویأ تأیید نمود و از آن می توان به عنوان عوامل بالقوه که در صورت تقویت می تواند به بالفعل تبدیل شود یاد نمود.
فرمانروا (۱۳۹۲)، در پژوهشی به بررسی نقش مداخله گری ارتباطات یکپارچه بازاریابی در رابطه بین بازارمداری و عملکرد ارتباطات بازاریابی (مطالعه موردی بانک ملی)، پرداخته است. این پژوهش با بهره گرفتن از پرسشنامه و جامعه آماری کارکنان بانک ملی که نامحدود در نظر گرفته شده است، انجام گردید. روش نمونه گیری تحقیق تصادفی ساده و روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- همبستگی است. آزمون های مورد استفاده در این تحقیق تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و معادلات ساختاری بوده است. نتایج تحقیق نشان داد بازارمداری به عنوان متغییر مستقل بر ارتباطات بازاریابی اثر مثبت دارد و از طریق ارتباطات یکپارچه بازاریابی به روی عملکرد ارتباطات بازاریابی تأثیر مثبت دارد.
باشکوه و شکسته بند (۱۳۹۱)، در مقاله ای به بررسی تأثیر عناصر ارتباطات یکپارچه بازاریابی بر قوت نام تجاری در صنعت بانکداری پرداختند. جامعه ی آماری این پژوهش ۶۰۰ نفر کارکنان بانک ملی در سطح استان اردبیل هستند که در این رابطه ۱۴۸ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار LISREL و SPSS انجام شده است. یافته های مطالعه حاکی از آن است که تمام عناصر ارتباطات یکپارچه بازاریابی، ازجمله تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش و بازاریابی مستقیم با سطح اطمینان ۹۹ درصد، تأثیر مثبت و معناداری بر قوت نام تجاری سازمان دارد.
عماری و همکاران در سال ۱۳۹۱ با بررسی روابط علی بین ابعاد ارزش ویژه برند با بهره گرفتن از مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی به تأثیر واسطه ای تصویر ذهنی برند روی شکل گیری ارزش ویژه برند در صنعت شکلات پرداخته اند. نتایج پژوهش نشان داده است که تأثیر مثبت متغیر برون زای نگرش برند به محصولات شکلاتی روی ارزش ویژه برند بسیار کم و تأثیر مثبت ابعاد تصویر ذهنی و شخصیت برند در شکل گیری ارزش ویژه برند متوسط می باشد. مزیت این مدل، در نظر گرفتن سازه شخصیت برند به عنوان یکی از ابعاد تأثیرگذاری روی ارزش ویژه برند است که در مدل های ارائه شده در کشور ایران کمتر مورد استفاده قرار گرفته است.
امیرشاهی و همکاران (۱۳۹۱)، در پژوهشی به بررسی تاثیر راهبرد تعمیم نام و نشان تجاری بر نگرش مصرف کنندگان از محصولات جدید می پردازند. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی مدل ساختاریبوده است. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه بندی شده است. جامعه مورد نظر تحقیق خبرگان و کارشناسان ادارات ساختمان مرکزی بانک ملت می باشند. تعداد نمونه انتخاب شده برابر ۱۸۱ نفر است. نتایج تحقیق آنان نشان می دهد که نگرش نسبت به محصولات جدید زمانی مثبت تر است که؛ ۱) کیفیت ادراک شده از محصول اصلی نام و نشان تجاری بالا باشد و ۲) بین محصول اصلی و محصول جدید تناسب وجود داشته باشد. همچنین آن ها نشان دادند که تداوم خرید مصرف کننده به تداعی ذهنی در مورد نام و نشان تجاری بستگی دارد.
موتمنی و همکاران (۱۳۹۰)، در پژوهشی به بررسی رابطه میان شخصیت نام تجاری و شهرت سازمان بر شکل گیری ارزش ویژه نام تجاری می پردازند. آن ها در این پژوهش بیان می کنند که ارزش ویژه نام تجاری کمک شایانی به تدوین استراتژی کسب و کار می کند و از این در بلند مدت به سودآوری سازمان نیز کمک می کند. به همین خاطر شناسایی تاثیر شخصیت نام تجاری و شهرت سازمان بر ارزش ویژه نام تجاری بسیار مهم است. نتایج تحقیق آن ها نشان می دهد که شخصیت نام تجاری دارای چهار بعد (پرهیجان، لوکس، صادق و باصلاحیت) است. همچنین نتایج تحقیق آن ها نشان داد که بر خلاف شخصیت نام تجاری که تنها بر کیفیت ادراکی اثر می گذارد، شهرت سازمان بر تمامی ابعاد ارزش ویژه نام تجاری اثر دارد.
پژوهش انجام شده مریم کلانترزاده درسال ۱۳۹۰ در دانشگاه تهران، به “بررسی علل عدم موفقیت شرکت های تولیدی ایران در دست یابی به نام و نشان قدرتمند و بررسی مشتریان نسبت به کالاهای ایرانی” پرداخته است. در نتیجه مصاحبه با خبرگان و بررسی مبانی نظری پژوهش عوامل مؤثر بر عدم موفقیت نام های تجاری ایرانی شناسایی شدند.
حسینی کیا (۱۳۸۹)، در مقاله ای به ارائه نتایج حاصل از تحقیق تحت عنوان طراحی مدل تحلیلی ارتباطات بازاریابی یکپارچه (آمیخته فعالیت های تشویقی و ترفیعی) جهت افزایش توریست بیشتر به منطقه توریستی تنگه واشی و آبشار ساواشی شهرستان فیروزکوه پرداخته شد که در آن مقدمه، بیان مسأله و سوالات تحقیق (اصلی و فرعی)، تاریخچه موضوع، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، اهداف تحقیق (اصلی و فرعی)، چارچوب نظری تحقیق، مدل تحلیلی اولیه، فرضیات تحقیق (اصلی و فرعی)، قلمرو تحقیق ( موضوعی مکانی و زمانی)، ابزار گردآوری داده ها (اولیه و ثانویه)، متغییرهای تحقیق (مستقل، وابسته، تعدیل گر و مداخله گر)، روش تحقیق (توصیفی- میدانی)، جامعه آماری (بازدیدکنندگان منطقه توریستی، روش نمونه گیری (تصادفی ساده)، مشاهدات مربوط به پرسشنامه و متغییرهای هر سوال فرضیه همراه با طیف لیکرت ارائه و سپس وضعیت آزمون فرضیات و اولویت هر یک به همراه نمایش نمودار ستونی ان بررسی گردید و بعد از آن به بررسی فرضیه ها و متغیرهای هر فرضیه پرداخته شد که هر پنج فرضیه مورد تأیید قرار گرفته شد و متغییرهای ارتباطات بازاریابی یکپارچه (آمیخته فعالیت های تشویقی و ترفیعی) به ترتیب بیشترین اثر را ابتدا تبلیغات (۹۱.۱۱)، سپسس به ترتیب روابط عمومی (۸۷.۹۳)، ارتقای فروش (۸۳.۲۴)، فروشی شخصی (۷۶.۵۶) و بازاریابی مستقیم (۶۴.۱۹) بر جذب توریست به این منطقه داشته اند و بر اساس اهمیت فرضیه ها و متغییرهای آن ها مدل تحلیلی نهایی ارتباطات بازاریابی یکپارچه طراحی شده است.
رضوانی و حسینی (۱۳۸۷)، در مقاله ای با عنوان طراحی مدل ارتباطات یکپارچه بازاریابی فازی (مطالعه موردی: صنعت تولید تجهیزات پزشکی)، با بکارگیری رویکرد فازی در مدلسازی، اتکا به داده های واقعی عملکرد و تحلیل آرا خبرگان در راستای تحقق اهداف توسعه ای بنگاه؛ نارسایی های موجود در مطالعات گذشته تا اندازه زیادی مرتفع شده و رضایت مندی بیشتری در تحقق اهداف بازاریابی و فعالیت های ارتباطاتی و ترفیعی بنگاه حاصل شده است. ضمنا ا ز عواملی همچون منحنی عمر محصولات بنگاه، راهبردهای بازاریابی، بودجه فعالیت های ترفیعی و ماهیت رقابت و صنعت به عنوا ن سازه های کلیدی جهت طراحی الگوی کارآمد ارتباطات بازاریابی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل یکپارچه حاصل سنخیت بیشتری با اهداف بازاریابی داشته ضمن برقراری روابط بعضا چند سویه با عناصر کلیدی مؤثر بر آنها در قالب قواعد تصمیم از پویایی و انسجام کافی جهت هدایت اقدامات ترفیعی بنگاه برخوردار می باشد. توضیح این که در صنعت مذکور تبلیغات غیر شخصی، عوامل فروش حضوری، روابط عمومی و ابزارهای ارتقا فروش به مثابه عناصر مدل یکپارچه به ترتیب بیشترین اهمیت را دارند.
در مطالعه ای که از سوی سلمانیون با عنوان “طراحی الگوی ارتباطات بازاریابی یکپارچه در راستای بهینه سازی مصرف گازوئیل” در سال ۱۳۸۸ در دانشگاه تهران انجام گرفته است، چارچوب مفهومی پیشنهاد شده که در آن، تمامی عوامل آمیخته ترفیع، بر ایجاد فرهنگ مصرف بهینه فرآورده های نفتی مؤثر هستند.
جدول ۲-۲- پیشینه تحقیقات

نام محقق سال محقق نتایج تحقیق
تحقیقات خارجی
لوکستونو همکاران ۲۰۱۴ با توجه به دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت در پژوهشی به بررسی چگونگی قابلیت ارتباطات بازاریابی یکپارچه بر عملکرد مالی برند از بین تأثیر مؤثر ارتباطات کمپین و عملکرد بازار برند می پردازد. نتایج نشان می دهد که قابلیت ارتباطات بازاریابی یکپارچه اثر مستقیم قابل توجهی بر کمپین اثربخش و عملکرد بازار برند و عملکرد مالی دارد. این مقاله نقش ارتباطات بازاریابی یکپارچه به عنوان توانایی های کلیدی شرکت بر تأثیر قابل توجهی بر عملکرد درآمدها تأکید می کند. در هنگام رقابت، شرکت بیشتر قادر به ساختن تمایزهایش در قابلیت ارتباطات بازایابی یکپارچه است، بیشتر در کمپین اثر بخش، که به نوبه خود منجر به بازار برند برتر و عملکرد مالی بهتر می گردد.
راموس و همکاران ۲۰۰۵ در پژوهشی با عنوان اثر ارتباطات بازاریابی و ترفیع فروش بر ارزش ویژه نام تجاری، یک اساس تئوریکی و تجربی ایجاد می کند که اثر ارتباطات بازاریابی و ترفیع فروش بر ارزش ویژه تجاری را نشان می دهد. مرور تئوریکی، تکنیک های تجزیه تحلیل کاربردی را بر اساس مدل معادل ساختاری برای تأیید تجربی روابط بین تلاش های ارتباطات بازاریابی و ابعاد ارزش ویژه نام تجاری حمایت می کند: کیفیت درک شده، وفاداری نام تجاری، آگاهی نام تجاری و تصویر نام تجاری. این مدل معیار بر یک نمونه گروهی از خانواده ها که محصولات بادام را می خرند (در این مطالعه: ماشین لباسشویی) تحقیق می کند. نتایج اثر مثبت ارتباطات بازاریابی را بر ارزش ویژه نام تجاری نشان می دهد و حمایت قدرتمندی را از معیار کیفیت درک شده، وفاداری نام تجاری، آگاهی نام تجاری و تصویر نام تجاری به عنوان مقدمه ارزش ویژه نام تجاری ارائه می دهد.
تحقیقات داخلی
براتی
نظر دهید »
منابع مورد نیاز برای پایان نامه : راهنمای نگارش پایان نامه در مورد شناسایی و رتبه‌بندی ...
ارسال شده در 21 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

بیمه مسئولیت نوعی اطمینان‌دهی نسبت به بیمار جهت ادامه‌ی معالجه نزد پزشک می‌باشد. به عبارت دیگر این بیمه آسودگی خاطر را در هر دو (بیمار و پزشک) ایجاد می‌کند که در صورت بروز اشتباه (ناخواسته و سهوی) پشتوانه‌ای جهت جبران خسارت وجود دارد.
بنابراین با توجه به پشتوانه‌ی جبران خسارت ( بیمه‌ مسئولیت)، تمایل بیماران و پزشکان را به ادامه راه درمان و در نهایت سلامتی افراد جامعه افزایش می‌دهد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اهداف تحقیق
شناسایی موانع موجود در بیمه مسئولیت مدنی پزشکان استان گیلان.
شناسایی زیر معیارهای هر یک از موانع فرهنگی، موانع امکانات و تجهیزات، موانع قانونی و موانع متفرقه.
رتبه‌بندی زیر معیارهای هر یک از موانع بیمه مسئولیت مدنی پزشکان استان گیلان.
ارائه راهکار برای هر یک از موانع.
سوالات تحقیق
موانع و مشکلات موجود در بیمه مسئولیت حرفه‌ای پزشکان استان گیلان کدامند؟
زیر معیارهای هر یک از موانع بیمه مسئولیت پزشکان استان گیلان کدامند؟
رتبه بندی موانع و زیر معیارهای بیمه مسئولیت حرفه‌ای پزشکان استان گیلان چگونه است؟
تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی تحقیق
بیمه: لغت بیمه در فرهنگ عمید به صورت « واگذار کردن زیان ها و خطرهای احتمالی از قبیل خرابی، حریق، غرقه شدن و غیره با پرداخت مبلغ معین به عهده بنگاه‌های مخصوص این کار»تعریف شده‌است. در فرهنگ نفیسی بیمه به صورت «اطمینان در مقابل مخاطره‌ای که محتمل الوقوع باشد» است. همچنین قانون بیمه مصوب اردیبهشت ۱۳۱۶، بیمه را به صورت«عقدی که به موجب آن یک طرف تعهد می‌کند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه خسارت وارده را جبران نموده و یا وجه معینی بپردازد»و همچنین«متعهد را بیمه‌گر، طرف تعهد را بیمه‌گذار، وجهی را که بیمه‌گذار به بیمه‌گر می پرازد حق بیمه و آنچه را که بیمه می شود موضوع بیمه»تعریف کرده‌است(عمید،۲۹۹،۱۳۸۷).
مسئولیت: لفظ مسئولیت در لغت به معنی مواخذه و بازخواست است و در ارتباط با زندگی اجتماعی، مفهوم مسئول بودن یا مسئولیت به‌این معنی است که هر شخصی باید پاسخگوی آثار و نتایج اعمال خویش باشد.
مسئولیت گونه‌های مختلفی دارد که مهم ترین آنها مسئولیت اخلاقی و قانونی است. مسئولیت قانونی به مسئولیت مدنی و کیفری تقسیم می شود.
مسئولیت مدنی: شرط تحقق مسئولیت مدنی این است که شخص باید مرتکب فعل یا ترک فعلی شده باشد که به دیگری زیان رسانیده است و ضرر وارده متوجه یک شخص خصوصی باشد و عبارت است از تعهد و التزامی‌که شخص نسبت به جبران زیان وارد به دیگری دارد اعم از آن که زیان مذکور براثر عمل شخص مسئول یا عمل شخص وابسته به او و یا ناشی از اشیا و اموال تحت مالکیت یا تصرف او باشد. در فقه در همین معنی لفظ ضمان را به کار برده‌اند که معنی آن عبارت از هر نوع مسئولیت است(کریمی،۶۵،۱۳۷۳).
مسئولیت کیفری: مسئولیت کیفری وقتی به وجود می آید که فردی یا افرادی براثر کردار و رفتار خود نظم اجتماع را مختل و جامعه را متضرر کنند. بنابراین در مسئولیت کیفری خسارت وارده به جامعه ملاک قرار می گیرد.
مسئولیت اخلاقی: منظور از مسئولیت اخلاقی این است که انسان در مقابل خداوند یا وجدان خویش جوابگوی خطای ارتکابی باشد و در فعل یا ترک فعلی که به شکل مخالف با تعالیم دینی یا قواعد اخلاقی و وجدان باشد ظاهر می شود(حسینی نژاد،۸۴،۱۳۷۰).
مسئولیت قراردادی: منظور از مسئولیت قراردادی مسئولیت کسی است که در عقدی از عقود، اعم از عقد معین و غیرمعین تعهدی را پذیرفته باشد و به علت عدم ایفای تعهد یا تاخیر در ایفای تعهد و یا در حین ایفای تعهد و به سبب ایفای تعهد خسارتی به متعهد له وارد کند.
مسئولیت حرفه‌ای(شغلی): چنانچه در نتیجه کار و حرفه به دیگری ضرر وارد شود شخص مذکور در برابر دیگران مسئولیت حرفه‌ای دارد(عبادی،۲۷،۱۳۷۰).
خطای شغلی: خطای شغلی خطایی است که صاحبان مشاغل در هنگام اجرای شغلشان مرتکب شوند و از روش فنی متعارف و اصول مسلم آن شغل تجاوز کنند.
اساساً خطای شغلی خطایی است که در هنگام انجام دادن حرفه معین از نقض اصول و قواعد موضوعی و متعارف هر شغل برای مثال خطای پزشک در معالجه یا عمل جراحی، مهندس و معمار در ترسیم نقشه مهندسی و غیره به وجود می آید. می توان گفت که خطای شغلی خطایی است که صاحبان مشاغل در هنگام اجرای شغلشان اگر از روش فنی متعارف، مطابق اصول مسلم آن شغل تجاوز کنند، مرتکب می شوند(کاتوزیان،۵۲،۱۳۷۰).
بیمه مسئولیت مدنی حرفه‌ای پزشکان: پوشش موضوع این قرارداد عبارت است از جبران خسارت ناشی از مسئولیت مدنی حرفه‌ای بیمه‌گذار در قبال اشخاصی که به علت خطا، اشتباه، غفلت یا قصور در تشخیص، معالجه، مداوا، اعمال جراحی و به طور کلی امور پزشکی دچار صدمات جسمانی یا روانی و یا فوت شوند(محمود صالحی،۴۵،۱۳۷۲).
تقصیر: درباره تعریف تقصیر بحث و گفت وگو بسیار شده‌است ولی ماده ۹۵۳ قانون مدنی تقصیر را«تقصیر اعم است از تعدی و تفریط»تعریف می‌کند.
ماده ۹۵۱ تعدی را«تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف نسبت به مال یا حق دیگری»تعریف می‌کند.
ماده ۹۵۲ تفریط را«عبارت از ترک عملی که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیرلازم است»تعریف می‌کند. بنابراین می‌توان گفت تقصیر عبارت است از نقض تعهدی که شخص به موجب قانون یا قرارداد یا عرف به عهده داشته‌است. البته تبصره ماده ۳۳۶ قانون مجازات اسلامی نیز در یک تعریف کلی تقصیر را به صورت«تقصیر اعم است از بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی»تعریف کرده‌است (قانون بیمه،مصوب۱۳۱۶).
قلمرو تحقیق (موضوعی، مکانی، زمانی)
قلمرو موضوعی پژوهش: این تحقیق از نظر موضوعی در زمینه بیمه مسئولیت حرفه‌ای بوده ، که در حوزه بازرگانی و مدیریب بیمه قرار دارد.
قلمرو مکانی پژوهش: قلمرو مکانی این تحقیق جامعه پزشکی استان گیلان می باشد.
قلمرو زمانی پژوهش: دوره زمانی انجام این تحقیق از بهمن ماه ۱۳۹۲ تا شهریورماه ۱۳۹۳ می باشد.
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
تاریخچه بیمه
همه‌ قوم‌ها و تمدن‌های کهن کوشیده‌اند به شیوه‌ای زیان‌های رسیده به خود را کاهش دهند. از زمان‌های دور مردم جواهر و چیزهای ارزشمند خود را برای روزهای گرفتاری نگهداری می‌کردند و هنوز هم چنین شیوه‌ای وجود دارد (محمود صالحی، ۱۳۸۴، ۶۹).
گاهی چیزهای با ارزش را به پرستشگاه‌ها می‌سپردند و در برابر نگهداری از آن‌ها نیز هزینه‌ای پرداخت می‌کردند. چنین شیوه‌ای در بین سومری‌ها و بابلی‌ها وجود داشته‌است. اما پس‌انداز کردن همواره شیوه‌ی مناسبی نبود، چرا که گاهی یورشگران به چپاول پرستشگاه‌ها دست می‌زدند. هم‌چنین، تاراج بازرگانان و غرق شدن کشتی‌ها در دریا همواره وجود داشت (کریمی، ۱۳۸۳، ۲۳).
بازرگانان چینی برای پشتیبانی از یکدیگر از خطر نابودی کشتی‌های باری در طوفان‌ها یا دزدی‌های دریایی یا هر رویداد ناگوار دیگری که در دریا رخ دهد، بارهایشان را بین چند کشتی پخش می‌کردند و چنین می‌اندیشیدند که اگر یک کشتی در یک روز غرق شود یا آسیب ببیند، همه‌ی کشتی‌هایی که در چند روز به دریا می‌روند، همگی آسیب نخواهند دید. آن‌ها با این کار از زیان ناشی از غرق شدن کشتی‌ها یا دزدیده شدن کالاهایشان می‌کاستند (خدابخشی، ۱۳۸۸، ۵۴).
تاریخچه پیدایش بیمه در جهان
‌ نخستین نوع بیمه که قبل از سده نوزدهم مورد عمل قرار گرفته، بیمه باربری دریائی است. بقیه رشته ها کم وبیش بعد از انقلاب صنعتی به تدریج از این زمان به بعد شروع شده‌است. دومین رشته، بیمه آتش سوزی است که بعد از آتش سوزی مهیب لندن به فکر اندیشه گران رسید عموما با پیشرفت تکنولوژی و ورود فراورده‌های صنعتی، با وجود رفاهی که برای بشر به ارمغان می آورند بالقوه خطرهای جانی ومالی نیز درپی دارند. بیمه‌گران مدام درفکر ارائه تامین بیمه‌ای برای این دسته از خطرها هستند. اینکه کدامین قوم یا ملت، نخستین بار با بیمه آشنا شد معلوم نیست. برخی دریا نوردان فنیقی را مبتکر بیمه دریائی میدانند (محمود صالحی، ۱۳۸۴، ۷۰).
بدینصورت که دریانوردان از بازرگانان وام دریافت می‌کردند و هرگاه دریانورد بدهکار با موفقیت سفر خود را به پایان می‌برد، موظف بود که اصل و بهره وام دریافتی را ظرف مدت معین به بازرگانان طلبکار بپردازد. درطول این مدت کالای دریانورد درگروبازرگان بودواگر به موقع موفق به دریافت طلب خود نمیشد میتوانست کالا راحراج کند. ولی اگر کشتی دریانورد باحوادث دریا مواجه می شد یا دزدان دریائی حمله ور میشدند و کالا به غارت میرفت وام‌دهنده حقی در مورد اصل و بهره وام پرداختی نداشت. بنابراین بازرگان وام‌دهنده خطر را تقبل می‌کرد. یعنی برگشت اصل و بهره وام در گرو سالم به مقصد رسیدن کالا بود. بهره‌این نوع وام‌ها بیشتراز وام عادی بود و این مابه‌التفاوت بین میزان بهره وام عادی و وام دریائی را می‌توان حق بیمه خطری محسوب کرد که بازرگان وام‌دهنده به عهده گرفته‌بود. این نوع وامها را در تاریخ و پیدایش بیمه، بیمه وامهای دریائی نامیده‌اند که در سده‌های پنجم و ششم قبل از میلاد مسیح در مدیترانه شرقی که مرکز تجارت اروپای آن زمان بود رواج داشت. بدینصورت که سرمایه داران یونانی به صاحبان کشتی‌ها وماالتجاره‌ها وام با نرخی بالاتر از وام عادی پرداخت میکردند.
حتی برخی تاریخ نگاران اعتقاد دارند که سابقه‌این نوع وامها به دو هزار سال قبل از میلاد میرسدکه بین بازرگانان و دریانوردان هندی متداول بود. برخی معتقد هستند که تقسیم ریسک را که امروزه یکی از ویژگیهای حرفه بیمه‌گری محسوب میشود چینی‌ها در سه هزار سال قبل از میلاد رعایت می‌کردند (حسینعلی‌نژاد، ۱۳۸۷، ۳۱).
تاریخچه پیدایش بیمه در ایران
‌ طبق اسنادی که تاکنون بدست آمده “بیمه” در ایران از دوره کیقباد (حدود پنج هزار سال پیش) آغاز شده‌است. در این دوره اگر کسی دچار آسیب می شد باید به او تاوان یا بیمه داده می شد که به بیمه تاوان و به بیمه شدگان دریغمندان می‌گفتند (کریمی، ۱۳۸۲، ۱۵).
به گزارش شبکه خبری صداقت به نقل از مهر، پادشاهی کیقباد برابر دوره‌ای است که در ایران پادشاهیهای کوچک (ملوک الطوایفی) پدید آمده بود. ایرانیان در آن زمان دریافتند که زیر یک درفش و یک حکومت مرکزی بودن بسیار بهتر است و در برابر دشمنان یارای مقاومت بیشتری دارند به همین دلیل از میان خود یک شاه انتخاب کردند که بر بقیه حکومت می‌کرد و شاهنشاه خوانده می‌شد.
در آن زمان کیقباد نماد شاهی بود که تمام ایران به فرمانش بودند. یکی از این فرمانها پرداخت بیمه به آسیب دیدگان بوده است. در زمان پادشاهی کیقباد اگر کسی دچار آسیب می شد یا خانه اش آتش می‌گرفت یا کشتزارش با خشکسالی بی ثمر می‌ماند باید به او تاوان یا بیمه داده می‌شد.
فریدون جنیدی نویسنده کتاب “حقوق جهان در ایران باستان” گفت: در بررسی اشعار شاهنامه و کتاب اوستا به‌این مسئله پی بردم که از دوره کیقباد به کسانی که دچار خسارت یا آسیب می شدند تاوان تعلق می‌گرفت.
جنیدی بیان کرد: طبق نوشته‌های کهن از جمله اوستا و شاهنامه فردوسی، تاریخ بیمه به دورانی دورتر از هخامنشیان یعنی حدود ۴۸۰۰ تا ۵۰۰۰ سال پیش مربوط می شود. با این حال هنوز در مورد بسیاری از مناطق ایران مانند خوراسان، اسپهان و… مطالعه و کاوش نشده است تا بتوان گفت اسنادی وجود دارد که نشان دهنده قدمت بیشتر پرداخت تاوان باشد (امین و شریک، ۱۳۸۷، ۲۵).
سابقه فعالیت بیمه در کشور به صورت غیر رسمی بیش از یک قرن است. نخستین بار در سال ۱۲۸۹ خورشیدی دو شرکت بیمه خارجی به تاسیس نمایندگی در ایران اقدام کردند. اولین قانونی که در ایران درخصوص شرکت‌های بیمه به تصویب رسید قانون مربوط به ثبت شرکت‌ها مصوب دوم آذر ۱۳۱۰ است که در ماده ۸ آن شرکت‌های بیمه اعم از ایرانی و خارجی را تابع نظام نامه‌ای دانست که از طرف وزارت عدلیه تنظیم می‌شود (گلچینیان، ۱۳۸۹، ۳۷).
تاسیس شرکت سهامی بیمه ایران در ۱۵ آبان ۱۳۱۴ وتصویب قانون بیمه در هفتم اردیبهشت ۱۳۱۶ را باید نقطه آغاز تحولات بازار بیمه کشور دانست. با تصویب این قانون حدود ۱۰ شرکت بیمه خارجی شعب و نمایندگی‌های خود در ایران را ثبت کردند. درسال ۱۳۲۹ نخستین شرکت بیمه خصوصی ایرانی به نام “بیمه شرق ” تاسیس شد و پس از آن در دهه های بعد تعداد دیگری از شرکت‌های بیمه خصوصی ایرانی و یا با سرمایه گذاری مشترک ایرانی و خارجی در ایران آغاز به فعالیت کردند (کمالخانی، ۱۳۸۸، ۴۹).
تعریف بیمه
‌ بیمه، عقدی است که طی آن خطر قریب‌الوقوعی را که ممکن است برای دارائی، فعالیت یا جان فردی پیش آید؛ به شرکت بیمه منتقل می‌کند تا طی آن زیان مادّی ناشی از خطر را جبران نماید.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 188
  • 189
  • 190
  • ...
  • 191
  • ...
  • 192
  • 193
  • 194
  • ...
  • 195
  • ...
  • 196
  • 197
  • 198
  • ...
  • 459

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 اعتماد و احترام در رابطه
 نگهداری صحیح گربه
 سوال حیاتی پیش از ازدواج
 مناسب نبودن سگ هاسکی برای همه
 ساخت بازی هوش مصنوعی درآمدزا
 جلوگیری از وابستگی عاطفی منفی
 آموزش ساخت بازی هوش مصنوعی
 آموزش Leonardo AI کاربردی
 ترجمه دقیق با هوش مصنوعی
 صحبت صحیح با گربه‌ها
 علت گاز گرفتن توله سگ‌ها
 معرفی سگ شکاری پوینتر
 توکسوپلاسموز در گربه‌ها
 افزایش درآمد از آموزش آنلاین
 حفظ هویت در روابط
 افزایش فروش فایل‌های آموزشی جهانی
 آموزش سریع کوپایلوت
 واکنش به خیانت
 محتوا همیشه سبز فروشگاهی
 اشتباهات رایج ChatGPT
 راز جذب مردان
 طراحی لباس سفارشی آنلاین
 معرفی سگ‌های تازی
 حفظ خود در روابط
 درمان سرماخوردگی سگ خانگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • سایت دانلود پایان نامه: نگاهی به پایان نامه های انجام شده درباره ...
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره ارائه مدلی جهت ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بدحجابی و مسائل مربوط به پوشش ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بررسی و ساماندهی اسکان ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد :بررسی ارتباط میان ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد در مورد : مطالعه تطبیقی ...
  • پایان نامه ارشد : منابع پایان نامه با موضوع تهیه کرم حاوی عصاره حلزون ...
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد شناسایی مناطق طبیعی گردشگر ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع نظام حقوقی حاکم بر ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع تحلیل فضایی آمار تصادفات ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : مطالب با موضوع نقش مدیریت محلی در برنامه ریزی مشارکتی ...
  • دانلود پژوهش های پیشین درباره رابطه هوش هیجانی ...
  • پایان نامه ارشد : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع : بررسی ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع تاثیر کیفیت خدمات بر رضایت مشتری مطالعه ...
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : رابطه مدیریت کیفیت ...
  • دانلود فایل ها در رابطه با روش شناسی تفسیر موضوعی ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در ...
  • مطالعه تاثیر سرمایه فکری به عنوان ابزار ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان