مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه با فرمت word : دانلود پایان نامه بررسی اثر حضور الگوهایی از معایب ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

منحنی رابطه تغییرات نیرو به تغییرات جابجایی الف) مخزن [۹۰/۳۰±]، ب) مخزن [۹۰/۴۵±] و ج) مخزن [۹۰/۶۰±][۱۲]
همچنین آن محققان مطالعه ای بر روی تاثیر زاویه الیاف برکمانش مخازن طی تحلیل‌های عددی انجام دادند. همانطور که در شکل (۲-۴) مشخص است با افزایش زاویه فشار بحرانی کمانش افزایش می‌یابد. از این‌رو لایه پیچی محیطی که در راستای محیط مخزن پیچیده می‌شود و با محور اصلی آن زاویه ۹۰ درجه می‌سازد موجب می‌شود فشار بحرانی کمانش افزایش یابد.
رابطه زاویه و فشار بحرانی کمانش در تحلیل‌های عددی[۱۲]
کیانگ و همکاران [۱۳] رفتار کمانشی لایه‌هایی ساخته شده با چیدمآن‌های]s ۰۴/۹۰۴[ ، s2 ]۰۲/۹۰۲[ و s4]0/90[ در اثر نیروهای محوری مورد مطالعه قرار دادند. زاویه‌های انتخاب شده در این مطالعه (۰ و ۹۰) بودند چراکه بارزترین رفتار کمانشی در این زوایا رخ می‌دهد. آن‌ها اثر چیدمان لایه‌ها بر رفتار کمانش در یک ضخامت ثابت بررسی کردند که چیدمان s4]0/90[ در مقابل نیروهای محوری نسبت به دو نمونه دیگر عملکرد بهتری داشت. استفاده از زوایای مختلف در چیدمان لایه‌های متوالی اثر بهتری دارد. نمونه s4]0/90[ در اندازه‌های ۳۰ و ۶۰ میلی‌متر و در سه هندسه مختلف لایه چینی شد. در هندسه نوع اول تمام لایه با مواد مرکب چیده شد که درشکل (۲-۵) مشخص است همچنین اثر بارگذاری کمانش در این صفحات در شکل (۲-۶) نشان داده شده است. نتایج آن‌ها نشان می‌دهد که افزایش طول لایه مواد مرکب باعث کاهش بار کمانشی می‌شود. در نمونه ۶۰ میلی‌متری فشار کمانش ۵۰ درصد کاهش یافت اما جابجایی تغییراتی در بر نداشت.
لایه چینی مواد مرکب[۱۳]

   
(الف) (ب)

اثر بارگذاری کمانشی در نمونه مطالعاتی وومین (الف) در طول ۳۰ میلی‌متر (ب) درطول ۶۰ میلی‌متر[۱۳]
کیم و همکارش [۱۴] تحقیقات خود را بر روی رفتار کمانشی پوسته‌های استوانه‌ای تحت نیروی محوری در نسبت‌های قطر به ضخامت متفاوت انجام دادند که متوجه رابطه قطر و ضخامت و قطر و طول مخزن بر کمانش شدند. شکل (۲-۷) نشان می‌دهد که افزایش نسبت طول به قطر و همچنین افزایش قطر به ضخامت باعث کاهش استحکام پوسته‌های استوانه‌ای در کمانش شد. شکل (۲-۷) نشان می‌دهد که افزایش ۵۰ درصد نسبت قطر به ضخامت، سبب کاهش فشار کمانشی ۵۰ درصدی در مخزن‌هایی با نسبت طول به قطر بالا می‌شود. بنابراین افزایش نسبت قطر به ضخامت و همچنین افزایش نسبت طول به قطر در رفتار کمانشی مخزن بسیار موثر است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

رابطه کمانش با نسبت قطر به ضخامت[۱۴]
نتایج آن‌ها نشان داد که با افزایش نسبت طول به قطر فشار کمانشی در مخزن‌هایی با نسبت قطر به ضخامت تغییر می‌کند. شکل (۲-۸) نشان می‌دهد که با دو برابر شدن نسبت قطر به ضخامت در نسبت‌های طول به قطر مختلف فشار کمانشی تغییرات چندانی ندارد. همچنین اثر نسبت قطر به ضخامت به نسبت طول به قطر تابع یک رفتار غیرخطی است در حالی‌که افزایش نسبت طول به قطر یک رفتار خطی دارد و تنها فشار کمانش با تغییرات قطر به ضخامت وابسته است.
رابطه کمانش با نسبت طول به قطر[۱۴]
مون و همکاران [۱۵] کمانش پوسته های استوانه‌ای رشته‌پیچ شده تحت فشار هیدرواستاتیک خارجی را با نرم‌افزار اجزای محدود و نمونه آزمایشگاهی بررسی کردند. آن‌ها با نصب چهار عدد کرنش سنج در اطراف پوسته های رشته‌پیچی شده با زوایای[۹۰/۳۰±]، [۹۰/۴۵±] و [۹۰/۶۰±]، رفتار تغییر شکل های محوری و جانبی را اندازه گرفتند. نتایج اندازه گیری در شکل (۲-۹) مشخص است. شکل (۲-۹- ج) نشان می‌دهد پوسته استوانهای رشته‌پیچی شده با زاویه [۹۰/۶۰±] در برابر فشار هیدرواستاتیک خارجی تغییر شکل های محوری و جانبی بیشتری دارد که بیانگر استحکام پوسته در برابر فشار بحرانی کمانش می‌باشد.
داده‌های کرنش سنج در جدول (۲-۵) آورده شده است که نشان می‌دهد زوایای مختلف، تغییرات فشار کمانشی را به همراه دارد. از مطالعه آن‌ها می‌توان نتیجه گیری نمود که کمانش پوسته‌های استوانهای به تغییرات جابجایی وابسته است. این تغییرات وابسته به زاویه الیاف بوده که نشان می‌دهد لایه‌های رشته‌پیچی شده با زاویه‌ ۶۰ درجه نسبت به ۴۵ و ۳۰ درجه جابجایی بیشتری دارد و در نتیجه در برابر فشارهای کمانشی، استحکام بیشتری دارد.

(الف) (ب)
(ج)

نمودار تغییرات بار به جابجایی الف) مخزن [۹۰/۳۰±]، ب) مخزن [۹۰/۴۵±] و ج) [۹۰/۶۰±][۱۵]
نتایج آزمون تجربی و کرنش سنج بر روی لایه چینی‌های مختلف[۱۵]

لایه چینی فشار کمانش (MPa) کرنش محوری کرنش جانبی
نظر دهید »
پژوهش های انجام شده در مورد بررسی محتوایی قصه‌های کتاب ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
در این قصه هم قهرمان فقط با ارتباط و وابستگی به مرکز قدرت زندگی راحت را تجربه میکند.
■ عناصر روانشناسی
قصههایی که سرنوشت خواهر و برادری را به تصویر میکشد، درواقع یگانه کردن طبایع ناهمگون وجود انسان است. «قهرمانان نمایندهی طبایع ناهمگون نهاد، من و ابرمن هستند و پیام اصلی داستان این است که لازمهی خوشبختی انسان یکپارچه شدن این سه است»(بتلهایم،۱۳۸۱: ۹۸). در این قصهها معمولا، شخصیتها از خانه خارج یا رانده میشوند تا زندگی بهتری بیابند. این ترک خانه به هر شکل که باشد نمایانگر این است که فرد برای بهبود زندگی نیازمند به سفر یا بهتر بگوییم نیازمند تغییر وضعیت فعلی خویش است و باید خطر کند. «در این قصهها برادر نمایندهی جنبهی به خطر افتادهی پیوندی است که در اساس جداییناپذیر است و خواهر نماد مراقبت مادرانه پس از ترک خانه و نجات دهندهی برادر» (همان: ۹۹).

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در ادامهی این قصهها چنین آمده است که خواهر و برادر تشنه به چشمههایی میرسند که آب خوردن از آن مساوی است با تبدیل شدن به حیوانی خاص. « خواهر، که نمایندهی کارکردهای والاتر ذهن است (من و ابرمن) به برادر هشدار میدهد؛ اما برادر به فرمان نهاد آماده است تا مغلوب میل خود (تشنگی) شود و بیتوجه به عواقب کار آن را فرو بنشاند»( بتلهایم، ۱۳۸۱: ۱۰۰). هشدارهای خواهر در دو مرحلهی اول مفید واقع میشود؛ اما در مرحله‌ی سوم برادر که دیگر طاقت تشنگی ندارد، مغلوب میشود و از آب چشمهای متعلق به آهو می‌نوشد و تبدیل به آهو میشود. این مطلب از لحاظ روانشناسی به این معناست که با افزایش فشار نهاد، خوداریهای من و ابرمن خاصیت خود را از دست میدهند و نهاد بر ذهن آدمی غلبه مییابد.
در ادامهی قصه این پیوند نهاد با من و ابرمن ادامه دارد، شاهزادهای از آن قسمت می‌گذرد عاشق دختر شده و او را به همسری خود درمیآورد. خواهر و برادر همچنان جدایی‌ناپذیر با هم زندگی میکنند. تا اینجای« قصه خطر کردن و تغییر وضعیت فقط برای برادر اتفاق افتاده؛ اما خواهر نیز بهعنوان بخشی از ذهن انسان برای رسیدن به کمال باید خطر کند. در این مرحله شخص باید جنبه های جامعهگریز و ویرانگرخود را نابود کند. این جنبه های جامعهگریز به شکل جادوگر، کنیز و نامادری بدجنس و … خود را نشان میدهند» (نقل به مضمون، همان: ۱۰۲). در این قصه دخترعموهای شاهزاده این نقش را ایفا میکنند. در پایان قصه شاهزاده از طریق برادری که آهو شده، متوجه ماجرا شده و با تنبیه ضدقهرمان، دوباره زندگی سرشار از شادی خود را شروع میکنند. علاوه بر آن حضور دختر در چاه میتواند راهی برای شناخت کامل جنبه های والاتر ذهن و دور کردن ترسها و تقویت اعتماد به نفس باشد تا در پایان قصه شاهد یک شخصیت یکپارچه از لحاظ روانی باشیم.
■ باورهای عامیانه وخرافی
_______________
■ سایر عناصر
از نکاتی که میتوان از این قصه، به طور ضمنی دریافت این است که تبعیت از نفس و بیصبری میتواند برای انسان دردسرآفرین باشد.
۳-۳۸- آهوی لنگ
* خلاصهی قصه
خارکشی بود که از راه خارکنی روزگار میگذراند. روزی از میان خارها دیوی بیرون آمد و می‌خواست پیرمرد را بخورد. پیرمرد به دیو قول داد که در عوض خود، دختر و پسرش را به دیو بدهد. دیو قبول کرد. پیرمرد به خانه رفت و قبل از آمدن دیو، دختر و پسرش را فراری داد. خواهر و برادر رفتند تا به چشمهای که متعلق به آهوی لنگ بود، رسیدند. برادر از شدت تشنگی از آن چشمه آب خورد و به شکل آهو درآمد. دخترک که از این وضعیت گریهاش گرفته بود. روی شاخهی درختی رفت و همانجا خوابش برد. شاهزادهای از آنجا میگذشت، چشمش به دختر افتاد و عاشق شد. دختر حاضر نبود پایین بیاید، بنابراین پادشاه چند نفر را فرستاد تا با ارّه درخت را قطع کنند. شب شد و کار قطع درخت نیمهتمام ماند. صبح که برگشتند، دیدند درخت از روز قبل هم قطورتر شده است. شاهزاده عصبانی به قصر برگشت. یکی از پیرزنان قصر را فرستاد تا دختر را بیاورد. پیرزن پای درخت رفت و با ترفندی دختر را پایین آورد و او را به قصر برد. دختر در قصر فهمید که شاهزاده زن دیگری هم دارد. شاهزاده با دختر عروسی کرد. روزی شاهزاده پایش را با چشمهی آهوی لنگ شست و فلج شد، درمان او فقط آهوی لنگ بود. سرانجام آهوی لنگ را گرفتند و خونش را به شاهزاده دادند. شاهزاده خوب شد؛ اما دختر که خیلی ناراحت شده بود، تصمیم گرفت از شاهزاده انتقام بگیرد. چند نفر را استخدام کرد تا چاهی بکنند. ته آن را شمشیر خنجر آب دیده نشاند و روی دهانهی چاه را قالیچهای انداخت. آنگاه شاه، شاهزاده، پیرزن و هوویش را روی قالیچه نشاند و آنها به ته چاه افتادند. دختر که انتقامش را گرفته بود به خانهی پدرش برگشت.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
____________
¨ کنشهای اساطیری
-انتقامگیری
انتقامگیری یکی از مواردی است که در اساطیر بارها دیده شدهاست( رجوع شود به قصهی ۳). در این قصه، دختر بعد از مرگ برادرش تصمیم میگیرد از شاهزاده و تمام کسانی که باعث ناراحتی و گرفتاری او شدهاند، انتقام بگیرد. درواقع مرگ برادر انگیزهی اصلی دختر برای انتقام‌گیری است.
-عاشق شدن
(رجوع شود به قصهی۸).
¨ موجودات و پدیده های اساطیری
-دیو
(رجوع شود به قصهی ۱۲)
-تبدیل شخصیت به آهو
(رجوع شود به قصهی۱۳ و ۳۷)
-درخت
(رجوع شود به قصهی۳۰و ۲۸)
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه شبیه به قصهی ۳۷ ، سرگذشت خواهر و برادری است که از خانه رانده میشوند. هرچند در ابتدای قصه از وجود پدری خارکش صحبت میشود؛ اما این مطلب فقط در چند سطر اول قصه و مابقی پیرامون سرگذشت خواهر و برادر است. با این حال، مارزلف خارکش را طبقات محروم و فقیر جامعهی ایرانی می‌داند که در قصهها نیز جایگاه مهمی دارد. شخصیت بعدی، شاهزاده است، هرچند که عنوان «شاهزاده» برای وی انتخاب شده؛ اما با توجه به فضای قصه به نظر میرسد که این فرد بیشتر فرزند یکی از ملاکین بزرگ بوده باشد تا شاهزاده به معنی واقعی کلمه؛ چراکه وقتی قرار است دختر از درخت پایین آوردند، خود وی با چند نفر دیگر اقدام به بریدن درخت میکند، در صورتی که در دیگر قصهها با این مضمون، شاهزاده کسانی را برای بریدن درخت به کار میگیرد. پیرزنی که با حیله موفق میشود دختر را از درخت پایین بیاورد، شخصیت مؤثر دیگری است که در این قصه به چشم میخورد. این شخصیت در قصههای مشابه جادوگر ولی در اینجا پیرزنی محتاله است.
¨ آداب و رسوم
________
¨ وضعیت اقتصادی ورابطه با قدرت وثروت
__________________
■ عناصر روانشناسی
این قصه هم مانند قصهی۳۷، روابط خواهر و برادری را به تصویر میکشد که برادر در راه تبدیل به آهو میشود، شاهزادهای عاشق دختر شده و او را به همراه برادرش به قصر میبرد. تا این جای قصه از لحاظ روانشناسی شبیه به قصهی ۳۷ است (رجوع شود به قصهی ۳۷)؛ اما در این قصه تفاوتهایی به چشم میخورد، شاهزاده در این قصه دختر را با فریب به عقد خویش درمیآورد و در پی فلج شدن، آهوی لنگ را میکشد. دختر هم برای انتقام شاه و اطرافیانش را از بین میبرد. البته این قصه را به گونهی دیگری هم میتوان تفسیر کرد و آن اینکه پدر برای قطع وابستگی دختر نسبت به خودش او را در موقعیتی خاص قرار میدهد؛ اما دختر هنوز آمادگی قطع این وابستگی را ندارد، به همین دلیل تمامی کسانی را که میتوانند در این مرحله وی را یاری دهند، در ذهن خود، از بین میبرد و دوباره به نزد پدر بازمیگردد.
■ باورهای عامیانه و خرافی
_____________
■ سایر عناصر
____________
۳-۳۹- ابراهیم
* خلاصهی قصه
در زمان قدیم تاجری به نام حاج علی که بسیار دست و دلباز بود، پسری به نام ابراهیم داشت. وقتی حاج علی مرد، همه مردم از خوبی او تعریف میکردند. ابراهیم نزد مادرش رفت و علت این همه تعریف و تمجید از پدرش را جویا شد. مادرش گفت: «پدرت تاجر بود و از سود تجارتش مقداری برای زندگیاش برمیداشت و مابقی را در راه امیرالمومنین خرج میکرد». ابراهیم هم تصمیم گرفت راه پدرش را ادامه دهد. در یک سفر تجاری ابراهیم خرج کفن و دفن مردهای را که کسی نداشت، داد. در راه با مردی روبهرو شد که او را راهنمایی کرد و راه های تجارت را به او آموخت، به شرط آنکه ابراهیم هر چیزی به دست آورد با مرد نصف کند. ابراهیم در این سفر بسیار سود کرد و با دختر پادشاه هم ازدواج کرد و بعد از مرگ پادشاه جانشین وی شد. مدتی گذشت تا اینکه ابراهیم دلش برای مادرش تنگ شد. هفت قطار بار کرد و به همراه زنش حرکت کرد. در راه همان مردی که او را راهنمایی کردهبود، دید. مرد قول ابراهیم را به او یادآوری کرد. ابراهیم حاضر شد نصف اموال و زنش را به مرد ببخشد. مرد از اینکه ابراهیم به قولش وفادار مانده بود، او را تحسین کرد و گفت: «ثروت و زنت مال خودت باشد» و از نظر غایب شد. ابراهیم سالیان دراز به خوبی زندگی کرد.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
___________
¨ کنشهای اساطیری
- رسیدن به پادشاهی از طریق دامادی پادشاه
در این قصه هم، قهرمان قصه با ازدواج با دختر پادشاه به جانشینی پادشاه میرسد( رجوع شود به قصهی ۲۸)، با این تفاوت که در این قصه بعد از مرگ پادشاه، قهرمان جانشین پادشاه میشود.
¨ موجودات و پدیده های اساطیری
_____________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه، قصهی مرد تاجری است که به دلیل حسن رفتاری که با دیگران دارد، مشمول کمک‌های غیبی میشود و به پادشاهی میرسد. از روابط بین شخصیتها چندان صحبت نشده، در واقع این قصه برای ترغیب به کسب صفات پسندیده است.
¨ آداب و رسوم

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : دانلود فایل ها در رابطه با : تبیین نظریه تکامل از ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

  خلاصه انتقادات به سه حوزه ژنوتیپ، فنوتیپ و دین در تکامل ژن‌محور
  ژنوتیپ فنوتیپ دین
۱ «مبهم‌سازی‌آغازها»: مبهم بودن تصادف ‌و مکانیسم آغاز حیات از DNA، RNA و ژن. ابهام مفاهیمی همچون سازگاری‌ و ‌انطباق،‌ ژن و محیط. «مغالطه چیزی نیست جز» یا «مغالطه تقلیلی» یا «خلط کل با جزء» یا «مغالطه ساده‌سازی افراطی» در تبیین مادی جهان، بدن‌ها و ارگانیسم‌های موجودات زنده و محیط. «نگاه ماتریالیستی- ساینتیستی به عالم»: رد امور مافوق طبیعی، رد نظم و غایت در طبیعت و رد وجود خدا.
۲ «نگاه ماتریالیستی و طبیعت‌گرایانه صرف به جهان»: عدم ارائه استدلال برای اثبات انحصار واقعیت در ژن در مطالعات هستی‌شناسی و انحصار واقعیت در ماده. «نگاه ماتریالیستی- مکانیکی صرف» به طبیعت، ارگانیسم‌ها و محیط. انحصار روشیِ «یا علم یا دین»: آتئیسم علمی.
۳ «تحویل‌گرائی» و «تقلیل‌گرائی»: تقلیل انسان به ژن و توجه به ژنوم صرف. «توجه به جزء و عدم توجه به کل نظام» در اجزاء یک ترکیب پیچیده با یکدیگر، چه در حوزه پیدایش حیات، همانندسازها و ارگانیسم‌ها. «انحصارگرائی علمی و رد دین».
۴ «مغالطه منشأ» یا «مغالطه ژنتیک» (خلط انگیزه و انگیخته، خلط علت و دلیل): این‌که باورهای ما فقط حاصل ژن‌ها هستند. «عدم کفایت تبیینی انتخاب انباشتی» برای ظهور صور حیاتی مدرک و شعور از سادگی به سوی پیچیدگی. «مغالطه پهلوان‌پنبه» برای دفاع از روش علمی و طرد دین.
۵ «ماهیت مبهم انتخاب انباشتی» و عدم کفایت تبیینی تکامل برای کل جهان، آغاز و انجام جهان، فرایند جهش و مراحل پیدایش حیات از تصادف. «تقلیل‌گرائی» و «تحویل‌گرائی»: صرف توجه به ژن و عدم توجه به نقش محیط و آگاهی. «رد نظم و غایت‌مندی عالم».

فصل هفتم
نقد نظریه تکامل داوکینز از دیدگاه پلانتینگا
تحلیل دیدگاه پلانتینگا از تکامل
الف) مقدمه
نظریه تکامل در میان الهیدانان مسیحی چهار تعارض - در حوزه آفرینش عالم، هدف‌مندی آن، انسان‌شناسی دینی و نظام ارزش‌ها- برانگیخته است. از زمان داروین تلاش‌های متنوعی در برابر این تعارض‌ها شده است. برخی از این تلاش‌ها ستیزه‌جویانه بوده است. تدپیترز[۳۶۰]، این نزاع را هم از جانب معتقدان به تکامل و هم از ناحیه باورمندان مسیحی در چهار نوع ستیز دسته‌بندی نموده است: اول انسان‌مداری سکولار، دوم امپریالیسم علمی، سوم اقتدارگرائی کلیسایی و چهارم آفرینش‌گرائی علمی. دو دسته اول، با رد باورهای دینی، نظریه‌های علمی را نافی باورهای علمی دانسته و باورهای علمی را حقیقت پنداشته‌اند. دو دسته دوم، با نفی و رد ادعاهای علمی تکاملی، اعتقادات دینی را حقیقت دانستند (آیت‌اللهی، ۱۳۹۲، ص۲۳۵). این جریان ستیز بین علم و دین نظریات دیگری نیز در تبیین رابطه علم و دین به ‌وجود آورد که سه الهیدان غربی یعنی ایان باربور[۳۶۱]، تدپیترز و مک‌گراث آن‌ها را به ‌انواع متفاوتی دسته‌بندی نمودند (احمدی و آیت‌اللهی، ۱۳۸۸، ص۲۷-۱۱).
سیر تاریخی ارائه نظریات برای تبیین تعارض داروینیسم و دین، فیلسوف دین برجسته معاصر، آلوین پلانتینگا[۳۶۲] را به طرح یک نظریه برای حل این چالش کشانده است، که واکنش‌های مختلف موافق و مخالفی در میان اندیشمندان این حوزه برانگیخته است. او نظر متخصصانی همچون داوکینز را که معتقدند نظریه تکامل با توجه به شواهد تجربی قطعی است، رد کرده و با اعتقاد به «سازگارگرائی تکامل داروینی و اعتقاد به خدا» عنوان می‌کند که هر چند بخش‌هائی از تکامل زیست‌شناختی داروینی ضعیف است، اما از نظر معرفت‌شناختی ممکن است و احتمال پیشینی این نظریه بر اساس طبیعت‌گرائی، بالا و بر اساس خداباوری مسیحی و شواهد تجربی، پائین است. از نظر وی نظریه تکامل فی‌نفسه با نظم ناسازگار نیست و ترکیب آن با طبیعت‌گرائی است که چنین نتیجه‌ای دربردارد. به اعتقاد او خداباوری سنتی ممکن است برخی از اشکال تکامل را تأیید کند، اما آن شکلی را می‌پذیرد که به وسیله خدا راهنمائی و هماهنگ شده است.
وی در تبیین تعارض تکامل و آموزه آفرینش، به تجزیه و تحلیل نظریه تکامل ‌پرداخته و از آن به «واقعه عظیم تکاملی» تعبیر می‌کند و آن را متشکل از چندین نظریه می‌داند. او در قبال بخشی از نظریه عظیم تکاملی که «نظریه ریشه مشترک» است، موضع می‌گیرد. همچنین، برداشت‌های الحادی از نظریه تکامل را ناشی از برداشت نامتناسب «طبیعت‌گرایانه» از نظریه تکامل می‌داند، که در قبال آن معتقد است می‌توان از تلقی خداباورانه از نظریه و تلفیقی از نظریه‌های علمی و نظریه‌های دینی دفاع نمود. او م
وضعی دوئمی نسبت به علم اتخاذ می‌کند و از علم آگوستینی که نوعی نظریه علم دینی است، دفاع کرده و برای آن استدلال می‌آورد. در این نوشتار، نقدهایی که به موضع پلانتینگا از جانب هسکر و مک‌مولین شده است، آورده می‌شود و سپس برخی پاسخ‌های او تحلیل می‌گردد. همچنین دیدگاه وی از نظر پتل پان به عنوان موضع موافق تبیین می‌شود. در انتها، به بررسی دیدگاه او و ارزیابی نقدهای آن دو منتقد خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه هسکر و مک‌مولین به هسته اصلی بحث پلانتینگا دست نیافته‌اند. نهایتاً نیز نقص نظریه پلانتینگا برای تعبیر دینی از تکامل نشان داده خواهد شد. در ادامه به بررسی دیدگاه داوکینز از نگاه پلانتینگا خواهیم پرداخت.
ب) محورهای دیدگاه پلانتینگا در مورد تکامل
۱- پذیرش نظریه مکملیت علم و دین و باور به علم آگوستینی
پلانتینگا می‌پرسد «چطور تضاد فاحش میان ایمان و استدلال، میان اعتقاد به دین و اعتقاد به علم، میان اعتقاد به کتاب مقدس و آموخته‌های خود از منابع علمی را حل کنیم؟»؛ برای مثال تضادی که در مسأله آفرینش وجود دارد. کتاب مقدس می‌گوید که ابتدا یک جفت انسان به نام آدم و حوا خلق شدند و دیگر ارکان آفرینش به تدریج و جداگانه خلق شدند. اما علوم معاصر می‌گویند که آفرینش ۱۵ تا ۱۶ بیلیون سال قدمت دارد و زمین هم کمتر از ۴.۵ بیلیون سال عمر دارد. وی پاسخ به این سؤال را دشوار دانسته، زیرا پاسخ‌دهنده علاوه بر دانش کافی دربارۀ علم و دین، باید هم فلسفه بداند و هم هستی‌شناسی. وی معتقد است که خودش صلاحیت پاسخ به این سؤال را ندارد (Plantinga, September 1991, p:8).

نظر دهید »
پژوهش های انجام شده در رابطه با آرای عرفانی بدیع‌الزمان ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

قطب تنها کسی است که موضع نظر خدای تعالی است از همه عالم و در همه زمان‌ها و بر قلب اسرافیل است؛ یعنی اینکه قطب سبب حیات حقیقی است بر اهل عالم و او موضع نظر خدای تعالی است جهت مشاهدات موجودات غیب و شهادت.[۳۵۳] قطب و معصوم، یا قطب و امام در نزد امامیه، دو لفظ مترادف‌اند که مصداقش یک شخص واحد است و او خلیفه خدا در زمین است. چنان‌که علی (ع) به آن اشاره‌کرده است.[۳۵۴]
به نظر نورسی، قطب یک جایگاه عالی از مراتب اولیای و صالحان دین خدا است.[۳۵۵] وی شاگردان واقعی رسائل النور که خدمت ایمانی را فوق هر چیزی می‌بینند، حتی اگر به آن‌ها درجه قطبیت ببخشند، بازهم خدمت ایمانی را برای حفظ ایمان و اخلاص برتر، بلکه حتی درجه قطبیت را کمتر و خدمت ایمانی برای حفظ اخلاص را بر آن برتری می‌دانند»[۳۵۶] این قطبیت برای ارشاد مردم کم درجه‌ترین است و ارشاد حقیقی خالص ده نفر از مردم برای خدمت حقایق ایمانی و آموزش حقایق ایمانی به آن‌ها از هر چیزی حتی از ارشاد و راهنمایی هزار تن از مردم به قطبیت اعظم برتر است، زیرا آن قسمی است که بر کمیت برتری دارد.»[۳۵۷] نورسی دین‌داران صادق و مسلمانان جدی و استوار را که در زمانه بی‌ثبات عصر خود متزلزل نمی‌شوند، مانند یک ولی و حتی یک‌قطب می‌بیند.[۳۵۸]

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۳-۳-۱۰ کشف
کشف به معنای پرده برداشتن، برهنه کردن و اصطلاحاً ظهور آنچه در خفا است. قونوی در مقدمه فصوص خود اصطلاحاً کشف را اطلاع به ماورای حجاب از معانی غیبی و امور حقیقی به وجود یا شهود نامیده است و آن‌ها را به معنوی و صوری تقسیم می‌کند. عزالدین کاشانی به حالتی که در حضور بدون غیبت به‌صورت گاه‌گاه برای اهل خلوت دست می‌دهد، طوری که دراثنای ذکر و استغراق حالتی اتفاق می‌افتد که از محسوسات غایب می‌شوند و بعضی از حقایق امور غیبی بر آن‌ها کشف می‌شود، کشف یا مکاشفه می‌گوید. وی سپس مکاشفه را از حیث متعلق، به دو قسم غیب و شهادت تقسیم کند; اگر مکشوف انسان از عالم حس و شهادت بود، کشف شهادت و اگر از عالم غیب، کشف غیبی خواهد بود.[۳۵۹] به‌طورکلی کشف در اصطلاحات صوفیه، اطلاع بر معانی غیبی، وجود و شهود که در پشت حجاب است. این کشف در میان صوفیه از راه مرتبه فنا و با مجاهده، سیر و سلوک به دست می‌آید. صوفیه رسیدن به حقایق غیبی مانند دیدن فرشتگان، اطلاع بر لوح محفوظ، دیدار پیامبران پس از رحلت ایشان در زمان بیداری، حتی کشف احکام شرعی را قبول دارند.[۳۶۰]
سراج کشف را آشکار شدن آن چیزی می‌داند که بر فهم پوشیده است. پس بر بنده آشکار شود چنان‌که آن را به چشم خویش می‌بیند. ابو محمد جریری گفت: هر که بر آنچه بین او و خدای تعالی است به تقوی و مراقبت عمل نکند، به کشف و مشاهده نرسد.[۳۶۱]
نورسی برای اهل کشف منزلت بزرگی قائل است و از اجماع آن‌ها بر مسائل شرعی سخن می‌گوید.[۳۶۲] به نظر وی تمامی ادیانی که مستند به وحی هستند در موضوع اهل کشف اجماع دارند. نورسی اخبار غیبی از آینده را به جمعی از اهل کشف و ولایت اختصاص داده است. مثلاً آورده است: ابن عربی را به خاطر اینکه بسیاری از اخبار غیب را در سوره روم یافته و نیز احمد سر هندی را به خاطر اینکه بسیاری از اشارات معاملات غیبی را در حروف مقطعه اوایل سوره‌ها دیده است.[۳۶۳] را به حقیقت، دقیق‌ترین طبع و لطیف‌ترین شعور و روشن‌ضمیرترین انسان‌ها یعنی اولیای صالح و اهل کشف و شهود می‌داند.[۳۶۴] وی می‌گوید: «رسول اکرم (ص) با دو بال رسالت و ولایت دارای نیروی برتر و فراتر از تمام پیامبران قبل از خود و تمام اولیا و اصفیاء پس از خود است. با این نیروی انبوه در مقابل شناخت خدای سبحان پنجره عظیم را به‌اندازه عالم اسلامی گشوده است و میلیون‌ها عالم محقق، اصفیا و صدیقین، مانند امام غزالی، امام ربانی، ابن عربی و شیخ گیلانی، از خلال آن پنجره، کنجکاوانه دقت و تأمل کردند. آن‌ها و دیگران از خلال این پنجره باز به مطالعه می‌پردازند و آن را برای دیگران بیان می‌کنند.»[۳۶۵]
نورسی بسط زمان و وقوع آن را برای برخی اولیا و اهل کشف میسر می‌داند. همان‌طور که هنگام قرائت فتوحات مکیه، شعرانی در یک روز دو بار و نیم آن را خواند. وی دراین‌باره در پایان کتاب “الیواقیت و الجواهر ” ذکر کرده است؛ و ما از اینکه زمان در آن محدود نشده، می‌بایست به تعجب و انکار بپردازیم، درحالی‌که اهل کشف طبقات زمین را در عالم مثال می‌بینند.[۳۶۶]
نورسی علاوه بر اهل کشف، از «اهل کشف قبر»، سخن می‌گوید و به دیدارهای مکرر با اهل کشف، ارتباط با عامه مردم، گفتگوی مردم با آن‌ها در رویای صادقانه استناد می‌کند.[۳۶۷]
نورسی بیش از اهل شریعت؛ اعتقادات، مسائل و احکام دینی را که اهل حقیقت و تصوف درصدها جلد نوشته و شرح و حاشیه زده‌اند، می‌پسندد و به آن تکیه می‌کند.[۳۶۸] به همین خاطر نورسی در مثنوی العربی از زبان مولوی می‌آورد که علوم استدلالی شرعی و عالمان آن‌ها راه رفتن با پای چوبین است. وی، اهل کشف را باخبر از عالم مثال که بین عالم شهادت و عالم غیب است، می‌داند، هرچند برای کسب اطلاع کمی از آن عالم، به کشف یا رویای صادق و یا حداقل نگاه به مواد شفاف و تجسم معانی از آن‌ها نیازمند هستند.[۳۶۹]
نورسی اخبار اهل کشف را که به علت شرایط معلق نیافتن، واقع نشده‌اند، موجب تکذیب خبردهندگان آن‌ها نمی‌داند، زیرا مقدر بوده‌اند اما به دلیل فراهم نبودن شرایط آن اخبار، واقع نشده‌اند. »[۳۷۰]
نورسی می‌گوید: اهل کشف از او و رسایل النور خبر داده‌اند. وی سخنش را مستند به قول احمد سر هندی می‌کند که: فردی برای به اثبات رساندن همه حقایق ایمانی و اسلامی می‌آید. نورسی ضمن آنکه خودش را آن فرد مذکور می‌داند، می‌گوید: آن‌یک فرد نیست، بلکه همان رسائل النور است و اهل کشف رسائل را در نویسنده آن کشف کرده‌اند.»[۳۷۱]
۳-۴ عرفان عملی
۳-۴-۱ تعریف عرفان عملی:
به مجموعه برنامه‌ها و دستوراتی که سالک عملاً در خود پیاده می‌کند تا آن منازل سلوکی را یکی پس از دیگری سیر نماید و به‌حق نائل شود، عرفان عملی می‌گویند. طبق تعریف محقق قیصری، علم عرفان عملی شناخت راه سلوک و مجاهده است تا نفس از تنگناهای قیود جزئی رهایی یافته، به مبدأ خویش متصل گردد.
عرفان عملی با سلوک، عمل و مجاهدت بیرونی پیوند دارد و در پی تفسیر و بیان مقامات عارفان و درجه سالکان در قرب الهی از راه مجاهدت، تزکیه و تصفیه باطن است. هجویری درباره این هدف عارف می‌گوید: «به هر سو روی کند، در آن‌سو تجلی خدا را ببیند»[۳۷۲] و سراج نیز می‌گوید: «خدا بین انسان و قلب انسان است» پس انسان‌دوست دارد به مقامی برسد که خدا را نسبت به خودش، از خود نزدیک‌تر ببیند.[۳۷۳] هدف عارف، رهایی از حجاب‌های ظلمانی و نورانی و رسیدن به قرب الهی و درک حقیقت هستی و وصول به بالاترین مرتبه کمال یعنی توحید است.[۳۷۴] درواقع حقیقت سلوک نوعی خاص از حرکت باطنی انسان است که به‌صورت اختیاری در قوس صعود صورت گرفته است و انسان سالک را به سعادت و رحمت می‌رساند.
۳-۴-۲سلوک عملی نورسی
با توجه به اهمیت این تحول روحی و سلوکی در حیات و آثار نورسی ذکر این تحول با جزئیات ضروری می کند.
نورسی زندگی‌اش را با وارد شدن در طریقه‌های نقشبندیه و قادریه آغاز کرد. بااین‌وجود وی، تابع حقیقی هیچ‌یک از این دو طریقت و حرکت و رهبری آن‌ها در سلوک نشد، زیرا مسلک آن‌ها را مناسب با دغدغه‌ها، شرایط و احوال زمان خود نمی‌دید.[۳۷۵] به همین خاطر در انتخاب روش معینی برای سلوک در حیرت و سرگردانی به سر می‌برد. بدیع‌الزمان نورسی در مقدمه کتاب «المثنوی العربی النوری»[۳۷۶]، می‌گوید: «سعید قدیم چهل، پنجاه سال پیش چون به علوم عقلی و فلسفی فراوان می‌پرداخت در مقابل حقیقه الحقایق به دنبال مسلکی چون معتقدات اهل طریقت و اهل حقیقت بود. همچون بیشتر اهل طریقت فقط به دنبال حرکت قلبی نرفت بلکه چون عقلش به‌واسطه حکمت فلسفی تا حدی خسته و مجروح بود و به درمان نیاز داشت. تلاش کرد تا ازنظر عقل و قلب به دنبال بزرگان اهل حقیقت برود تا از ویژگی‌های جاذب هر یک به‌صورت جداگانه استفاده کند، اما اینکه از کدام پیروی کند، متحیر و سرگردان ماند. در سال ۱۳۳۹ ق. زمانی که عضودارالحکمه بود، انقلابی روحی در او شکل گرفت و درباره آن حادثه گفت: «بر سر غفلت زده سعید قدیم ضربه‌های محکمی فرود آمد. به مسئله “مرگ حق است ” فکر کرد و خود را در گل‌ولای باتلاق دید. کمک خواست، به دنبال جستجوی راهی و پیدا کردن نجات‌دهنده‌ای بود، اما راه‌ها را متفاوت می‌دید و سرگردان و متحیر شد. تفألی به کتاب “فتوح الغیب ” شیخ گیلانی (غوث اعظم) زد و عبارت: «انت فی دارالحکمه فاطلب طبیبا یداوی قلبک» آمد.[۳۷۷] نورسی می‌گوید: «عجیب است که من در آن زمان عضو دارالحکمه الاسلامیه بودم. گویی حکیمی بودم که می‌خواستم زخم‌های اهل اسلام را درمان کنم، درحالی‌که بیمارترین فرد خودم بودم. فرد بیمار ابتدا باید خود را درمان کند، سپس از بیماران دیگر مراقبت کند.[۳۷۸] خلاصه، حضرت شیخ به من گفت: «تو خودت بیمار هستی؛ طبیبی برای خودت پیدا کن» گفتم: «تو طبیب من شو» و خودم را مورد خطابش کردم و کتاب مذکور را به‌گونه‌ای خواندم که گویی مخاطب کتاب من هستم؛ اما مطالب کتاب سنگین بود و غرورم را به‌طور شدیدی از بین می‌برد و در نفسم جراحی‌های شدیدی انجام داد؛ نتوانستم طاقت بیاورم کتاب را تا نیمه خواندم اما طاقت نیاوردم آن را تمام کنم. کتاب را در قفسه گذاشتم؛ و پس از مدتی درد و ناراحتی به وجود آمده از جراحی‌ها تمام شد و شاد و خوشحال شدم. کتاب استادم را به‌طور کامل خواندم، به اوراد و مناجات آن گوش دادم و فیض و بهره زیادی به من رسید.[۳۷۹]
نورسی پس از راهنمایی و ارشاد با کتاب “فتوح الغیب ” شیخ گیلانی، از مکتوبات شیخ احمد سر هندی بهره زیادی می‌برد. وی در این خصوص می‌گوید: کتاب «مکتوبات» امام فاروقی سر هندی (مجدد الف ثانی) را دیدم. آن را برداشتم؛ خالصانه نیت کردم و تفأل زدم. باعث تعجب اینکه دو بار در آن لفظ “بدیع‌الزمان ” در دو مکتوب به‌کاررفته بود. نام پدرم میرزا بوده است و در ابتدای آن دو مکتوب آمده بود: «نامه به میرزا بدیع‌الزمان»؛ گفتم: سبحان‌الله! مرا مورد خطاب قرار داده است. در آن زمان یکی از لقب‌های سعید قدیم “بدیع‌الزمان ” بود؛ و جز بدیع‌الزمان همدانی (در سال سیصد هجری) از فرد دیگری با این لقب خبری نداشتم.[۳۸۰]… در دو نامه مزبور را دوای دردم را پیدا کردم اما امام سر هندی در تمام نامه‌هایش سفارش می‌کند: «به دنبال توحید قبله برو» یعنی برای خود استادی انتخاب کن، به دنبالش برو و به دیگران سرگرم نباش… این سفارش مهم امام ربانی، با توانایی و احوال روحی من موافق نبود. خیلی فکر کردم به دنبال این بروم یا به دنبال دیگری؟ متحیر شدم. یک دارای ویژگی‌های جذابی داشتند و من به یک نفر قانع نبودم. در حالت تحیر، رحمت حضرت حق بر دلم گذشت: رأس همه این راه‌ها و خورشید همه این سیاره‌ها، قرآن حکیم است؛ توحید قبله واقعی را باید در قرآن پیدا کرد؛ زیرا عالی‌ترین راهنما و پاکیزه‌ترین استاد قرآن است، به قرآن توسل پیدا کردم.[۳۸۱] بنابراین نورسی با ارشاد قرآن کریم و باز شدن عقل، روح و قلبش شروع به سلوک کرد. به‌وسیله درس و هدایت قرآن راهی به‌سوی حقیقت پیدا کرد. ازآنجاکه در سلوک وی عقل و قلب توأمان بود، پیش از هر چیز مصمم به مداوای جراحت‌های قلب و روح و رهایی نفس از اوهام پرداخت و تبدیل سعید قدیم به سعید جدید شد و حاصل آن کلیات عظیم رسائل النور گردید.[۳۸۲]
۳-۵ ادبیات عرفانی
میان عرفان اسلامی و ادبیات فارسی و عربی مانند عرفان و شریعت ارتباطی دوطرفه وجود دارد. عارفان با رسیدن به مقاماتی، حالات، واردات و مقامات معنوی خود را به شکل جملات موزون و با تعابیر شاعرانه بیان کنند؛ زیرا آن‌ها بیان آشکار و عریان این حقایق عرفانی را به مصلحت نمی‌دانستند؛ دیگر اینکه واژه‌های شاعرانه به شکل منظوم و آهنگین با موسیقی خاص را در مسیر سلوک اثرگذارتر می‌دانستند؛ دیگر اینکه دست‌یابی به مقامات عرفانی و الهی که بیشتر بااحساس شادی و وجد درونی شدید همراه بود، با ادبیات موزون و شعر همخوانی ذاتی بیشتری داشت و فهم و انتقال آن معارف عالی، در قالب تشبیهات، تمثیلات، استعارات و کنایات ممکن‌تر بود، بنابراین عارفان الفاظی را که در عشق مجازی و در مستی، شراب و شراب‌خواری به کار می‌رفت، برای بیان احوال خود برگزیدند درنتیجه اصطلاحات خاصی مانند خط و خال، زلف، ابرو، شراب، مستی، خماری، عارض، شاهد، ساقی، جام و جز این‌ها به وجود آمدند.
بهره‌گیری عرفان و تصوف از ادبیات فارسی و عربی باعث اثرگذاری بیشتر و تحول عمیق‌تر در ادبیات آن‌ها شد و بزرگ‌ترین آثار شعری در دو زبان فارسی و عربی با بهره گرفتن از مفاهیم عرفان اسلامی به‌ خصوص در اشعار شاعرانی چون سعدی، حافظ، نظامی، سنایی، عطار، مولانا و ابن فارض به وجود آمد و ذوق شعری و طبع لطیف ادبی جزء جداناپذیر هر عارف شد و آن‌ها معمولاً از خود ادبیات، غزلیات و یا دیوان شعری به یادگار می‌گذاشتند.[۳۸۳]
۳-۵-۱ادبیات عرفانی و صوفیانه در رسائل النور
از گذشته تاکنون ادیبان، شاعران، متفکران و عالمان ازنظر استفاده و تأکید بر اسلوب و لفظ یا تأکید بر معنا و محتوا به دودسته تقسیم می‌شوند. عده‌ای لفظ و طرز بیان را فدای محتوا و معنا می‌کردند و عده‌ای دیگر برعکس این‌ها، محتوا و معنا را فدای لفظ و اسلوب می‌کردند؛ اما نورسی جنبه ادبی را هم از جهت لفظ و هم از جهت معنا و محتوا با توان کامل رعایت می‌کرد و توانایی ادبی کم‌نظیری در مهارت‌های ذوقی، احساس‌های درونی، فکر عمیق و والا و نیز قوه خیال داشت. شیوه و طرز بیان او به موضوعات گوناگون، متفاوت بود. در مباحث علمی و فلسفی برای اقناع دیگران از دلایل منطقی و ریاضی، اما با ترکیب‌های بسیار کوتاه استفاده می‌کرد؛ اما در موضوعات قلبی و حسی طرز بیانش بسیار زلال و شفاف بود. در وصف عناصر طبیعت، طرز بیانش به‌اندازه‌ای لطیف بود که شاگردان نور بامطالعه رسائل النور به‌طور همه‌جانبه ازنظر حسی، فکری، روحی، وجدانی و خیالی راضی می‌شود.[۳۸۴]
۳-۵-۲ بهره‌گیری از ادبیات فارسی
نورسی به قطع و یقین بافرهنگ و ادبیات فارسی که خود سرشار از عرفان و حکمت و تأمل‌های معنوی است، آشنایی و آگاهی داشته و شاهد مثال‌های زیادی از اشعار فارسی ارائه می‌دهد. ازجمله: «بی‌ادب محروم ماند از لطف رب.»[۳۸۵]
نورسی در بسیاری از اوقات به زبان فارسی از خداوند طلب یاری می‌کند. درجایی می‌گوید: «غریبم، بی‌کسم، ضعیفم، ناتوانم، الامان گویم، عفو جویم، مدد خواهم ز درگاهت الهی»[۳۸۶] نیز این بیت فارسی را زمان در پناه آوردن همه آفریده‌ها به خداوند متعال را به زبان می‌راند:
لا اله الا هو برابر می‌زنند هر شی‌ء دمادم جویند یا حق، سراسر گویند یا حی[۳۸۷]
همچنین، در مبحث شناخت وحدت وجود و ضرر افتادن آن به دست عوام، به گفته مولانا اشاره می‌کند که: «گوش بازکن تا از خدای همان گفته‌های همگان را در حکایت‌های فطرت بشنوی»[۳۸۸] این موارد و شاهد مثال‌های مناجات فارسی که به‌ویژه در مثنوی عربی نوری بیشتر مشهود است، نشان می‌دهد زبان و ادب فارسی، عرفان و تصوف ایرانی و شعرای فارسی‌زبان جایگاه والایی در اندیشه، تفکر، ادبیات، آرای و اندیشه‌های سلوکی وی داشته است.
نورسی به‌طور گسترده از ادبیات، اشعار شاعران و نثر عارفان فارسی‌زبان بهره برده است. وی دارای مناجاتی به زبان فارسی است که به گفته خودش یک‌باره بر قلبش خطور کرده است. ازجمله به مناجات ذیل می‌توان اشاره کرد:
أیوا! این زندگانی همچو خواب است
وین عمر بی‌بنیاد همچو باد است
انسان به زوال دنیا به فنا است، آمال بی بقا آلام به بقا است
بیا ای نفس نافرجام! وجود فانی خود را فدا کن
خالق خود را که این هستی ودیعه هست
و ملک او را فنا کن تا بقا یابد، از آن
سری که: «نفی النفی» اثبات است
خدای پر کرم خود ملک خود را می‌خرد از تو
بهای بی‌کران داده برای تو نگهدارد.[۳۸۹]
۳-۶ طریقت عرفانی نورسی
۳-۶-۱ حقیقت طریقت و شریعت ازنظر نورسی:
نورسی درک دقیقی از حقیقت تصوف دارد و ضمن تأیید تصوف، اسامی «تصوف»، «طریقت»، «ولایت»، «سیر و سلوک» را حقایقی شیرین و نورانی می‌داند که اهل ذوق و کشف در توضیح و آموزش آن‌ها کتب فراوان نوشته‌اند.[۳۹۰]
نورسی قلب و ارتقای آن را به‌وسیله ذکر خدای تعالی و توجه به حقایق ایمانی، ابزار اصلی برای سیر، حرکت در مراتب ولایت و مسلک طریقت می‌داند. وی درباره مزایای ذکر در زندگی دنیایی می‌گوید: ذکر، انسان را از سختی زندگی مادی، تاریکی‌ها، غم‌ها و قصه‌ها، آزاد می‌کند و انس باخدا را به انسان می‌چشاند تا اینکه انسان احساس سعادت می‌کند.[۳۹۱]
حقیقت و شریعت صوفیه مکمل همدیگر هستند و به‌وسیله این دو، اسلام بنده، کامل و حقایق دین برای انسان آشکار می‌شود، اما کسانی که تنها اهل شریعت هستند، ممکن نیست به ذوق حقیقی برسند؛ زیرا بر معادن در و یاقوت‌ها که شامل اسرار حقایق دین است، قفل می‌زنند و آب حیات را گم‌کرده‌اند؛ بنابراین تذکر و هشدار می‌دهد که در معرض خطر هستند.[۳۹۲] نورسی روشنایی مجالس ذکر ایمان، باعث حفظ مؤمنان و نگهداری از دین آن‌ها می‌شود، بااین‌حال او واقعیت تصوف عصر خود را تأیید نمی‌کند بلکه به غلو کنندگان و جهله اهل تصوف اشاره و بیهوده‌گویی‌های آن‌ها را رد می‌کند و می‌گوید: تصور کنید شریعت قشر و پوسته و حقیقت لب، مغز، نتیجه و هدف آن باشد، آن‌گونه که برخی اهل تصوف گمان می‌کنند. سپس می‌گوید: اینکه طریقت و حقیقت را دو واقعیت جدا از هم در نظر بگیریم، درست نیست زیرا این‌ها دو وسیله و دو خادم دین هستند. پس هرگاه مقصود ذاتی مطابق بودن با سنت سنیه باشد، التزام و تعهد احکام شریعت، پیروی از سنت محمدی (ص) است و اگر تمایل قلب به‌جای دیگری باشد، با این تصور که حلقه ذکر (تصوف) بهتر از نماز و جاذبه اذکار و اوراد از توجه به نماز قوی‌تر و فرار از مخالفت‌های طریقت مهم‌تر از فرار از گناه باشد، خطای محض است؛ زیرا همه اوراد و اذکار طریقت با یکی از فرایض دینی قابل‌مقایسه و تطبیق نیست و نمی‌تواند جایگزین انجام یکی از واجبات دین باشد. آداب طریقت و اوراد تصوف مانند مکملی برای دستیابی به ذوق واقعی از فرایض شرعی است، نه آنکه هدف باشد. کسی که تصور می‌کند باعجله در مسجد نماز بخواند تا با رفتن به زاویه، ذوق حقیقی را دریابد، به‌دوراز حقیقت است.[۳۹۳] همچنین می‌گوید: طریقت و حقیقت اجزای شریعت بزرگ هستند، بنابراین تصور گروهی از متصوفه که شریعت را پوست و قشر ظاهری؛ و حقیقت را لب، نتیجه و هدف آن تصور می‌کنند، درست نیست؛ و یا اینکه شریعت و حقیقت شرعی برای عوام؛ و حقیقت و طریقت برای خواص و بالاتر از مرتبه شریعت است، خطا و اشتباه است.[۳۹۴]
به نظر نورسی، همان‌قدر که وحی بر الهام برتری دارد، آداب شرعی هم که ثمره وحی است، بر آداب طریقت که ثمره الهام است، برتری دارد؛ زیرا مهم‌ترین اساس طریقت همان پیروی از سنت نبوی است. به همین خاطر نورسی اذواقی که اهل طریقت در تکیه‌ها و زوایا دریافت می‌کنند را به‌هیچ‌وجه در رتبه و درجه نمازی که به‌صورت مطلوب از جهت ارکان در مساجد برگزار می‌شود، نمی‌داند و کسی را که اذواق تکیه او را از نماز در مسجد بازبدارد، به‌دوراز روح، حرارت و حقیقت است. رسیدن به انوار حقیقت، جدای از پیروی از خطوط و گام‌هایی که رسول (ص) مشخص کرده محال است.[۳۹۵]
۳-۶-۲ نظر نورسی درباره غالیان و جهله صوفیه
نورسی برخی از جهله، غالیان صوفیه و افراط کنندگان آن‌ها را به خاطر اینکه عده‌ای از بزرگان خود را از برخی پیامبران و یا صحابه برتر می‌دانند و اوراد طریقتی خود را خواندن نافله‌ها، مستحبات عمومی و ذکرهای منقول از پیامبر (ص) برتر می‌دانند، موردنقد و انکار قرار می‌دهد. همچنین برخی از آن‌ها تصور می‌کنند ارزش الهام و کشف مانند وحی است و نیز صاحبان کرامات را برای عامه مردم طوری معرفی می‌کنند تا آن‌ها را متوجه بزرگی منزلت و جایگاه خود کنند تا آن‌ها را همانند اولیای خدا به‌حساب آورند، گرچه این جایگاه به‌دوراز مراتب ادعایی آن‌ها است. یا کسانی که فخرفروشی و شطحیات را بر شکر، فروتنی و بی‌نیازی از تمام موجودات، برتر و از بالاترین مراتب می‌دانند.[۳۹۶]
نورسی ضمن انتقاد از سالکانی که به برتری ولایت بر نبوت باور دارند، با دلایلی به اثبات برتری نبوت بر ولایت پرداخته است. نورسی می‌گوید: این اولیا به‌طورقطع به مرتبه انبیا نمی‌رسند و صحابه هم به دلیل هم‌صحبتی پیامبر دارای مقامی هستند که اولیا محال است بتوانند از آن‌ها بالاتر بروند طبق گفته بزرگان محقق مانند امام غزالی و امام ربانی: صوفیه‌ای که به‌جز مبادی سلوک با آداب سنت نبوی شریف، سلوک می‌کنند، دچار نابودی و خسران هستند و نیز متعصبانی که اوراد و آداب سلوکی طریقت خود را بر اذکار سنت نبوی برتر می‌دانند، به لغزش مخالفت باسنت نبوی و ترک آن سقوط می‌کنند.[۳۹۷]
۳-۶-۳ نگاه آسیب شناسانه به تصوف و طریقت‌ها

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع شناسایی و رتبه بندی موانع ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲۲.۲

هلند

۰.۰۰

۸۱.۸

۱۸.۲

پاکستان

۱۰

۹۲.۷

۶.۳

انگلستان

۱۶.۷

۶۶.۷

۱۶.۷

ایلات متحده آمریکا

۱۶.۷

۶۶.۷

۱۶.۷

دیگر کشورها

۹.۵

۶۹

۲۲.۵

انگلستانNON

۱۰

۷۹

۱۵.۶

جمع کل

Source: IFAC(2008)Developments in Performance Measurement Structures in Public Sector Entities،pg.51،available at :http://www.ifac.org/sites/default/files/publications/files/Developments%20in%20 Performance% 20 Measurement%20Structures%20in%20Public%20Sector%20Entities.pdf
* There were chosen in accordance with the number of respondents
در مورد اینکه تا چه حد حسابداری تعهدی در مقایسه با حسابداری نقدی یا بر اساس گزارش های دیگر به عنوان پایه و اساس گزارشگری مالی مورد استفاده قرار می گیرد ، می توان به این توجه نمود که شیوع حسابداری تعهدی صرف نظر از نوع بخش عمومی و کشور می باشد . برای مثال می توان اشاره کرد که بخش دولتی به طور شایع از حسابداری تعهدی برای گزارش مالی در قسمت بهداشت و درمان (۳/۹۰٪) استفاده می کند .

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

جدول بالا نشان می دهد که بریتانیا کشوری است با بالاترین کاربرد حسابداری تعهدی یعنی به میزان (۷/۹۲٪) (۳۱۰،۲۰۱۱،Stefanescu & Ţurlea) . فرایند تغییر از مبنای حسابداری نقدی به تعهدی برای اداره های دولت مرکزی بریتانیا در اوایل دهه ۱۹۹۰ شروع شد و در مدت ده سال ، حسابداری تعهدی استقرار یافت و در سال ۲۰۰۶ این روش را بطور کامل در بخش عمومی اجرایی کرد . (وکیلی فرد و نظری، ۱۳۹۱،۱۱۳)
در بخش دولتی رومانی ، بدون در نظر گرفتن نوع بخش ، حسابداری تعهدی از طریق مقررات حسابداری ملی (سفارش از وزیر مالیه عمومی) به عنوان اساس گزارشگری مالی در سال ۲۰۰۵ پذیرفته شده است . این گزینه به توسعه حسابداری نهادهای بخش عمومی محدود می شود که به عنوان یکی از استراتژی های کشور رومانی برای پیوستن به اتحادیه اروپا می باشد .
فرانسه ، عضو اتحادیه اروپا از سال ۱۹۵۸، فرآیندی را آغاز کرده است تا بخش دولتی حسابداری جدید را بر اساس استانداردهای حسابداری بخش عمومی بین المللی (IPSAS) به عنوان یک نتیجه از احکام قوانین مالیه عمومی داشته باشد . پذیرش حسابداری تعهدی از سال ۲۰۰۴ همراه با اصلاح جهانی مدیریت نوین شروع شده است که در نتیجه مقررات ملی است که از لحاظ محتویات با استانداردهای حسابداری بخش عمومی بین المللی (IPSAS) شبیه است . استفاده از مقررات حسابداری برای بخش های عمومی فرانسه ، به ترتیب دولت ، امنیت اجتماعی و بخش های محلی محدود شده است. (Stefanescu,2011,310 Turlea)
در ایرلند تغییرات مشابه همزمان با بریتانیا رخ داد . اما عوامل موثر بر استقرار مبنای تعهدی مانند عمل گرایی ، نبود تمایل عمومی ، فشارهای ایدئولوژیکی و سیاسی و تفاوت های فرهنگی مانع از پیاده سازی نظام مبتنی بر مبنای تعهدی به جای نقدی شد .
کانادا در سال ۲۰۰۲ حسابداری تعهدی را در بخش عمومی به کار گرفت . (وکیلی فرد و نظری، ۱۳۹۱،۱۱۳)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 106
  • 107
  • 108
  • ...
  • 109
  • ...
  • 110
  • 111
  • 112
  • ...
  • 113
  • ...
  • 114
  • 115
  • 116
  • ...
  • 459

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 اعتماد و احترام در رابطه
 نگهداری صحیح گربه
 سوال حیاتی پیش از ازدواج
 مناسب نبودن سگ هاسکی برای همه
 ساخت بازی هوش مصنوعی درآمدزا
 جلوگیری از وابستگی عاطفی منفی
 آموزش ساخت بازی هوش مصنوعی
 آموزش Leonardo AI کاربردی
 ترجمه دقیق با هوش مصنوعی
 صحبت صحیح با گربه‌ها
 علت گاز گرفتن توله سگ‌ها
 معرفی سگ شکاری پوینتر
 توکسوپلاسموز در گربه‌ها
 افزایش درآمد از آموزش آنلاین
 حفظ هویت در روابط
 افزایش فروش فایل‌های آموزشی جهانی
 آموزش سریع کوپایلوت
 واکنش به خیانت
 محتوا همیشه سبز فروشگاهی
 اشتباهات رایج ChatGPT
 راز جذب مردان
 طراحی لباس سفارشی آنلاین
 معرفی سگ‌های تازی
 حفظ خود در روابط
 درمان سرماخوردگی سگ خانگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود منابع تحقیقاتی : نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : بررسی ...
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی وضعیت اجتماعی ...
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع تاثیر-بکارگیری-فناوری-اطلاعات-و-ارتباطات-بر-توانمند-سازی-دانش-آموزان-مدارس-هوشمند-بابلسر-از-دید-معلمان- فایل ۳۶
  • بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی وضعیت ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی اثرات اجرای طرح هادی ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد آشکارسازی تغییرات بارش استان ...
  • بررسی موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر- فایل ۳
  • مطالب با موضوع : بررسی عوامل فرهنگی _ اجتماعی موثر بر ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره : ...
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع رابطه ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع بررسی رابطه بین مدیریت دانش ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع غنی سازی ...
  • پایان نامه با فرمت word : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی جایگاه صبر و سکوت ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد با موضوع سمینار حملات DOS در شبکه ...
  • پایان نامه ارشد : دانلود فایل ها با موضوع : سنجش کارایی مالی ...
  • دانلود فایل های پایان نامه درباره : بررسی نقش عملکرد ...
  • بررسی تنوع ژنتیکی اقوام ایرانی با استفاده از STR- ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان