مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع کارشناسی ارشد در مورد تاثیر سهولت کسب ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
شاخص استخدام نیروی کار

مشکلات و سختیهایی که کارفرمایان در استخدام و یا اخراج کارگران با آن مواجهاند در این شاخص مستتر است. دامنه هر شاخص ارقام از صفر تا صد است. رقم بالاتر مبین سختی و غیرمنعطفتر بودن مقررات است. هدف از تدوین این شاخص محاسبه میزان سختی قوانین کار، استخدام و اخراج در شرایط نیروی مازاد و همچنین انعطافناپذیری ساعات کار براساس شرایط واقعی میباشد. شاخصهای استخدام نیروی کار براساس پاسخهایی که به پرسشهای مطرح شده در فرمهای پرسشنامه داده شده است، تهیه میشود. سوالات مورد نظر بر پایه بررسی میزان آزادی عمل کارگر و کارفرما در تنظیم قرارداد، میزان ساعت کار، کار در ایام تعطیل و کارشبانه، نحوه استخدام و اخراج نیروی کار، هزینه های استخدام و اخراج نیروی کار برای کارفرما و سوالاتی از این قبیل تنظیم گردیده است. به منظور ایجاد همسانی میان شرایط در کشورهای مختلف برخی مفروضات در قبال نیروی کار و محیط کار در نظرگرفته شده است .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مفروضات مربوط به کارگر:
کارگر مرد، ۴۲ ساله، تمام وقت و دارای پست غیر اداری
با ٢٠ سال سابقه کاری در همان شرکت.
در کل دوران استخدام خود حقوق و مزایایی معادل متوسط دستمزد کشور دریافت نموده است.
شهروند قانونی و از نژاد و مذهب اکثریت جمعیت کشور.
در بزرگترین شهر تجاری کشور ساکن است.
عضو اتحادیه کارگران نمیباشد مگر آنکه عضویت دراتحادیه اجباری باشد
مفروضات در مورد شرکت:
واقع شدن شرکت در بزرگترین شهر تجاری کشور.
شرکت با مسئولیت محدود.
مالکیت آن صددرصد داخلی است .
در بخش تولیدی فعالیت میکند.
دارای ۲۰۱ نفرکارمند است.
چنانچه بیش از ۵٠ درصد از قراردادهای کار از طریق توافقات سندیکایی تنظیم میگردد، شرکتهای فوق را در برگیرد. حتی اگر شرکتهای موصوف تحت پوشش سندیکا نباشند.
از کلیه قوانین و مقررات تبعیت میکند، اما مزایایی بیش از آنچه در قوانین و مقررات معین شده و یا در توافق جمعی حاصل شده است به کارگران پرداخت نمیکند.
لازم به توضیح است اعمال محدودیت بر کار شبانه، کار در ایام تعطیل، در جریان قرارگرفتن یک نهاد ثالث به هنگام اخراج نیروی کار نکات منفی تلقی شده و برای محاسبه شاخص امتیاز منفی منظور می-گیرد.
برای محاسبه شاخص استخدام کارگران دو زیرشاخص کلی معرفی کردهاند که عبارت است از:
شاخص انعطافناپذیری اشتغال
هزینه های اخراج
شاخص انعطافناپذیری اشتغال با محاسبه سه شاخص فرعی زیر بدست میآید:
شاخص دشواری استخدام
شاخص انعطافناپذیری ساعات کار
شاخص دشواری اخراج
هریک از این سه شاخص به قرار زیر محاسبه میگردد.
شاخص دشواری استخدام
آیا انعقاد قراردادهای با دوره زمانی معین در خصوص وظایف دائم ممنوع است؟
حداکثر مدت قراردادهای با دوره زمانی معین چقدر است؟
نسبت حداقل دستمزد کاراموز یا مستخدم در شغل اول خود به طور متوسط ارزش افزوده هر کارگر چقدر است؟
انعطافناپذیری ساعات کار
آیا کار شبانه بدون محدودیت است؟
آیا کار در تعطیلات آخر هفته بدون محدودیت است؟
آیا هفته کاری می تواند ۵.۵ روز باشد؟
آیا هفته کاری را می توان به ۵۰ ساعت یا بیشتر (شامل اضافه کار) به مدت دو ماه در سال افزایش داد تا پاسخگوی افزایش تولید فصلی باشد؟
آیا تعطیلات با حقوق در طی سال ۲۱ روز یا کمتر از آن است؟
شاخص دشواری اخراج
آیا اخراج کارگران مازاد، مجاز است؟
آیا به منظور اخراج یک کارگر مازاد، کارفرما بایستی به شخص ثالثی (مثل یک اداره دولتی) اطلاع دهد؟
آیا به منظور اخراج یک گروه ۲۵ نفره از کارگران مازاد لازم است کارفرما شخص ثالثی را مطلع نماید؟
آیا به منظور اخراج یک کارگر مازاد، کارفرما نیاز به اخذ تاییدیه شخص ثالثی دارد؟
آیا به منظور اخراج یک گروه ۲۵ نفره از کارگران مازاد، کارفرما نیاز به اخذ تاییدیه شخص ثالثی دارد؟
آیا طبق قانون، کارفرما مکلف به انتصاب مجدد یا آموزش مجدد، قبل از اخراج کارگران مازاد میباشد؟
آیا در مورد کارگران مازاد، در قوانین اولویتی وجود دارد؟
آیا در خصوص استخدام مجدد در قوانین اولویتی وجود دارد؟
هر یک از این شاخصهای فرعی عددی بین یک تا ۱۰۰ میباشد و هر چه به ۱۰۰ نزدیکتر باشد نشان دهنده اینست که قوانین اشتغال سختتر میباشد.
هزینه های اخراج
شامل هزینه های زیر بر مبنای دستمزد هفتگی میباشد:

هزینه الزامات اعلام قبلی برای اخراج کارگر
حق سنوات

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد تحلیل فلسفی آیات ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

«و الشر الذی فی الافعال هو ایضا انما هو بالقیاس الی من یفقد کماله بوصول ذلک الیه مثل الظلم، او بالقیاس الی ما یفقد من کمال یجب فی السیاسه المدنیه کالزنا، و کذلک الاخلاق انما هی شرور بسبب صدور هذه عنها و هی مقارنه لإعدام النفس کمالات یجب ان تکون لها و لا نجد شیئا مما یقال له شر من الافعال الا و هو کمال بالقیاس الی سببه الفاعل له»[۳۱۶]؛ و شری که در افعال میباشد همانا این شر بودن به خاطر مقایسه با کسی است که کمالی را از دست میدهد به واسطه رسیدن شر به او، مثل ظلم که شر بودن آن به خاطر از دست دادن کمالی است که در مظلوم میباشد، و همچنین شر بودن افعال به خاطر مقایسه با کمالی است که در اشیاء از بین میرود و رعایت آن برای اداره اجتماع نیاز است، مانند زنا. همچنین اخلاق به خاطر این شر خوانده میشود که این افعال از آن صادر میشود و این اخلاقی که شر است باعث میشود که کمالاتی را که باید واجد باشد از دست بدهد. و هر فعلی که به آن شر گفته میشود در مقایسه با علت فاعلی آن که آن را ایجاد کرده است، خیر میباشد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

پس ظلمی که از قوه غضبیه صادر میشود؛ از طرفی قوه غضبیه طالب غلبه است و غلبه برای آن کمال است چون موجبات غلبه و خوشحالی قوه غضبیه به آن است، برای قوه غضبیه خیر است اما همین ظلم نسبت به مظلومی که کمالی را از دست میدهد یا نسبت به قوه ناطقه که کمال آن مسلط شدن بر قوه غضبیه و تحت اختیار گرفتن آن است شر میباشد. در نتیجه شر بودن افعال و مبادی که آن افعال از آنها به وجود میآیند به خاطر جهات عدمی میباشد و گرنه وجود آن مبادی، خیر میباشند.
ملا صدرا هم در مورد شرور اخلاقی مفصل صحبت کرده است. ایشان میفرماید: «و من هذا القسم الاخلاق المذمومه المانعه للنفوس عن الوصول لی کمالاتها العقلیه کالبخل و الجبن و الاسراف و الکبر و العجب و کذا الافعال الذمیمه کالظلم و القتل عدوانا و کالزنا و السرقه و الغیبه و النمیمه و الفحش و ما اشبهها فان کل واحد من هذه الاشیاء فی ذاته لیس بشر و انما هی من الخیرات الوجودیه و هی کمالات لاشیاء طبیعیه، بل لقوی حیوانیه او طبیعیه موجوده فی الانسان و انما شریتها بالقیاس الی قوه شریفه عالیه شانها فی الکمال ان تکون قاهره علی ما تحتها من القوی غیر خاضعه و لا مذعته ایّاها»[۳۱۷] ؛ و از این قسم ـ قسمی که بالذات از خیراتند اما بالقیاس با بعضی اشیاء دیگر شری شمرده میشود ـ اخلاق ناپسند و زشت است که مانع نفوس انسانی از رسیدن به کمالات عقلیه آن است مانند بخل، ترس، اسراف، تکبر، خودپسندی. همچنین افعال مذموم و ناپسند است، مانند ظلم، قتل بنا حق، زنا، سرقت، غیبت، سخن چینی، فحش و مانند این افعال میباشد. پس همانا هر کدام یک از این اخلاق یا افعالی که نامبرده شده ذاتاً شر نمیباشند بلکه همگی از خیرات وجودی میباشند و اینها کمالات اشیاء طبیعی میباشند، بلکه کمالات برای قوای طبیعی یا حیوانی که در انسان موجودند میباشند. و شر بودنشان فقط در مقایسه با قوه شریفه و بزرگی (عاقله) میباشد که شأن آن این است که بر دیگر قوایی که در انسان موجود میباشند، مسلط باشد.
اخلاق مذموم و ناپسند برای نفوس حیوانی و قوای غضبیه و شهویه کمال میباشند و از این جهت خیر میباشند، اما شر بودن اخلاق رذیله نسبت به نفوس ضعیفهای است که عاجزند از اینکه قوای شهویه و غضبیه را در تحت تسلط قوه ناطقه در بیاورند و قوای خود را از افراط و تفریط حفظ کنند. ملا صدرا در جای دیگری میفرماید: «خیرات و شروری که به نفوس انسانی نسبت داده میشوند از آن جهت که تحت اوامر و نواهی دینی واقع میشوند، همه آنها چه از خیرات به حساب آیند، مانند: قیام، صیام، حج، عمره، زکات، امر به معروف و نهی از منکر، صله رحم، عیادت مریض، تشییع جنازه، زیارت قبور اولیاء خدا و غیر آن از طاعات، یا از شرور و معاصی به حساب آیند، مانند: زنا، سخن چینی، سرقت، کشتن، خوردن مال یتیم، ظلم و ستم و مانند اینها، امور وجودی هستند و وجود از خیریت منفک نیست. پس هر یک از اینها برای انسان کمال و خیری هستند نه از آن جهت که انسان است و به اعتبار جزء نطقی او بلکه به اعتبار قوای مطلق حیوانی اوست و مذمت عقلی و شرعی بر آنها مترتب نیست مگر به اعتبار تعیّن و انتساب آنها به جوهر نطقی که کمالش در شکستن قوه شهوانی وغضبی است تا بتواند نیرویی بالاتر از آنها را کسب کند. بعد ایشان مثال زنا را میزند و میفرماید: شهوتی که مورد مذمت است، همچنین زانی و خود زنا که عقلا و شرعا مذموم هستند، در حالی که هیچ شکی وجود ندارد در اینکه حقیقت شهوت یک قوه غریزی است که در نفس موجود میباشد و سایهای از صفت شوقی میباشد که در ملائکه مقرب موجود است پس ذاتاً امری پسندیده است. همچنان زانی به اعتبار اینکه انسان است و زنا به اعتبار اینکه آمیزش است یک فعل کمالی است که اگر انسان بر آن قادر نباشد، ناقص و مذموم میباشد. پس شهوت به اعتبار حقیقتش که محبت شدید است و به اعتبار تعینش در مذکر و مونث و به خاطر اینکه سبب تولید مثل و بقاء و کسب لذت میشود، پسندیده است، و همچنین زنا قطع نظر از عوارضی که سبب مذمت آن می شود خیر میباشد، و آن عوارض دوری از حکم شرع و عقل است که فعل زنا موجب انقطاع نسب و ارث و ترک تربیت اولاد و اختلال نظام زندگی و وقوع هرج و مرج میباشد.[۳۱۸]
همچنین علامه طباطبایی شر بودن شرور اخلاقی را به جهات عدمی آن میداند. ایشان میفرماید: هر معصیتی از معاصی با طاعتی در مقابل آن مماثلت و مشابهت دارد و هیچگونه فرقی بین آن دو نیست الا اینکه در یکی (طاعت) موافقت امر شرعی و عقلی است و در دیگری (معصیت) مخالفت امر شرعی و عقلی. مانند زنا و نکاح، خوردن مال دیگری از روی ظلم و ستم یا رضایت او و کشتن از روی ستم یا قصاص. پس جهت معصیت این افعال مخالفت و ترک امر شارع و عقل است و ترک معنایی عدمی است که وجود ندارد.[۳۱۹]
همچنین شرور اخلاقی که از انسانها سر میزند از جمله اموری است که در تقسیم بندی ارسطویی دارای خیر غالب همراه با شر قلیل است.
«الانسان المستعد للکمالات النفسانیه و العقلیه و الخیرات الظنیه و الحقیقه قد یعتریه بسبب امور اتفاقیه اعتقادات فاسده و جهالات مرکبه و اخلاق ذمیمه و اعمال سیئه و اقتراف خطیئات تضره فی المعاد، ولکن هذه الشرور انما تکون فی اشخاص قلیله اقل من اشخاص سالمین عن هذه الشرور و الافات و فی اوقات اقل من اوقات العافیه و السلامه عنها»[۳۲۰]؛ انسان که استعداد دریافت کمالات نفسی و عقلی و خیرات زیادی را دارد گاهی به سبب اموری، اعتقادات فاسده یا جهل مرکب یا اخلاق و اعمال زشت یا گناهانی که به امر معاد او ضرر میزند بر او عارض می شود، اما این شروری که ذکر شد در اشخاص معدود و قلیلی در بعضی از زمانها اتفاق میافتد که تعداد آنها از افرادی که از این شرور سالم ماندهاند خیلی کمتر است.
در اینجا باید نکتهای گفته شود و آن شبههای است که شیخ الرئیس ابن سینا از آن جواب داده است. شبهه این است که اگر شرور اخلاقی که از انسانها سر میزند در اقلیت میباشد، چرا بر بیشتر مردم، جهل یا طاعت شهوت و غضب غالب است و چرا به این مردم شر قلیل نسبت داده شده است؟ جوابی که این فیلسوف بزرگ از این اشکال داده چنین میباشد: همچنان که احوال بدن سه قسم است: یکی آنکه زیبایی و صحت را به کمال رسانده و در نهایت حسن و صحت هستند، دیگری گروهی که از هیچ گونه سلامت و حسنی برخوردار نیستند بلکه در نهایت زشتی و بیماری به سر میبرند، و قسم سوم گروهی که از زیبایی و سلامتی نسبی برخوردارند و متوسط بین دو گروه قبلی میباشند. گروه اول و دوم در اقلیت به سر میبرند اما اکثریت قاطع را گروه سوم متوسطین تشکیل میدهند. همچنین حال نفس از نظر زیبایی باطنی و سلامت نفسانی بر سه قسم است. گروه اول آنها که در نهایت زیبایی و سلامتی باطنیاند و از لحاظ عقلانی و اخلاقی یا عقل نظری یا عملی هیچ گونه کم و کاست و عیب و نقصی ندارند. گروه دوم دستهای هستند که چنان در جهل مرکب و رذائل اخلاقی و معاصی غوطه ورند که هیچ گونه امیدی به نجات و رستگاری آنها نیست. گروه سوم که متوسط بین دو گروه قبل است یعنی در فضایل اخلاقی و عقلانی به کمال نرسیده و از عالی ترین درجه سعادت اخروی برخوردار نیستند و جهل آنها جهل بسیط است و در معاد به آنها ضرر نمیزند، از لحاظ علمی و عملی ناقصاند ولی در جمع اهل سلامت هستند و از خیرات اخروی بهرهای میبرند. دو قسم اول در اقلیت به سر میبرند و نادر میباشند اما اکثریت قاطع را گروه سوم تشکیل میدهند که از فضائل عقلانی و اخلاقی برخوردارند اگر چه گروه اول اندک میباشند اما اگر گروه سوم را به آنها بیافزائیم به اکثریت قاطعی میرسیم که در آخرت خوشبختند.[۳۲۱]
این بحث را میتوان در آیاتی که مربوط به خلقت حضرت آدم[۳۲۲] علیه السلام است پی گیری کرد.
هنگامی که خدا خواست آدم را بیافریند و خلیفه ای از جانب خودش بر روی زمین قرار دهد، موجودی که نماینده او باشد و صفاتش پرتویی از صفات پروردگار، آن را به فرشتگان اعلام کرد: «و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه» فرشتگان میدانستند که در طبیعت انسان شر و فساد هست و لذا با تعجب سوال کردند: «قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء» آیا کسی را بر روی زمین قرار میدهی که فساد و خونریزی کند در حالی که ما تو را عبادت میکنیم، تسبیح و حمدت به جا میآوریم و تو را از آنچه شایسته ذات پاکت نیست پاک میشمریم. خداوند در اینجا پاسخ سر بستهای به آنها داد «قالَ انِّی اَعلَمُ ما لا تَعلَمُون» فرمود: من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.
فرشتگان آن چنان که از سخنانشان پیدا است پی برده بودند که این انسان فردی سر به راه نیست، فساد میکند، خون میریزد و خرابی به بار میآورد. ملائکه این مطلب را از کلمه فی الارض (در روی زمین) دریافته بودند. زیرا میدانستند انسان از خاک آفریده می شود و ماده به خاطر محدودیتی که دارد طبعا مرکز تزاحم است، چه این که جهان محدود مادی طبع زیاده طلب انسانها را نمی تواند اشباع کند، حتی اگر همه دنیا را به یک فرد بدهند باز ممکن است سیر نشود. این وضع مخصوصاً در صورتیکه توأم با احساس مسئولیت کافی نباشد سبب فساد و خونریزی میشود.[۳۲۳]
علامه طباطبائی در این باره میفرماید:
ملائکه از کلام خدای تعالی که فرمود: میخواهم در زمین خلیفه بگذارم، چنین فهمیده اند که این عمل باعث وقوع فساد و خونریزی در زمین میشود، چون میدانستهاند که موجود زمینی به خاطر اینکه مادی است، باید مرکب از قوایی غضبی و شهوی باشد و چون زمین دار تزاحم و محدود الجهات است، و مزاحمات در آن بسیار میشود، مرکباتش در معرض انحلال و انتظامهایش و اصلاحاتش در مظنه فساد و بطلان واقع می شود، لاجرم زندگی در آن جز بصورت زندگی نوعی و اجتماعی فراهم نمیشود و بقاء در آن به حد کمال نمیرسد جز با زندگی دسته جمعی و معلوم است که این نحوه زندگی بالاخره به فساد و خونریزی منجر میشود.[۳۲۴]
فرشتگان میدانستند که آدم موجودی مُلکی و زمینی است و موجود زمینی مادی و مرکّب از قوای غضبیّه و شهویّه است و قلمرو ماده، منطقه تزاحمها و درگیریها و لازمهاش افساد و خونریزی است.[۳۲۵]
بعد از خلقت انسان، آدم به لطف پروردگار دارای استعداد فوق العادهای برای درک حقایق هستی بود. خداوند این استعداد او را به فعلیّت رسانید و همه اسماء را به او تعلیم داد. علم اسماء چیزی شبیه «علم لغات» نبوده است. بلکه مربوط به فلسفه و اسرار و کیفیات و خواص آنها بوده است، خداوند این علم را به آدم تعلیم کرد تا بتواند از مواهب مادی و معنوی این جهان در مسیر خویش بهره گیرد.[۳۲۶]
بعد از تعلیم اسماء به آدم، خداوند آنها را بر ملائکه عرضه کرد و آن حقایق را نشان داد. گفت: شما اینها را به من معرفی کنید، بگویید نام اینها چیست؟ برای آنها مجهول بود. در پاسخ گفتند: خداوندا، منزهی تو جز آنچه به ما تعلیم دادهای چیزی نمیدانیم. آن وقت به آدم ماموریت داده شد که ای آدم، فرشتگان را از اسماء و اسرار این موجودات با خبر کن. هنگامی که آدم حقایقی را که برای آنها مجهول بود تعلیم داد، خداوند به فرشتگان فرمود: من نگفتم رازهای نهانی وجود دارد که من آن رازها را میدانم و شما نمیدانید؟ یعنی شما از آن موجود، فقط این جنبهاش را میدانستید و میشناختید و میگفتید او منشا شر و فساد میشود، اما این جنبه اش که او میرسد به جایی که شما باید در مکتب او بیاموزید، این را دیگر شما ندیده بودید. انسان موجودی است که در طبیعت او شر و فساد هست و در عین حال در طبیعت این موجود این استعداد هست که برسد به جایی که ما فوق فرشتگان و ملائکه قرار بگیرد و این دو هم به یکدیگر آمیخته است، تفکیک ناپذیر است.[۳۲۷]
خدای سبحان در پاسخ و رد پیشنهاد ملائکه، مساله فساد در زمین و خونریزی در آنرا از خلیفه زمینی نفی نکرد و نفرمود: که نه، خلیفه ایکه من در زمین میگذارم خونریزی نخواهد کرد و فساد نخواهد انگیخت. در عوض مطلب دیگری عنوان نمود و آن این بود که در این میان مصلحتی هست که ملائکه قادر بر ایفاء آن نیستند و نمیتوانند آنرا تحمل کنند ولی این خلیفه زمینی قادر بر تحمّل و ایفای آن هست.
آری انسان از خدای سبحان کمالاتی را نمایش میدهد و اسراری را تحمّل میکند که در وسع و طاقت ملائکه نیست. این مصلحت بسیار ارزنده و بزرگ است بطوریکه مفسده فساد و سفک دماء را جبران میکند.[۳۲۸]
ملائکه نگفتند: خدایا این را که می آفرینی منهای شر و فسادش خلق کن. اگر برای ملائکه این مسئله مطرح بود ـ آن طور که اغلب ما این طور فکر میکنیم و میگوییم خوب، انسان آفریده شود منهای شر و فسادش ـ همین طور سخن میگفتند. نه، میدانستند اگر انسان آفریده شود آن شر و فساد هم جزء آن هست و قضیه منها ندارد. آنها میدانستند که انسان توام با این شر و فساد است منتها ما بعد شر و فساد یعنی جنبه های خیر کثیر را دیگر نمیدیدند. خداوند آن جنبه های دیگر را به آنها اعلام کرد. وقتی که فرشتگان آن استعدادهای دیگری که در همین انسان هست و آن خیرات کثیری که بر وجود این انسان مترتب است دیدند، اعتراض خودشان را پس گرفتند و فهمیدند که چرا باید چنین موجودی آفریده شود.[۳۲۹]
مطالب بسیاری از قسمتهای مختلف این آیات استفاده میشود اما آنچه مربوط به بحث از آن فهمیده میشود نکات زیر است که در مطلب قبل بیان شدند.
۱ – تفکیک ناپذیری خیر و شر در خلقت آدم.
۲ – آفرینش مادی و زمینی انسان سبب فساد و شر میباشد.
۳ – آفرینش خیر کثیر همراه با شر قلیل در خلقت انسان همراه با ذکر این نکته که دوری از آن شر قلیل در خلقت انسان اجتناب ناپذیر است.
۳ـ۲ـ۳. مرگ
۳ـ۲ـ۳ـ۱. واژه شناسی مرگ در قرآن
* توفّی:
قرآن کریم از مرگ با عنوان «توفی» یاد کرده است.
کلمه «توفی» به معنای گرفتن چیزی است به طور تمام و کامل، مثلاً وقتی میگویند: «توفیت حقی من فلان» و نیز «استوفیت حقی من فلان» معنایش این است که من تمام حقم را از فلانی گرفتم.[۳۳۰] کلمه توفّی به معنای این است که چیزی را به طور کامل دریافت کنی، مانند توفّی حق و توفّی قرض از بدهکار، که معنایش تا دینار آخر حق و طلب را گرفتن است.[۳۳۱]
«توفّی» (بر وزن ترقی) از ماده «وفی» به معنی تکمیل کردن چیزی است و اینکه عمل به عهد و پیمان را وفا میگویند به خاطر تکمیل کردن و به انجام رساندن آن است و نیز به همین دلیل اگر کسی طلب خود را به طور کامل از دیگری بگیرد، عرب میگوید: توفی دینه، «یعنی طلب خود را به طور کامل گرفت».
در آیات قرآن نیز توفی به معنی گرفتن، به طور مکرر به کار رفته است مانند «وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ …»[۳۳۲]؛ و اوست کسی که شبانگاه روح شما را به هنگام خواب میگیرد و آنچه را در روز به دست آوردهاید میداند.
در این آیه مساله خواب به عنوان توفی روح ذکر شده، درست است که واژه توفی گاهی به معنی مرگ آمده و متوفی به معنی مرده است ولی حتی در این گونه موارد نیز حقیقتا به معنی مرگ نیست بلکه به معنی تحویل گرفتن روح است.[۳۳۳]
* موت:
یکی دیگر از واژه هایی که در قرآن بر مرگ و مردن دلالت میکند واژه «موت» است. این واژه ۱۶۵ بار در ۱۴۳ آیه آمده است. مفردات با بررسی این واژه در برابر انواع حیات می گوید که موت دارای انواعی است:
۱- موت در برابر قوه نامیهای که در انسان و حیوان و گیاه موجود است مانند «یُحیَی الارضَ بَعدَ مَوتِها»[۳۳۴]؛ زمین را بعد از مرگش زنده میسازد.
۲- زوال قوه حافظه، مانند: «قالَت یلَیتَنی مِتُّ قَبلَ هذا وَ کُنتُ نَسیاً مَنسیاً»[۳۳۵]؛ گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم.
۳- زوال قوه عاقله که همان جهالت است، مانند: «اَو مَن کانَ مَیّتاً فَاحیَیناهُ»[۳۳۶]؛ آیا کسی که مرده دل بود و زندهاش گردانیدیم …
۴- حزن و خوفی که مکدر و تیره کننده حیات است، مانند: «وَ یَاتیَهُ المَوتَ مِن کُلِّ مَکان وَ ما هُوَ بِمَیّت»[۳۳۷] ؛ و مرگ از هر جانبی به سویش میآید ولی نمیمیرد.
۵- خواب که مرگ خفیف است، «وَ هُوَ الَّذی یَتَوَفّاکُم بِالَلیلِ»[۳۳۸] و به خاطر همین خداوند تبارک و تعالی مرگ و خواب را به نام «توفی» نامگذاری کرده است.[۳۳۹]
این واژه در قرآن به معانی دیگر آمده که در ذیل به آن اشاره میشود:
* جدایی روح از بدن و جسد، مانند: «کُلُّ نَفسٍ ذائِقهُ المَوت»[۳۴۰]؛ هر جانداری چشنده طعم مرگ است.
* آب منی و نطفه (مراحل پیشین آفرینش انسان)، مانند: «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَکُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»[۳۴۱] ؛ چگونه خدا را منکرید با آنکه مردگانی بودید و شما را زنده کرد باز شما را میمیراند و باز زنده میکند.
* گمراهی بی ایمانی و کفر، مانند: «اِنَّکَ لاتُسمِعُ المَوتیَ»[۳۴۲]؛ البته تو مردگان را شنوا نمیگردانی.
* در مورد بتهای فاقد حرکت و جنبش که مورد پرستش واقع میشود، «اموات غیر احیاء»[۳۴۳] الفاظ دیگری در قرآن به کار رفته که بر مردن و مرگ دلالت میکنند مثل «هلک»[۳۴۴]، «صعق»[۳۴۵]، «قتل»[۳۴۶] ، «فنا»[۳۴۷] اما چون از ظرفیت رساله خارج است از آنها صرف نظر میکنیم.
مؤلف مقاییس الغه در مورد واژه موت میفرماید: «ذهاب القوه من الشی»؛ موت یعنی از دست رفتن قدرت و توان چیزی. بنابراین با توجه به این ریشه است که عرب در موارد خاموشی آتش و از کار افتادن زمین از قابلیت کشت و زرع و حتی در مورد خواب انسان، لفظ «موت» به کار میبرد، چون در همه اینها یک قدر مشترکی وجود دارد و آن این که قابلیت ها و توانها از میان میرود.[۳۴۸]
۳ـ۲ـ۳ـ۲. حقیقت انسان
واژه انسان ۵۶ بار در قرآن ذکر شده که با مراجعه به آنها معلوم می شود مراد از آن فقط جسد ظاهری و همین صورت خاکی نیست بلکه باطن، استعدادها و عواطف و دیگر ابعاد وجودی او نیز منظور شده است. آیاتی که در توصیف انسان است برخی بیانگر بعد منفی و برخی بیانگر بعد مثبت انسان است. در آیاتی که انسان مذمت شده است، تعبیراتی از قبیل: ظلوم کفار (ابراهیم /۳۴)، عجول (اسرأ /۱۱)، قدر ناشناس (حج /۶۶)، بخیل (اسراء /۱۰۰)، نا امید (هود / ۹)، دشمن آشکار (نمل / ۴)، فراموش کننده (زمر / ۸)، حریص (معارج / ۱۹)، بی تاب (معارج / ۲۰)، طغیانگر (علق /۶) و زیانکار (عصر/ ۲) آمده است.
اما آیاتی که در مدح انسان است تعابیری از قبیل: تکریم (لقمان/ ۲۰)، تفضیل بر مخلوقات (اسراء/ ۷۰)، خلیفه الله (بقره/۳۰)، توانایی تسخیر جهان (لقمان/ ۲۰)، دمیده شدن روح الهی در او (حجر/ ۲۹)، شنوا و بینا بودن (انسان/ ۲)، توبه کننده (زمر/ ۸) و شاکر (انسان/ ۳) آمده است. با عنایت به این دو بعد از صفات انسانی بدست میآید که انسان غیر از جسم بعد دیگری دارد که منشاء این صفات است.
انسان در نگاه قرآن ترکیبی از روح و بدن است و اینکه مرگ پایان زندگی انسان نیست بلکه روزنه ای است به زندگی دیگر و روح پس از جدایی از بدن باقی است و زندگی خود را در جهان برتر ادامه میدهد. به عبارت دیگر مرگ دروازه فنا نیست بلکه دروازه ابدیت است و بشر از این دروازه به جهان ابدی که آن نیز برای خود فرازهایی دارد گام مینهد و پاسدار این دروازه فرشته مرگ است که دست انسان را میگیرد و او را به سرای دیگر روانه میکند.
مردن در منطق قرآنی تباهی نیست، صرف خراب شدن نیست، انهدام نیست بلکه مردن انتقال است و آن که میمیرد، در همان آنی که میمیرد از اینجا منتقل میشود به جای دیگر و در جای دیگر زنده است.[۳۴۹] اکثر حکمای اسلامی معتقدند که حقیقت انسان نه جسم است و نه جسمانی بلکه جوهری است مجرد از ماده و متعلق به بدن، آن هم تعلق تدبیری که با فساد و فنای بدن فانی نمیشود.
اگر خواهی خود را بشناسی، بدان که هر کسی را از دو چیز آفریدهاند: یکی این بدن ظاهر که آن را تن گویند و مرکب است از گوشت و پوست و استخوان و رگ و یکی دیگر «نفس» است که آن را روح و جان و عقل و دل نیز گویند و آن جوهری است مجرد از عالم ملکوت و درّی است بس گرانمایه از سنخ مجردات.[۳۵۰]
قول حق این است که انسان همان روح یا نفس اوست که ذاتا مجرد از ماده و علایق ماده است و غیر از بدن است اگر چه علاقه شدیدی به آن دارد و به اعتبار تجرد ذاتی آن، روح نامیده میشود و به اعتبار افعال و تحریکات، نفس و به اعتبار عقائد و تقلبات، قلب و به اعتبار مدرکات علمی، عقل نامیده میشود.[۳۵۱]
صدر المتألهین نیز انسان را مرکب از روح و جسم میداند و میگوید: جسم فانی و مادی است ولی روح یا نفس باقی و مجرد است از نظر وی حقیقت انسان همین نفس ناطقه است که صورت ذاتی او میباشد.[۳۵۲]
۳ـ۲ـ۳ـ۳. اثبات روح برای انسان
شکی نیست در اینکه در داخل این هیکل محسوس که ما آن را انسان مینامیم مبدئی برای حیات است که شعور و اراده آدمی مستند بدان است و خدای تعالی در آنجا که سخن از خلقت انسان به عنوان آدم دارد از این مبدأ تعبیر به روح و در بعضی موارد تعبیر به نفس نموده است. یک حقیقتی برای انسان وجود دارد که یک عمر به او میگفتیم تو، شما، جنابعالی و امثال اینها. آیاتی در قرآن وجود دارد که یک جوهر اصیلی را برای انسان اثبات میکند که انسانیت انسان به آن حقیقت اصیل است از جمله:

نظر دهید »
مقطع کارشناسی ارشد : مطالب در رابطه با : تاریخ حدیث و اندیشه‌های ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

سلام الله علیک، فإنی أحمد إلیک الله الذی لا إله إلا هو، أما بعد فمن استقبل قبلتنا وأکل ذبیحتنا فذلک المسلم الذی له ما لنا. وعلیه ما علینا، ومن لم یفعل فعلیه دینار من قیمه المعافری[۳۰۲]، والسلام ورحمه الله، یغفر الله لک.[۳۰۳]
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر
از محمد پیامبر خدا به منذر بن ساوی، سلام خدا بر تو باد. پس همانا من همزبان با تو، ستایش می‌کنم خدایی را که غیر او پروردگاری نیست. پس کسی که روی به قبلۀ ما آورد و ذبیحه ما را بخورد مسلمان است و آنچه برای ما است برای او نیز هست و هر ضرری به او برسد، ضرر به ما است و کسی که اسلام نیاورد یک دینار معافری جزیه بدهد».

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳ـ نامۀ دیگری از پیامبر به منذر نقل شده که چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد رسول الله إلی المنذر بن ساوی.
سلام علیک، فأنی أحمد إلیک الله، الذی لا إله إلا هو، وأشهد أن لا إله إلا الله، وأن محمداً عبده ورسوله، أما بعد فإنی أذکرک الله، عز وجل، فإنه من ینصح فإنما ینصح لنفسه، وأنه من یطع رسلی ویتبع أمرهم فقد أطاعنی، ومن نصح لهم فقد نصح لی، وأن رسلی قد أثنوا علیک خیراً، وأنی قد شفعتک فی قومک، فاترک للمسلمین ما أسلموا علیه، وعفوت عن أهل الذنوب، فأقبل منهم، وأنک مهما تصلح فلن نعزلک عن عملک، ومن أقام علی یهودیته أو مجوسیته، فعلیه الجزیه.[۳۰۴]
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر
از محمد پیامبر خدا به منذر بن ساوی.
سلام بر تو. پس همانا همزبان با تو ستایش می‌کنم خداوندی را که پروردگار غیر او نیست و گواهی می‌دهم به یگانگی او و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست. همانا من به یاد تو می‌آورم خدای عزیز و منزه را. پس کسی که پند گیرد برای خود اوست و کسی که اطاعت فرستادگان مرا نماید و تبعیت فرمان ایشان کند، مرا اطاعت کرده است و کسی که خیرخواهی برای آنها نماید برای من خیرخواهی کرده است و فرستادگان من از تو خوبی نقل کرده‌اند و من سفارش مردم تو را می‌کنم، پس مسلمانان را بر تسلط بر اموال خود واگذار و از اهل گناهان نیز در گذر و عذر آنها را بپذیر و تو تا زمانی که در حال صلاح هستی از شغل خود بر کنار نخواهی شد و کسی که بر دین یهودی یا مجوسی بماند باید جزیه بپردازد.
۴ـ بلاذری نقل کرده که پیامبر اسلام وقتی به منذر نامه نوشت، نامهای هم به سیبخت ـ مرزبان هجر ـ فرستاد و او را به اسلام یا جزیه دعوت کرد.[۳۰۵] ظاهراً متن این نامه در مصادر روایی نقل نشده است. اما ابن سعد در الطبقات نامهای را روایت کرده که به نظر میرسد، جواب پیامبر به سیبخت باشد و متن آن با گزارش بلاذری سازگار نیست. این نامه چنین است:
أنه قد جاءنی الأقرع بکتابک وشفاعتک لقومک، وأنی قد شفعتک وصدقت رسولک الأقرع فی قومک، فأبشر فیما سألتنی وطلبتنی بالذی تحب، ولکنی نظرت أن أعلمه وتلقانی، فإن تجئنا أکرمک، وأن تقعد أکرمک، أما بعد فأنی لا أستهدی أحداً وأن تهد إلیّ أقبل هدیتک، وقد حمد عمالی مکانک، وأوصیک بأحسن الذی أنت علیه من الصلاه والزکاه وقرابه المؤمنین، وأنی قد سمیت قومک بنی عبدالله فمرهم بالصلاه و بأحسن العمل وأبشر، والسلام علیک وعلی قومک المؤمنین.[۳۰۶]
اقرع نامه و شفاعت تو برای مردمت را به من رساند و من خیرخواهی و تصدیق پیک تو در مورد مردمت کردم. پس بشارت ده در مورد آنچه خواستی و می‌خواهم که ببینم و ملاقات کنم او را. پس اگر بیایی اکرامت می‌نمایم و اگر نیایی گرامی می‌دارم تو را. طلب هدیه از کسی نکردم ولی آنچه فرستادی قبول می‌کنم و جایگاه تو برای من گزارش شده است و تو را سفارش می‌کنم به نیکوکاری از قبیل نماز و زکات و دوستی با مؤمنان و مردم. تو را بنده خدا نام نهادم (تفأل به خیر زدم) پس امر کن آنها را به نماز و به برترین اعمال و بشارت ده به آنها. پس سلام بر تو و مردم با ایمان تو باد.
۵ـ شخص دیگری که به روایت ابن سعد، پیامبر اکرمˆ به او نامه نوشته است و وی را به توحید دعوت نموده، هلال صاحب بحرین است.
سلم أنت، فأنی أحمد إلیک الله الذی لا إله إلا هو لا شریک له، وأدعوک إلی الله وحده، تؤمن بالله وتطیع، وتدخل فی الجماعه، فإنه خیر لک، والسلام علی من اتبع الهدی.[۳۰۷]
در آشتی هستی. پس من همزبان با تو ستایش می‌کنم خداوندی را که پروردگاری جز او نیست و شریکی ندارد و دعوت می‌کنم تو را به سوی خداوند. ایمان بیاور و اطاعت کن و داخل شو در جمع مسلمین، که برای تو خیر است و سلام بر کسی که پیروی هدایت نماید.
۶ـ بلاذری از عباس بن هشام از پدرش از کلبی از أبی صالح از ابن عباس روایت کرده که پیامبر اکرمˆ نامه به اهل بحرین نوشت به این مضمون:
أما بعد، فإنکم إذا أقمتم الصلاه وآتیتم الزکاه ونصحتم الله ورسوله وآتیتم عشر النخل ونصف عشر الحب ولم تمجسوا أولادکم، فلکم ما أسلمتم علیه، غیر أن بیت النار لله ورسوله، وأن أبیتم فعلیکم الجزیه.[۳۰۸]
هنگامی که نماز را برپای داشتید و زکات را پرداختید و خیرخواه خدا و پیامبرش بودید و یک دهم از خرما و یک بیستم از گندم را زکات دهید و اولاد خود را به مجوسیت نکشانید پس برای شما است آنچه در اختیار دارید مگر اینکه معابد برای خدا و پیامبر است و کسی که از اسلام روی گرداند باید جزیه بدهد.
۷ـ نامهای دیگری از پیامبر اکرمˆ در منابع ذکر شده که خطاب آن به اهل هجر است. متن این نامه در مصادر آن دارای اختلاف زیادی در عبارات است، که مطابق نقل یعقوبی چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم من محمد رسول الله، إلی أهل هجر: سلم أنتم؛ فإنی أحمد الله إلیکم الذی لا إله إلاّ هو أما بعد؛ فإنی أوصیکم بالله وأنفسکم أن لا تضلوا بعد إذ هدیتم، ولا تغووا بعد إذ رشدتم أما بعد ذلکم، فإنه قد جاءنی وفدکم، فلم آت فیهم إلاّ ما سرّهم، وإنی لو جهدت حقّی کله فیکم أخرجتکم من هجر، فشفعت شاهدکم ومننت علی غائبکم، اذکروا نعمه الله علیکم.
أما بعد فإنه قد أتانی ما صنعتم، وإن من یحمل منکم لا یحمل علیه ذنب المسیء، فإذا جاءکم أمراؤکم فأطیعوهم وانصروهم علی أمر الله وفی سبیله، فإنه من یعمل منکم عملاً صالحاً فلن یضلّ له عند الله ولا عندی.
أما بعد؛ یا منذر بن ساوی فقد حمدک لی رسولی، وأنا إن شاء الله مثیبک علی عملک.[۳۰۹]
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر
از محمد پیامبر خدا به مردم هجر! شما در آشتی هستید. من همزبان با شما ستایش می‌کنم کسی را که خدایی جز او نیست. پس شما را سفارش می‌کنم به خدا و [حفظ] جان خودتان که گمراه نشوید بعد از آنکه هدایت شدید و به ضلالت نگروید بعد از آنکه رشد یافتید. همانا فرستادگان شما به نزد من آمدند در کمال احترام و اکرام. پس اگر من می‌خواستم حق خود را به صورت کامل استیفا کنم، باید شما را از هجر اخراج می‌کردم. پس شفاعت شاهد را بر غایب از شما قبول کردم. بیاد آور لطف پروردگار را بر خودتان.
پس خبر عمل شما به من رسید و البته کسی بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد. پس زمانی که حاکمان شما آمدند از آنها اطاعت کنید و آنها را یاری کنید بر امر خدا و راه خدا، پس هر که عمل صالحی انجام دهد، نزد خدا و من از دست نمی‌رود.
و ای منذر پسر ساوی! رسولِ من خوبی تو را رسانده و من به خواست خدا تو را پاداش خواهم داد.
۸ـ به روایت ابن سعد از علی بن محمد از یزید بن عیاض از زهری، پیامبر نامهای به عبدالقیس بحرین نوشتهاند، که متن آن چنین است:
من محمد رسول الله إلی الأکبر بن عبدالقیس: أنهم آمنون بأمان الله، وأمان رسوله، علی ما أحدثوا فی الجاهلیه من القحم، وعلیهم الوفاء بما عاهدوا، ولهم أن لا یحبسوا عن طریق المیره، ولا یمنعوا صوب القطر، ولا یحرفوا حریم الثمار عند بلوغه، والعلاء بن الحضرمی امین رسول الله علی برها وبحرها وحاضرها وسرایاها، وما خرج منها، وأهل البحرین خفراؤه من الضیم، وأعوانه علی الظالم، وأنصاره فی الملاحم، علیهم بذلک عهد الله ومیثاقه، لا یبدلوا قولاً، ولا یریدوا فرقه، ولهم علی جند المسلمین الشرکه فی الفیء، والعدل فی الحکم، والقصد فی السیره، حکم لا تبدیل له فی الفریقین کلیهما والله ورسوله یشهد علیهم.[۳۱۰]
از محمد پیامبر خدا به بزرگ عبد القیس.
ایشان در پناه خدا و پیامبرش هستند و از آنچه در زمان جاهلیت از زشتی‌ها مرتکب شده‌اند مؤاخذه نمی‌شوند و بر ایشان است که وفا کنند بر آنچه عهد کرده‌اند و بر آنها است که احتکار نکنند و جلوگیری از استفادۀ مردم از آب نکنند و حریم برای درختان میوه قرار ندهند (تا اینکه ابن السبیل از آنها استفاده کنند).
و علاء پسر حضرمی، امانت‌دار پیامبر خداست بر خشکی و آب شهری و دهاتی و همه اموال عبد القیس. و مردم بحرین شریک او در پیمان‌ها و پشتیبان او در مقابله با ظلم و یاوران او در جنگ‌ها هستند. بر ایشان است (آنچه ذکر شد) پیمان خدا و تغیر ندهد این عهد را نه حرفی و نه گروهی.
پس برای آنها است از آنچه از غنیمت به دست سپاه اسلام می‌رسد و قضاوت به عدالت و میانه‌روی در تعامل با آنها.
این حکمی است که تغییری در آن نیست از دو طرف و خدا و پیامبرش گواه بر آنها هستند.
۹ـ برخی نامۀ دیگری را از پیامبر گرامی اسلامˆ به عبدالقیس ذکر کردهاند که در منابع کهن نیامده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا کتاب من محمد رسول الله لعبد القیس وحاشیتها من البحرین وما حولها، أنکم أتیتمونی مسلمین، مؤمنین بالله ورسوله، وعاهدتم علی دینه، فقبلت علی أن تطیعوا الله ورسوله فیما أحببتم وکرهتم، وتقیموا الصلاه، وتؤدوا الزکاه، وتحجوا البیت، وتصوموا رمضان، وکونوا قائمین الله بالقسط ولو علی أنفسکم، وعلی أن تؤخذ من حواشی أموال أغنیائکم فترد علی فقرائکم، علی فریضه الله ورسوله فی أموال المسلمین.[۳۱۱]
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر
این نامه‌ای است از محمد پیامبر خدا به عبد القیس و اطراف آن از بحرین و کناره‌ها! شما مسلمان و مؤمن نزد من آمدید و بر عهد خود به دین هستید و قبول کردید که اطاعت خدا و رسول او کنید در دوست داشتن و اکراه داشتن و نماز را برپا دارید و ادای زکات کنید و حج به جا آورید و روزۀ رمضان را انجام دهید و حرکت شما برای خدا باشد ولو اینکه به ضرر خودتان باشد و اغنیا اموال صغیر و اضافی خود را به فقرا دهند، بنا بر دستور خدا و رسول در مورد اموال مسلمانان.
۱۰ـ ابن شبه نمیری (م ۲۶۲ ق) نامه پیامبر اسلامˆ را به سفیان بن همام و دیگران نقل کرده است. سفیان بن همام مُحاربی از شاخۀ محاربِ عبدالقیس است.[۳۱۲] این نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا کتاب من رسول الله لسفیان بن همام علی بنی ربیعه بن قحطان، وبنی زفر بن زفر، وبنی الشحر لمن أسلم منهم، وأعطی الزکاه، وأطاع الله ورسوله، واجتنب المشرکین، وأعطی من المغنم خمس الله وصفیه، وسهم النبی وصفیه؛ فانه أمر بأمر الله ومحمد، ومن خالف أو نکث فإن ذمه الله ومحمد منه بریئه، وإن لهم خطبهم من الصُلصُل، ومن الأکرم، ودار ورک، وصمعر، وسلاّن، ومور، فکل أتاوه لهم.[۳۱۳]
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر
این کتابی از پیامبر خدا برای سفیان پسر همام حاکم [قبیلۀ] بیعه پسر قحطان و قبیلۀ زفر و بنی الشحر. از کسانی که اسلام آورده‌اند و زکات می‌دهند و پیروی خدا و رسول می‌کنند و پرهیز از مشرکین دارند خمس اموال خود و سهم پیامبر از غنائم می‌پردازند. اگر چنین باشد امر خدا و پیامبر است و کسی که مخالفت کند یا پیمان‌شکنی نماید از پیمان خدا و عهد خارج است. برای عبد القیس است بهرۀ آنها از آبشخور صُلصُل و اکرم و وادی ورک و صمعر و سلاّن و مور و همه بهرۀ این مناطق و آبشخورها برای عبد القیس است.
۱۱ـ مؤلف کتاب الوثائق السیاسه از الأموال ابن زنجویه (م ۲۵۱ ق) نامه پیامبر را به اسبذیین نقل کرده است. چنانکه گذشت اسبذیها گروهی از مجوسیان بحرین بودهاند.
نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمّد رسول الله الی العباد الأسبذیین سلم أنتم أمّا بعد ذلکم فقد جاءنی رسلکم مع وفد البحرین فقبلت هدیتکم فمن شهد منکم أن لا إله إلاّ الله، وأنّ محمداً عبده ورسوله، واستقبل قبلتنا، وأکل من ذبیحتنا فله مثل ما لنا، وعلیه مثل ما علینا، ومن أبی فعلیه الجزیه علی رأسه معافاً علی الذکر والاُنثی، ومن أبی فلیأذن بحرب من الله ورسوله.
وعلیکم أن لا تمجّسوا ]أولادکم، وإن مال[ بیت النار ثنیالله ولرسوله.
وعلیکم فی أرضکم مما أفاء الله علینا منها مما سقت السماء أو سقت العیون من کل خمسه واحد، ومما یسقی بالرشاء والسوانی من عشره واحد.
وعلکیم فی أموالکم من کل عشرین درهماً درهم، ومن کل عشرین دیناراً دینار.
وعلیکم فی مواشیکم الضعف مما علی المسلمین، وعلیکم أن تطحنوا فی أرحائکم لعمّالنا بغیر أجر. والسلام علی من اتّبع الهدی.[۳۱۴]

نظر دهید »
دانلود پایان نامه در رابطه با مدل مدیریت کیفیت ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در ارزیابی کلی داده ­ها با شاخص واریانس و انحراف معیار نتایج داده ­ها حاکیست، دامنه واریانس داده بین ۱۷۲/۰ – ۷۲۷/۱ متغیر است. به­عبارت دیگر کمترین واریانس داده ­ها مربوط به مؤلفه ۸، با واریانس ۱۷۲/۰ که بیان می­دارد که؛ “کارکنان پلیس راهور باید قابل اعتماد باشند.” و بیشترین واریانس مربوط به مؤلفه ۶۳ با واریانس ۷۲۷/۱ درباره این­که “کارکنان پلیس راهور هر منطقه از زبان بومی همان منطقه در فرایند ارائه خدمات به شهروندان استفاده نمایند.” می­باشد. اگر دقـیق­تر به واریانس و انحراف معـیار داده ­ها تـوجه شـود، ملاحظه می­گردد که انحراف معیار و واریانس ۶۰ مؤلفه کمتر از عدد۱ می­باشد. تنها ۶ مؤلفه (شامل: ۱۶، ۱۹، ۳۳، ۳۵، ۵۸، ۶۳) انحراف معیار و واریانس آن از ۱ تا ۷۲۷/۱ است. با توجه به پایین بودن میزان واریانس و انحراف معیار داده ­ها­، می­توان گفت قضاوت پاسخ­گویان درباره مؤلفه­ های کیفیت به همدیگر نزدیک و تا حدودی مشابه هم است. این امر بیان­گر آن است که مؤلفه­ های کیفیت خدمات از پراکندگی بسیار کمی برخوردارند. همچنین مقادیر چولگی و کشیدگی ابعاد کیفیت انحراف کمی از صفر دارند، توزیع ابعاد کیفیت نرمال به­نظر می­رسد.
۳-۴ آزمون نرمال بودن مانده­ها
یکی از تقسیم ­بندی‌های رایج آمار، تقسیم ­بندی آن به آمار پارامتریک و آمار ناپارامتریک است. آمار پارامتریک مستلزم پیش­فرض‌هائی در مـورد جامـعه‌ای که از آن نمونه گیری صورت گرفـته می‌باشد. به­عنوان مهم‌ترین پیش­فرض در آمار پارامتریک فرض می‌شود که توزیع جامعه نرمال است. اما آمار ناپارامتریک مستلزم هیچ‌گونه فرضی در مورد توزیع نیست. فنون آمار پارامتریک شدیداً تحت تأثیر مقیاس سنجش متغیرها و توزیع آماری جامعه است. اگر متغیرها از نوع اسمی و ترتیبی بوده، حتماً از روش‌های ناپارامتریک استفاده می‌شود. اگر متغیرها از نوع فاصله‌ای و نسبی باشند، در صورتی که فرض شود توزیع آماری جامعه نرمال یا بهنجار است، از روش‌های پارامتریک استفاده می‌شود. در غیر این صورت از روش‌های ناپارامتریک استفاده می‌شود. برای بررسی نرمال بودن مؤلفه‌های ابعاد الگو از آزمون کلموگروف اسمیرنوف استفاده گردید و در تمامی آزمون‌ها، فرضیه آماری به صورت زیر می‌باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

H0: متغیر مانده در مدل نرمال هستند (متغیرها از جامعه نرمال آمده‌اند).
H1: متغیر مانده درمدل نرمال نیستند (متغیرها از جامعه نرمال نیامده‌اند).
جدول ۹-۴: نتایج آزمون کلموگروف اسمیرنوف

متغیرهای تحقیق Kolmogorov-Smirnov Z Sig
ظاهر فیزیکی ۱.۳۱۳ ۰.۰۶۲
کیفیت خدمات الکترونیک ۱.۲۹۹ ۰.۰۷۸
مشروعیت و مقبولیت ۰.۹۰۱ ۰.۳۷۷
حفظ ارزش‌های اسلامی ۱.۱۸۹ ۰.۱۶۶
سازگاری فرهنگی ۱.۳ ۰.۰۶۸
قابل اعتماد بودن ۱.۰۹۹ ۰.۱۷۸
اطمینان دادن ۰.۹۴۴ ۰.۳۳۵
نظر دهید »
محتوای کتاب علوم تجربی پایه ی چهارم ابتدایی- فایل ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۷۷/۱

غیر فعال

۱۷/۴۷

۹۶/۱

۸/۱≥P≥۷۴/۱

دوازدهم

دستگاه گردش خون

۱

فعال

۷۶/۱۳

۹۶/۱

۰۲/۱≥P≥۹۸/۰

نتایج : با عنایت به ارقام مندرج در طرازهای جدول نتایج زیر حاصل می گردد :
۱- )در رابطه با متن پیشگفتار ” چه بوی خوبی “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی :
چون مقدار Z محاسبه شده از مقدار Z بحرانی جدول در سطح خطا پذیری ۵ % بزرگتر است با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت که:
“بین ضریب درگیری محاسبه شده و معیار ضریب درگیری ” ویلیام رومی ” تفاوت معنی داری وجود دارد .”
همچنین فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده که بین ۳۱/۰ تا ۶۳/۰ می تواند تغییر کند نیز معیار ضریب درگیری ویلیام رومی را در بر نمی گیرد .
بنابراین نتیجه می شود که :ضریب درگیری ،مقدار Z محاسبه شده و فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده موید آن است که :متن پیشگفتار” چه بوی خوبی “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به روش نیمه فعال و در حد متوسط ،طراحی شده است .

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲- )در رابطه با متن فصل اول ” ساختمان بدن موجودات زنده “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی :
چون مقدار Z محاسبه شده از مقدار Z بحرانی جدول در سطح خطا پذیری ۵ % بزرگتر است با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت که:
“بین ضریب درگیری محاسبه شده و معیار ضریب درگیری ” ویلیام رومی ” تفاوت معنی داری وجود دارد .”
همچنین فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده که بین ۴۵/۰ تا ۷۵/۰ می تواند تغییر کند نیز معیار ضریب درگیری ویلیام رومی را در بر می گیرد .
بنابراین نتیجه می شود که :ضریب درگیری ،مقدار Z محاسبه شده و فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده موید آن است که :متن فصل اول ” ساختمان بدن موجودات زنده “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به روش نیمه فعال و در حد متوسط ،طراحی شده است .
۳- )در رابطه با متن فصل دوم ” غذاسازان بزرگ “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی :
چون مقدار Z محاسبه شده از مقدار Z بحرانی جدول در سطح خطا پذیری ۵ % بزرگتر است با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت که:
“بین ضریب درگیری محاسبه شده و معیار ضریب درگیری ” ویلیام رومی ” تفاوت معنی داری وجود ندارد .”
همچنین فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده که بین ۹۸/۰ تا ۰۲/۱ می تواند تغییر کند نیز معیار ضریب درگیری ویلیام رومی را در بر می گیرد .
بنابراین نتیجه می شود که :ضریب درگیری ،مقدار Z محاسبه شده و فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده موید آن است که :متن فصل دوم ” غذاسازان بزرگ “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به روش فعال و در حد مطلوب ،طراحی شده است.
۴- )در رابطه با متن فصل سوم ” گیاهان موجودات پرارزش “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی :
چون مقدار Z محاسبه شده از مقدار Z بحرانی جدول در سطح خطا پذیری ۵ % بزرگتر است با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت که:
“بین ضریب درگیری محاسبه شده و معیار ضریب درگیری ” ویلیام رومی ” تفاوت معنی داری وجود دارد .”
همچنین فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده که بین ۳۲/۰ تا ۵۸/۰ می تواند تغییر کند نیز معیار ضریب درگیری ویلیام رومی را در بر می گیرد .
بنابراین نتیجه می شود که :ضریب درگیری ،مقدار Z محاسبه شده و فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده موید آن است که :متن فصل سوم ” گیاهان موجودات پرارزش “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به روش نیمه فعال و در حد متوسط ،طراحی شده است .
۵- )در رابطه با متن فصل چهارم ” جانوران بی مهره “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی :
چون مقدار Z محاسبه شده از مقدار Z بحرانی جدول در سطح خطا پذیری ۵ % بزرگتر است با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت که:
“بین ضریب درگیری محاسبه شده و معیار ضریب درگیری ” ویلیام رومی ” تفاوت معنی داری وجود دارد .”
همچنین فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده که بین ۵۶/۰ تا ۷۶/۰ می تواند تغییر کند نیز معیار ضریب درگیری ویلیام رومی را در بر می گیرد .
بنابراین نتیجه می شود که :ضریب درگیری ،مقدار Z محاسبه شده و فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده موید آن است که :متن فصل چهارم ” جانوران بی مهره “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به روش نیمه فعال و در حد متوسط ،طراحی شده است .
۶- )در رابطه با متن فصل پنجم ” مخلوطها “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی :
چون مقدار Z محاسبه شده از مقدار Z بحرانی جدول در سطح خطا پذیری ۵ % بزرگتر است با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت که:
“بین ضریب درگیری محاسبه شده و معیار ضریب درگیری ” ویلیام رومی ” تفاوت معنی داری وجود دارد .”
همچنین فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده که بین ۶۷/۱ تا ۲۱/۲ می تواند تغییر کند نیز معیار ضریب درگیری ویلیام رومی را در بر نمی گیرد .
بنابراین نتیجه می شود که :ضریب درگیری ،مقدار Z محاسبه شده و فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده موید آن است که :متن فصل پنجم ” مخلوطها “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به روش غیر فعال طراحی شده است .
۷- )در رابطه با متن فصل ششم ” نور و بازتابش “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی :
چون مقدار Z محاسبه شده از مقدار Z بحرانی جدول در سطح خطا پذیری ۵ % بزرگتر است با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت که:
“بین ضریب درگیری محاسبه شده و معیار ضریب درگیری ” ویلیام رومی ” تفاوت معنی داری وجود دارد .”
همچنین فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده که بین ۳۱/۱ تا ۳۵/۱ می تواند تغییر کند نیز معیار ضریب درگیری ویلیام رومی را در بر می گیرد .
بنابراین نتیجه می شود که :ضریب درگیری ،مقدار Z محاسبه شده و فاصله های اطمینان ۹۵ درصدی محاسبه شده موید آن است که :متن فصل ششم ” نور و بازتابش “کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به روش فعال و مناسب ،طراحی شده است .

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 122
  • 123
  • 124
  • ...
  • 125
  • ...
  • 126
  • 127
  • 128
  • ...
  • 129
  • ...
  • 130
  • 131
  • 132
  • ...
  • 459

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 اعتماد و احترام در رابطه
 نگهداری صحیح گربه
 سوال حیاتی پیش از ازدواج
 مناسب نبودن سگ هاسکی برای همه
 ساخت بازی هوش مصنوعی درآمدزا
 جلوگیری از وابستگی عاطفی منفی
 آموزش ساخت بازی هوش مصنوعی
 آموزش Leonardo AI کاربردی
 ترجمه دقیق با هوش مصنوعی
 صحبت صحیح با گربه‌ها
 علت گاز گرفتن توله سگ‌ها
 معرفی سگ شکاری پوینتر
 توکسوپلاسموز در گربه‌ها
 افزایش درآمد از آموزش آنلاین
 حفظ هویت در روابط
 افزایش فروش فایل‌های آموزشی جهانی
 آموزش سریع کوپایلوت
 واکنش به خیانت
 محتوا همیشه سبز فروشگاهی
 اشتباهات رایج ChatGPT
 راز جذب مردان
 طراحی لباس سفارشی آنلاین
 معرفی سگ‌های تازی
 حفظ خود در روابط
 درمان سرماخوردگی سگ خانگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • مقطع کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد با موضوع الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی ...
  • منابع پایان نامه کارشناسی ارشد شناخت ...
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با طراحی صندوق سرمایه‌گذاری ...
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع تاثیر هیات مدیره بر ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد : تعیین ارقام ...
  • کاربرد منطق فازی برای کنترل راکتور هیدروژناسیون ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره : ...
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی اثرکربوکسی متیل سلولز و ...
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی چگونگی و بهینه سازی ...
  • ⭐ ترفندهای اصلی و اساسی درباره آرایش دخترانه
  • تولید نانو ساختار های ترکیبی اکسید روی ...
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : بررسی میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان ...
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : روش MBR در ...
  • بررسی پایان نامه های انجام شده درباره : ...
  • دانلود مطالب درباره بدعت از منظر فقه امامیه- فایل ۳
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله : اثر شش هفته ...
  • تکنیک های مهم درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • پایان نامه با فرمت word : دانلود پایان نامه بررسی اثر حضور الگوهایی از معایب ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان